"استاد شجریان" در مورد این دو نوشتهی شما هیچ واکنشی نشان ندادهاند. دلیل این موضوع در نظر ما این است که خدمتتان می نویسیم:
"اعتقاد داریم بزرگی و وقار هر هنرمندی در پاسخ ندادن به اظهارنظرهای بی اساس نیز هست . آنچه انسانهای بزرگ را بزرگ می دارد آن است که هیچ گاه جایگاه خود را برای پاسخ گویی به اظهار نظرهای بی ارزش پایین نمی آورند و شان خود را برای بحث در مورد هر گفته ای نزول نمی دهند ."
همین دلیل کفایت میکند که استاد شجریان هرگز با شخص شما در مورد سخنانتان وارد بحث نمیشوند.
در کنار این مشغلههای فراوان شجریان که برخی از آنها فعالیت در عرصهی موسیقی وتربیت شاگردان است اجازهی پاسخگویی به شما را نمیدهد. خوشبختانه شما از آنجایی که چندان مشغلهای از برای فعالیت در زمینهی موسیقی ندارید با فراخ کامل میتوانید برای دلتان دست به قلم شوید.
به هر شکل ما به عنوان نمایندگانی از خیل میلیونی طرفداران استاد آواز ایران برآن شدیم که در این نوشته پاسخی به اظهارات شما بدهیم. برای بیان این مطلب که همیشه برای پاسخگویی به اظهارات بیاساسی که در سطح وسیع رسانهای منتشر میشوند بیدار و آمادهایم و نه برای دفاع از "شجریان" چراکه معتدقدیم بزرگان نیازی به وکیل مدافع ندارند.
جناب آقای امین الله رشیدی
سوابق کاری استاد شجریان و تواناییهای ایشان در امر آواز و موسیقی ایرانی بر هیچ کس پوشیده نیست. بنابر رأی اکثر موسیقیدانان هم عصر استاد شجریان ایشان از بزرگترین آواز خوانان ایرانی هستند و بنابر نظر بسیاری بزگترین آنها. با قطعیت میتوان گفت اکثر فعالان عرصهی موسیقی در این چهار دههی اخیر بر قدرت صدا و تواناییهای اجرای دقیق گوشهها و آوازهای موسیقی ایرانی توسط ایشان صحّه نهادهاند به طوری که ایشان را اکنون از بزرگترین ردیفدانان موسیقی ایرانی میدانند. هر شخصی با شناخت از موسیقی دستگاهی ایران میتواند با تحلیل آثار استاد شجریان این موضوع که ایشان بر بام موسیقی ایران ایستادهاند را تصدیق کند که اساتید کردهاند.
آنچه گفته شد سخن ما نبود بلکه گفتهی تمام اساتید موسیقی ایران و صاحبنظران این عرصه است.
جناب آقای امین ا... رشیدی
جان کلام در هر دو نوشتهی اخیر شما این است که شجریان و بسیاری از آنهایی که امروز در موسیقی ایرانی فعالیت دارند هیچ اثر قابل قبولی از خود بر جا ننهادهاند و آنچه برای عرضه دارند همانهایی است که از گذشتگان به ارث بردهاند.
هر چند این گفتهی شما بر عدم توانایی بزرگانی چون "برومند" و "مهرتاش" و "ورزنده" و "عبادی" و "بنان" و "ظلی" و "تاج" و "طاهر زاده" و ... درتربیت شاگردان دلالت دارد از خواندن آن این سؤال در ذهن ما و تمامی اهالی موسیقی ایرانی ایجاد میشود که چطور شما از تمامی آثار جاودانهای که توسط هنرمندان بزرگ این سرزمین در این سالها تولید شده و در بالاترین سطح آثار خلق شده در کل تاریخ موسیقی ایرانی قرار دارند بیاطلاعید . آیا تعصب بیمورد شما موجب شده این جرأت را به خود ندهید که طی این سالها به این نواها گوش فرادهید و از آنها لذت ببرید؟
آثار مختلف خلق شده توسط اساتیدی چون "محمد رضا لطفی"٬ "حسین علیزاده" ٬ "استاد پایور"٬ "استاد رضا شفیعیان"٬ "شهرام ناظری"٬ "مشکاتیان" ٬ "پرنیاکان" ٬" کامکارها " ٬ "موسوی" ٬ "فرهنگفر" و ... در این سالها هر چند از حس و حال "کوچه بازاری" تهی هستند اما سرشار از توانایی و بیداری این اساتید می باشند ...
