Shajarianfans.com
صفحه‌ی اصلی > مقاله
 ۲۹۷  | امتیاز شما به این مقاله:


تاریخ انتشار: یک‌شنبه، ۱۳ مرداد ۱۳۸۷ نسخه‌ی چاپی - دیدگاه‌ها - ارسال به دیگران
سرویس: نقد.


نقدی کوتاه بر برنامه‌ی رادیویی شبستانه
ساز و آواز بخواهید!
برنامه‌ی موسیقیایی شبستانه هر شب از ساعت ۲۴ تا ۲ بامداد به مدت ۲ ساعت از شبکه رادیویی فرهنگ پخش می‌شود . در دورانی که موسیقی اصیل جایگاهی مناسب در برنامه‌های رادیو و تلویزیون ندارد وجود چنین برنامه‌هایی موجب دلگرمی‌دوستداران موسیقی ایرانی می‌شود. برنامه‌هایی چون آوای ایرانی که از شبکه‌ی چهارم سیما پخش می‌شود و همین برنامه‌ی شبستانه گاهی به مانند مرهمی‌می‌ماند بر زخم دوستدارانی که سالهاست نه تنها چهره‌ی هنرمندان نامی‌شان را از سیما نمی‌بینند بلکه از دیدن رخ زیبای ساز نیز محروم‌اند. به هر شکل وجود این برنامه‌ها در این سالها غنیمت است و مایه‌ی دلگرمی‌. اما ای کاش تهیه کنندگان این برنامه‌ها قدری بیشتر با دوستداران موسیقی اصیل ایرانی همدل و همزبان شوند و انتظارات آنها را بهتر بشناسند و بیشتر مورد توجه قرار دهند. ای کاش مسئولان این برنامه‌ها با الگوبرداری از برنامه‌های ماندگاری چون گل‌های رنگارنگ٬ گل‌های جاویدان٬ گل‌های تازه و ... و با جویا شدن علل ماندگاری آن‌ها غنای بیشتری به تولیدات خود بدهند. گاهی شنوندگان از این که در برنامه‌ای مثل شبستانه مبحث تخصصی موسیقی وجود ندارد گله‌مند هستند. تاکید بر این نکته ضروری است که وجود بخش تخصصی کمی‌ ‌دور از انتظار می‌نماید و خارج از زمان و شرایط برنامه‌هایی از این دست با مخاطب عام می‌باشد. به خصوص این‌که در این سال‌ها متاسفانه به علت رویکرد نامناسب صدا و سیما زمینه‌ی چندانی برای ارائه‌ی مباحث تخصصی در بخش‌های ویژه وجود ندارد. اما وجود بحث‌های تخصصی کوتاه در میان پخش قطعات و بهره جویی از کارشناسانی نام آشنا می‌تواند به جذابیت‌های این برنامه بیافزاید و هم کمکی باشد هر چند کوچک برای گسترش موسیقی فاخر در سطح جامعه. آن‌چه این برنامه و برنامه‌های مشابه از آن بی‌بهره مانده‌اند عدم وجود تخصص کافی در اجراکنندگان و حتی تهیه‌کنندگان آن‌هاست. در کنار این و شاید به همان دلیل در برنامه‌های چون شبستانه گاهی سخنانی به میان می‌آید که موجب رنجش شنوندگان موسیقی اصیل می‌شود. هرچند که قصد و غرضی در بیان آن‌ها از سوی دست اندرکاران این برنامه‌ها نیست. نگارنده‌ی این مطلب شنونده‌ی دایمی‌ این برنامه می‌باشد. اما ... بارها شاهد بیان سخنانی آزار دهنده و ناآشنا در این برنامه بوده‌ام. گاه احساس می‌شود این سخنان نه تنها برخاسته از وجود دل‌سوزان عرصه‌ی موسیقی ایرانی نیست بلکه از زبان دیگرانی است که هیچ‌گونه سنخیتی با این مورد ندارند. قصد ذکر یک به یک موارد مورد نظر را ندارم و به ذکر دو مثال بسنده می‌کنم: در یکی از شب‌ها مجری محترم شبستانه بحثی را گشود در مورد عدم نمایش ساز در سیما. هرچند این بحث چند ثانیه‌ای بیش گشوده نبود و زود ختم شد اما در همان چند ثانیه عدم تعلق خاطر و دل‌سوزی مجری نسبت به موسیقی ایرانی که نشات گرفته از وجود این مشکل در تهیه‌کنندگان این برنامه نیز هست آشکارا نمایان شد. مجری محترم برنامه به بیان نقل قولی از سوی یک روحانی پرداخته و گفتند: «... چند روز پیش که با یک روحانی در مورد موسیقی ایرانی صحبت می‌کردم از ایشان دلیل رویکرد صدا و سیما مبنی بر عدم نمایش ساز را پرسیدم. ایشان پاسخ دادند: این عدم نمایش ساز موجب می‌شود شنونده هر چه بیشتر تشنه و مشتاق شود و بد هم نیست...! » مجری محترم برنامه‌ی شبستانه ادامه دادند : " و الحق که چه پاسخ درست و سخن بجایی بود ..." ۱و بدین شکل می‌خواستند دل شنوندگان را به دست گیرند غافل بودند که از دستشان برفت ... همین چند هفته‌ی پیش هم شاهد یکی دیگر از این بیانات ناخوش بودیم. در شب شهادت یکی از ائمه که برنامه‌ی شبستانه چهره‌ای غمگین بر خود گرفته بود مجری برنامه با لحنی سرشار از شرمساری (!) از شنوندگان می‌خواست که لطف بفرمایند امشب را ساز و آواز درخواست نمایند تا با حال و هوای برنامه مناسب‌تر باشد. این سخن کاملا درست به نظر می‌آید که در چنان شبی صحیح نیست که قطعه‌ی ضربی یا چهار مضراب یا رنگ پخش شود. اما ایراد کار اینجاست که مجری محترم آگاه نیست که پایه و اساس موسیقی ایرانی همین "ساز و آواز" است. از دیدگاه مجری محترم "ساز و آواز " گویی صرفا مناسب شب‌های غم و ماتم و عذاست. این چنین درخواستی از شنوندگان هرگز در شب‌های دیگر مطرح نمی‌شود و از همین روست که در شب‌های عادی تعداد ساز و آواز‌هایی که پخش می‌شود بسیار اندک است. قطعا شبستانه می‌تواند با پخش ساز و آواز‌های مناسب و با کیفیت و با شرح و توضیح مختصر در مورد آن‌ها خود به خود باعث شود در همه‌ی شب‌ها لااقل نیمی‌ از درخواست‌ها ساز و آواز باشد. همین جا می‌شود این‌گونه برداشت کرد که مجریان و تهیه کنندگان این برنامه هدف ساخت چنین برنامه‌هایی را نمی‌دانند یا اینکه اصولاً هدفی را دنبال نمی‌کنند که خود بحث دیگری را می‌طلبد. همین جا می‌توان غمگنانه حسرت بر دل روان کرد که شبستانه تقریباً هیچ اثر مثبتی در معرفی موسیقی ایرانی به شنوندگان خود نداشته است. قطعاً در چنین برنامه‌ای همواره اصل و پایه باید بر پخش ساز و آواز باشد اما شاهد بودیم که مجری برنامه در شبی خاص و بنا به شرایط از مردم می‌خواست برای آن شب "ساز و آواز " بخواهند ..! یکی دیگر از مشکلات این برنامه به روز نبودن آن است. از دگر سو تکرار در این برنامه گه‌گاه موجب یکنواختی می‌شود و چهره‌ای به خود می‌گیرد که در صدا و سیما همواره شاهد آن بوده‌ایم. گاهی یک تصنیف هفته ای۳ یا ۴بار در برنامه پخش می‌شود در حالی که گویا تهیه‌کنندگان این برنامه بسیاری از تصانیف جدیدی که در چند سال اخیر ساخته شده را از یاد برده‌اند و یا هرگز آن‌ها را نشنیده‌اند ... ! سخن همچنان در این مورد روان است اما ... تا زمانی که این نگاه غیر تخصصی و نادل‌سوزانه در مورد موسیقی ایرانی وجود دارد هرگز شاهد حل مشکلات مختلف این حوزه نخواهیم بود. آن‌چه مسئولان برنامه‌هایی چون شبستانه به ظاهر خواستار آنند و بارها اعلام کرده‌اند رواج موسیقی اصیل در بین مردم یا همان شنوندگان برنامه است هرچند بسیار اندک. اما ... به عمل کار برآید به سخندانی نیست ...

