Shajarianfans.com
صفحه‌ی اصلی > مقاله
 ۰  | امتیاز شما به این مقاله:


تاریخ انتشار: دوشنبه، ۸ تیر ۱۳۸۸ نسخه‌ی چاپی - دیدگاه‌ها - ارسال به دیگران


متن ارسالی/
نقدی بر نحوه‌ی حضور استاد محمدرضا لطفی در موسیقی ایران
مقدمه: ناز لیلی، داروگ، به‌یاد عارف، جان جان، چاووش، کوچه‌سار شب، عشق داند، چشمه‌ی نوش، معمای هستی، قافله‌سالار، گریه‌ی بید، رمز عشق و... هر کدام برای خود کتابی از شور و احساس و اندیشه‌ای است که در سال‌های متعددی که شرایط متفاوتی داشته اند؛ بزرگی مجموعه به‌وجودآورندگان و سازندگان آن (و به‌ویژه محور اصلی آن یعنی شخص محمدرضا لطفی) را برای ما یادآور می‌شوند. گرچه مطمئناً با خواندن دقیق و کامل و چند باره‌ی آن کتاب‌های شورانگیز نیز تمامی عوالم و دنیای حاکم بر آن‌ها بر ما روشن نخواهدشد. «محمدرضا لطفی» استاد برجسته‌ی موسیقی و نوازنده‌ی توانمند و صاحب‌سبک تار و سه‌تار و آهنگ‌ساز بزرگ دهه‌های اخیر موسیقی اصیل ایرانی است. به جرأت می‌توان گفت تأثیرگذاری وی در حوزه‌ی موسیقی اصیل ایرانی نه‌تنها در سال‌های دوره‌ی چاووش و شیدای فعال و پیشرو آن زمان، که در تمامی 3 و حتی 4 دهه‌ی گذشته و حتی در سال‌های دوری او از وطن (و گرایش او به ارائه‌ی موسیقی بداهه‌نوازی و تک‌نوازی) از منظرهای مختلف چشمگیر و ستودنی بوده است (باید ذکر کرد که حتی در دوره دوری او از ایران و اقامت در آمریکا که همراه با ارائه‌ی نوعی خاص از موسیقی از جانب وی بوده است نیز نمی‌توان گفت که آن نوع موسیقی در خدمت کلیت موسیقی ردیف دستگاهی ایران نبوده‌اند چراکه به هر حال در معرفی موسیقی این سرزمین ولو در ژانر بخصوصی نقش موثری داشته‌اند). در واقع صحبت از توانایی‌ها و تأثیرگذاری استاد لطفی چیزی نیست که نیاز به گفتن و توصیف افرادی هم‌چون ما و در ردیف توانایی‌های ما باشد. ولیکن این مقال و انگیزه‌ی نوشتار آن به موارد و اتفاقاتی برمی‌گردد که از حدود 3 سال پیش به این سمت و به‌ویژه از سال گذشته تا کنون رخ داده است. بازگشت "استاد محمدرضا لطفی" به کشور پس از سال‌ها اقامت در آمریکا و حضور پر سر و صدا و پر از خبر و جنجال ایشان و اوج هیاهوی رسانه‌ای و خبری در مورد علل و انگیزه‌های‌ترک وطن و خاطرات دوری وی از وطن و اظهارنظرها و به چالش کشیدن وضعیت موسیقی و آینده‌نگری‌ها و پیش‌بینی‌های ایشان به‌گونه‌ای بعضاً غیرمنصفانه و غیرعادی، باعث به‌وجود آمدن بحث‌های فراوانی میان کارشناسان و علاقه‌مندان موسیقی شد که مطمئناً دوستداران موسیقی اصیل ایرانی و استاد لطفی، حداقل در یک سال و نیم گذشته از آن بی‌خبر نیستند. کنسرت استاد محمدرضا لطفی در کاخ نیاوران و موارد بحث‌انگیز مربوط به آن، کنسرت گروه‌های سه‌گانه‌ی شیدا، مصاحبه رادیویی و تلویزیونی استاد لطفی، نشست مطبوعاتی و خبری از طرف گروه شیدا به دفعات و به بهانه‌ها و در آستانه‌ی کنسرت‌های فوق‌الذکر همه و همه مواردی بودند که هر یک بحث‌ها و چالش‌های فراوانی در جامعه‌ی مطبوعاتی هنری کشور به‌وجود آوردند. اشاره به ایجاد تحول و رونق در موسیقی ایرانی در سال‌های آتی نزدیک و فعالیت‌های بسیار پیشرو گروه‌های شیدا و ابراز و ارائه ایده‌ها و تئوری‌های نو و جدید (نامتناسب با وضعیت کنونی موسیقی در کشور) از طرف استاد لطفی بدون در نظر رفتن شرایط کلی موسیقی در کشور (که معلوم نیست از بی‌اطلاعی و بی‌خبری ایشان ناشی از سال‌ها دوری