هرگز قصد دفاع از این اساتید و آثارشان را نداریم چرا که ایشان و آثارشان در قلههای هنر این سرزمین جاودان شدهاند. بسیارند آثاری که از چشم کوتاه شما به دور ماندهاند.
متأسفانه شما از شنیدن آثار جاودانهی استاد محمد رضا شجریان که آشکارا روحی تازه در آواز و موسیقی آوازی ایران دمیدهاند بیبهره بودهاید و صد حیف که نابترین و ماندگارترین نواهای ایرانی را فقط به خاطر تعصبتان نشنیدهاید و از آنها بیاطلاعید .
قصد نداریم به محضر مبارک شما جسارت کنیم اما از سویی از بیان نکردن واقعیات بیزاریم.
متأسفانه همین تعصب و کوتهبینی علاوه بر این که موجب شده شما برترین آثار موسیقی ایرانی را از دست بدهید موجب شده بود سالها خود را در گوشه نشینی و انزوا ببینید و هیچ نام و نشانی از شما در هیچ محفل موسیقایی کشور یافت نشود. هر محدودیتی که انسان بیدلیل برای خود از روی تعصب ایجاد کند سر انجام با انفجاری همراه خواهد بود که وی را در مسیر سقوط قرار میدهد و به سرعت از ارزش و اعتبار وی میکاهد. شما سابقهی همکاری با اساتیدی چون معروفی و یاحقی و خرم و ... را دارید اما امروز هیچ جایگاه مناسبی در موسیقی دستگاهی ایران ندارید. آیا فکر نمیکنید محدودیتهایی که برای خود طی 30 سال ( و یا شاید بیشتر ...) ایجاد کرده بودید ، از چند سال گذشته تاکنون موجب نزول شخصیت هنریتان گشته و شما را در چنان مسیری قرار داده است؟ به عنوان افرادی که اعتقاد به تقدّس هنر داریم این سؤال را از شما میپرسیم که دلیل حضور بیوقفهی شما در صدا و سیما در این سالها چیست؟!
در هر جشن و مناسبتی میتوان روی مبارک شما را بر صفحه تلویزیون نظارهگر بود. صدا و سیمایی که چندین سال است به دلیل توهینها و کم ارزشیهایی که به موسیقی ایرانی کرده است از سوی اساتید آن با کمرویی و تحریم مواجه است.
ایرج ٬شهناز٬ پایور ٬ شفیعیان ٬علیزاده ٬ مشکاتیان ٬ خرم ٬شریف و بسیاری دیگر همگی از اساتیدی بودهاند که در تمامی این سالها در کنار فعالیتهای سرشار برای پیشبرد موسیقی ایرانی صدا و سیما را برای اعتراض به موارد مختلف عملکرد توهین آمیز همچون به نمایش در نیاوردن ساز در تحریم قرار دادهاند.
مرحوم تجویدی و مرحوم یاحقی نیز در این سالها همین رویه را داشتند. شجریان نیز سالهاست با نگارش نامهای پخش آثار خود را از صدا و سیما ممنوع کرده است.
اما چهرهی شما را در حال لبخوانی که هر استادی امروزه از آن بدور است و مایهی کمارزشی هر موسیقیدانی است میتوان در هر مناسبتی بر صفحهی تلوزیون دید. جالب است بدانید جناب محمد اصفهانی که از اساتید بنام موسیقی هم به شمار نمیروند ، سال پیش در برنامهای تلویزیونی اعلام کردند که قصد دارند در شیوهی خود برای حضور در صدا و سیما تجدید نظر کنند و این کار را هم همانطور که امروز شاهدیم کردهاند.
جناب آقای رشیدی ما به عنوان طرفداران موسیقی فاخر ایرانی که بر آواز و موسیقی دستگاهی پایهگذاری شده همچنان در انتظاریم آثار منسجم شما در زمینهی آواز را با گوش جان بشنویم. اما با وجود کثرت تعداد دفعات حضور شما در تلویزیون هرگز جز دو یا سه ترانهی قدیمیتان چیز دیگری نشنیدهایم.
