کنسرت استاد شجریان، سال آینده در تهران مجید درخشانی، نوازندهی تار و سرپرست گروه موسیقی «شهناز» از برگزاری کنسرت شجریان بههمراه این گروه، سال آینده در تهران خبر داد. درخشانی میگوید: «بعد از اجرا در تهران، گروه شهناز تمرینات خود را برای اجرای جدید سال آینده آماده میکند.»
وی در خصوص چگونگی این اجرا میافزاید: «تاکنون تنها بخش اول کنسرت که در بیات اصفهان است، مشخص شده و قرار است در این کنسرت قطعاتی از ساختههای من را بههمراه چند تصنیف از آقای شجریان و همچنین چند قطعه از ساختههای اعضای گروه، اجرا کنیم. در حال حاضر، بخش اول را تمرین خواهیم کرد تا قطعات و نحوهی اجرای بخش دوم را هم انتخاب کنیم.»
درخشانی در خاتمه خاطرنشان کرد که شجریان تا سال آینده در تهران کنسرتی نخواهد داشت.
با سلام و سپاس...
نظر مربوط به پست قبلی ...
در ایامی که به بهانه ی کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز در تهران بودم ، موفق شدم این تئاتر زیبا و تاثیر گذار را که در سالن اصلی تئاتر شهر اجرا می شد ، ببینم.
در مورد کارگردانی و نیز نقش آفرینی تاثیر گذار بازیگران این نمایش ، باید به آن ها تبریک گفت.
تعریف جدید (و تا حدودی سوررئال) از چیستی "عشق" و روابط انسان ها با یکدیگر و چگونگی برقراری ارتباط میان انسان ها ، اهم مواردی بود که در این نمایش به مخاطب عرضه می شد.
در سکانس پایانی ، بر این حقیقت (و مخصوصا از دیدگاه بنده با تاکید بر کلمه "حقیقت" در مورد برقراری روابط عاطفی میان انسان ها و شکل گیری "عشق") تاکید داشت که "عشق" زمینه ی آشنایی پیشین دارد ؛ به طوری که هنگام دیدن معشوق و برقراری ارتباط با او ، در حقیقت او را "به خاطر می آوریم" که این موضوع ، بیت زیبا و تاثیر گذار سعدی شیراز را به یاد می آورد:
"بیرون نشود عشق توام تا ابد از دل کاندر ازلم حرز تو بستند به بازوی"
اما در ارتباط با موسیقی این نمایش...
باید اعتراف کنم با دیدن اسم استاد "حسین علیزاده" به عنوان آهنگساز این نمایش که در تابلوی تبلیغاتی نمایش "مهمانسرای دو دنیا" مقابل تئاتر شهر نوشته شده بود ، تصمیم به دیدن این نمایش گرفتم ؛ وگرنه شناختی از کارگردان (که انصافا کارگردان خوبی است) و نیز بازیگران نداشتم...
موسیقی این نمایش اما نه بر اساس ساخت ملودی و بسط و پرورش آن ، بلکه با الهام از سکانس ها و حوادث مختلفی که در جای جای این نمایش اتفاق می افتاد ، ساخته شده بود.در حقیقت موسیقی این نمایش ، از لحاظ ملودی پردازی و تنوع و غنای ملودیک (و یا ریتمیک) چیز زیادی نداشت ؛ به جز یکی دو تکنوازی سه تار(اگر اشتباه نکرده باشم) و در حقیقت فضای تئاتر و ارائه ی آن ایجاب میکرد که موسیقی فقط به عنوان پایه و همراه و در جهت کمک به فهم داستان پیش رود.