از ایران بوده و یا تصور نوعی توان و قدرت خاص رهبری در موسیقی) مواردی بودند که به غیر از اتهامات و نسبت‌های مطرح شده از طرف ایشان به جامعه هنرمندان و به خصوص برخی از بزرگان آن و کلیت جامعه موسیقی کشور مبنی بر انجام نشدن هیچ فعالیت مفید و چشمگیری در کشور بعد از انقلاب، مطرح شدند که باعث شد بسیاری از علاقه‌مندان و کارشناسان نسبت به تحقق آن موارد اظهار شک و‌تردید نمایند. گرچه بسیاری از ایشان نیز با احترام به جایگاه و نقش تأثیرگذار استاد لطفی در سال‌های گذشته گرچه خوش‌بینانه به موضوع نمی‌نگریستند، اما از ابراز این شک و‌تردید و ایجاد بی‌انگیزگی در اندیشه‌های استاد خودداری کردند. صحبت بر سر میزان توانمندی‌های استاد لطفی در ایجاد موج و جریان موسیقی نیست، بلکه بحث بر سر اظهار نظرها و به تبع آن مسیر فعالیت‌های ایشان در این یکی دو سال اخیر است. استاد لطفی در حالی از زمان آمدن به ایران از ایجاد تحول در موسیقی ایرانی و نقش خود و گروه‌های شیدا و مکتب‌خانه‌ی میرزاعبدالله یاد می‌کنند که گویی عارف و دستان و کامکارها و هم آوایان و... در این سال‌ها فعالیت چشمگیری نداشته‌اند! - به‌راستی استاد لطفی از تمامی آثار اجرا شده و بوجود آمده در این سال‌ها مطلع هستند و آنها را شنیده‌اند؟ - نحوه‌ی شکل‌گیری و اندیشه‌های پشت آن آثار را مورد تحلیل و بررسی قرار داده‌اند؟ - آیا استاد مشکلات و موانع پیش روی موسیقی‌دانان و نوازندگان جوان و دانشجویان رشته‌های موسیقی (در تمامی زمینه‌ها و ژانرها) را دیده‌اند و از آنان باخبرند؟ - و مهم‌تر اینکه آیا هیچ‌وقت آنرا ریشه‌یابی کرده‌اند و علل مهم و بنیادی آن را مورد کاووش قرار داده‌اند؟ - آیا ایشان با خود فکر کرده‌اند که چرا در حالی که 3 دهه از انقلاب می‌گذرد هنوز هیچ حکم و فتوای قطعی و یکسان و شفافی در مورد حرمت موسیقی یا عدم آن وجود ندارد؟ - آیا ایشان به پاسی برای این پرسش رسیده‌اند که نظر مدیران و مسؤولین ذیربط و سیاست‌گذاران حوزه‌ی موسیقی در خصوص این هنر چیست؟ و اصلاً برای چه کاری در آن مقام‌ها قرار گرفته‌اند و تا به حال چه کار مفیدی کرده‌اند و چه سنگی از جلوی راه فعالان این راه برداشته‌اند؟ - نقش نهادها و سازمانهای متولی امور موسیقی چه‌قدر است؟ (هنوز که هنوز است اجرای یک کنسرت موسیقی توسط بزرگان شناخته شده این هنر علاوه بر مراجع مربوط به موسیقی نیازمند کسب مجوز از نیروهای امنیتی و انتظامی است) - نقش و جایگاه و تأثیر بزرگان و اساتید موسیقی در این بین چیست و کجاست؟ - حقوق مادی و معنوی و تسهیلات حین کار و پس از بازنشستگی موسیقی‌دان‌ها و اساتید و فعالان این زمینه چیست و در چه وضعیتی است؟ - وظیفه‌ی صدا و سیما به‌عنوان تنها رسانه‌ی صوتی و تصویری و دیداری و شنیداری صاحب قدرت در کشور (در نبود شبکه‌های خصوصی) در خصوص موسیقی (به‌ویژه موسیقی ملی این سرزمین) چیست و چه‌قدر دراین زمینه فعالیت مفید و سازنده و حمایتی و تبلیغی بی‌سمت و سو انجام داده است؟ و اصولاً چه میزان از فعالیت‌های آن در حوزه‌ی موسیقی صرفاً برای نفس موسیقی - و نه در لعاب اهداف اجتماعی و سیاسی و... - است؟ - برای فعالیت گروه‌های موسیقی از گروه‌های جوان بدون تجربه گرفته تا اساتید و مفاخر این حوزه و گروه‌های بزرگ و نامدار و پرسابقه و شناخته شده، چه تعداد محل تمرین و سالن اجرا و استودیو ضبط و برنامه‌های ویژه موسیقی و کارناوال و جشن هنری صرفاً مربوط به موسیقی در نظر گرفته شده است؟ و اصولاً چه میزان امتیاز و حقوق و شرایط مادی و معنوی به فعالان این امر داده شده است؟ - در امر آموزش چه فعالیت‌های چشمگیر و هدف‌دار و برنامه‌ریزی شده‌ای انجام شده است؟ (کسب اطلاعی هرچند سطحی از وضعیت معدود هنرستان‌های موسیقی و دانشکده‌های موجود و سطح دانش و توانایی و میزان تأثیر و حضور فارغ‌التحصیلان آن در جامعه موسیقی کشور گویای این مسئله خواهد بود) درحالی که هنوز به جز چند نشریه و مجله موسیقی انگشت‌شمار که آن هم به همت برخی اساتید و کارشناسان و دلسوزان این حوزه در حال فعالیت هستند، چند برنامه و چند شبکه و چند رسانه به موسیقی اختصاص داده شده است، درصورتی‌که در همه جای دنیا مجلات و شبکه‌ها و برنامه‌های حرفه‌ای و تخصصی فراوانی در این خصوص فعالیت می‌کنند و از آن مهم‌تر در این زمینه از کلیه امکانات موجود نهایت استفاده را می‌برند! - آیا در حالی که هیچ‌وزیر و معاون و مدیری به خود زحمت (و یا شاید) نام بردن و یاد کردن و عیادتی از بزرگان و مفاخر و پیشکسوتان (بعضاً در بستر بیماری) موسیقی این سرزمین (امثال شهناز و پایور و کسایی و ناهید و...) – به نشانه نهادینه بودن احترام و قدردانی از بزرگان و پیشینیان در فرهنگ این سرزمین – را به خود نمی‌دهد، باید وضعیت موسیقی این کشور را رو به پیشرفت تلقی کرد؟ - آیا در حالی که هیچ‌تریبونی برای بیان مشکلات هنرمندان و فعالان و دانشجویان و علاقه‌مندان در مراحل و مراتب مختلف فعالیت در این زمینه وجود ندارد، باید از تنها فرصت‌های گرانبهای بدست آمده به راحتی گذشت و به بیان خاطرات و بیوگرافی‌ها پرداخت (اشاره به مصاحبه‌های استاد لطفی در رادیو و تلویزیون که فقط به بیان گذشته‌ها و شرح ماجرای ساخت آهنگ‌ها – آن‌هم معدود و انگشت‌شمار و انتخاب شده از طرف مجری – و صحبت‌های جزیی و گذرا و معمولی و سپردن اختیار مسیر مصاحبه به مجری به ظاهر اهل موسیقی و غرق در خاطرات گذشته و نه دلسوز و متعهد واقعی و پیگیر وضعیت کنونی موسیقی محدود شد و از توجه به مسائل کلیدی و اساسی بازماند) از دست دادن چنین‌تریبون‌ها و فضاها و شرایطی برای بیان کمبودها و کاستی‌های موسیقی کشور و... به حق فرصت بسیار ارزشمندی بود که استاد لطفی آن‌را از دست دادند! این در حالی است که به کرات دیده‌ایم اساتید بزرگوار موسیقی که به شرایط آن در حال حاضر کاملاً اشراف دارند و به قول معروف دستی در آتش دارند از فرصت‌های انگشت‌شمار بدست آمده‌ای که البته بیشتر آن‌ها نه در حوزه رسانه‌های داخلی و عمومی کشور بوده است، برای بیان مشکلات اساسی و پایه‌ای موسیقی موجود در کشور استفاده کرده‌اند. (برای نمونه می‌توان به مصاحبه‌های استاد شجریان با یکی از کانال‌های فارسی زبان در آمریکا، مصاحبه با تلویزیون فرانسه، گفتگوهای متعدد با مجلات و رسانه‌های فراگیر داخلی، نامه‌نگاری به صدا و سیما، سخنرانی در دانشگاه‌های آمریکا و اخیراً صحبت‌های کوتاه ولی مهم و تأثیرگذار و شنیدنی در حاشیه کنسرت همایون و دستان، مصاحبه‌ی استاد علیزاده با صدای آمریکا و حتی صحبت‌های کوتاه اما عمیق استاد مشکاتیان در گفتگوی تلفنی با شخص استاد لطفی در حین مصاحبه رادیویی با رادیو فرهنگ و بسیاری مانند این اشاره کرد) و حال بعد از همه‌ی این‌ها استاد لطفی که زمانی زخمه‌زخمه تار وی طنین بیدارباش و روشنگری و روشنفکری در حوزه‌ی موسیقی