دوشنبه شب، زمانی که تنها دقایقی تا اجرای آخرین شب گروه دستان و همایون شجریان مانده است، برق تالار وزارت کشور، با برنامه یا بیبرنامه قطع میشود و بزرگترین تالار کشور، که البته مناسب برگزاری اجراهای موسیقایی نیست، قریب به یک ساعت و نیم در خاموشی کامل بهسر برد. این خاموشی در حالی رخ داده بود که برگزار کننده، صبح روز دوشنبه، طی نامهنگاری با مسئولین تالار، از ایشان درخواست کرده بودند تا از قطع برق تالار بپرهیزند. همچنین تأمین کنندهی برق اضطراری سالن ــ ژنراتور ــ نیز بهخاطر مشکلات فنی (و طبق آنچه که شنیده شد، گم شدن سیم آن) قادر به روشن کردن بخشی از سالن نبود. استاد محمدرضا شجریان، پس از به جریان افتادن برق اضطراری سالن، پیش از اجرای رسمی گروه، برای دقایقی به روی سن آمدند و با صحبتهای خود، مراتب اعتراض خود را از هم زبان حضار، هم گروه برگزار کننده و هم همایون شجریان و اعضای گروه دستان اعلام کردند.
بیبرنامگی یا برنامهی از پیش معین شده؟! همانطور که چند خبرگزاری دولتی نیز اشاره کرده بودند، در اجرای گروه دستان بههمراه همایون شجریان، بیش از پیش، نیاز مبرّم به سالن و فضای ویژه برای اجرای موسیقی، احساس شد. قطعی بیموقع برق که اساسیترین و در عین حال ابتداییترین امکان برای برگزاری یک اجرای موسیقاییست نشان از عقب افتادگی کشوری با سابقهی فرهنگ هزاران ساله است. شب چهارم، زمانی که سالن اجرا در تاریکی کامل بهسر میبرد، یکی از دلآوازیها توضیحاتی را به برخی حضار میداد و میگفت: «قبل از برگزاری کنسرت، با مسئولان برگزاری نامهنگاریهای لازم را انجام دادهایم و آنها نیز در پاسخ اعلام کردند که اتفاقی طی ساعات برگزاری نخواهد افتاد ... از سویی نمیتوانیم برق اضطراری سالن را به جریان بیاندازیم و علت آن هم قطعی (و گم شدن) سیم ژنراتور است.» این موضوع را میتوان از زوایای مختلفی نگریست.
۱ــ چرا اساسیترین و ابتداییترین امکان برای برگزاری یک برنامهی فرهنگی، تنها زمانی باید از کف برود که تنها دقایقی به آغاز رسمی برنامه مانده است؟! ۲ــ آیا این اتفاق بیبرنامگی پیام بیبرنامه بودن را میرساند یا برنامه داشتن را ؟! ۳ــ چرا پس از اجرای شب سوم، این اتفاق مجدداً در شب چهارم رخ داد؟! ۴ــ اینکه مسئولان تالار وزارت کشور، حضار معترض ــ امّا صبور ــ را به شرکت دلآواز ارجاع میداد و با لحنی خاص بیان میدارد که مسئولیتی ندارد و فقط سالن را اجاره داده است؟! ۵ــ آیا برنامهای در پی بوده که جمعیت معترض با رفتاری که از خود نشان دادند، اجازهی اجرای آن برنامه را ندادند؟!
حضار صبور... تحمل و شکیبایی حاضران در سالن برگزاری در خاموشی یک ساعت و نیمــه، این نکته را میتواند برساند که همواره جمع کثیری از این طیف، مردمانی صبور، با فرهنگ و در عین حال هوشیار هستند. اینکه جمع معترض، اعتراض خود را با استفاده اشعار و تصنیفهایی چون «مرغ سحر» یا «ای ایران ای مرز پر گهر» که غالب روح آنان، زمینهی سیاسی دارد، بیان میکنند نکتهای در خورِ تأمّل است. در طول خاموشی کامل سالن، حضار هیچ اعتراضی بهصورت علنی نمیکنند، و این نشان از هوشیاری ایشان دارد.
