شجریان، تکامل آواز ایرانی ◊ محمد کرمینور
نویسندهی وبلاگ «بیــداد»
تاریخ آواز اصیل ایرانی قصهی طول و درازی دارد. بخشهای مهمی از آن در کتاب «سرگذشت موسیقی ایران»، نوشتهی استاد و محقق بزرگ موسیقی، جناب مرحوم «روحالله خالقی» نگاشته شده است. افرادی که در این وادی زحمات و تلاشهای فراوانی متحمل شدهاند، کم نیستند. هر چند معتقدم اشخاصی که فعلاً در نظرها و خاطرها موجوداند، کفایت همهی کسانی را که بیوقفه و مجدانه تلاش کردهاند، نمیکند؛ ولی ما نیز به همین بسنده میکنیم. از همت و زحمات گذشتگان دورتر، نظیر «قلیخان شاهی»، «سعادتمند قمی»، «اقبال آذر»، «طاهرزاده»، «ظلی» و... تا فعالیتهای آوازخوانان کنونی، همه و همه نقشی مهم در تاریخ آواز اصیل ایرانی داشتهاند؛ اما بدونتردید و بهگواه اکثر کارشناسان موسیقی، شخص استاد شجریان بیشترین تأثیر را بر روی این هنر ایرانی داشته و حاصل قریب نیمقرن فعالیت و مرارتهای وی، تکامل آواز ایرانی است.
دو کتاب «راز مانا» و «هزار گلخانهی آواز» گوشههای مهمی از تلاشهای این استاد بیبدیل آواز را به تحریر درآوردهاند که مطالعهی هر دو را به علاقهمندان و محققان توصیه میکنم. در کتاب هزار گلخانهی آواز، خاطراتی از استاد شجریان وجود دارد که انسان متحیر میماند از چگونگی تلاشهای شجریان در امر یادگیری آواز...
استاد شجریان پس از فراغت از چند دهه آموزش با صدایی زیبا به برنامههای «گلها» وارد میشود. بهنظر من آوازهایی که شجریان در گلها خوانده است، از بسیاری جهات متمایز و شاخص هستند. شجریان در آن روزگار هنوز تجربههای زیادی (همانند یکی دو دههی اخیر) کسب نکرده بود؛ ولی با نگاهی به آثار وی درمییابیم که او تا چه اندازه در تسلط بر صدای خویش و اجرای گوشههای آوازی متبحر بوده است. حتی وی در آن سالها برخی گوشهها را بهعنوان سمبل و نماد بر جای گذاشت که میتوان به «راکهای ماهور» با مطلع «مرا دو چشم بهراه و دو گوش بر پیغام / تو فارغی و به افسوس میرود ایام»، اشاره کرد. وی در چهار بیت این شعر، راکها را یکی پس از دیگری با تسلطی مثالزدنی اجرا میکند که در بسیاری از کلاسهای آواز فعلی تدریس میشود. نکتهی دیگر چگونگی تحریرهای وی در آن سن و سال بود. معتقدم تحریرهای شجریان در برنامههای گلها بسیار روان و شفاف و کمنظیر هستند. تحریرها از جمله بلبلی و چکشی، بهخصوص آنانکه با ذکر کلمات شعر ادا میشوند، آنقدر روان هستند و بهخوبی بر شعر میافتند که انسان فکر میکند تنها جای تحریر، همین جاست و لاغیر! و نوع تحریر نیز همان.
شجریان همگام با گلها و پس از آن در محافل خصوصی و کنسرتها به اجرای برنامه میپردازد. ولی منحنی پیشرفت شجریان هنوز در اوج است. با شروع انقلاب اسلامی، گروه «شیدا» و «عارف» با فعالیتهایی همچون «چاووش»، برگ زرینی بر افتخارات شجریان و صدالبته همراهان او میافزاید. هیچگاه نمیتوان چاووش را نام برد و از «لطفی» و «مشکاتیان» و «علیزاده» و «کامکارها» و «عندلیبی» و دیگران یاد نکرد (حتی اگر بخواهیم صرفاً از شجریان بنویسیم). بدونتردید موفقیتهای شجریان وامدار نوازندگان و آهنگسازان بزرگی است که در همهی مراحل فعالیتهای او با او همراهی کردهاند. چاووش از جمله والاترین اجراهای شجریان است. تصانیف متعدد وی در ذهن همهی علاقهمندان نقش بسته و یادآور خاطراتی از آن دوران است.
صدای شجران همچنان پخته و عاری از ایراد است. اینک شجریان آماده است تا در تاریخی نوین از کشور، آواز را وارد مرحلهی جدیدی کند. او اولین فعالیتش را بعد از پیروزی انقلاب با آلبوم «گلبانگ» آغاز میکند. جذبهی کارها، او را به مرد اول آواز ایران تبدیل کرده است. حتی عوام هم نام او را میدانند. در مرحلهی بعد که من نام آنرا «دورهی خلق آثار دستگاهی» مینهم، شجریان که اینک سرشار از تجربه است با سعی و تلاش برای هر آواز یا دستگاهی دستکم یک آلبوم در متعالیترین سطح به یادگار میگذارد و بهتعبیری تابلویی بیکران و بینهایت زیبا از هر آواز و دستگاهیترسیم میکند. برای دستگاه چهارگاه، «دستان» را خلق میکند. برای دستگاه سهگاه، «جان جان» و «آسمان عشق» را میآفریند، برای نوا، «نوا»، برای ابوعطا، «عشق داند»، برای همایون، «بیداد»، برای بیاتترک، «بهیاد عارف» و.... و خدمت شجریان به آواز ایرانی دو سویه میشود. همچنانکه روح و روان آواز ایرانی دستگاهها و آوازها هستند و شجریان از آنها سود میبرد، اینک آنها هستند که بهسبب این آلبومها جانی دیگر میگیرند و به مرحلهی تکامل میرسند. همچنان تأکید دارم که همراهان وی در این آثار، نقشهایی بسیار والا و ارزشمند داشتهاند و نباید آنها را فراموش کرد. کامکارها، «پیرنیاکان»، «درخشانی»، «بیگجهخانی» و... نیز در بهوجود آمدن برخی از این آثار سهم بزرگی داشتهاند. شجریان پس از چند سال کاهش فعالیتها، مجدداً در سالهای اخیر به اجراهایش در قالب آلبوم و کنسرت سرعت بخشیده و در آستانهی هفتاد سالگی با قدرت و صلابتی بینظیر همچنان میخواند. کنسرت «همنوا با بم» و دیگر کنسرتهای وی شمار علاقهمندان زیادی را بهسوی موسیقی اصیل روانه کرده است. کارگاه آواز وی میتواند چندین آوازخوان و مدرس دیگر را روانهی عرصه کند. با توجه به بیمهریها و کارشکنیها و شیطنتها به فاصلهی چند ماه از یک کنسرت، کنسرت دیگری را برگزار میکند تا آن دسته از دوستدارن که نتوانستهاند در اجرای قبلی شاهد کار وی و گروه «شهناز» باشند، به چشمهی زلال آواز وی آمده و سیراب شوند. شجریان، ماحصل قریب به نیمقرن تلاش و کوشش است. او گوهری است که در زمان ما وجود دارد و باید بر خود ببالیم که او را داریم. هر چند این گوهر سالهاست که مورد بیمهری و بیتوجهی رسانهها واقع است؛ اما شجریان آنقدر بزرگ است که نیازی به آنها ندارد. شجریان مایهی مباهات موسیقیست. شجریان اوج هنر اصیل ایرانی است. شجریان تکامل آواز ایرانیست