آرمان‌گرا و اندیشمند بود و هرکدام از آن‌ها حرکتی تأثیرگذار را ایجاد می‌کرد، به اجرای کنسرت‌هایی با خصوصیات و حال و هوای صوفی‌گری و تکرار و یادآوری خاطرات روی آورده است و جالب‌تر آنکه در این میان، این همه را صرفاً نه از روی علاقه شخصی خود دانسته و برای خود محفوظ داشته؛ که با ندای اعتراض به جامعه موسیقی و اساتید و بزرگان آن همراه کرده است! به‌راستی جشنواره‌ی موسیقی فجر با همه هزینه‌های فراوانش که در مفید فایده‌بودن و اثرگذاری آن در داخل جای شک و شبهه وجود دارد (و این را می‌توان در میزان استقبال و اهمیت نزد علاقمندان موسیقی فهمید که درحالیکه بسیاری از آن‌ها برای کنسرت‌های اساتید موسیقی از دورترین شهرها به تهران عزیمت می‌کنند ولی جشنواره‌ی موسیقی فجر تنها مورد استقبال عده‌ای محدود از علاقه‌مندان در پایتخت قرار می‌گیرد) در منطقه و جهان و حتی در میان اهل فن این رشته چه جایگاهی دارد؟ در حالیکه در سال‌های اخیر هیچ‌کدام از بزرگان موسیقی ایران که به تنهایی و با تلاش خود بار اعظم این حوزه را در همه‌ی این سال‌ها به دوش گرفته‌اند هیچ کدام در آن شرکت نکرده‌اند. جشنواره‌ای که شاید فقط برای افراد مبتدی در راه طولانی و دشوار هنر و گروه‌های جوان جلوه‌ای داشته باشد و تنها عرصه‌ای فریبنده برای چند روز گذرا و موقت و یک اجرا و جایزه‌ای که اصلاً معلوم نیست در آینده حرفه‌ای شرکت‌کنندگان نتیجه‌ای داشته باشد یا نه، باشد! (آیا می‌توان حتی تضمین کوچکی داد که برندگان و برگزیدگان چنین جشنواره‌ای در زندگی حرفه‌ای آتی خود از این شرکت فعال و احیاناً نشان و جایزه‌ای که دشت می‌کنند در کوچکترین تجربه اجرایی خود در صحنه و یا تهیه آلبوم، از حداقل امکانات و امتیازاتی از طرف مراجع مربوط برخوردار شوند؟) با این وصف مطمئناً چنین جشنواره‌ای جای مناسبی برای بزرگان موسیقی نخواهد بود! - آیا واقعا استاد لطفی فکر میکنند که اساتیدی همچون شجریان و علیزاده و کلهر و نوآورانی هم‌چون سیامک آقایی و متبسم و... که نامزد جوایز جشنواره‌های معتبری چون گرمی می‌شوند و آثار آنها در میان اهل موسیقی در جهان می‌درخشد باید به رقابت و حضور و تقدیر در جشنواره موسیقی فجر دل خوش کنند؟ گرچه بی‌گمان تنها دل‌جویی و حرکت مثبت برای تسلی خاطر پر درد و رنج و خسته این عزیزان بزرگ در چنین برنامه‌ها و مراسمی، قدردانی واقعی و نه سمبولیک و بی‌زحمت از آنان، از طریق ارج نهادن به اندیشه‌ها و آرزوها و برنامه‌ها و ایده‌های بزرگ آنان است و لیکن نظر این حقیر بر این است که آن بزرگواران حتی به کمتر مفیدتر از این هم راضی‌اند و آن بدون‌شک ارزش‌گذاری واقعی به موسیقی و کلیه فعالان این زمینه و فراهم نمودن تمامی شرایط لازم برای حفظ، استمرار، گسترش، بهبود کیفیت و شناساندن آن در داخل و خارج مرزهاست! - به‌راستی آیا حضور در جشنواره موسیقی فجر از سوی استاد محمدرضا لطفی (که با اعتراض ایشان به شرکت‌نیافتگان در آن همراه شده است) با اصول و آرمان‌ها و نیازها و شرایط حاکم بر موسیقی کشور چقدر هم‌خوانی دارد؟ - اساتید و فعالان ارجمند موسیقی در کشور از چه امتیاز و حقوق و احترام واقعی و امکاناتی برخوردارند - به‌جز حقوق و امتیازهای خردی که به‌واسطه‌ی تلاش و فعالیت خودجوش و صادقانه نهادهای غیر دولتی و صنفی (مانند شورای عالی موسیقی، انجمن موسیقی و خانه‌ی موسیقی) که به همت اشخاص خوش‌فکر و دل‌سوزی از خود اهالی موسیقی به‌وجود آمده است - و کدام شرایط موافق با اندیشه‌ها و آرمان‌های هنر و موسیقی را مشاهده می‌کنند که باید خود را ملزم به حضور در جشنواره موسیقی فجر نمایند؟ - و آیا اصولاً حضور افراد و گروه‌هایی چون شجریان و شریف و سراج و ناظری و عارف (مشکاتیان) و کامکارها و هم‌آوایان و دستان و... در چنین جشنواره‌ای دردی از بی‌شماران درد آنان را دوا خواهد کرد؟ - آیا پس از پایان جشنواره صدا و سیما گوشه‌ای از فعالیت‌های آنان را به تصویر خواهد کشید و ساز و صدای آنان را که به حق زبان گویا و قلم توانای آنان بوده است به مردم خوب معرفی خواهد کرد؟ و از پیشینه و فعالیت‌های آن‌ها و آن‌چه ساخته‌اند و خوانده‌اند و نواخته‌اند کلامی خواهد گفت؟ و آیا مسؤولین عالی‌رتبه موسیقی خود را موظف به حضور در جشن آنان خواهد دانست؟ هیچ پرسش ایرادآوری به نحوه تفکر و عقاید شخصی استاد لطفی در خصوص انگیزه‌ها و روح درونی آثار گذشته وی و تحلیل کنونی ایشان از آن بر وجود بزرگوارشان وارد نیست؛ ولی آیا با فرض حضور ایشان در جشنواره، برنامه‌های انتخابی ایشان در جشنواره می‌تواند انتخاب به‌جا و مناسبی باشد؟ یاد گفتار یکی از دوستان افتادم که گرچه خیلی به موسیقی اصیل ایرانی علاقه نداشت ولی به‌واسطه حس میهن‌پرستی و ملی‌گرایی که همیشه داشت زمانی (یکی دو سال پیش) از من پرسید: "چرا شجریان ایران ای سرای امید را در این سال‌ها نمی‌خواند؟" و در جواب او گفتم: "زمانه، زمانه‌ی ایران ای سرای امید و ایران خورشیدی تابان دارد و ای ایران ای مرز پر گهر نیست! اشتباه نکنیم، گرچه این تصنیف‌ها میهنی و ملی است ولی امروز زمانه نوایی دیگر می‌طلبد از جنس بزن آن زخمه و فریاد و مشت می‌کوبم بر در... و البته مرغ سحر! آن روز که این جواب را به پرسش او دادم، هنوز همایون شجریان "وطن" را نخوانده بود ولی اکنون دیگر می‌توانم بگویم اگر قرار باشد تصنیفی میهنی خوانده شود باید چنین تصنیفی باشد! پی‌نویس: شاید از همین جا بتوان به فرمایشات استاد شجریان نقبی زد و از آن به سرچشمه‌ای رسید. آنجا که ایشان در خصوص جدایی از استادان علیزاده و کلهر می‌گویند که: «...جدایی ما بر اساس توافقی همگانی برای جلوگیری از تکرار و پیگیری برنامه‌های شخصی در مسیر خود بوده و اگر باز هم شرایطی پیش آید در کنار هم خواهیم بود» ولی زمانی‌که از ایشان در خصوص صحبت‌های استاد محمدرضا لطفی در خصوص همکاری‌های مجدد با وی می‌پرسند به جرأت و با جسارت می‌گویند تجسم چنین حالتی هم امکان‌پذیر نخواهد بود و اتفاقات گذشته تکرار نخواهد شد! گر چه منظور ایشان از تکرار گذشته، به‌وجود آمدن آثاری با شرایط و روحیات و حال و هوای آثار قبلی است اما مطمئناً ایشان نسبت نوع تفکر کنونی استاد لطفی آگاه هستند چرا که یقیناً تفکری که حضور در جشنواره موسیقی فجر را می‌پذیرد، در واقع به نوعی تفکر و اندیشه و سیاست‌های مسؤولین و دست‌اندرکاران نااهل مرتبط با موسیقی را می‌پذیرد و قبول دارد و یا اینکه حداقل با آن سازش می‌کند و این دقیقاً خلاف آن راهی‌ست که امثال استاد شجریان در طول این سال‌ها در آن قدم برداشته‌اند! و به همین استدلال تکرار کارهای قبلی که در زمان و مکان و شرایط خاص خود به‌وجود آمده‌اند و فلسفه و دلیل خاص زمان خود را دارند در حال حاضر که هیچ‌گونه هم‌خوانی و نسبت و قرابتی بین شرایط این دو نیست کاری بس عبث و بیهوده خواهد بود!