برداشت صحیح و منطقی آهنگساز از درون مایه و کلیت نمایش نامه ی "امانوئل اشمیت" و نیز تطبیق آن با نحوه ی کارگردانی و نمایش بازیگران که منجر به ساخت موسیقی کم ، اما بسیار تاثیرگذار این نمایش شده بود ، با کارگردانی خوب آقای سلیمی ، به درستی با صحنه پردازی و نورپردازی و بازی خوب نقش آفرینان این تئاتر ترکیب شده بود ؛ به گونه ای که واقعا بیننده را مجذوب و مبهوت در پیگیری داستان می کرد.
مخصوصا موسیقی به برجسته کردن مفاهیم و حالاتی چون غم ، شادی ، بهت ، ترس ، انتظار ، اضطراب و ... و دقت هرچه بیشتر در درک این مفاهیم کمک بسیار زیادی میکرد.
به عنوان اولین تجربه در ساخت موسیقی برای تئاتر توسط استاد گران قدر حسین علیزاده ، باید اعتراف کرد که او موفق بوده و به نظر من باید تعصب را کنار گذاشت و گفت موسیقی در تار و پود وجود علیزاده تنیده شده و به قول خودش "به هر چیز که نگاه می کند ، از آن صدا را می شنود و خود را به آن می سپارد"...
او را بی اندازه دوست دارم و با عشق به او زندگی میکنم...
با امید به شکوفایی هرچه بیش تر هنر والای "تئاتر" و نیز موسیقی تئاتر در مملکت ما ...
ارادتمند همه ی شجریانی ها :جواد یعقوبی
...پیروز و سربلند باشید...
به نام حق
بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت
واندر آن برگ و نوا خوش ناله های زار داشت
گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست
گفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت
هزار جان گرامی فدای هر قدمت
صدای زیبای استاد مهربان به دلها اشتیاق به وصلی بیکرانه است.از احساسی که بر دل همگان نشسته وهیچ کس را توان بازگفتنش نیست را من به خودت میگویم.با حضور شما جناب استاد خدا را دوست دارم.بغضی بس زیبا از علاقه ای دور مرا میبرد با خود تا اوج قله دوردستهای طنین دلنشین شما .
سلامی چو بوی خوش آشنایی به شما استاد گرانقدر که دل های ما عاشقان موسیقی اصیل ایرانی را تسخیر کرده اید با آرزوی سلامتی و عمر طولانی برای شما یک تقاضای دور در غرب کشور هم کنسرت اجرا کنید.
شجر که پاک باشد ثمرش شکرریز است
گهر که ناب باشد میوه اش همایون است
آسمانی را که در آن صدای حضرات شجریان طنین انداز باشد،زمینش هر کجا باشد طلاست
درود بر خسرو آواز ایران.
خاک پای استاد عماد
با عرض سلام و درود واظهار ارادت.بر محضر( خسرو خوبان) هنر استاد محمد رضا شجريان و همايون عزيز كه ميخواهد( وطنش سبز و جاودانه) بماند.
شما را ميستايم بدين دليل كه همواره صدايتان ارائه دهنده ي پيام جامعه بودست و عشقتان مردم كه همين باعث ماندگاري اثرتان تا ابد خوهد بود.
زندگيتان پر از لحظات عاشقانه
عشقتان سرمستانه.امير ناصر 14ساله از كرج
تا نباشد گلبني اخر کجا پروانه اي
گر که ليلي رخ کند پيدا شود ديوانه اي
-------------------------
ببوسم دست باران را که لطفش . به جسم خشک صحرا زندگي داد
چو از بالا به زير آمد چنان اشک . به هر عاشق پيام بندگي داد
----------------------------------
دوستار هنر از اصفهان (حميد - راهي)
کل نظرات: ۳۰ - دیدگاههای تأییدنشده: ۰ - دیدگاههای خصوصی: ۴ - دیدگاههای غیر قابل انتشار: ۰
با سلام و سپاس...
نظر مربوط به پست قبلی ...
در ایامی که به بهانه ی کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز در تهران بودم ، موفق شدم این تئاتر زیبا و تاثیر گذار را که در سالن اصلی تئاتر شهر اجرا می شد ، ببینم.