بازگشت    بالا




[شناسه: ۲۷۷] حسین یک‌شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۳۹
 ۱   
ممنون

[شناسه: ۲۷۸] امیر دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۹
 ۱۲   
متاسفانه همه این بد بختی های ما از سر نا آگاهی مردم است.
که اگر آگاه بودند و متحد دیگر مدیرانی را روی کار می آوردند که با اطلاع و دلسوز باشند
[شناسه: ۲۹۸] پنهان چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۴۹
 ۱   
به دل نگير دوست عزيز
اين صدا و سيمايي ها سر و ته يك كرباسند.اين مجري ها هم چيزي بارشان نيست.
از ايشان اين دست سخنان را بعيد ندانيد.

وقتي مي گويند شبستانه ياد تصنيف گلپونه ها كه زماني هرشب پخش مي شد و تك درخت با صداي بد اون آقاي نابينا مي افتم كه صداشون از كشيدن ناخن روي ديوار هم بدتر بود.

بعد از مدتي كه به اين برنامه گوش مي كنيد احساس مي كنيد چهارتا آهنگ دم دستشان هست و هرشب همان گلچين را پخش مي كنند.با ترتيبي متفاوت.و اگر شنونده اي هرشب تماس بگيرد صدايش هرشب پخش مي شود.
بنابراين تعداد معدودي هستند كه صدايشان پخش مي شود.
آنزمان كه من گوش مي كردم يكي از شبها برنامه به درد بخور و خوب بود كه تهيه كننده اش آقاي وحيد رستگاري بودند.ايشان هم خودشان نوازنده عود هستند هم سرشان مي شود.و از آرشيو ارزشمند راديو كه آهنگهاي بسيار كميابي در آن موجود هست انتخاب مي كردند.و يادم مي آيد آنزمان جام تهي منتشر شده بود هرشب كه آقاي رستگاري بودند، قطعات اركسترال آن پخش مي شد.

مجموعا سخت نگيريد ...صدا سيماست ديگر..


