بهتر است از وبسایت محترم «گفتوگویهارمونیک» شروع کنم. با تمام احترامی که برای مسؤولان این پایگاه موسیقیایی قائلم باید بگویم مطالبی که اخیراً از روی بغض و غرضورزی توسط عدهای محدود در این وبسایت منتشر میشود هیچ سنخیتی با حق ندارند. با نظم و هارمونی کاملاً در تضاد است و مرا به یاد صحنهی آلودهی دروغگوییهای سیاسی و جناحی میاندازد.
نقد، بزرگ و کوچک و استاد و غیر استاد نمیشناسد. همه این را قبول داریم اما توهین چیز دیگری است. توهین در مورد هر انسانی چه کوچک و چه بزرگ زشت است و نادرست چه برسد به اساتیدی که نزد مردم، هنرمندان و بزرگان یک سرزمین دارای احتراماند. عقیده دارم گفتوگویهارمونیک این روزها به شکل ناگواری از رسالت خویش دور افتاده و آهسته به حاشیهای کشیده میشود که خود شاید نام «موشکافی و تغییر ادبیات میان اهالی موسیقی» بر آن مینهد اما اگر اندکی صادقانه بیاندیشد در مییابد کاملاً در مسیری متفاوت از آنچه ادعا میکند گام برمیدارد و زین پس تصویری نازیبا میان کاربران فضای مجازی از خود به جای خواهد گذاشت.
زمانی که نوشتهی جناب «علیرضا جواهری» را که در ادامهی سری نوشتههای ایشان در مورد وضعیت خواننده در موسیقی معاصر ایران اخیراً در وبسایت «گفتوگویهارمونیک» منتشر شده، خواندم بهراستی ابتدا برای وبسایت گفتوگویهارمونیک و سپس برای شخص نویسندهی محترم متأسف شدم.
مقاله را که خواندم شخصاً با جناب آقای جواهری صحبت کردم و از ایشان خواستم کمی در مورد منبع جملاتی که از قول استاد شجریان در این نوشته آوردهاند توضیح دهند و پرسیدم چرا این جملات را بدون ذکر منبع در نوشتهی خود آوردهاید؟ ایشان هرچند نمیدانستند که این جملات از قول استاد شجریان در کجا منتشر شده فرمودند:
«شما شک نکنید. من در روزنامه خواندم و فکر میکنم آقای رجبی متن آن را دارند.»
این جمله را که فرمودند تا حدود زیادی پی به عمق ماجرا بردم!
البته ایشان فرمودند: «شما بهتر است به جای آنکه دنبال منبع باشد، به دنبال حقایق بگردید.»
نیز طی صحبت با ایشان متوجه شدم کمی نسبت به اوضاع موسیقی گلهمند هستند چرا که وضعیت کنونی موسیقی ایران را به «لجن زار» شبیه دانستند.
آقای جواهری در نوشتهشان به مصاحبهای از استاد شجریان در سال هفتاد و سه استناد کرده بودند. همان مصاحبهای که فرمودند متنش را در حال حاضر آقای «رجبی» دارند. پیش خودم گفتم احتمالاً این آقای جواهری از نزدیکان جناب رجبی است که از اسناد و مدارکی که نزد ایشان است خبر دارد و احتمالاً از پیروان ایشان! بگذریم...
من با تشبیه وضعیت موسیقی ایرانی به «لجنزار» مخالفم و به ایشان هم گفتم که توهین به هنر پاک موسیقی ایرانی جایز نیست، اما میپذیرم که عدهای که همواره خود را از اهالی موسیقی میدانند حاشیهای برای آن ساختهاند که بیشباهت به لجنزار نیست. البته برخی از این افراد هم قلم به دست شدهاند و در مورد موسیقی مینویسند و به عقیدهی خودشان نقد میکنند و میخواهند ادبیات حاکم بر موسیقی ایرانی را تغییر دهند. میخواهند جنبشی به راه بیاندازند و در موسیقی ما تحول ایجاد کنند. چه کسانی؟ دوستانی که هرگز در موسیقی ایرانی چهرهی شناخته شدهای ندارند و اصولا کمتر کسی آنها را میشناسد حالا میخواهند دست به تحول بزنند. شاید بزرگانی چون علیزاده و لطفی و کلهر و گروههایی چون دستان و کامکارها و... باید در گوشهای بنشینند و در کمال هیجان منتظر باشند ببینند این دوستان چه میکنند. کلید نجات موسیقی ما در دست آقای جواهری و همکاران ایشان است!
