گروه شهناز که بر اساس گفتههای مجید درخشانی (سرپرست گروه) به سفارش و خواست استاد شجریان تشکیل شده گروهی متشکل از نوازندگانی جوان است که تجارب بسیاری در همکاری و برگزاری کنسرت با نامهای آشنا و حتی اساتید موسیقی ایران دارند. اغلب این نوازندگان در زمرهی شاگردان بزرگترین اساتید ۳ دههی اخیر موسیقی ایرانی بودهاند و از حضور آنها کسب فیض کردهاند.
واگو کردن پیشینهی هر کدام از این نوازندگان در این مقاله نمیگنجد .اما از تجارب درخشان آنها همین بس که از مکتب اساتیدی چون "لطفی" ، "علیزاده " ، "ملک" ، "پایور" ، "شکارچی" و "ظریف" و ... بهره جستهاند .
با توجه به این مقدمه با اطمینان میتوان آیندهی درخشان این نوازندگان و نیز نوازندگان دیگری از این دست که هماکنون در گروههای بازسازی شدهی عارف و شیدا و در گروههای دیگر فعالیت دارند را پیشبینی کرد.
در واقع این سه گروه نوازندگان که هماکنون تحت حمایت ۳ تن از اساتید بهنام موسیقی ایران هستند آیندهی موسیقی کشور را خواهند ساخت.
اما منظور اصلی این نوشته بررسی همکاری "شجریان" با گروه "شهناز" (رودکی) است.
همکاری استاد آواز ایران با این گروه جوان چه مزیتهای میتواند داشته باشد؟
آنچه مسلم است بهرهجویی شجریان از هنرمندان جوان و با انگیزه راهی خواهد بود برای پیشبرد کمی و کیفی موسیقی ایرانی. آنچه بیش از یک دهه موسیقی ایرانی را در سکوتی نسبی قرار داده بود عدم اعتماد بزرگان به نوازندگان جوان بود که خود باعث رکود فرایند زایش نوازنده هم میشد.
اکنون بعد از سالها استاد شجریان به همکاری با جوانانی روی آورده که میدان دادن به آنها باعث حرکت رو به جلوی موسیقی ایران میشود . بزرگترین مزیت این همکاری اعتباری خواهد بود که برای این جوانان در جامعهی موسیقی کشور ایجاد میشود و اینکه آرام آرام همین جوانان که میراثدار آخرین شاگردان مکاتب وزیری و ورزنده و مهرتاش و برومند و ... هستند به زمامداران موسیقی ایرانی تبدیل میشوند که از همین جهت شایستگی آنرا نیز دارند.
اما از دیدگاه دیگری نیز می توان به این ماجرا نگریست.
اینکه این همکاری ظرفیت و توانایی خلق آثار جاودانهی گذشته را دارد؟
به این پرسش میتوان به دو شکل و برای دو دیدگاه گوناگون پاسخ داد.
یکی اینکه قطعاً با ادامهی این همکاریها و اندکی بالاتر بردن تجربهی گروه نوازی این جوانان میتوانیم شاهد خلق آثاری جاودانه باشیم.
برای اثبات حقانیت سخنم آلبوم "نوا (مرکب خوانی)" که اثری جاودانه در کل تاریخ موسیقی ایرانیست را مثال می زنم. میانگین سنی نوازندگانی که در خلق این اثر همکاری داشتهاند در زمان اجرای آن یعنی سال ۱۳۶۱ حدود بیست و هشت سال بوده است. اغلب آن نوازندگان قبل از همکاری در اجرای آن اثر در بنیاد "چاوش" همکاری داشتهاند . در واقع اغلب آن نوازندگان جوان قسمت عمدهی تجربیات خود را در اجراهای مابین تأسیس بنیاد "چاوش" (۱۳۵۸) و همکاری در اثر " نوا " (۱۳۶۱) کسب کرده بودند .
پس میتوان گفت همراه شدن تجربیاتی هرچند کوتاه اما مفید با پتانسیل قوی نوازندگی موجب شده بود آن گروه طی این چند سال توانایی همکاری در خلق اثری چون "نوا" را داشته باشند .
از این گفتهها میتوان نتیجه گرفت همکاری اخیر اساتید بنام موسیقی با جوانان در صورتی که تا چند سال آینده ادامه یابد نتایج شیرینی به بار خواهد آورد.
اما افرادی هم هستند که با تعصّب به این قضیه مینگرند . تعصبی که خوشبختانه در حال حاضر در رفتار و اعمال اساتید موسیقی شاهد آن نیستیم.
این افراد بر این عقیده ماندهاند که "هرگز نمیتوان انتظار داشت همکاری یک استاد با گروهی جوان منجر به خلق اثری قابل قبول شود" .
هرچند این طرز فکر اکنون اغلب در ذهن افرادی شکل میگیرد که صرفاً به حواشی موسیقی دقت دارند ، اما باید دانست این تعصب خشک و غیرقابل قبول در صورت فراگیر شدن ضربات غیر قابل جبرانی به موسیقی ایرانی وارد میکند.