[شناسه: ۲۹۹] مرضیه چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۵
 ۰   
سلام خدمت شجریانی ها
"شبستانه فرصتی برای آرامش و آگاهی"
این شعار همیشگی برنامه شبستانه هست ولی چه بسا که آرامش و آگاهی در این برنامه به چشم نمیخورد.
شبستانه که هدفی برای معرفی موسیقی سنتی ایران دارد، بعد از مدت کوتاهی راه خودش را گم کرد. شبستانه چطور حامی موسیقی سنتی هست ولی آواز را فراموش کرده؟ آواز که پیکره موسیقی هست، آوازی که به موسیقی روح و روان و عرفان میدهد در برنامه شبستانه جایی ندارد. ما دوستداران موسیقی باید شبها انتظار بکشیم تا شاید آوازی از اساتیدمون پخش بشه. آوازی که وقتی هم پخش میشود به طور ناگهانی در میانه راه و در اوج حس به دلیل کمبود وقت قطع میشود. چرا؟ چرا؟
آیا هدف فقط رازی نگه داشتن مخاطب عام هست. مگر شبستانه برنامه ای برای موسیقی ایرانی نیست؟
تا کی تصنیف تکراری؟ تا کی تحمل شنیدن لقب "استاد" بر روی خوانندگان نوپا؟ تا کی قطع آثار در میانه؟ تاکی........................؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ولی نباید بی انصاف هم باشیم، چون در این برهوت برنامه سازی در مورد موسیقی سنتی، شبستانه نیز غنیمتیست برای عاشقان موسیقی.
به این امید که شاید شبستانه راه خود را پیدا کند. در ضمن تشکری از یکی از مجریان فهیم برنام جناب جلال الدین معصومی را نباید فراموش کرد، چون دلسوزانه و عاشقانه نگران موسیقی فاخر ایرانی هستند.
ممنمون از دوستان در وب سایت شجریانی ها.
با آرزوی سلامتی برای شما، عاشقان موسیقی سنتی و خلیفه آواز ایران استاد شجریان.
در ضمن من چند روز پیش خواهشی از دوستان در وب سایت شجریانی ها برای درج شعری کرده بودم که هنوز جامه عمل پوشانده نشده است.
بی صبرانه منتظر هستم.


شجریانی‌ها:

پاسخ: سلام و ممنون از نظرتان، طی روزهای آینده شعری را که درخواست شده بود، در سایت قرار خواهیم داد
[شناسه: ۳۶۲] ندا یک‌شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۹:۲۷
 ۶   
باسلام و سپاس فراوان.
صدا وسیمای ما دچار بیماری صعب العلاجی است و پزشک حاذقی هم این میان چاره جویی نمی کند.

مطلب شما بسیار روشن وشفاف از وضعیت فعلی برنامه شبستانه پرده برداشت. از آنجایی که سه سال است شنونده تقریبا دائمی این برنامه هستم ،در این زمان که شبستانه از لحاظ کیفی بسیار افت کرده وجز چهارشنبه شب ها ( که کارشناس در برنامه حضور دارد) بقیه شب ها از یک نواختی آزار دهنده ای لطمه خورده است،از اینکه قلم محترم شما برنامه را به نقد گرفته است خرسند شدم.

دیشب برنامه را شنیدید؟..مجری برنامه آقای معینی بودند وتمام وکمال نوشته شما را همراه با آدرس سایت قرائت کردند وبا آرامش بسیار نقد به برنامه را ارج نهادند و البته معذوریت های خود را در قبال بعضی از درخواست ها(مثلا اینکه آرشیو برنامه آنقدر تکمیل نیست که در طول هفته کار تکراری پخش نشود!!) اعلام کردند...
راستش گرچه که این نقدهای دلسوزانه در خط مشی صدا وسیما اثری نخواهد داشت اما من از برخورد عوامل شبستانه با این مورد بسیار لذت بردم...اهمیت دادن آنها به مخاطب متخصص ارزش کارشان را بیشتر خواهد کرد حتی اگر برنامه تفاوت چندانی نکند...وهم چنان پخش ساز وآواز تقریبا با اکراه باشد.

به هرحال از اینکه نوشته ی شما در برنامه مذکور مورد بررسی قرار گرفت بسیار خوشحال شدم.
باشد که راهی را که در پیش رو داریم به سرانجامی دلخواه و صحیح برسد.

موفق باشید.



شجریانی‌ها:

پاسخ: از نظر شما و لطف‌تان متشکریم.
جوابیه‌ی برنامه‌ی شبستانه در قالب مطلبی جدید همراه فایل صوتی، به زودی آماده خواهد شد.


[شناسه: ۴۴۴] معصومه چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۲۲
 ۷   
و شنیدیم نظر و انتقاد استاد علیزاده را راجع به این برنامه....