البته میدانیم تعدادی آواز در گوشههای موسیقی ایرانی اجرا کردهاید اما نه در حد مرکب خوانی و گشت و گذار در تمامی فرازهای یک گوشه و همهی گوشههای یک آواز یا دستگاه.
این در حالی است که تمام اهالی موسیقی بارها و بارها مرکب خوانیهای محمد رضا شجریان را در گوشههای مختلف موسیقی ایرانی شنیدهاند و آگاهاند که استاد طی پنج دهه فعالیت به گونهای ماهرانه به اجرای گوشههایی پرداختهاند که سالها به دلیل پیچیدگی و دشواریشان مهجور مانده بودند. البته بنابر آزادی بیان شما و هر کس دیگری میتوانید در مورد شجریان و دیگر بزرگان موسیقی اظهار نظر کنید ؛ اما نکته اینجاست که نظراتی از این دست چندان مورد توجه و تحلیل قرار نمیگیرند. چرا که در هر زمینهای آن دیدگاههایی دارای اهمیت هستند که از زبان اشخاصی که خود در آن زمینه فعالیت ارزشمند داشتهاند بیان شده باشند.
جناب آقای رشیدی
لبخوانی امروز به حرکتی ناپسند و دون شأن در موسیقی ایرانی بدل شده است. شاهد بودید که علاقهمندان با یکی از خوانندگان مطرحی که در یک اجرای زنده دست به این کار زده بودند چه برخوردی کردند. اما دلیل اینکه در این مورد به شما انتقادی وارد نمیشود دو چیز می تواند باشد:
نخست آنکه علاقهمندان موسیقی ایرانی غالباً شما و آثارتان را چندان مورد ارزیابی جدّی قرار نمیدهند و یا اینکه انتظاری جز این از شما ندارند.
جناب آقای رشیدی
امروز موسیقی ایرانی به لطف تلاشهای هنرمندان مختلف در دو دههی اخیر بسیار بیشتر از سالهای پیش از آن در جهان شناخته شده است. البته متأسفانه با شواهد و دلایلی واضح میتوان گفت شما در این فرآیند نقشی نداشتهاید.
جناب اقای رشیدی
بسیاری از آثار استاد شجریان با همکاری اساتید همدورهی شما چون بدیعی و معروفی و خرم و پایور و یاحقی و و بیگجه خانی و ... رقم خورده و جاودان شدهاند. ما از شما میخواهیم اثری از خود معرفی فرمایید تا در دفتر آثار ماندگار موسیقی ایران ثبت شده باشد.
جناب آقای رشیدی
خیل دوستداران استاد شجریان و دوستداران واقعی موسیقی ایرانی آگاهتر و روشنتر از آناند که با سخنان مغرضانهی شما تحت تأثیر قرار گیرند. لذا خواهشمندیم به عنوان شخصی که لااقل نامتان در بین اهالی موسیقی ثبت شده است بیش از این به شخصیت هنریتان ضربه وارد نکنید که این موجب نگرانیِ ما نیز هست.
خواهشاً اظهار نظر در مورد استاد محمد رضا شجریان و دیگر اساتید بزرگ را به صاحبان فنّ بسپارید که انتقادات آنها قطعاً مورد پذیرش استاد شجریان و دوستداران ایشان خواهد بود.
جناب آقای رشیدی
به عنوان نماینده از سوی خیل طرفداران "شجریان " و دیگر اساتید موسیقی ایران به شما پیشنهاد میکنیم تا فرصت از کف نرفته به آثار شگفتانگیزی که در این سالها خلق شده گوش فرا دهید چرا که در غیر اینصورت گنجینههایی را از دست خواهید داد که امروزه مورد توجه بسیاری در ایران و خارج از آن قرار گرفتهاند. آنگونه که همه جا از این آثار سخن بر سر زبانهاست. هدایایی چون "نشان رسمی دولت فرانسه" ٬ "نشان ارزشمند پیکاسو" ٬" کاندیداتوری اسکار موسیقی یا همان گرمی" و ... که در این سالها توسط افرادی چون ناظری ٬ شجریان ٬ علیزاده و ... برای هنر این سرزمین کسب شده نشان این پیشرفتها و تأثیرگذاریهاست .
