Shajarianfans.com
صفحه‌ی اصلی > مقاله
 ۸۸۱  | امتیاز شما به این مقاله:


تاریخ انتشار: سه‌شنبه، ۶ اسفند ۱۳۸۷ نسخه‌ی چاپی - دیدگاه‌ها - ارسال به دیگران
سرویس: .


ویژه‌نامه‌ی «شجریانی‌ها» ۳ ● ۲
کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها؟!

«من از صدای استاد شجریان لذت بسیار می‌برم.» همین یک جمله کافی است. کافی است برای محکوم شدن. محکوم شدن به گناه ناکرده: گناه «تعصب کورکورانه».
من و ما به آوازهای شجریان گوش می‌دهیم. با تصنیف‌هایش ساعت‌هایمان را پر می‌کنیم. پی‌گیر آلبوم‌های تازه هستیم و ایشان را «استاد» خطاب می‌کنیم. اما همین که این واژه را به‌کار می‌بریم یا شمه‌ای از احساساتمان را بر زبان می‌آوریم، مُهر دهشتناکی بر پیشانی عقاید و اندیشه‌هامان می‌کوبند. محکوم می‌شویم به تعصب کورکورانه. تا به حدی که‌ترسیده شده‌ایم کلمه‌ای از مکنونات قلبی‌مان را فاش کنیم. تا آنجا که نوشته‌ها و گفته‌هایمان به خودسانسوری کشیده شده است. آخر دانسته‌ایم که واژه‌ی «متعصب» یک جور ناسزای ادبی به‌شمار می‌آید!

بد نیست نگاهی تازه به این واژه بیندازیم. «تعصب» در لغت به معنای جانب‌داری کردن، حمایت کردن، به چیزی دل بستن، مقید بودن و سخت از آن دفاع کردن است. (عمید، حسن. فرهنگ فارسی. تهران: امیرکبیر. ۱۳۷۴. مدخل تعصب) طبق این تعریف هر طرفداری خواه‌ناخواه متعصب شمرده می‌شود؛ اما باید پذیرفت که تعصب دو گونه است. تعصب نادانسته و کورکورانه و تعصب دانسته و هوشیارانه.

بسیاری از طرفداران صدای محمدرضا شجریان هستند که او را با پیش خطاب «استاد» می‌خوانند. عده‌یی لقب «خسرو آواز ایران» بر وی می نهند و گروهی «اسطوره» می‌نامندش. بیشترین انتقادی که به هواخواهان شجریان وارد است، بر سر همین چند واژه است. اگر کسی یا کسانی نیز سخنانی اغراق‌آمیز در حق وی گفته‌اند، شامل حکم «النادر کالمعدوم» می‌شوند.

این نوشته را قصد اثبات درستی گفته‌های هواخواهان شجریان در سر نیست. تنها قدری انصاف را به مسند داوری می‌نشاند و می‌کوشد واقعیات زندگی این هنرمند را در قالب گفت‌وشنود به قضاوت بنشیند. تا به یاری «حافظ» و در عین تبرئه شدن از تهمت تعصب کورکورانه، از زحمات این هنرمند شهیر ایرانی، قدردانی کوچکی کرده باشد.

×××

آدم منصف اول: آیا شجریان همان‌قدر که معروف است، محبوب هم هست؟

آدم منصف دوم: کلید گنج سعادت قبول اهل دل است / مباد آنکه درین نکته شک و ریب کند

» این محبوبیت از کجا سرچشمه می‌گیرد؟
» از آن به دیر مغانم عزیز می‌دارند / که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست

» می‌گویند به‌خاطر آثار و زحماتی که برای موسقی اصیل ایرانی کشیده، در سایر کشورها ستوده شده و جایزه دریافت کرده است...
» هاتف آن روز به من مژده‌ی این دولت داد / که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند

» حتماً ارباب رسانه‌ها با جنجالی‌ترین تیترهایشان زحماتش را پاس داشته‌اند. سایت‌های بسیار اقداماتش را ارج نهاده‌اند و حتی نویسندگان بزرگی در حمایتش قلم زده‌اند!
» ما ز یاران چشم یاری داشتیم / خود غلط بود آنچه می‌پنداشتیم

» این فرد ـ هرکه می‌خواهد باشد ـ مگر نه اینکه این همه خواننده از او تقلید می‌کنند، مگر نه اینکه تمام دستگاه‌های موسیقی، ردیف‌ها، گوشه‌ها، تکنیک‌های خوانندگی و زیر و زبرهای آواز و تصنیف را می‌داند؟ حتماً با این همه دانش، بسیاری بر آنند که مهر و هزینه در طبق اخلاص نهند و پیش‌کشش نمایند تا او به‌راحتی خیال، شاگردانی درخور پرورش دهد و تقدیم موسیقی اصیل سرزمینش سازد.
» فلک به مردم نادان دهد زمام مراد / تو اهل فضلی و دانش، همین گناهت بس!