واقعا من موافقم با این مسئله که چرا نمی خواهند هویت ملی ما شکل بگیرد(راجع به صدا و سیما)
و البته باز هم خوبه داشتن برنامه هایی مثل شبستانه و نیستان و گلها (هرچند با اشکالات فراوان) اما اگر خوب بنگریم می بینیم تلویزیون که هیچی.... و رادیو هم هیچ!
ایران و ایرانی و فرهنگ ایران و موسیقی ایران و ادب پارسی را چه کسی میخواهد زندا نگه دارد...الله اعلم!
[شناسه: ۶۸۱۲] ناهید جمعه ۳۰ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۹:۵
 -۱   
متن زیر (البته با اندکی ویرایش) نامه ایست که در اواسط اردیبهشت ماهِ سال جاری (1388) از جانب تعدادی از شنوندگان رادیو فرهنگ به مدیر این شبکه ارسال شد، که گمان می کنم مطالعۀ آن برای شنوندگان رادیو فرهنگ (خصوصاً برنامۀ شبانۀ شبستانه) خالی از لطف نباشد :
(( جناب آقای دکتر هادی کیاسری، مدیر محترم شبکه رادیویی فرهنگ
با سلام و احترام؛ ما چند نفر از شنونده های برنامه های پرطرفدار برنامه های رادیو فرهنگ خاصّه برنامه زیبای شبانگاهی شبستانه هستیم. ضمن تشکر و عرض ارادتی خالصانه به حضور جنابعالی که موجب گشته اید ما اعضای خانواده، پدربزرگ، مادربزرگ و بسیاری از افرادی که علاقه و سلیقه شان را در میان داشته ها و نیاکان خود و یک کلام در فرهنگ بالنده اصیل ایرانی جستجو میکنند، بر آن شدیم که دقایقی را با جنابعالی راجع به برخی مسايل در مورد برنامه فوق «شبستانه» ـ نه به نقد ـ که در واقع به درد دل بنشینیم و در این راستا اگر همدلی بیشتری با ما شد، جسارتا پیشنهاداتی هم مطرح کرده تا فرزندانمان نیز به جای هرگونه جایگزینی سلیقه ی منحط غربی ، به اصالت خود ببالد و از هم اکنون گوش خود را با نوای ایرانی نوازش دهد و بر خود و موسیقی ملّی اش افتخار کند.
به مواردی چند اشاره میکنیم :
1- دعوت از خوانندگان و آهنگسازان و نوازندگان چیره دستی که هنوز برخی از آنها در قید حیات هستند. اگر در زمان پخش برنامه شبستانه مقدور نیست ـ که البتّه دیر وقت است ـ میتوان از قبل همانند بسیاری از برنامه های تولیدی، ضبط کرد و در زمان برنامه شبستانه فقط برای شب بیداران شنونده ، که از جانب رادیو فرهنگ «فرهیخته» لقب گرفته اند، پخش شود. اطلاع رسانی وظیفه یک رسانه ملّی است، آن هم رادیو که جذابیّتش را تا حال که 69 ساله شده از دست که نداده هیچ، با تلاش شما عزیزان دو صد چندان نموده است.
2-گماردن گوینده های پرتوان با دانش کافی و دارای صدایی که شنونده را نه تنها خسته نکند، بلکه لذّت ببرند. قصد هیچگونه جسارت نیست، اما گویندگان پیشکسوت و حرفه ای و بسیار محترمی برای اجرا در شبستانه حضور دارند که صدای خسته و کماکان خبری آنها هیچگونه رابطه ای با برنامه زنده که مانند نشستی ادبی و فرهنگی می ماند و در آن اشعاری از شاعران بزرگ کشورمان قرائت میشود، ندارد. صدایی قوی و پر وسعت که میتواند اخبار سراسر کشور را به درستی به سمع برساند، شعر حافظ را چنان بی روح و گاه اشتباه اجرا میکند که انسان به یاد تنها کسی که نمی افتد حافظ شیرازی است.بماند که بعد از قبول چندین شیفت کاری نوبت شبستانه که میرسد، شنونده محکوم به شنیدن صدایی خسته و دورگه است و اجرای برنامه در مسیری قرار میگیرد که گویی همۀ عوامل منتظر لحظه ای هستند که وقت کاری فقط پر شود.
3-گوینده به مدّت 40(چهل) دقیقه استدیو را ترک نکند؛ شنونده گاهی شاهد است که 45 دقیقه اول برنامه، گوینده با لحنی سرحال و پرانرژی با شنوندگان چاق سلامتی کرده و صحبت کوتاهی در مورد مناسبتهای مختلف که همزمان با شیفت کاری اوست ارائه می دهد، یک غزل هم چاشنی میکند، چند بار هم با اصراری ظاهراً محبّت گونه از شنوندگان «فرهیخته» می خواهد که با برنامۀ خودشان(!) تماس بگیرند ـ چون ارتباطات گرچه در اتاق فرمان پا روی پا انداخته و مشغول شوخی یا درد دل ذکر گرفتاریهاست، اما تلفن همچنان به روی اشغال یا پیغامگیر برقرار است، گوینده هم حتماً به جمعشان خواهد پیوست ـ بعد دیگر کسی به نام «گوینده» وجود خارجی ندارد. تا چند دقیقه مانده به پایان برنامه ـ که گویی خیلی خوشحال است که برنامه رو به اتمام است ـ مجدداً پرتوان و پر انرژی خداحافظی می کند!
4- در صورت امکان و در صورت مرتفع شدن هرگونه مانعی که موجب گشته آقای «علیرضا معینیِ» عزیز و محترم، چه در مقام گوینده و چه تهیّه کننده در برنامۀ شبستانه حضور نداشته باشد، خواهشمند است شنوندگان را دوباره از حضور ایشان در این برنامه زیبا بهرمند سازید.( باز هم تأکید می کنیم چه در مقام گوینده و یا تهیّه کننده )