جناب رشیدی
در طول این سالها بارها از اساتیدی چون شجریان و گروههایی چون "کامکارها " ٬ "دستان" و ... برای اجرای برنامه در فستیوالهای معتبر جهانی مثل فستیوال فز مراکش دعوت به عمل آمده است. اما تاجایی که ما مطلعیم شما هیچ تجربهای در این زمینه نیز ندارید.
همینها بس تا بدانیم که شما صلاحیت نقد بزرگان موسیقی را ندارید.
هنر آن است که تاجایی که می توانیم از تعصب و غرض ورزی به دور باشیم و با نگاهی به جایگاه خود و با راهکارهایی انسانی و صادقانه در صدد ارتقای منزلت خود برآییم .
مخاطبان اصلی هنر مردم هنر دوست هستند. هنر غذای بشریت در تمام طول تاریخ بوده ؛ مردم قضاوت کنندگان اصلی هستد. این را دیگر هر شخصی میتواند بگوید که کدام هنرمندان مورد قبول مردم قرار گرفتهاند و کدام خیر. کدام هنرمندان محبوبیت بیشتر طی زمان در بین مردمشان کسب کردهاند و کدام کمتر و کدام هیچ ... ؟!
هنر یعنی همراه شدن و گام برداشتن با مردم. هنر یعنی همان ندایی را سر دهیم که مردم سر میدهند. از دردها و رنجهای مردم و از شادیها و خوشیهای آنها بگوییم و بنگاریم و با آنها نقش ببندیم.
آیا شما با مردمتان همکلام بودهاید ؟! قضاوت با مردم است ...
زندگی صحنهی یکتای هنرمندی ماست
... خــرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
جناب رشیدی
در مورد اجرای مرغ سحر در کنسرتهای استاد شجریان فرموده بودید:
"ظن غالب بر آن است که ممکن است روزی از این روزها فرزندان و نوادگان مؤلفان مرغ سحر که آهنگساز آن مرحوم مرتضی خان نی داوود و شاعر آن شادروان ملک الشعرای بهار است و هنوز در قید حیات هستند، حق السهم شرعی و قانونی خودشان را از اجراکنندگان این تصنیف ماندگار مطالبه فرمایند و در غیر این صورت از اجرای آن جلوگیری کنند."
زمانی که شجریان این توانایی را دارد که این تصنیف جاودانه را به بهترین شکل ممکن اجرا کند چرا ایشان این تصنیف شورانگیز و محرک را اجرا نکنند؟! مگر ایشان اجرای آنرا توسط دیگران منع کردهاند؟ زمانی که محمد رضا شجریان با اجرای این تصنیف روح آن را میان هنردوستان زنده میکند، چرا آنرا اجرا نکند؟
جناب رشیدی وکیل مدافعان نیداوود و بزرگان درگذشتهی موسیقی ایران همان اکثریت هنرمندان و نیز مردماند. هنرمندان و مردمی که معتقداند ، شجریان مرغ سحر را به بهترین نحو اجرا میکند. این اجراها همواره مورد تأیید اهالی بزرگ موسیقی قرار گرفته همانطور که هنگامی که ایشان آثاری چون "زمن نگارم " درویش خان ٬ " من از روز ازل " و "مرا عاشقی شیدای " بنان و .... را اجرا کردند تمام اهالی موسیقی به نشانهی تأیید و تصدیق سر فرود آوردند .
