به هر حال اینگونه نشد و این هدیهی بهاری استاد با عنوان «بوی باران»، دیگر ساختهی یوسفزمانی بر شعری از استاد «فریدون مشیری»، روانهی بازار موسیقی شد. این اثر توسط ارکستر سمفونیک به آهنگسازی و سرپرستی حسن یوسفزمانی اجرا شد و نوازندگان سرشناسی چون استاد «حسن ناهید»، «اردشیر و ارسلان کامکار» در خلق آن سهیم هستند.
بوی باران با پیش درآمد «رقص باد» ساختهی یوسفزمانی بر «چهارگاه» آغاز میشود. پیشدرآمدی که با ترکیب حرکات متنوع سازهای زهی و آرشهپرانیهای ویولن و پاساژهای سنتور فضای کلیای را میسازد که تداعیکنندهی پویایی و شادابی چهارگاه در یک اثر بهاری است. در ادامه نیز با اضافه شدن کمانچه و سؤال و جوابهای پیاپی میان سازها، پیشدرآمد فضایی سرشار از سرکشی بارانهای بهاری را تداعی میکند.
پایان رقص باد اما آغازی است بر مقدمهی آواز شجریان در «مخالف». صدای پیانوی خانم «حریر شریعتزاده» نخستین همراه نغمهی شجریان است. قطعاً با شنیدن نخستین جملات پیانو، خاطرهی نوای شجریان در «جان عشاق» در اصفهان با نوای ابریشمین پیانوی «استاد جواد معروفی» بر غزل حافظ با مطلع «همای اوج سعادت به دام ما افتد | اگر تو را گذری بر مقام ما افتد»، برای علاقهمندان شجریان زنده میشود.
البته خانم شریعت زاده از شاگردان استاد معروفی هستند و قطعاً نشانههایی از سبک نوازندگی معروفی در جواب آوازهای ایشان قابل دریافت است. هرچند در جان عشاق جوابها پیوستهتر، حد میان نتها پوشیدهتر و مجموعهی جوابها لطیفتر است اما از مهارت شریعتزاده نباید گذشت؛ چراکه پیداست هربار با جوابهای دقیق و پر، موجب اعتلای خواننده در جملات بعدی میگردد و پلکانی میشود برای اوج گرفتن آواز خاطرهانگیز شجریان. این خود بزرگترین نشانهی موفقیت شریعتزاده در همراهی با آواز شجریان است.
آواز در مخالف با تحریری کوتاه بر مطلع مثنوی مشیری آغاز میشود:
«بگذار که بر شاخهی این صبح دلاویز | بنشینم و از عشق سرودی بسرایم» و سپس در مخالف ادامه مییابد و در بیت چهارم اوج هنر و دقت شجریان در چگونگی اجرای کلمات و همان ریتم نهفتهی آواز او که از نقش کلمات در شعر جان میگیرد، نمایان میشود.
از دگر سو همین هنرنمایی شجریان با مهارت نوازنده در همراهی تحریرهای شجریان تکامل مییابد. آنجا که استاد کلمهی «پرواز» در انتهای بیت «سیمرغ طلایی پر و بالیست | از لانه برون آمده، دارد سر پرواز» را با تحریرهای کشدار و چکشی بیان میکند تا ناخودآگاه در ذهن شنونده، بالزدنهای ابتدایی سیمرغ افسانهها برای اوجگیری و سپس پرواز با بالهایی فراخ را تداعیگر باشد.
مخالف در بیت «آنجا که سراپای تو، در روشنی صبح | رویای شرابیست که در جام بلور است» به اوج میرسد و با تحریرهای پیاپی و طولانی به مویه میرسد و در بیت بعد در چهارگاه فرود میآید.
بخشهای بعدی آواز بهترتیب در گوشههای زابل، حصار و منصوری و مویه اجرا شده و در پایان به درآمد چهارگاه میرسد.
نوبت به تصنیف «بویباران» میرسد. تصنیفی بر شعر «خوش به حالِ غنچههای نیمه باز» که با حرکات تند آرشهی ویولنها آغاز میشود : بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک...
توصیفات ابتدایی مشیری از بهاران پایان که میگیرد، تصنیف در گام نخست در جملهی «خوش به حال روزگار!» به اوج میرسد.
در میانهی تصنیف نیز شاهد دو نوازی نی و کمانچه هستیم که با همراهی ارکستر ادامه مییابد و شجریان با پسزمینهی صدای همخوان باس ادامه میدهد: «خوش به حال چشمهها و دشتها...»