5- ارتباطات وظیفه و حدّ خود را بدرستی بشناسد و با تصوّر اینکه چون همه ابزاری که شنونده برای درخواست آهنگ و پخش صدایش بر روی آنتن دارد در دست اوست، به خود اجازۀ هرگونه برخورد با شنونده را ندهد، و آقایان (مرتضی سرنابه و محمد میرسلیم) امر برایشان مشتبه نشود که در استودیوی رادیوی محترم «فرهنگ» حکومت می کنند و دانگ تهیّه کننده و شنونده را هم یکجا و نقد خریده اند!!!!! بلکه بسادگی بدانند که هنرمندان بزرگ عرصه های دیگر هنری نیز شنونده برنامه هستند، شنونده هایی در مقام استادِ دانشگاه و یا خلبان رسیده از پرواز که در اتاقش به وقت آرامش و برای رفع خستگی و تفریح شبانه و گاه حتی بعنوان لالائی گوشنواز به شبستانه گوش میکند و گاهی هم به دور از وظایف دشوار روزانه تصمیم می گیرد با برنامه تماس بگیرد، این کار را می کند، ولی بعد از 50 (پنجاه) دقیقه که بارها تلفن اشغال و بصورت خودکار به روی پیغام گیر می رود، می خواهد مستقیم ارتباط برقرار کند، آقایان مسئول ارتباطات به گونه ای برخورد کنند که گویی بدهکاری زنگ زده که ظاهراً تصمیم هم ندارد به زعم ارتباطات بدهی اش را بپردازد. حالا جالب است که آن طرف (استودیو) به روی آنتن، گوینده با هیجان و صدایی غرّا شماره تلفنها را به عنوان پل ارتباطی اعلام می کند و با فروتنیِ تمام اظهار می کند که «برنامه متعلّق به شنونده است، شنوندگان عزیز به برنامۀ خودتان زنگ بزنید و ما صدای نازنین شما را که همکاران ما در واحد ارتباطات منتظر تلفنهای شما هستند و ضبط می کنند بشنویم؛ ... این برنامه، برنامه ای شنونده محور است»!! (در این میان از آقایان مهدی ابراهیمی و داریوش دربندی جای تشکر دارد)
البته اگر آقای دربندی، شنونده را به جای تشکر صمیمانه و در خور ادبِ شنونده، به سوی اغراق ها و قربان صدقه رفتن های زیاد و مکرر و با عباراتی نه چندان در شأن آنتن رادیو فرهنگ عادت ندهد.
6- تهیه کننده هر از گاهی مبتکرانه و خلّاق، از طریق ارتباطات به صورت مستقیم سؤالل و یا نظری را از شنونده در ارتباط با برنامه بپرسد؛ و گفتگوی مزبور را که حالا از جانبِ شنونده می تواند پیشنهاد یا طرح یا انتقاد باشد، دست چین کرده و نظرات جامع و مفید را روانۀ آنتن کند؛ و بعد گوینده از نظرات سازندۀ شنونده حمایت کند تا بدین گونه هم شنونده ها از نظرات یکدیگر استفاده کنند (چرا که صحبتی که بر روی پیغامگیر 24 ساعتۀ 22053191 گذاشته می شود فقط یک شنونده دارد و آنهم فقط خودش) و هم گوینده با حمایت صحیح از نظرات سنجیده و مرور سلیقۀ شنونده و بحث و نتیجه گیری دربارۀ آن، به نوعی فرهنگ سازی کرده و ذائقۀ شنونده را به نوعی در مسیر پویایی و بالندگی قرار می دهد. واقعاً چقدر می توان در جذب مخاطب عام تلاش کرد؟ آیا کیفیّت نمی تواند جایگاهِ وسیعتری در این برنامۀ زنده داشته باشد؟ مسئول ارتباطات و بعد هم ادیتور، لزوماً باید در مورد صدایی که می شنود (تلفن شنونده) ارزیابی نموده و متوجه باشد چه می شنود. با عملکرد مناسب عوامل و به کمکِ دانش و تجربه «مخاطب شناسی» می توانند به برخی شنوندگان تفهیم کنند که می تواند بهرۀ بیشتری از این آنتن ببرد، نه آنکه هر شب صدای او بر روی آنتن برود اما هیچ تغییری در ذائقه او ایجاد نشود.
7- از پخش آهنگهای تکراری جلوگیری شود (حداقل در طول یک هفته )؛ و این به سهولت انجام پذیر است، نیاز به هیچ گونه نرم افزار یا ابزار دیگری هم نیست؛ فقط یک برگ کاغذ 4A می طلبد و یک خودکار بیک که در آن جدولی قرار دارد با چند ستون : ایام هفته- تاریخ- نام آهنگ- نام خواننده، و نگاهی گذرا از جانب تهیه کنندۀ شیفت. ساده ترین کاری که می توان کرد آن است که، آمار آهنگ های پخش شدۀ فرضاً دیشب را در اختیار تهیه کنندۀ محترم امشب بگذارند و همین طور آمار آهنگ های پخش شده دیشب و امشب را در دسترس تهیه کننده محترم فردا شب و الی آخر هفته؛و باز هفته های آینده با چنین روندی ادامه یابد تا از ملال آور شدن برنامه کاسته شود.
8- حضور بیشتر و مستمر کارشناس مجری، تنوعی جدّی در برنامه ایجاد می کند. برای مثال، حضور گرم جناب آقای «سعید بیابانکی» که خود از شاعران این روزگار هستند، ضمن کمک و آگاهی بخشی به شنونده در بسیاری موارد، تغییر و تنوع بسیار خوشایندی در برنامۀ شنبه شب ایجاد کرده است و اگر لااقل حضور دو کارشناس دیگر در فاصلۀ یک هفته به این جمع اضافه شود جای بسیار خوشحالی خواهد بود و برنامه از حالت خسته کننده و رخوت به در خواهد آمد.
9- جای گویندۀ زن در این برنامه بسیار خالیست. چقدر زیباتر میشود که شنونده زن، در اولین لحظات بامداد صدای گوینده زن را در این برنامه موسیقایی بشنود...علاوه بر چنین دیدگاه و ارتباط معنوی و زیبایی، ارتباط صمیمی تر شنوندۀ زن با گویندۀ زن، برنامه را زیباتر خواهد نمود. ( امنیّت زنان فقط در صندلی های تفکیک شدۀ داخل اتوبوسهای شلوغ نیست)!