جناب رشیدی فرموده بودید:
" چنین میتوان گفت که ملت نجیب و هنردوست ایران به خصوص دوستداران موسیقی سنتی، در زمره قانعترین و وفادارترین و فداکارترین ملتهای جهان جای دارند. اینان بی خیال از شعر آن شاعری که گفت؛
فسانه گشت و کهن شد حدیث اسکندر / سخن نو آر که نو را حلاوتی است دگر
هیچگاه انتظار شنیدن آهنگهای تازه و نو را از خواننده مورد علاقه خود ندارند و حاضراند برای شنیدن مکرر در مکررترانه «مرغ سحر» و هکذا سرود «ای ایران» از کله سحر تا دمیدن سپیده صبح صادق و سرزدن آفتاب عالمتاب در پشت گیشه بلیت فروشی کنسرتها در صفوفی منظم یا نامنظم سرپا بایستند و از سر و کول هم بالا روند و بلیتها را با قیمتهای آنچنانی تهیه کنند تا آنجا که حتی بعضی از مرفهین دردمند - نه بی درد- بلیت کنسرت را از بازار سیاه (اگر مساله بازارگرمی در میان نباشد) تا حدود مبلغ یکصد و پنجاه هزار تومان وجه رایج مملکتی ابتیاع فرمایند و در همین جاست که باید آوازخوانها و نوازندگان کنسرتها تشکرات عمیق خود را از این مردم به طور رسمی در رسانهها اعلام فرمایند "
پاسخ اصلی به این گفتهی شما در دست همان مردم" هنر دوست " و نجیبی است که شما از آنها نام برده اید.
آنها خود پاسخ شما را خواهند داد. آنچه همین علاقهمندان را پایبند به حضور در اجراهای استاد شجریان کرده تواناییهای ایشان در عرصه موسیقی است. آنچه آنها را پایبند نگاه میدارد دقت و تأمل شجریان در انتخاب اشعار و مفاهیم بر اساس موقعیت زمانه است. آنها خود پاسخ شما را میدهند که در ۴ دههی گذشته با چه شوری در کنسرتهای شجریان حاضر شدهاند و همواره آثاری با رنگ و بوی تازه و سرشار از توانایی و آگاهی را شنیدهاند.
لازم است به خدمتتان عرض کنیم که چند سالی است استاد در انتهای برنامهها آنهم بهخواست شرکتکنندگان در کنسرتها به اجرای مرغ سحر میپردازند. مردم میخواهند چرا که به گفتهی شما هنر دوستاند و هنر دوستی یعنی درک دقیق شرایط زمانه و ارتباط برقرار کردن و مأنوس شدن با آثار جاودانهای که از جان و روح بلند یک هنرمند بزرگ نشات گرفته. به هر شکل در این بخش از نوشتهتان به شکل ناگواری از ناآگاهی خود دم زدهاید . چرا که از خواست "مردم هنر دوست" برای اجرای قطعاتی چون "مرغ سحر " بی اطلاع بودهاید و خود مچ خود را گرفتهاید و حال آنهایی که نوشتهی شما را میخوانند اگر در زمرهی آن چند صد هزار نفری باشند که به کنسرتهای شجریان می روند و یا آرزوی رفتن را دارند حتماً به این ناآگاهی شما میخندند.
در مورد نرخ بلیتها هم گفته بودید و متاسفانه شخصیت هنری خود را به عنوان یک موسیقیدان تا بدینجا هم نزول داده بودید.
اما در جواب خدمت شما عرض میکنیم طی چند سال اخیر بهای بهترین بلیت همه کنسرتهایی که توسط همهی بزرگان موسیقی در سالن وزارت کشور برگزار شده یکسان بوده و البته مشمول قیمتهای پایینتر هم میشود.
آنچه در این مورد دارای اهمیت است آن است که فروش بلیتها با قیمت گزاف و آنچه شما فرموده بودید در بازار سیاهی رخ میدهد که از تقاضای بسیار علاقهمندان موسیقی ایرانی برای از نزدیک شنیدن نوای "شجریان " و تعداد محدود بلیتها ناشی میشود. هر چند ضعف در سیستم خدمات اینترنتی در کشورمان نیز از دلایل آن است اما دلیلی بسیار کوچک و کم اهمیت به شمار میرود. خوشبختانه این مشکلات در صورتیکه شما تصمیم به برگزاری کنسرت بگیرید وجود نخواهد داشت و گمان نمیکنیم فروش بلیت کنسرتهای احتمالیتان با مشکل مواجه شود و از این جهت خیال خود و طرفدارانتان بسیار راحت است.