بازگشت    بالا




 
[شناسه: ۱۸۴۷] هیلدا شنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۳۷
 ۱   
با سلام و سپاس از مقالتون...من کاملا با دیدگاه این مقاله موافقم،ولی به هر حال استاد لطفی به عنوان کسی که سال‌ها در این وادی زحمت کشیده و صاحب نظر می‌باشند،صحبت‌هاشون قابل احترامه،و باید صبر کنیم و ببینیم این ره به کجا می‌رسد...من فکر می‌کنم استاد همچنان تحت تاثیر فضای کشوری که چندین سال زندگی کردند هستند وتقریبا از فضای ایران دور...ولی این اطمینان را میشه داشت که نیتشون خیر است...من چند روز پیش به موسسه شیدا برای گرفتن بلیط کنسرت ایشون رفتم و بر حسب اتفاق خودشون حضور داشتند،من هم از فرصت استفاده کردم و در مورد اجرای دوباره‌ی سپیده و انتقاداتی که مطرحه باهاشون صحبت کردم،ایشون متواضعانه و باحوصله پاسخ دادند،هر چند من مجاب نشدم،چرا که اعتقاد دارم سپیده فقط با صدای استاد شجریان جاودانه و زیباست،و این را به خودشون هم گفتم ولی دیدگاه ایشون برام محترمه...امیدوارم هم استاد لطفی و هم اساتید دیگر همواره بر قله سلامت باشند و از دادار مهربان طول عمر و سلامتی برای برترین انسان ،استاد شجریان خواهانم...خسته نباشید...اهورایی باشید و آریایی...
 

 
[شناسه: ۱۸۵۱] آرزو شنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۹:۳۹
 ۰   
با درود
نقد شما در زمینه حضور استاد لطفی در جشنواره موسیقی فجر کاملا منطقی و قابل قبول بود. من هم با شما موافق هستم.
 

 
[شناسه: ۱۸۵۳] هزار گلخانه آواز (استاد شجریان) یک‌شنبه ۲۴ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۹:۱۲
 ۰   
سلام
درود بر شما
متاسفانه استاد لطفی علی رغم اینکه در زمینه موسیقی خیلی پربار هستند اما در زمینه فروتنی و تواضع و احترام به دیگران کم بار هستند.
 

 
[شناسه: ۱۸۷۱] پیروز سه‌شنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۰:۶
 ۰   
لطفی از روزی که پا به ایران گذاشت فقط یک هدف داشت و آن گسترش موسیقی ایرانی بود. اما متاسفانه ایشون میخوان به هر قیمتی این کار رو بکنن و اندکی هم فکر نمیکنن که چه تبعات و یرانگری میتونه به بار بیاره، مقاله شما خیلی منطقی و درست بود اما لحنش خیلی خاضعانه بود، در نقد چیزی به نام تعارف و فروتنی و احترام وجود ندارد این روزها لطفی نیاز به یک بیدار باش مهیب دارد با جملاتی سنگین و اتشین تا بلکه بفهمد در کجا زندگی می کند و برای چه کسانی ساز میزند.
لطفی فقط تارش را خوب میزند ولی از نظر تفکر از ابتدا هم در سطح بسیار نازل و پائینی قرار داشت و دارد.
 