» شجریان حتماً به سیاست‌های تلویزیون درباره‌ی نشان ندادن سازها، بها دادن به خواننده‌های ناوارد و... اعتراض کرده است. آخر راهی که آنها در پیش گرفته‌اند تنها به نابودی موسیقی ایرانی می‌انجامد.
» ارغنون ساز فلک رهزن اهل هنرست / چون از این غصه ننالیم و چرا نخروشیم

» حتماً از طرف مسئولین مربوط مورد استقبال قرار می‌گیرد. برایش تبلیغات می‌شود، آسایش خیالش فراهم می‌شود. هرچه باشد در وطن خودش و برای مردم خوش می‌خواند. موسیقی کشورش را سرپا می‌دارد، با تمام سختی‌ها و گرفتاری‌ها...
» شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین‌هایل / کجا دانند حال ما سبک‌باران ساحل‌ها؟!

» با خواندن او که مخالف نیستند؟ مگر نمی‌خواهند موسیقی سنتی ایران حفظ شود؟
» ز روی دوست، دل دشمنان چه دریابد / چراغ مرده کجا شمع و آفتاب کجا

» چه‌طور تا به‌حال توانسته به خواندن ادامه دهد؟ دیگران با وجود کارشکنی‌ها عرصه را‌ترک گفته‌اند؛ اما او همچنان می‌خواند.
» تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار / که رحم اگر نکند مدعی، خدا بکند

» تمام عمرش را صرف موسیقی این مملکت کرده است. بایدها و نبایدها را به خاطر آن تحمل نموده. حتی در ۶۸ سالگی دست از فعالیت نمی‌کشد و این‌سان بر مشکلات صبر می‌کند.
» مقام عیش میسر نمی‌شود بی‌رنج / بلی به حکم بلا بسته‌اند عهد الست

» اما مگر سود مادی آن چقدر می‌شود؟ هیچ. تن به هر کار دیگری داده بود این اندازه مرارت نداشت. دوری‌ها، بی حرمتی‌ها، برکناری‌ها و...
» من همان دم که وضو ساختم از چشمه‌ی عشق / چار تکبیر زدم یک‌سره بر هر چه که هست

» و کار با یک گروه جوان؟ از این ریسک بزرگ نهراسیده و بر موقعیت خودش نگران نشده است؟
» هر آنکه جانب اهل وفا نگه دارد / خداش در همه حال از بلا نگه دارد

» مردی کهن گشته و بردباری بر کاستی‌های جوانانی که جویای نامند؟ درحالی‌که می‌تواند با بهترین پیشکسوتان موسیقی همراه شود. از شأن او به‌دور نیست؟
» مبین حقیر گدایان عشق را کاین قوم / شهان بی‌کمر و خسروان بی‌کله‌اند

» درست که هیچ ارگان و یا شخصی کمکی نکرده است؛ اما خود او آیا به فکر‌تربیت شاگردانی افتاده که بتوانند در زمینه‌ی موسیقی اصیل تأثیرگذار باشند؟
» گوی توفیق و کرامت در میان افکنده‌اند / کس به میدان در نمی‌آید، سواران را چه شد؟

» و مقلدانی که هستند... هیچ یک به‌طور واضح و روشن خود را شاگرد و تالی او ندانسته‌اند...
» تا ابد بوی محبت به مشامش نرسد / هر که خاک در میخانه به رخساره نرفت

» تنها می‌ماند انتشار آلبوم‌ها و برگزاری کنسرت‌ها. با این همه مخاطبی که دارد...
» یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم / دولت صحبت آن مونس جان ما را بس

» مگر نه اینکه او را به‌خاطر ارج و مقامش در موسیقی اصیل ایرانی، «خسرو آواز ایران» لقب داده‌اند. پس چگونه است که این‌چنین خود را وامدار اساتید می‌شمارد، مدام از آنها یاد می‌کند و اعتراف می‌کند که در محضرشان بسیار آموخته است؟
» خسروان قبله‌ی حاجات جهان‌اند ولی / سببش بندگی حضرت درویشان است