بخش دوم اثر در آواز «افشاری» از متعلقات دستگاه «شور»، اجرا شده. آغازگر بخش دوم پیشدرآمد افشاری «خاطره» است که باز با حرکات رنگارنگ آرشههای ویولن و همراهی ارکستر و تنبک آغاز میشود. کمانچه و نی نیز همراه می شوند تا پیشدرآمد به روشنی راوی حس افشاری شود و شنوندگان همیشگی شجریان را به یاد «آرام جان» اندازد و «غوغای عشقبازان» را برایشان یادآور گردد.
با اتمام پیشدرآمد افشاری، نوازندگی تار شهرام میرجلالی آغاز میشود. در میانه قطعه نسبتاً بلند ضربی به صورت دونوازی تار و تنبک مقدمهای بر ادامهی ساز و آواز میشود. آواز شجریان بر درآمد افشاری با اجرای بیت «رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن | ترک من خراب شبگرد مبتلا کن» که گفته میشود نخستین بیت از آخرین غزلی است که مولانا ساعاتی پیش از بدرود حیات سروده، آغاز میشود و در ابیات بعد در جامهدران ادامه مییابد و سپس در عراق با تحریری بلند به اوج میرسد:
«خیره کشیست ما را دارد دلی چو خارا | بکشد کسش نگوید تدبیر خونبها کن»
تحریرهای ابتدایی اما در انتهای بیت هم شنیده میشوند و با جوابهای مناسب تار همراه میگردند و باز قطعهی ضربی با دونوازی تار و تنبک عاملی برای ایجاد تنوع در میانهی آواز میشود. با اتمام ضربی، شجریان بیتِ «بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد | ای زرد روی عاشق تو صبر کن، وفا کن» را در گوشهی «حزین» اجرا میکند و در ادامه با اشارتی به جامهدران و تحریرهای ریز بر مصرع «دردی است غیر مردن آن را دوا نباشد | پس من چگونه گویم که این درد را دوا کن»، آرام آرام به آرامش میرسد و در «رهاب» با اطمینان خاصی میخواند:
«در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم | با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن»
در انتها نیز قطعهی آوازی در مثنوی افشاری بر غزل مولانا با مطلع «ای خدا این وصل را هجران مکن | سرخوشان عشق را نالان مکن» با همنوازی تار پایان بخش آوازهای این اثر است.
پایانبخش اثر تصنیف «نی زن» است؛ ساختهی یوسفزمانی بر شعری از فروغی بسطامی که در میانه با آواز شجریان بر سه بیت از ساقینامهی حافظ با پسزمینهی ضربی و همخوانی اعضای گروه روی جملهی «نی زن، نی با دل خرم زن» از سویی رنگی ویژه میگیرد و از سوی دیگر تواناییهای صدای شجریان را نمایان میکند:
«چنان برکش آواز خنیاگری که ناهید چنگی به رقص آوری»
نوازندگان:
همنوازان آواز:
حریر شریعتزاده پیانو
شهرام میرجلالی تار
گروهنوازان:
اردشیر کامکار کمانچه
سیامک نعمت ناصر تار
شهریار فریوسفی تار
مجید اخشابی سنتور
همایون شجریان تنبک
ویولن:
ارسلان کامکار، ابراهیم لطفی، رضا عالمی ،هادی ارزم، مجتبی میرزاده، مازیار ظهیرالدینی، رامین یوسفزمانی، رسول بهبهانی
آلتو:
رسول بهبهانی، عماد رضایی، پویا یوسفزمانی، لعیا اعتمادی
ویولنسل:
کریم قربانی، مجید اسماعیلی
کنتر باس:
شاهین یوسفزمانی
فلوت:
ناصر رحیمی
معرفی گوشههای آوازی آلبوم بوی باران:
۱. شعر از فریدون مشیری
۱. بگذار که بر شاخهی این صبح دلاویز
بنشینم و از عشق سرودی بسرایم
[مخالف]
۲. آنگاه به صد شوق چو مرغان سبکبال
پرگیرم از این بام و به سوی تو بیایم
[مخالف]
۳. خورشید، از آن دور، از آن قلهی پربرف
آغوش کند باز، همه مهر، همه ناز
[مخالف]
۴. سیمرغ طلایی پر و بالی است که چون من
از لانه برون آمده، دارد سر پرواز
[مخالف]
۵. پرواز به آنجا که نشاط است و امید است
پرواز به انجا که سرود است و سرور است
[مخالف]
۶. آنجا که سراپای تو، در روشنی صبح
رویای شرابیست که در جام بلور است
[مخالف]
۷. آنجا که سحر، گونهی گلگون تو در خهواب
از بوسهی خورشید، چو برگ گل ِ ناز است
[شکسته مویه]
۸. آنجا که من از روزن هر اختر شبگرد
چشمم به تماشا و تمنّای تو باز است
[مخالف فرود]
۹. من نیز چو خورشید دلم زنده به عشق است
راه دل خود را نتوانم که نپویم
[زابل]
۱۰. هر صبح، در آیینهی جادویی خورشید
چون مینگرم، او همه من، من همه اویم!