10- فکر عاجلی برای آرشیو کم بضاعت برنامه – که همیشه علت پخش نشدن آهنگی که درخواست و سلیقه واقعیِ شنونده است می باشد – شود؛ نه آنکه ارتباطات پیش از ضبط صدای شنونده از او بخواهد که « شما می توانید این آهنگ را از فلان خواننده درخواست کنید»!! چنین روندی، هیچ سنخیتی با یک برنامۀ درخواستی با شعا ر شنونده محور ندارد. شنونده می گوید: (خواهش می کنم آهنگی از آقای «نوربخش» بجز «مگذار و مگذر » پخش کنید)، و اتفاقاً تهیه کننده همین آهنگ را پخش می کند! شنوندۀ دیگری می گوید: ( آهنگی با صدای «سالار عقیلی» به جز «بهارا» پخش کنید) بلافاصله این آهنگ پخش می شود؛ جداً این کار توهین به شعور و سلیقۀ شنونده نیست؟!
11- زمان برنامه بیشتر شود؛ حداقل آنکهتا ساعت 2 بامداد ( زمان قبلی ) ادامه پیدا کند. به نظر می رسد، طبیعی است که شنونده ای که غرق در لذت شنیدن موسیقی اصیل ایرانیست ، به یکباره با شنیدن موسیقیِ کلاسیک غربی (آرم برنامۀ نمایش علمی) هیچ حالت و لحظۀ خوشاینی برایش پدید نیاید! مضافاً بر آنکه این اوقات (ده دقیقه) متعلّق به برنامۀ شبستانه بود و قول استرداد این زمان به برنامۀ شبستانه بارها پیرو درخواستِ شنوندگان، از جانب گویندگان مطرح شده بود (جهت تصمیم گیری)
12- شایسته است در زیر صدای شنوندگانی که با توانایی و حسی مناسب که نشان از درکِ آنها نسبت به شعریست که مبادرت به اجرای آن می کنند، تهیه کننده سلیقه کرده و متناسب با فضای قرائت شعر توسط شنونده های با ذوق و خوش قریحه، موسیقی بی کلام همراه کند و یا با ابزار دیگری (اِکو) صدای شنونده را گوشنوازتر به سمع شنوندگان دیگر برساند. تهیه کننده می تواند چنین تلفن هایی را انتخاب کند، نه آنکه بیشتر اوقات شعرخوانیِ شنونده ای که تنها عطش رفتن صدایش بر روی آنتن را دارد و شعر بزرگانی چون سعدی و حافظ را صوری می خواند که گویی با بقال سر کوچه در حالِ صحبت از خرید «ماست» است (آن هم از نوع پرچرب!) شنیده شود و آنگاه گوینده هم بَه بَه و چَه چَهِ چرب تر از ادعای شنونده (برای ایجاد فاصله) در برنامه راه بیاندازد. اگر شنونده ها متوجه تفاوت عملکرد تهیه کننده و برخورد و صحبت گوینده دربارۀ شعرخوانی و تلفن خودش با شنونده های دیگر شود، بطور طبیعی رقابتی در جهت بالاتر بردن کیفیّت خوانش در ذهنش ایجاد میشود، و اگر برای شنیدن صدای خودش از رادیو خیلی اصرار دارد و برایش خوشایند است، از همین برنامه بهره گرفته و نحوه صحیح شعرخوانی را بیاموزد و تن بزرگان عرصۀ شعر و ادب را در گور نلرزاند و روح این سرمایه های جاودان کشورمان را نیازارد؛ آنگاه شنوندۀ عام نیز جایگاهِ خود را در بین شنوندگانِ خاص پیدا میکند. در این رابطه، هرازگاهی جناب آقای «فرزان رابعی» به تصحیح می پردازد، البته آن هم وقتی که شنونده شعر حافظ را با اشتباهات مکرر و خوانش دیکته وار از معنا و محتوا خالی می کند! در مقابل برنامه شما شنونده ای دارد که آگاهیم قبل از خواندن شعر حافظ وضو می گیرد.
شما شنونده 18 ساله (و نوجوان تر) هم دارید که می خواهد آثارِ 50 سال پیش را بشنود ، شما به سادگی می توانید از طریق تریبون به شنوندگان جوان، که گوششان با یاوه گویانی که به سبکِ غربی، نامشان را شاعر می نامند و همۀ خزعبلات گفته شده را به عنوان سروده با آهنگی مبتذل به نام «رپ» همراه می کنند آشناست، بفرمایید و بشناسانید که حافظ کیست. مولانا چه فرموده و سعدی به چه می اندیشد.
13- رادیو فرهنگ 3 برنامۀ موسیقایی دارد بصورت زنده و مستقیم؛ 1- نیستان 2- گلهای ایرانی 3- شبستانه؛ که در این برنامه ها «تکنوازان» هیچگونه جایگاهِ مستقلی ندارد؛ این آثار یا زیر صدای گویندها (که البته بسیار زیباست که جهت ترویج ادبیات کلاسیک و معاصر موسیقی بکار گرفته شود) یا زیر پخش تلفنها شنیده می شود. در برنامه های ادبی یا موقع شعرخوانی ایجاب میکند و اشکالی ندارد که موسیقی فدای متن ادبی یا شعر شود و به القایِ حس آن کمک کند، چون در این حالت هدف ادبیا است؛ اما در یک برنامۀ موسیقایی که هدف «موسیقی» است، باید یک اثر موسیقی بطور کامل و بدون صداهای دیگر و با معرفی کامل آن پخش گردد و این اشتباهِ بزرگیست که در هر یک برنامۀ موسیقایی، «موسیقی» هدف نگردد. البته در برنامه زیبای «گلهای ایرانی» تعداد محدودی از این تکنوازی ها تا کنون پخش گردیده، اما با توجه به وقت اندک این برنامه پرطرفدار، برای پخش همه آثار «تکنوازان»، وجودِ برنامه ای مستقل به همین نام و به مدت حدوداً 15 دقیقه تقاضای ما می باشد.
جناب آقای «فریدون حافظی» ، نوازندۀ بزرگ تار، و آقای «منصور نریمان»، نوازنده بزرگ عود، در مصابه با برنامه گلهای ایرانی و نیستان گفتند که ما، تکنوازان را با همراهی بزرگترین اساتید بداهه نواز در تاریخ موسیقی اجرا می کردیم به سرپرستی مرحوم «محمد میر نقیبی» به امید اینکه مردم این آثار را بشنوند.