» همنشینی با بسیاری را نمی‌پسندد. معمولاً یارانش گوی نیک‌نامی از خلق روزگار ربوده‌اند.
» نیک‌نامی خواهی ای دل با بدان صحبت مدار / بدپسندی جان من برهان نادانی بود

» در هر زمینه‌یی از هنر، دوستانی دارد که از دوستی با او شادمان و مسرور بوده و هستند: هوشنگ ابتهاج، فریدون مشیری، حسین علیزاده، محمدرضا درویشی، یدالله کابلی، استاد امیرخانی و...
» حسن مهرویان مجلس گرچه دل می‌برد و دین / بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود

» جز در مواردی، شاهد تندی او نسبت به بدخواهانش نبوده‌ایم. در مورد هیچ کس بدگویی نمی‌کند؛ حتی برای مقابله به مثل...
» آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است / با دوستان مروت، با دشمنان مدارا

» شاید اگر انتقادها بیشتر، یا شرایط مهیاتر بود، او هم بهتر می‌توانست به کارش ادامه دهد...
» گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد / بسوختیم در این آرزوی خام و نشد

» بسیاری خواسته‌اند راه او را ادامه دهند و نتوانسته‌اند...
» نه هرکه چهره برافروخت دلبری داند / نه هرکه آینه سازد سکندری داند
    نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست / کلاهداری و آیین سروری داند

» و پسرش...
» ای قصر دل‌افروز که منزلگه انسی / یا رب مکناد آفت ایام خرابت

» همان راه را ادامه می‌دهد و همان شیوه‌ی خوانندگی را برگزیده است...
» به کوی میکده هر سالکی که ره دانست / دری دگر زدن اندیشه‌ی تبه دانست

» طرفداران بسیاری هم به‌ویژه در میان جوانان دارد...
» شکرخدا که از مدد بخت کارساز / بر حسب آرزوست همه کار و بار دوست

» برخی معتقدند به پشتوانه‌ی پدر به این جایگاه رسیده است...
» بر آستانه‌ی میخانه هر که یافت رهی / ز فیض جام می اسرار خانقه دانست

» او را تنها مقلد صرف پدر می‌دانند و بس!
» یا رب آن زاهد خودبین که به‌جز عیب ندید / دود آهیش در آئینه‌ی ادراک انداز

» در واقع هم استعداد خدادادی در پرورش صدای او مؤثر بوده و هم حضور دائمی در کنار مردی چون شجریان...
» عاشقی را که چنین باده‌ی شبگیر دهند / کافر عشق بود گر نشود باده‌پرست

» شجریان پیش از انقلاب هم سر ناسازگاری با مسئولین وقت را داشته است. به هیچ فرقه، مسلک، گروه و حزبی تعلق خاطر ندارد...
» یکی از عقل می‌لافد یکی طامات می‌بافد / بیا کاین داوری‌ها را به پیش داور اندازیم

» گویا هنر را برتر از همه‌ی اینها می‌داند...
» زیر بارند درختان که تعلق دارند / ای خوشا سرو که از بار غم آزاد آمد

» با تمام شهرتی که دارد در ارتباط با مردم و طرفدارانش فروتن و متواضع است.
» از آن زمان که بر این آستان نهادم روی / فراز مسند خورشید تکیه‌گاه من است

» دیدگاه او در مورد آینده چیست؟ آیا موسیقی ایرانی را رو به انحطاط می‌بیند یا به آینده‌ی آن امیدوار است؟
» بوی بهبود ز اوضاع جهان می‌شنوم / شادی آورد گل و باد صبا شاد آمد

» خرده‌گیران تازه به دوران رسیده و نوکیسه‌یی هستند که به اسم «نقد» هرچه عقده دارند، می‌گویند...
» ناموس عشق و رونق عشاق می‌برند / منع جوان و سرزنش پیر می‌کنند
    جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز / باطل درین خیال که اکسیر می‌کنند
    تشویش وقت پیر مغان می‌دهند باز / این سالکان نگر که چه با پیر می‌کنند

» و کسانی‌که به اسم حمایت از موسیقی اصیل، بر او خرده می‌گیرند و طعنه می‌زنند...
» جای آن است که خون موج زند در دل لعل / زین تغابن که خزف می‌شکند بازارش

» نام، یاد و آثار او در تار و پود این سرزمین جاودانه خواهد گشت.
» هرگز نمیرد آن‌که دلش زنده شد به عشق / ثبت است بر جریده‌ی عالم دوام ما

 



بازگشت    بالا


رومینا

به جانت کز میان جان ز جانت دوست تر دارم
به حق دوستی جانا که باور دار سوگندم...
پاینده باشی فرحناز مهربانم...امیدوارم که همیشه با این قلم پربار برای بهترین ها و عزیزترین ها بنویسی...