استاد از زبان ما سخن گفت... !سخنرانی قابل تأمّل استاد محمدرضا شجریان پس از وصل جریان برق اضطراری سالن برگزاری کنسرت و پیش از آغاز رسمی برنامه توسط هنرمندان، مفهومی پر از کنایه داشت. اینکه بچههای ما را عصبی کردند، بچهها میتواند تنها هنرمندان را دربرنگیرد. مفهوم کلّی صحبتهای استاد شجریان پیش از آغاز رسمی کنسرت، با توجه به "جمله به جملهی آن" نشانی خاص از قطعی بابرنامه یا بیبرنامهی برق سالن داشت که دریافت این مهم را ـــ از دید نگارنده ـــ به بازدیدکنندگان عزیز محوّل میکنیم. در ادامه، متن کامل سخنرانی استاد شجریان را میخوانید و همچنین میتوانید فایل صوتی این سخنرانی را دریافت کنید. شایان ذکر است که این فایل توسط وبلاگ غیررسمی دلآواز ضبط و آماده شده است که بدینوسیله از آن وبلاگ قدردانی میکنیم.
استاد محمدرضا شجریان، دوشنبه شب، تالار بزرگ کشور ...توجه: زبان گفتاری صحبتهای استاد شجریان به زبان نوشتاری تبدیل شده است.
درود به یکایک شما عزیزان ... دست یکایکتان را میبوسم ... شما مردمانی که تا اینقدر تحمّل میکنید، اینگونه رفتارها را که جز شیطنت چیزی نیست ... والّا باید سؤال کرد که وزارت کشور که صاحب خانه است چرا بایستی در چنین موقعیتی برقاش برود ... ایرادی که داریم اینکه هیچکس، جوابگوی ما نیست ... از دشمنان برند شکایت به دوستان، چون دوست دشمن است، شکایت کجا بریم ... آنهایی که فکر میکنند میتوانند جلوی این برنامهها را بگیرند، سخت در اشتباهاند ... سخت در اشتباهاند ... تا زبان فارسی هست، موسیقی این زبان هست ... هیچکس نمیتواند جلوی زبان و موسیقی ما را بگیرد ... حواسشان را باید جمع کنند ... پوزش میخواهم از همهتان ... دست همهتان را میبوسم ... اعصاب بچههای ما را خراب کردند و تحملتان باز هم بیشتر از این باشد تا بتوانیم ما در کنار همدیگر با صلح و صفا زندگی کنیم ... ...
من هم به همراه همسرم شب اخر تو سالن حضور داشتم.
واقعا شبي به ياد ماندني برايمان بود.ولي از ديدن چهره عصباني استاد واقعا دلم گرفت.با اين كارهاي نابخردانه اي كه هميشه انجام ميدهند به هيچ كدام از خواسته هاي شرم آورشان نميرسند.
استاد عزيزمان اميدوارم هميشه سلامت و موفق باشي...
با سپاس از زحمات شما هنر دوستان.واقعا من به عنوان یک ایرانی از اینگونه حرکات زشت و سنگ انداختنهای ادمهای کوته فکر در کار بزرگان بی نظیری همچون استاد شجریان و دیگر هنرمندان فهیم و ارزشمند احساس شرمساری در برابر انان میکنم.هر چند اینگونه حساد تها که ناشی از عقده های پست انهاست بیشتر برای چاپلوسی بالا دستیهای خودشان بوده و هست و متاسفانه گریبانگیر تمام انسانهای بزرگ و ارزشمند میهن عزیزمان که حداقل فقط نخواسته اند کارشان دولتی و حکومتی محسوب شود می باشد.هرچند با همدلی و ایستادگی و حمایت تمام فرهنگ دوستان این سرزمین کهن از بزرگان ارزشمندی که میراث دار فرهنگ و هنر ما هستند و حداقل قدرشناسی از انها در زمان حیاتشان انان و بزرگتر هاشان هیچگاه به اهداف زشت و شرم اورشان که همه در جهت نابودی تمام فرهنگ و هنر و بخصوص اند یشه والای ایران و ایرانیست دست نخواهند یافت.از اینکه نظرم طولانی شد معذرت خواسته و از عزیزانی که وقت گذاشته و انرا خواندند متشکرم. در پایان از حضرت حق ارزوی طول عمر همرا با سلامتی و دلی شاد برای تمام دانشمندان و بزرگان ارزشمند ایران عزیزمان بخصوص اساتید موسیقی ایرانی از بزرگانی نظیر استاد شهناز.کسایی.شجریان...تا هنرجویان با استعداد امروز که حتما اساتید فردا میشوند را خواستار هستم.حق نگهدارتان.
درود بر همه خدمتگزاران عرصه موسیقی این مرزو بوم"درود بر استاد شجریان " مطمئن هستم این شیطنتهای بچه گانه راه به جایی نخواهد برد و همه دوستاران موسیقی سنتی را برای پاسداشت ارزشها ثابت قدم تر خواهدکرد. در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن شرط اول قدم آنست که مجنون باشی
تا کی باید این مشکلات بر سر راه موسیقی ما باشه؟؟