شایسته است که با همکاری شما جناب آقای دکتر کیاسری، که در طول 24 ساعت شبانه روز، در کنار برنامه های متنوع و بسیار ارزشمندِ رادیو فرهنگ، این مهم (تکنوازان) را در قالب برنامه ای مستقل- که بیش از 15 دقیقه زمان نمی برد- لحاظ بفرمایید و این فقط به دست توانانمندِ شماست که با شاسیتگی همیشه در مهد کانون ادبیات ایران خوش درخشیده اید. در زندگی ما روزهای به یاد ماندنی عمدتاً توسط شعر و موسیقی اتفاق افتاده است که بخشی از این روزها در همایش هایی بوده است که توسط همت شما، ما سعادت حضور در چنین محفل های ارزشمند را داشته ایم. تکنوازان را دریابید و برنامه ای مستقل از برنامه های موسیقایی برایش بیاندیشید، که علاقمندان به آن با شنیدن این آثار گاه، گویی از زمین کنده شده و به پرواز در می آیند و وقتی به یکباره – آن هم پس از 3 دقیقه از 15 دقیقه- برای اعلام برنامه بعدی(در پخش) و یا پخش تلفن (در شبستانه) قطع می شود، به زمین سقوط می کنند، آن هم بدون چترِ نجات و بجای دست و پا، قلبشان جراحت برمی دارد!
14- در پایان لازم است به ذکر مواردی بپردازیم که همیشه به برنامۀ شبستانه نفسی تازه دمیده اند و از هیچگونه تلاشی در برپایی این برنامۀ زیبا دریغ نکرده اند. تشکری صمیمانه از شما در ارتباط با برخی تهیه کنندگان محترم از جمله جناب آقای هادی موسوی نژاد و جناب آقای کوروش شیرزایی داریم.
در برنامه های آقای موسوی نژاد، شنونده احساس نزدیکتری به برنامه دارد، در صورتِ لزوم، این تهیه کنندۀ فروتن، خود مستقیماً با شنونده صحبت می کند؛ گرچه شنونده صدایِ ایشان را از دور میشنود، اما صمیمیت و توجه و اعتنای این سیّد بزرگوار در مقام تهیه کننده به شنونده کاملاً مشهود است. در برنامۀ ایشان بیش از شبهای دیگر به انتقاد و پیشنهاد توجه شده و حتی المقدور بیشتر به درخواستهای واقعی شنونده از آهنگ های موردِ نظر پرداخته می شود، و نوع عملکرد و اعمال سلیقۀ ایشان برای شنونده، نشان از آن دارد که موسیقی را به خوبی می شناسند و در کار خود زُبده اند و از همه مهمتر، شنونده برایش مهم است. شاید بتوان گفت در برنامه آقای موسوی نژاد و جناب آقای شیرزایی روح شعار «شنونده محور» در حد زیادی حاکم است؛ صمیمانه از این دو بزرگوار و ذیگر تهیه کنندگان شبستانه قدردانی می کنیم.
از برنامه های دیگر شبکه محترم فرهنگ که بار دیگر قلباً تشکر می کنیم :«شعری که زندگیست » با اجرای روح نواز جناب آقای علیرضا معینیِ و سرکار خانم بهروز منش، و برنامه «روایتِ شب» که معمولاً برکرفته از داستان های بسیار زیباست و گاهی با اجرای خوب خانم فاطمه رُکنی انجام می گیرد. و برنامه «نگاهِ نو» که مسائل مختلف از دیدگاه های مختلف را مطرح می کند و توأم با سخنرانیهای بسیار شنیدنی و ارزشمند و آموزنده است.
و در خاتمه تشکر میکنیم از نحوۀ برخورد و پاسخگویی آقای دربندی با شنونده، که البته اگر با قیچی کردن اضافاتِ صحبت شنونده ای که از دو دقیقه زمانِ داده شده به شنونده، بیشتر آن با تعارفات و تمجیدهای تکراری از آقای دربندی، آن هم با صدایی که گاه حاکی از خماری و ... نشئگی است، صورت گیرد. چون این مورد نه در شأن برنامه های شبکه فرهنگ و نه حفظ شأن بسیاری از شنوندگان فرهیخته ای است، که نه به طور تصادفی به وقت گردش به روی امواج رادیو، بلکه با انگیزه و علاقمندی جدی به موسیقی و برنامه شبستانه روی موج اف ام، ردیفِ 7/106 مگاهرتز، متوقف شده اند تا با نوای شورانگیز موسیقی ایرانی و صدای دلنشین و صمیمی گوینده و برنامه ای با محتوای هنری و ادبی، به همتِ تهیه کنندۀ حاذق، در زیباترین لحظات شب همراه شود.
کمیّت، همیشه میزانی برای موفقیّت یک برنامه نیست.
کیفیّت، همیشه، کمیت را هم در خود جای می دهد.
ارادتمندان و خواهان توفیق و شادکامی برای شما و بهبودی بیشتر در برنامه های رادیو فرهنگ، خاصّه شبستانه – با همۀ دل :
احمدِ حسین ضرّابی- تهران
عباس نصیری (دبیر باز نشسته)- سنندج
دکتر منصور باقریان (دکترای حقوق خصوصی)- تهران
نکیسا اردلان (لیسانس مدیریت دولتی)- ساری
فروزان اسکندری (مهندس کامپیوتر)- تهران
نگار میر عرب (هنرجوی معماری- 18 ساله)- گنبد کاووس
سامان رسولی (دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق عمومی)- تهران
بهناز کیوان سرایی (دانشجوی علوم آزمایشگاهی)- زاهدان
سید محمد موسوی (موسیقی دان)- تهران
ماه منیر کیوان سرایی (کارمند سابق دانشگاه شهید بهشتی تهران)- گرگان
افسانه جودکی (لیسانس روان شناسی)- اهواز
کوثر ایمانی (لیسانس حسابداری)- رشت
شیرین صمدلویی (معلم بازنشسته)- گرگان
فاطمه قربانی- تهران
سعید بهنودی (20 ساله دانشجوی کامپیوتر)- گرگان
افشین پاشایی (21 ساله- دانشجوی حقوق)- تهران