نوید

پیداست که برای تهیه این مطلب زحمت زیادی کشیده اید.
خسته نباشید.
زیبا بود.


   بيدل

درود
خانم فرحناز , مطلب متفاوتتان را در وبلاكم قرار دادم . molana-bidel.blogfa.com


عاطفه

فرحناز گرامی! هرچه درباره ی استاد شجریان بگویند و بگوییم کم است
وه که جدا نمی شود نقش تو از خیال من
تا چه شود به عاقبت در طلب تو حال من ...

مقاله ی شما با کنایه های مشهور حافظ به خیلی از ایراداتی که بر استاد وارد می سازند جواب داده است.
به قول خودتان دست مریزاد!


علی مدرسی

سلام خانم فرهادی
خوشحالم که از طریق شما با سایت شجریانی ها آشنا شدم.
موفق باشید.

علی مدرسی


محمدرضا

گویند رفیقانم در عشق چه سر داری
گویم که سری دارم در باخته در پایی
من عشق به میهن عزیزمان و ادبیات و مفاخر والا مقام ان را با استاد اموختم و همواره ایشان پیوند جان من با همه چیزم بوده و هست و خواهد بود.هراسی ندارم که دیگران چه انگی به من میزنند اما من انچه را که از من من ساخته است مدیون ایشانم.



مازیار

پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند ، دیوار زندگی را اینگونه یادگاران
این نغمه ی محبت بعد از من و تو ماند، تا در زمانه باقی است آواز باد و باران

البته شاید کسانی که در محبوبیت استاد شک می کنند و حکم به غرور ایشان می کنند زندگی ایشان را ندیده اند و با ایشان برخورد نداشته اند ... اما بدانند آنچه من به دیدگان خویش دیده ام اگر آنها نیز بینند در خواهند یافت که شجریان بیهوده شجریان نشده.
قدر زر زرگر شناسد .... قدر گوهر گوهری
بی گوهر همان به که نداند شجریان کیست
اگر مغرور هم باشد من به او حق می دهم ... چرا که می دانم غرور او از کجا می اید.
باشد که جاهلان این سنت بزرگ کشی را به کناری نهند و راه تفکر در پیش گیرند.


 ليلا محبي

سلام عزيزم.
دوباره غوغا كردي . خ.ب همينطوري مي نويسي كه مي گن تعصب و طرفداري جانبدارانه اما .... عالي بود... درود....
سال نو مبارك


سیما

خسته نباشید ، مرحبا.


سیاوش

عالیه بود



کل نظرات: ۱۴ - دیدگاه‌های تأییدنشده: ۰ - دیدگاه‌های خصوصی: ۲ - دیدگاه‌های غیر قابل انتشار: ۰


تور کنسرت‌های گروه شهناز و ارکستر سیمرغ

      


    ترکیه
    هلند
    بلژیک
    آلمان
    انگلیس
    اتریش
    سوئد
    آلمان
    هلند
ترکیه » استانبول » ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۱
خرید بلیت | اطلاعات بیشتر
هلند » آمستردام » ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۱
خرید بلیت | اطلاعات بیشتر
بلژیک » بروکسل » ۰۱ اکتبر ۲۰۱۱
خرید بلیت | اطلاعات بیشتر
آلمان » ماین » ۰۳ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر

آلمان » برلین » ۱۴ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر

آلمان » هامبورگ » ۱۵ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر

آلمان » مونیخ » ۲۱ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر

آلمان » کلن » ۳۰ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر
انگلیس » لندن » ۱۸ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر

اسکاتلند » ادینبورگ » ۱۹ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر
اتریش » وین » ۲۲ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر
سوئد » گوتنبرگ » ۲۷ اکتبر ۲۰۱۱

سوئد » استکهلم » ۲۹ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر
آلمان » هرلن » ۰۲ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر
هلند » لاهه » ۰۸ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر
اطلاعیه [آرشیو]

