پاییز ۸۴ است. زمزمهها شروع شد: «حسین علیزاده و کیهان کلهر آذرماه در تهران بدون شجریان کنسرتی را برگزار میکنند...» وقتیکه خبر این اجرا به گوش رسید، روزنهی امید دوبارهیی در دل علاقهمندان برای گوش سپردن به اجرای زندهی موسیقی ایرانی آنهم موسیقی علیزاده و کلهر و شاید هم شجریان ایجاد شد. روزها گذشت تا اینکه اعلام شد: «گذری بر تن خستهی شجریان... شجریان در تهران میخواند» این خبر کافی بود تا شاهد صفهای چند صد متری علاقهمندان برای خرید بلیت باشیم؛ باری با وجود تمدید کنسرت، خیل علاقهمندان باز گرفتار سودجویان شدند و از قافلهی شنوندگان اجرای زنده بازماندند. این آخرین اجرای زندهی استاد شجریان با حسین علیزاده و کیهان کلهر بود.
بهمنماه ۱۳۸۵ را پشت سر میگذاریم. خبر میرسد که همکاری شجریان، علیزاده و کلهر به پایان رسیده است و گروه «آوا» دوباره شکل گرفته. اما آوا اینبار با آوای ده سال پیش فرق میکرد. مجید درخشانی سکان تارنوازی گروه را برعهده گرفته بود. بهار ۸۶ همنوازان آوا در آلمان روی صحنه میروند. میشنویم که استقبال فراتر از حد انتظار است. باری باز هم در انتظار اجرای زندهی هنرمندانمان در ایران هستیم.
تیرماه ۸۶، تابستان گرم و روزهای گرم موسیقیست. از یک سو اجرای زندهی محمدرضا لطفی و هنرمندان دیگر و از سوی دیگر خبر اجرای استاد شجریان با گروه بازسازی شدهی آوا. برنامهی شش شبهی کنسرت بهگونهیی طرحریزی شده بود که علاقهمندان زیادی که سالها در انتظار اجرای کنسرت استاد شجریان در تهران و شنیدن آوایش بودند مجال حضور در شبهای کنسرت را بیابند.
کنسرت تمام شد؛ انتقادها شروع! صدای تار نیامد! تکنوازی تار به دل نمینشیند... و همینطور پشت سر هم.
اما کنسرت پاییز ۸۶ در اصفهان مجالی بود تا بانگ همکاری محمدرضا شجریان با جوانان هنرمند ایرانی بهگوش رسد.ترکیبی نسبتاً جوان با سرپرستی مجید درخشانی در غیاب سعید فرجپوری و محمد فیروزی روی صحنه میرود.
بهار ۱۳۸۷ است که گروه «شهناز» معرفی میشود. گروه «رودکی» که حالا به احترام استاد جلیل شهناز مسمَا به شهناز شده است.ترکیبی جوان که بهعنوان ارکستر موسیقی ایرانی روی صحنه میروند. هفت شب کنسرت در کنار بزرگانی چون محمدرضا شجریان و مجید درخشانی کافی بود تا اعضای شهناز برای علاقهمندان معرفی شوند. اما باز هم مشکلات برگزاری مانع از حضور قویتر گروه شهناز میشود و به اینترتیب انتقادات از مجید درخشانی که سرپرستی گروه را برعهده دارد دوچندان میشود. حالا باید جور ضعف صدابرداری کنسرت را نیز بر دوش کشید.
فاصلهی کنسرتهای استاد شجریان به کمتر از یک سال رسیده است. گروه شهناز بار دیگر در تهران روی صحنه رفت. این بار با صلابت و جرئت بیشتر، حرفهایتر، و حتی با سازهای جدیدتر!
روزی که مجید درخشانی سرپرست گروه شهناز دربارهی تشکیل این گروه سخن میگفت، تأکید کرد که «با استاد به این نتیجه رسیدیم که در این گروه میشود کارهای نو و خوبی انجام داد» (نقل به مضمون). نتایج تشکیل این گروه و انتخاب اعضای آنرا دیدهایم. اکنون به چند نتیجهی آن اشاره میکنیم:
۱ فعالتر شدن استاد شجریان:
به جرئت میتوان گفت که شروع همکاری با مجید درخشانی، نقطهی عطفی برای افزایش اجراهای زندهی استاد شجریان در تهران بود. اکنون آن سالها که در آرزوی یک اجرای زنده در تهران از استاد شجریان بودیم، گذشته است و امیدِ این داریم که سلسلهی اجراهای استاد شجریان در تهران بیشتر از پیش شود؛ و مؤثرترین عامل این موضوع را میتوان همکاری استاد شجریان با مجید درخشانی دانست. گذری بر اجراهای زندهی استاد شجریان در ایران پس از همکاری با مجید درخشانی گواه این مدعاست. پیش از تشکیل گروه آوای جدید و شهناز، شمار شبهای اجرای زندهی استاد شجریان بهصورت گسترده در طول پنج سال، تنها نه شب بوده است که این تعداد پس از همکاری با مجید درخشانی به بیش از هجده شب در طول دو سال میرسد و با جمع و ضربی ساده میتوان به این نتیجه رسید که تعداد شبهای کنسرت استاد شجریان در طول این دو سال به بیش از سه برابر گذشته رسیده است.
۲ معرفی هنرمندان جوان:
یکی از اهداف تشکیل گروه شهناز، بنا به گفتههای استاد شجریان و مجید درخشانی، معرفی جوانان جویای نام و تحصیلکرده در عرصهی موسیقیست. بیشک یکی از پایههای تشکیل این گروه طرحریزی و پیشنهاد مجید درخشانی بوده است که این هدف تا حدودی تحقق یافته است.