جالب اینجاست که آقای جواهری فرمودند:
«من باید بتوانم ادبیات حاکم بر موسیقی رو تغییر بدهم و حالا خواهید دید که این ادبیات دروغین و مقدس مابانه عوض خواهد شد. من و دوستانم این کار رو خواهیم کرد. حتماً به این فرهنگسازی ادامه خواهیم داد. خیالتون راحت. ما حدود صد نفر هستیم. در بسیاری از کشورها»
ابتدا این سوال برای من پیش آمد که آقای جواهری با چه سابقه و چه توانایی میخواهند به کمک دوستانشان در ادبیات موسیقی ما تحول ایجاد کنند؟ و بعد از خودم پرسیدم مگر ادبیات موسیقی ما نیاز به تغییر دارد؟
فکر میکنم آنچیزی که نیاز به تغییر دارد ادبیات دوستانی است که به خیال خودشان در موسیقی نقد مینویسند. آنچه نیاز به زنگارگیری دارد وجدان اندک آلودهی دوستانی است که خود را از اهالی موسیقی میدانند و همواره کودکانه در حاشیه ماندهاند. همانهایی که عقیده دارم عرصهی فوتبال و جنجالهای موجود در آن زمینهی بهتری برای قلم زدن آنهاست.
جناب آقای جواهری بدون ذکر نام منبع به مصاحبهای از استاد شجریان در سال هفتاد و سه استناد کردهاند و گلهمند شدهاند که چرا آقای شجریان به نوازندگان توهین میکنند؟ چرا آقای شجریان حق نوازندگان را نادیده میگیرند.
احساس کردم زمانی که ایشان این مطلب را مینوشتند اندکی عصبانی و آشفته بودهاند چراکه بدون رعایت اصول ابتدایی ادب نسبت به یک استاد بزرگ و هنرمند شناخته شده شروع به دروغگویی و خیال پردازی کردهاند.
ایشان گفتهاند خود آقای علیزاده در همانسالهای انتشار این مصاحبه نسبت به آن اعتراض کردهاند. سپس ابراز تعجب کردهاند که چطور خود استاد علیزاده که از مخالفان گفتههای آقای شجریان بودهاند سالهای بعد به همکاری با ایشان پرداختهاند:
حال سؤالی که مطرح می شود اینست که ایشان چگونه توانستند با این تفکر خود بعدها اینگونه در زیرمجموعۀ آقای شجریان قرار بگیرند و از همکاران ایشان در گروه ۴ نفرۀ اساتید!شوند؟
از همین اعتراض جناب آقای جواهری تمام اشکال کارشان پیدا میشود. آنکه همواره در حاشیه موسیقی به سر بردهاند و هیچگاه به موسیقی نرسیدهاند. شاید نوازنده هم باشند اما از این گفتهشان پیداست که هدف ارائه کار موسیقی و اصولا مبنا و بنیاد هنر و به ویژه هنر مقدس موسیقی را درنیافتهاند چرا که اگر اینطور بود هرگز اختلاف نظرها را به معنای دشمنی اهالی موسیقی نمیدانستند و با رجوع به هدف مشخص موسیقی درمییافتند که اساتید بزرگ این عرصه که خود زبان موسیقی را دریافته و از راه شناخت نسبت به آن اعتقاد پیدا کردهاند همواره با وجود اختلاف عقاید درکنار هم ماندهاند چرا که پیام اول موسیقی پیوند دادن است و نه گسستن.