در حال حاضر اطلاعیه‌ای موجود نیست

جست‌وجو
 

آگهی

   نحوه‌ی پذیرش آگهی شما انجمن شجریانی‌ها

سالشمار «شجریان»‌ها به دو زبان

Simorq - A music project

مقاله‌های اخیر

نگاهی به فریم‌هایی که باید خاک بخورند!/ در حسرت یک تکه تصویر ...!<br>محمد جواد صحافینگاهی به فریم‌هایی که باید خاک بخورند!
در حسرت یک تکه تصویر ...!
محمد جواد صحافی


سال 1390 را میتوان سالی متفاوت برای موسیقی ایرانی قلمداد نمود ، دلیل بیان این سخن از آن روست که کنسرتهای متعددی توسط هنرمندان و اساتید موسیقی در داخل و خارج از کشور برگزار گردید، همچنین آلبومهای موسیقی نیز در مقایسه کمی تولیدات نسبت به سال گذشته دارای رشد بهتری بوده‌اند، اگر چند هیچکدام از آنها را نمیتوان جزو آثار ماندگار موسیقی برشمرد، با این اوصاف برگزاری کنسرتهای متعدد اساتید و همنشینی آنان در کنار یکدیگر ، و تشکیل گروه دوستی، که هنر دوستان سالیان سال چنین همنشینی را به انتظار میکشیدند میتوان اتفاقی فرخنده و مبارک در این عرصه قلمداد نمود.

ادامه »
دیدار با آخرین نسل راویان موسیقی اقوام
گفت‌وگویی با استاد همايون خرم
عيب و هنر «می» - درباره شجريان
سایه شجریان، سایه سنگینی است
زادروز خسرو آواز...
هنر نوین باید غیرمنتـظره باشد
«شجریانی‌ها» به کجا می‌رود؟!
نگاهی به تصنیف خلیج پارس
استادی برازنده‌ی نامش
مجید درخشانی

گزین وزین ــ پاره‌ی یکم
کرم قلاوند


خبرهای اخیر

از سوی خانه‌ی موسیقی:/ شایعه‌ی وخامت حال استاد جلیل شهناز تکذیب شداز سوی خانه‌ی موسیقی:
شایعه‌ی وخامت حال استاد جلیل شهناز تکذیب شد

شایعه وخامت حال جلیل شهناز تکذیب شد شایعه وخامت حال جلیل شهناز، استاد موسیقی ایران تکذیب شد و برخی از اعضای هیئت مدیره خانه فردا به دیدار ایشان خواهند رفت.
ادامه »
ارسلان كامكار در گزينش ارشاد رد شد!
برای آشنایی با ذائقه جوانان به کنسرتهای شجریان بروید
همایون شجریان و همنوازان حصار در آمریکا
عکس استاد شجریان و تیم والیبال...
کنسرت همایون شجریان و همنوازان حصار تمدید شد
اجرای جدید همایون شجریان و همنوازان حصار
برگزاری کارگاه آموزشی سازهای ابداعی در پاریس [+ عکس]
آلمان چهارمین میزبان استاد شجریان و گروه شهناز
اجرای استاد شجریان در هلند و بلژیک
عکس‌های کنسرت ترکیه (شهریور ۱۳۹۰)

خبرنامه
 
نام شما:
 
ایمیل:
 
 
   خبرنامه چیست؟

نظرسنجی

در حال حاضر نظرسنجی فعالی موجود نمی‌باشد
[آرشیو نظرسنجی‌های قبلی]

امکانات
 

خروجی RSS

خروجی موبایل

استاد شجریان مقالات اخبار آثار چند رسانه‌ای ویژه‌نامه‌ها شجریانی‌ها
زندگینامه
نمودار زمانی
آثار (فهرست کلی - مطالب)
سخنرانی‌ها
گزیده‌ی سخنرانی‌ها
سازهی ابداعی
آرشیو مقاله
تحلیل
آرشیو نقد
آرشیو خبر
کنسرت‌ها
عکس خبری
 
آثار موسیقیی
آثار استاد شجریان
گالری عکس
نواخانه
گزارش‌های تصویری
عکس خبری
نغمه‌ی هفته
دانلود (ویدئو - موسیقی)
۱. زادروز استاد شجریان
۲. کنسرت‌های پاییز
۳. پرونده‌ی مجید درخشانی
۴. پرونده‌ی گروه دستان
اهداف
سرویس خبری
اطلاعیه‌ها
تماس

این وب‌سایت توسط جمعی از دوست‌داران استاد محمدرضا شجریان در بهار ۱۳۸۷ تهیه‌ شده است و هیچ‌گونه وابستگی به ایشان ندارد
پخش زنده‌ی
دعای ربـــــنا
|
دریافت
فــایــل
|