 
[شناسه: ۱۹۷۱] صادق پورارباب جمعه ۶ دی ۱۳۸۷ ساعت ۴:۳۳
 -۱   
با سلام خدمت تموم شجرياني ها مي خواستم بگم كه هر كس عضو اين سايته خيلي بي نظيره دمشون گرم وسرشون خوش باد .
در وصف استادبارها سخن رانده شده است اما من اعتقادم بر اين است كه كلمات دروصف استاد قاصرند وزبان خسته ودروصف دوري از استاد اين يك بيت شعر به ذهنم ميرسد: غم زمانه خورم يا فراق يار كشم به طاقتي كه ندارم كدام بار كشم
تقديم به خسرو
 

 
[شناسه: ۳۱۸۲] علی مهدوی اصفهان ملک شهر جمعه ۹ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۳۶
 ۰   
 

 
[شناسه: ۳۱۸۸] مهتا ملکی جمعه ۹ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۴۷
 -۱   
دوستان عزیز اول: ما نیستیم که برای هنرمندان تصمیم می گیریم و حق تعیین تکلیف هم برای هیچ کس نداریم دوم: کاری نکنید تا عکس ها و نوار های ضبط شده مهمانی های خصوصی استادان محبوبتان با سران نظام (مثل ص.ط و الف. خ. و بسیاری دیگر) را منتشر کنیم تا همه بدانند چه کسی با نظام معامله کرده و هم از توبره خورده و هم از آخور سوم سواد خودتان را از موسیقی به حدی برسانید تا بتوانید در مقالاتتان کلمات را درست استفاده کنید
 

 
[شناسه: ۳۳۱۳] lمهدی رحیمی چهارشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱:۵
 -۱   
خیلی برایم جالب است که کسانی نقد میکنند که یا به شدت حسودند و یا میخواهند خود را بزرگ نشان دهند و بگویند ما نیز میتوانیم نقد کنیم .. حتی اساتید بزرگ کشور را .
شما اگه خیلی فکر میکنی بزرگی کنسرت بداهه نوازی اجرا کن .. بعد راجع به بداهه نوازان نظر بده . بعد هم اینکه سایر گروه هایی هم که لطفی اسمی ازشون نبرده .. لزومی هم برایش وجود نداشته .. به جز تنها گروه های معدود محمد رضا شجریان و استاد علیزاده که دقیقآ اسم آنان را در مصاحبه آورده است . چون لیاقتشان را داشتند .. اما مثلآ چه دلیلی داره اسم کامکارها را بیاورد ؟ یا مثلآ دستان ؟‌مگر اینها طی این مدت چی کار کرده اند ؟ آیا اثری ماندگار خلق کرده اند ؟‌ اردوان کامکار که انقدر شعور ندارد که هنگامی که روی سن ازشان عکس میگیرند .. به جای آنکه روی صندلی بشیند روی تمبک مینشیند ... چه تعریفی میتوان کرد .. البته نا گفته نماند که بهمن رجبی هم خوب گفت که اردوان اگه مردی روی ساز خودت بشین .... اینا لیاقت تعریف دارند ؟ دستانی که برای اجرای یک کنسرت 1 سال تمرین میکند .. خیلی باید با شجریان . لطفی که 1 هفته تمرین برای چشمه نوش داشته اند ..فرق داشته باشند ... در ضمن .. شمایی که این نقد رو نوشتی .. چند سالته ؟ چند تا کنسرت بداهه داشتی؟ چند تا کاست روانه بازار کردی؟‌ اصلآ میدونی بداهه نوازی چه مفهومی داره ؟ .. اگر خود شجریان این حرف ها را زده بود .. میشد تا حدودی قبول کرد .. البته بازم نه کاملآ .. و جالبه بدونی که شجریان شاگرد لطفی هم بوده به گفته خودش در کلاس خودش .. میتونی اگر بهش دسترسی داری ازش بپرسی .. که کی بهت راست پنج گاه درس داده ؟
 

 
[شناسه: ۷۸۸۶] ali rezaei پنج‌شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۴۳
 ۰   
aghaye lotfi tamame modati ke dar kharej az keshvar eghamat dashtandro dar amrika naboodand ghablaz inke bian iran hodoode 12 -13sal dar swiis zendegi mikardan.lotfan bishtar deghat va tahghigh konid.
 