نکتهی جالب دیگر همان علامت تعجبیست که آقای جواهری در انتهای کلمهی «اساتید» قرار دادهاند و باز بیانگر آن است که ایشان اصولاً انسانی اهل موسیقی نیست بلکه بیشتر از حاشیه و جنجال لذت میبرند. (همهی اینها بر فرض آن است که آن گفتهها از قول استاد شجریان صحت داشته باشند)
ایشان در ادامهی نوشتهشان با اینکه از علت جدایی استاد شجریان و استاد علیزاده ابراز بیاطلاعی کردهاند، ادامه دادهاند که:
نکتهای که قابل توجه بود اینکه همۀ نگاهها معطوف شخص محمدرضا شجریان بود و دیدیم که این گروه با آن همه دبدبه و کبکبه دیری نپایید و از هم پاشید و جای خود را به سنجنواز گروه شیدای قدیم داد!
باز در همین قسمت هم میشود از حسن نیت جناب آقای جواهری به نیکی یاد کرد. چرا که با اینکه از علت جدایی استاد علیزاده از استاد شجریان ابراز بیاطلاعی کردهاند در این مورد به قضاوت شخصی که نهایتاً به دروغ منتهی میشود پرداختهاند و در انتها نیز بدون حفظ حرمتها سخن رادهاند.
در ادامه نیز از علل جدایی یکی از اعضای گروه آوا پردهبرداری کردهاند و با اطلاعات احتمالاً گستردهای که دارند قصد افشاگری داشتهاند که همچون تمام سطور نوشتهشان بیانگر نوع موضع و طرز فکر ایشان است.
اما جالبترین قسمت نوشتهی ایشان در واقع همان پاراگراف نهایی است که فرمودهاند:
پس از اینگونه انتقادات از عملکرد آقای شجریان، ایشان به تقلید از گروههایی مانند عارف و شیدای کنونی که با ۱۶-۱۷ نوازنده روی صحنه می رفتند دست به طراحی گروهی با همین حدود نوازنده زدند که در نوع خود جالب بود ولی باز هم شاهد حقوقها و دستمزدهای پایین بین نوازندگان هستیم به طوری که این حقوقها و دستمزدها شان و جایگاه هنری واقعی این جوانان را زیر سوال میبرد.
به یاد داریم زمانی که دور تازهی همکاری استاد شجریان با گروه آوا آغاز شد عدهای از بزرگان موسیقی ایرانی که صاحب نظر و قابل احترام هستند نسبت به حجم پایین صدای گروه آوا نقدهایی را وارد دانستند و به استاد شجریان پیشنهاد دادند که با گروههای ارکسترال و بزرگتر که طیف صدایی وسیعتری را دربرمیگیرند کار کنند. و دیدیم که استاد شجریان با پذیرش این نقد و نیز برای میدان دادن به نوازندگان جوان به همراهی آقای درخشانی اقدام به ایجاد گروه شهناز نمودند. حال سؤال بنده از آقای جواهری این است که چطور آغاز به کار گروه شهناز و همکاری استاد شجریان را تقلید ایشان از گروههایی چون عارف و شیدا پنداشتهاند؟ آیا جز این است که این تفکر ایشان در امتداد همان تفکر خیالبافی و حاشیه پردازیشان قرار میگیرد؟
جالب اینجاست که در صحبتی که با آقای جواهری داشتم ایشان از مردم گلهمند بودند که برای خود قهرمانان پوشالی ساختهاند و این بزرگیهای و هنرمندیها را زاییدهی ذهن مردم دانستند.
بد نیست به آخرین سطور مقالهی ایشان که در خصوص رعایت نشدن حق و حقوق نوازندگان توسط استاد شجریان در گروه «شهناز» سخن راندهاند اشاره کنم. بنده به ایشان پیشنهاد میکنم طی روزهای آینده حتماً بینندهی وبسایت شجریانیها باشند تا آخرین مصاحبهای که با آقای مجید درخشانی سرپرست گروه شهناز انجام شده و به زودی در همین وبسایت منتشر خواهد شد را مطالعه کنند و آنگاه در مورد تمام آنچه از روی غرض در نوشتهی خود آوردهاند قضاوت کنند. آنطور که پیدا بود و از سوی آقای جواهری ادعا میشد ایشان بسیار انسان نقدپذیری هستند.