۳ همکاری مجدد اساتید موسیقی ایرانی:
سالهاست که هر از چند گاهی زمزمهی همکاری مجدد اساتید موسیقی ایرانی به گوش میرسد. در این بین تشکیل این گروه با مخالفتهایی از سوی اساتید مختلف صورت گرفته است. استاد شجریان در گفتوگو با مجلهی «فرهنگوآهنگ» متذکر میشوند که «جامعه نباید منتظر این باشد که ستارگان گذشته گرد هم آیند و کار ارائه کنند.» اما تشکیل گروه شهناز با توجه به اخبار شنیده شده، میتواند راهی برای کنار هم دیدن استادان موسیقی ایرانی باشد. ذکر همین نکته بس که همسو شدن اساتید برای ارائهی کار موسیقی در کنار هنرمندان جوان میتواند عاملی برای همکاری و مشارکت بزرگان باشد. خبر میرسد که اجرای بعدی گروه شهناز با همکاری یکی از اساتید موسیقی همراه است... شاید!
۴ فرم ساز و آوازها:
موردی که بیش از هر موضوع دیگری در تشکیل و انتخاب اعضای گروه شهناز به آن انتقاد میشد، جواب آوازهای اعضای گروه شهناز به آواز استاد شجریان بود. در گذر سالها همکاری استاد شجریان با اساتید امروزهی موسیقی ایرانی، انتظارات و توقعات مخاطبان و شنوندگان موسیقی ایرانی در جواب آواز دادن بهشدت افزایش یافت. محمدرضا لطفی، پرویز مشکاتیان، حسین علیزاده، داریوش پیرنیاکان از جمله افرادی بودند که استاندارد جواب آواز دادن به شجریان را بالا میبردند و در عرضِ آن، کار را برای گروهها و نوازندگان بعدی سختتر میکردند.
اما این موضوع، پیکان انتقادها را بیش از سایر موارد به خود اختصاص داد. آنچه که بر همه آشکار است و بدون هیچ استدلالی باید پذیرفت، استاد محمدرضا شجریان برای جایگاه هنری خود بیش از هر شخص دیگری ارزش قائل است؛ شجریان بیش از هر هنرمند یا هنردوست دیگری حساسیت کار خود را میداند و بیش از هر فرد دیگری، به کیفیت کار خود میاندیشد.
اما اگر اینطور پنداشته شود که شجریان متوجه جایگاه هنری خود نیست و بدون تدبیر اعضای گروهش را انتخاب کرده است، جفای به هنر اوست. جفای به تدبیر و تفکر شجریان و شجریانیست. جفای به سالها تجربهی موسیقایی و غیرموسیقایی هنرمند بزرگی چون محمدرضا شجریان است. اعضای گروه شهناز با اینکه توانایی جواب آواز شجریان را در حد استادانی چون محمدرضا لطفی یا پرویز مشکاتیان ندارند؛ اما یادمان باشد هر بار نام حسین علیزاده یا محمدرضا لطفی را به زبان میآوریم، پیشوند «استاد» را نیز به آن میافزاییم. در حالیکه مقایسهی نوازندگان جوان گروه شهناز با اساتید کنونی موسیقی ایرانی نیز چندان توجیهدار بهنظر نمیرسد. نباید انتظار داشت که اعضای جوان گروه شهناز در حد آواز محمدرضا شجریان توانایی جواب آواز داشته باشند. اگر به ساز و آوازهای کنسرت برگزارشده توجهی کنیم در مییابیم که این گروه در جواب آواز شجریان، گرچه در حد او نبودند؛ اما دست کم در حد خود و در حد توانایی خود بودند و بیشک در اجراهای آینده با استناد به برخی شنیدهها، افزایش کیفیت ساز و آوازها را شاهد خواهیم بود.
آنچه گفته شد تنها چند نکتهیی در گذر همکاری استاد شجریان با مجید درخشانی بود. فعالتر شدن و بیشتر شدن اجراهای زندهی استاد شجریان در کنار عوامل و موارد دیگر، به عقیدهی نگارنده مهمترین نتیجهی مثبتیست که بعد از شروع همکاری با مجید درخشانی شاهد آن بودیم؛ البته در این میان و در باب بیشتر شدن اجراهای استاد شجریان در ایران و همکاری و فعالیت بیشترشان و نیز همکاری با مجید درخشانی، برخی تصوراتی را در ذهن میپرورانند که همان بس که در تصور باقی بمانند!
مجید درخشانی یکی از افرادیست که قبل و بعد از بازگشت به میهن، یکی از فعالترین هنرمندان در جهت آموزش موسیقی به هنرجویان جوانتر بوده است؛ همینطور او یکی از افرادیست که در جهت معرفی هنرمندان جویای نام، موسیقی ایرانی عمیقاً به او وامدار است. به امید آنکه اهداف تشکیل گروه شهناز بتواند انتظارات مخاطبان و شنوندگان را برآورده سازد و همینطور هنرمندانی که اکنون معرفی شدهاند، روزی بتوانند بهگونهیی پاسخگوی برخی انتقادهایی باشند که از ابتدای ورودشان به عرصهی جدی موسیقی بر ایشان وارد شده است.
همیشه مطالعهء انگیزهء بزرگان در خصوص کارهای شایان، ثمربخش بوده و هست.
حرکت شما در آگاهی دهی به دیگران، ستودنی ست.
پایدار باشید.
آفرین!