 
[شناسه: ۹۴۹۲] hosein ghadami یک‌شنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۳۰
 ۰   
nazarat kamelan dorost mibashad lotfy az nazar navazandegy ham baed az karhaye derakhshaneshan jadidan moshkel peyda kardeand
 



اطلاعیه [آرشیو]

اطلاعیه


آلبوم عکس‌های کنسرت همایون شجریان و گروه هم‌نوازان حصار در قزوین ادامه »

جست‌وجو
 

آگهی

   نحوه‌ی پذیرش آگهی شما درگاه اخبار و مطالب موسیقی ایران

مقاله‌های اخیر
کتاب الکترونیکی آلبوم «آب، نان، آواز»
روایت تاریخ
آشنایی با گروه دستان
میخانه‌ای به‌نام ربنا
حسن تو ز تحسین تو بسته‌ست زبان را...
گام‌های دستان در راه نوگرایی
سقف پرواز در عالم هنر
در اين جامعه بويی از هنر نيست
گفتم با همین بربت می‌نوازم!
گوش‌مان برای شنيدن نقد باز است
پایور را زنده نگه داریم
حالا؛ آنِ موسیقی ِ ما!
ای چرخ فلک... بیدادگری شیوه‌ی دیرینه‌ی توست
توضیح درباره‌ی مطلب مقالات استاد شجریان
اختصاصی: گزارشی از وضعیت شهر گوتنبرگ یک روز تا کنسرت

خبرهای اخیر
استاد شجریان: آنچه در آواز آموخته‌ام، متأثر از نوازندگی استاد شهناز بوده‌است
آغاز به کار انجمن «شجریانی‌ها»
کنسرت «همایون شجریان» در قزوین
۱۷۵ عکس از اعضای گروه «دستان»
اطلاعیه‌ی دل‌آواز درباره‌ی کنسرت‌های همایون شجریان در ایران
کنسرت استاد شجریان و گروه «شهناز» در لندن
DVD کنسرت گروه «شهناز» و «دستان» سال آینده منتشر می‌شود
اعلام رسمی برگزاری کنسرت «همایون شجریان» در ایران
گفت‌وگوهای کوتاهی با محمدرضا شجریان و مجید درخشانی
سومین شب کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز در قونیه برگزار شد
عکس‌های کنسرت قونیه - آذر ۱۳۸۸
گزارشی از مراسم تشییع پیکر زنده‌یاد استاد فرامرز پایور (+ ۷۴ عکس از این مراسم)
قدردانی بنیاد مولانا از استاد آواز ایران
نخستین شب کنسرت استاد شجریان و گروه «شهناز» در قونیه برگزار شد
در فراق او غم بزرگی را بر دوش تحمل می‌کنم

خبرنامه
 
نام شما:
 
ایمیل:
 
 
   خبرنامه چیست؟

نظرسنجی

در حال حاضر نظرسنجی فعالی موجود نمی‌باشد
[آرشیو نظرسنجی‌های قبلی]

امکانات
 

خروجی RSS

خروجی موبایل

استاد شجریان مقالات اخبار آثار چند رسانه‌ای ویژه‌نامه‌ها شجریانی‌ها
زندگینامه
آثار
سخنرانی‌ها
گزیده‌ی سخنرانی‌ها
سازهی ابداعی
آرشیو مقاله
تحلیل
آرشیو نقد
آرشیو خبر
کنسرت‌ها
عکس خبری
 
آثار موسیقیی
آثار استاد شجریان
گالری عکس
گزارش‌های تصویری
عکس خبری
نغمه‌ی هفته
دانلود (ویدئو - موسیقی)
۱. زادروز استاد شجریان
۲. کنسرت‌های پاییز
۳. پرونده‌ی مجید درخشانی
۴. پرونده‌ی گروه دستان
اهداف
سرویس خبری
اطلاعیه‌ها
تماس

این وب‌سایت توسط جمعی از دوست‌داران استاد محمدرضا شجریان در بهار ۱۳۸۷ تهیه‌ شده است و هیچ‌گونه وابستگی به ایشان ندارد