[زابل]
۱۱. او روشنی و گرمی بازار وجود است
در سینهی من نیز، دلی گرمتر از اوست
[حصار]
۱۲. او یک سر آسوده به بالین ننهاده است
من نیز به سر میدوم اندر طلب دوست
[حصار]
۱۳. ما هر دو، در این صبح طربناک بهاری
از خلوت و خاموشی شب، پا به فراریم
[منصوری]
۱۴. ما هر دو در آغوش پر از مهر طبیعت
با دیدهی جان محو تماشای بهاریم
[منصوری]
۱۵. ما آتش افتاده به نیزار ملالایم
ما عاشق نوریم و سروریم و صفاایم
[مویه]
۱۶. بگذار که سرمست و غزلخوان من و خورشید
بالی بگشاییم و به سوی تو بیاییم
[مویه فرود]
۲. غزل از مولانا – دیوان شمس (کبیر)
۱. رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن
ترک من خراب شبگرد مبتلا کن
[درآمد افشاری]
۲. ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن
[جامهدران]
۳. از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی
بگزین ره سلامت،ترک ره بلا کن
[جامهدران]
۴. ماییم و آب دیده در کنج غم خزیده
بر آب دیدهی ما صد جای آسیا کن
[جامهدران]
۵. خیره کشیست ما را دارد دلی چو خارا
بکشد کسش نگوید تدبیر خون بها کن
[عراق]
۶. بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد
ای زرد روی عاشق تو صبر کن، وفا کن
[حزین]
۷. دردیست غیر مردن آن را دوا نباشد
پس من چگونه گویم که این درد را دوا کن
[جامهدران]
۸. در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم
با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن
[رهاب]
اشعار تصنیفها:
تصنیف «بوی باران»
از حسین یوسفزمانی بر شعر فریدون مشیری
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخههای شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید، برگهای سبز بید، عطر نرگش، رقص باد، نغمهی شوق پرستوهای مست...
نرمنرمک میرسد اینک بهار، خوش به حال روزگار!
خوش به حال چشمهها و دشتها، خوش به حال دانهها و سبزهها، خوش به حال غنچههای نیمه باز، خوش به حال دختر میخک، که میخندد به ناز، خوش به حال جام لبریز از شراب، خوش به حال آفتاب. ای دل من، گرچه در این روزگار
جامهی رنگین نمیپوشی به کام، بادهی رنگین نمینوشی ز جام، نقل و سبزه در میان سفره نیست، جامت از آن مِی که میباید تهی است؛
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم!
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب!
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار.
گر نکوبی شیشهی غم را به سنگ؛
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ!
تصنیف «نی زن»
گر عارف حقبینی؛ چشم از همه بر هم زن
چون دل به یکی دادی؛ آتش به دو عالم زن
هم چشم تماشا را بر روی نکو بگشا
هم دست تمنا را بر گیسوی پر خم زن
هم نکتهیِ وحدت را با شاهد یکتا گو
هم بانگِ اناالحق را بر دار معظم زن
گه تکیه دهی وقتی، بر تخت سلیمان ده
گر پنجه زنی روزی، در پنجهی ِ رستم زن
گر دردی از او بردی، صد خنده به درمان کن
ور زخمی از او خوردی صد طعنه به مرهم زن
چون ساقی ِ رندانی، می با لب خندان خور
چون مطرب مستانی نی با دل خرّم زن
آواز میانی بر قطعهی ضربی بر شعری از حافظ:
مغنی کجایی؟ نوایت کجاست؟
نوای خوش ِ غم زدایت کجاست؟
مغنی از آن پرده نقشی بیار
ببین تا چه گفت از درون پردهدار
چنان برکش آواز خنیاگری
که ناهید چنگی به رقص آوری
گوش کنید: تصنیف نی زن
برای شنیدن تصنیف، ActiveX باید فعال باشد
جهت پخش آهنگ، روی Play کلیک کنید
ردیفهای آوازی برگرفته از:
کتاب هزارگلخانهی آواز ؛حمید جواهریان
وقتي كه خود استاد شجريان فرمودن: استاد ايرج همتا ندارد و ديگر ايرج تكرار نخواهد شد و مثل ايرج نخواهد آمد بهتر است بعضي دوستان متعصب و يكسونگر ساكت باشند!