********
زندگی در گردنم افتاد، بیدل، چاره چیست؟ شاد، باید زیستن؛ ناشاد، باید زیستن

به نمایندگی از 16 عزیزِ شنونده؛ ارادتمند، م. کیوان سرایی
خداوندِ موسیقی و شعر نگهدارتان
اردیبهشت 88 – گرگان

))



کل نظرات: ۹ - دیدگاه‌های تأییدنشده: ۰ - دیدگاه‌های خصوصی: ۰ - دیدگاه‌های غیر قابل انتشار: ۱


اطلاعیه [آرشیو]

آغاز به‌کار بخش اخبار موسیقی
سرویس «دیگر اخبار موسیقی» در «شجریانی‌ها»، به‌طور آزمایشی آغاز به‌کار کرد.
در این بخش، اخباری از موسیقی ایران، هنرمندان و فعالیت‌های موسیقایی که در زمینه‌ی فعالیت‌های استاد محمدرضا شجریان و همایون شجریان نیست، قرار می‌گیرد.
فهرستی از آخرین ارسال‌های این سرویس را در صفحه‌ی اصلی مشاهده می‌کنید (+)
همچنین، برای پیگیری راحت‌تر اخبار می‌توانید از خروجی RSS ویژه‌ی این سرویس استفاده نمایید.
امید است تا با یاری شما بتوانیم محیطی پویا پیرامون موسیقی اصیل ایران را فراهم آوریم.
وب‌سایت شجریانی‌ها
ادامه »

جست‌وجو
 

آگهی

   نحوه‌ی پذیرش آگهی شما Simorq - A music project

درگاه اخبار و مطالب موسیقی ایران

انجمن شجریانی‌ها

سالشمار نوین «شجریان»‌ها به دو زبان

مقاله‌های اخیر

ما برای وصل کردن آمدیم/ استاد شجریان: گروه «شهناز» مثل خانواده‌ی من استما برای وصل کردن آمدیم
استاد شجریان: گروه «شهناز» مثل خانواده‌ی من است

استاد محمدرضا شجریان در جریان برگزاری تور آمریکا و کانادای سال ۱۳۸۹ همراه با گروه «شهناز»، در نشستی صمیمی، چند دقیقه‌ای از گروه «شهناز»، مجید درخشانی، سرپرست گروه و سازهای ابداعی سخن گفتند.

در ادامه می‌توانید متن و فایل تصویری سخنان استاد را ببینید

ادامه »
معرفی امکانات و بخش‌های جدید «شجریانی‌ها»
«سیمرغ» درختی‌ست که میوه‌اش سهم جمع بزرگی‌ست
از غافلگیری در کنسرت پیش رو تا آرزوی همراهی مجدد با پدر
اگر دین ندارند، دستِ کم آزاده باشند
اصالت آری ؛ سنت نه
گفتاری از محمدرضا شجریان درباره‌ی استاد جلیل شهناز
کتاب الکترونیکی آلبوم «آب، نان، آواز»
روایت تاریخ
آشنایی با گروه دستان
میخانه‌ای به‌نام ربنا

خبرهای اخیر

با ارسال متنی برای شجریانی‌ها صورت گرفت:/ تکذیب مصاحبه‌ی استاد «درخشانی» با خبرگزاری مهربا ارسال متنی برای شجریانی‌ها صورت گرفت:
تکذیب مصاحبه‌ی استاد «درخشانی» با خبرگزاری مهر

استاد مجید درخشانی، سرپرست گروه موسیقی «شهناز» با ارسال متنی برای وب‌سایت «شجریانی‌ها» انجام مصاحبه پیرامون برنامه‌های گروه شهناز با یکی از خبرگزاری‌ها را رد کردند. متن این یادداشت را در پی می‌خوانید...
ادامه »
فولدر ادعیه‌ی ماه مبارک رمضان
۱۵ مرداد؛ کنسرت استاد «محمدرضا شجریان» در فستیوال بیت‌الدین
استاد محمدرضا شجریان مهمان کنسرت «سیمرغ» [+ تصاویر]
نخستین شب پرواز سیمرغ به‌روایت تصویر
نخستین شب کنسرت همایون شجریان و ارکستر «سیمرغ»
کنسرت گروه «سیمرغ» با خوانندگی همایون شجریان در تهران
«شهبانگ» شجریان در کنسرت تهران
احتمال برگزاری کنسرت استاد شجریان همزمان با روز بزرگداشت حافظ در شیراز
پاییز امسال؛ برگزاری کنسرت‌های استاد «محمدرضا شجریان» در ایران
بازگشت استاد محمدرضا شجریان به ایران

خبرنامه
 
نام شما:
 
ایمیل:
 
 
   خبرنامه چیست؟

نظرسنجی

در حال حاضر نظرسنجی فعالی موجود نمی‌باشد
[آرشیو نظرسنجی‌های قبلی]

امکانات
 

خروجی RSS

خروجی موبایل

استاد شجریان مقالات اخبار آثار چند رسانه‌ای ویژه‌نامه‌ها شجریانی‌ها
زندگینامه
نمودار زمانی
آثار (فهرست کلی - مطالب)
سخنرانی‌ها
گزیده‌ی سخنرانی‌ها
سازهی ابداعی
آرشیو مقاله
تحلیل
آرشیو نقد
آرشیو خبر
کنسرت‌ها
عکس خبری
 
آثار موسیقیی
آثار استاد شجریان
گالری عکس
نواخانه
گزارش‌های تصویری
عکس خبری
نغمه‌ی هفته
دانلود (ویدئو - موسیقی)
۱. زادروز استاد شجریان
۲. کنسرت‌های پاییز
۳. پرونده‌ی مجید درخشانی
۴. پرونده‌ی گروه دستان
اهداف
سرویس خبری
اطلاعیه‌ها
تماس

این وب‌سایت توسط جمعی از دوست‌داران استاد محمدرضا شجریان در بهار ۱۳۸۷ تهیه‌ شده است و هیچ‌گونه وابستگی به ایشان ندارد