آنچه در پایان میتوان گفت ابراز تاسف از جوی است که توسط عدهای نا اهل در حاشیهی موسیقی ایرانی به وجود آمده و هر روز گسترده و گستردهتر میشود. امثال جناب آقای جواهری عزیز و تمام آن صد نفر عوامل ! عزیزشان باید بدانند که هنرمندانی همچون شجریان و علیزاده که مورد قبول مردم واقع شدهاند و آثارشان سالهاست در گوش مردم این سرزمین طنینانداز است و در میان آنان دارای منزلت و احترامند هرگز با سخنان مغرضانهی شما کم اعتبار نخواهند شد. محبوبیت و اقبال مردم و ماندگاری آثار این بزرگان در میان پیر و جوان و میانسال نشان از درستی و انسانیت آنان دارد مگر آنکه منکر این اصل شویم که:
«آنان که در ارائهی هنر صداقت و پاکی ندارند هرگز در میان مردم ماندگار نمیشوند و بالعکس آنهایی که همواره در کار خود صادق و با نیت پاک قدم برداشتهاند در میان مردم محبوب و ماندگار خواهند شد چون مخاطبان اصلی هنر مردم هستند.»
جناب جواهری عزیز؛ شجریان و علیزاده و... همچنان در ذهن من و شما به عنوان هنرمندان بزرگ باقی خواهند ماند اما آیا تا به حال به ماندگاری خود اندیشیدهایم؟
البته برای من جالب بود که در صحبتهایی که با شما داشتم فرمودید: «من از علاقهمندان صدای استاد شجریان هستم...»
پینوشتها:
۱ــ شاید بهترین عنوان برای این نوشتهی من همانی باشد که جناب آقای دکتر نعمت احمدی چندی پیش در روزنامهی محترم «اعتماد» برای عنوان مطلب خویش برگزیده بودند: « شجریان، شجریان است»: من شجریان را دوست دارم، تو شجریان را دوست داری، او شجریان را دوست دارد، ما شجریان را دوست داریم.
۲ــ تمام نقل قولها از صحبتهای خصوصی من با جناب جواهری عیناً ذکر شده بود. دوستانی که علاقهمندند متن کامل گفتوگوی مجازی من با آقای جواهری را مشاهده کنند میتوانند از طریق بخش نظرات همین پست اقدام فرمایند.
۳ــ پوزش مرا به خاط به کار بردن کلمات نازیبایی همچون «دروغ» و «لجنزار» بپذیرید. گاهی اجبار به انجام ناخواستهها حکم میکند.
۴ــ متن کامل نوشتهی آقای جواهری را از در سایت گفتوگویهارمونیک مطالعه فرمایید.
پس از نگارش :
تقریبا یک روز بعد از انتشار پاسخ وبسایت « شجریانیها » به نوشتهی آقای جواهری در وبسایت « گفتوگویهارمونیک » ، همانطور که ایشان در بخش نظرات شجریانیها وعده داده بودند مطلب تازهای در این ارتباط به عنوان ادامهی موضوع « وضعیت خواننده سالاری » در گفت و گویهارمونیک منتشر کردهاند. شخصاً تا اینجا احساس میکردم با فردی حداقل پایبند به مبادی اخلاق مواجهم. اما امروز ایشان در مطلب تازهی خود خاستگاه اصلی نوشتهشان که همانا در لحن و نیز کلماتی که به کار بردهاند نمود پیدا کردهاست را به تمام بازدیدکنندههای سایت گفتوگویهارمونیک نشان دادند و از این رو از تمامی همراهان محترم وبسایت « شجریانیها » بابت انتشار مطلبی در پاسخ به نوشتهی ابتدایی ایشان پوزش میخواهم. چه کنم که حقیقتا میاندیشیدم با شخصی صحبت میکنم که به گفتهی خودشان سابقهی چند ساله در موسیقی دارند و از اصول ابتدایی بحث یعنی حفظ حرمتها و رعایت اخلاقیات، آگاهند . باری، در همینجا اعلام میکنم شخصاً ادامهی بحث با ایشان را درست نمیدانم . در مورد سایر دوستان تصمیم گیری با خود آنهاست که آیا مایل به ادامهی بحث در سایت گفتوگویهارمونیک با ایشان هستند یا خیر . امیدوارم چنین بحثهایی در آینده توسط انسانهای صادق و نه عصبی و مغرض ادامه یابد. بخش نظرات این پست کماکان فعال خواهد بود . با درود