خوشحالیم که وجود چنان علاقهای به "شجریان " موجب به وجود آمدن چنان مشکلاتی در عرضهی بلیت گشت و نتیجتاً موجب شد برای اولین بار در ایران فروش بلیت با این حجم تقاضا کاملاً به شکل اینترنتی انجام شود و راهکارهای مناسبی برای تمام مراحل خرید بلیت در نظر گرفته شود. خوشحالیم که آغاز کنندهی تلاش برای رفاه مردم و نزدیک شدن به تکنولوژی روز دنیا برای خرید بلیت در این حجم " استاد شجریان " هستند و چه خوش میاندیشیم که با این تجربیات اکنون راههای مناسب فروش غیرحضوری بلیت برای تمامی برگزار کنندگان کنسرت در این کشور باز شده است.
در بخش بعدی نوشته تان به رویکرد صدا و سیما و مسئولان آن در به نمایش در نیاوردن ساز خرده گرفته بودید. اما متاسفانه آنطور که در قسمتی دیگر نوشته بودیم خودتان هرگز برای اعتراض به این رویکرد با سایر هنرمندان همگام نشدهاید بلکه اشتیاقی وصفبرانگیز برای حضور در صدا و سیما دارید.
جناب رشیدی ...
حساسیت شما بر عدد "یکصد و پنجاه" هزار تومان در نوشتهتان بسیار به چشم میخورد. امید داریم این حساسیت شما ناشی حسادت نسبت به هنرمندان این سرزمین نباشد. چرا که در این سالها کنسرت بزرگان موسیقی بیش از اندازه مورد توجه قرار گرفته اما فعالیتی برای اجرای کنسرت و یا حداقل در جهت تربیت شاگردانی برای اجرای برنامه از سوی شما مشاهده نشده است. قیمت بلیتها بماند ... .
فرموده بودید : " متأسفانه دیگر دوران تصنیف سازی وترانهسرایی به سرآمده ... "
این گفتهی شما بدان معنی است که دوران موسیقی ایرانی به سر آمده است. چرا که در طی این سالها که موسیقی ایران جاری بوده شاهد خلق تصانیفی بودهایم که بنابر رأی اکثر اهالی موسیقی در زمرهی برترین تصانیف تاریخ تصنیفسازی ایران قرار میگیرند. اما افسوس که شما گوش شنیدن این آثار را ندارید. در صورتیکه از هر کدام از اهالی موسیقی بخواهید بهراحتی میتوانند تعداد بسیاری از این آثار را به شما معرفی کنند.
هرچند اگر بخواهیم بنابر گفتهی شما صحبت کنیم باید بگوییم: « ... همچنان منتظریم تا جنابعالی روحی تازه در تصنیف سازی موسیقی ایرانی بدمید .».
در پایان :
این را هم ما و هم شما میدانیم که همواره در طول تاریخ انسانهای بزرگ و ارزشمند جان برکفترین عاشقان و سرسختترین دشمنان را داشتهاند.
دشمنان هرگز با اظهار نظرهای باطل خود از شأن و منزلت بزرگان نکاستهاند بلکه نام خود را از اذهان بشریت شستهاند و از درون پوسیدهاند و نیست شدهاند و نامشان اکنون در هیچ صحنهای به یادگار نمانده است. آنها نامشان را با خود به خاک بردهاند.
آقای رشیدی عزیز
توهین به بزرگان هنر این سرزمین که مورد قبول مردم قرار گرفتهاند هرگز بیپاسخ نمیماند و کوچکترین پاسخش فراموش کردن است. مردم آنهایی را که به هنرمندانشان توهین کنند خیلی زود از یاد میبرند.
در آخر باز به جنابعالی پیشنهاد میکنیم با توجه به تواناییهایی که در درک موسیقی دستگاهی ایران دارید آثار زیبا و ماندگاری که در این سالها خلق شدهاند را از دست ندهید .
سربلند و پایدار باشید .
پی نوشت :
حتما میدانید هنگامی که آن حاکم افغان قصد تخریب آرامگاه حافظ را داشت و به پیشنهاد همراهان تفالی به دیوان خواجه زد حضرت حافظ با کدام بیت و چگونه به او پاسخ داد.
لازم است بدانید اکثر خوانندگان مقالهی منتشر شده در روزنامهی اعتماد در وبلاگها و سایتهای مرتبط با بهرهجویی از آن بیت مشهور حضرت حافظ اعتراض خود را نسبت به بیانات جنابعالی اظهار داشتند ...