در مورد کارگردانی و نیز نقش آفرینی تاثیر گذار بازیگران این نمایش ، باید به آن ها تبریک گفت.
تعریف جدید (و تا حدودی سوررئال) از چیستی "عشق" و روابط انسان ها با یکدیگر و چگونگی برقراری ارتباط میان انسان ها ، اهم مواردی بود که در این نمایش به مخاطب عرضه می شد.
در سکانس پایانی ، بر این حقیقت (و مخصوصا از دیدگاه بنده با تاکید بر کلمه "حقیقت" در مورد برقراری روابط عاطفی میان انسان ها و شکل گیری "عشق") تاکید داشت که "عشق" زمینه ی آشنایی پیشین دارد ؛ به طوری که هنگام دیدن معشوق و برقراری ارتباط با او ، در حقیقت او را "به خاطر می آوریم" که این موضوع ، بیت زیبا و تاثیر گذار سعدی شیراز را به یاد می آورد:
"بیرون نشود عشق توام تا ابد از دل کاندر ازلم حرز تو بستند به بازوی"
اما در ارتباط با موسیقی این نمایش...
باید اعتراف کنم با دیدن اسم استاد "حسین علیزاده" به عنوان آهنگساز این نمایش که در تابلوی تبلیغاتی نمایش "مهمانسرای دو دنیا" مقابل تئاتر شهر نوشته شده بود ، تصمیم به دیدن این نمایش گرفتم ؛ وگرنه شناختی از کارگردان (که انصافا کارگردان خوبی است) و نیز بازیگران نداشتم...
موسیقی این نمایش اما نه بر اساس ساخت ملودی و بسط و پرورش آن ، بلکه با الهام از سکانس ها و حوادث مختلفی که در جای جای این نمایش اتفاق می افتاد ، ساخته شده بود.در حقیقت موسیقی این نمایش ، از لحاظ ملودی پردازی و تنوع و غنای ملودیک (و یا ریتمیک) چیز زیادی نداشت ؛ به جز یکی دو تکنوازی سه تار(اگر اشتباه نکرده باشم) و در حقیقت فضای تئاتر و ارائه ی آن ایجاب میکرد که موسیقی فقط به عنوان پایه و همراه و در جهت کمک به فهم داستان پیش رود.
برداشت صحیح و منطقی آهنگساز از درون مایه و کلیت نمایش نامه ی "امانوئل اشمیت" و نیز تطبیق آن با نحوه ی کارگردانی و نمایش بازیگران که منجر به ساخت موسیقی کم ، اما بسیار تاثیرگذار این نمایش شده بود ، با کارگردانی خوب آقای سلیمی ، به درستی با صحنه پردازی و نورپردازی و بازی خوب نقش آفرینان این تئاتر ترکیب شده بود ؛ به گونه ای که واقعا بیننده را مجذوب و مبهوت در پیگیری داستان می کرد.
مخصوصا موسیقی به برجسته کردن مفاهیم و حالاتی چون غم ، شادی ، بهت ، ترس ، انتظار ، اضطراب و ... و دقت هرچه بیشتر در درک این مفاهیم کمک بسیار زیادی میکرد.
به عنوان اولین تجربه در ساخت موسیقی برای تئاتر توسط استاد گران قدر حسین علیزاده ، باید اعتراف کرد که او موفق بوده و به نظر من باید تعصب را کنار گذاشت و گفت موسیقی در تار و پود وجود علیزاده تنیده شده و به قول خودش "به هر چیز که نگاه می کند ، از آن صدا را می شنود و خود را به آن می سپارد"...
او را بی اندازه دوست دارم و با عشق به او زندگی میکنم...
با امید به شکوفایی هرچه بیش تر هنر والای "تئاتر" و نیز موسیقی تئاتر در مملکت ما ...
ارادتمند همه ی شجریانی ها :جواد یعقوبی
...پیروز و سربلند باشید...