«آه، باران»؛ این امید جان بیدارن! برداشت رایج از این جمله که «هنرمند همواره باید همگام با مردم باشد» در نظرم چندان صحیح نیست. قطعاً همگام بودن با تحولات اجتماعی جامعه و رویدادهای دورهای و حرکات و تغییرها از معیارهای سنجش هنرمندان است. تاریخ هنر ایران هم پر است از هنرمندان بزرگی که هیچگاه از تحولات اجتماعی مردم باز نماندهاند و سیر تحولات جامعه در زمینههای گوناگون را دنبال کردهاند و ردپایی از آن تحولات در آثار خویش بر جای نهادهاند.
در کنار این تحولات، رنگ و بوی رویدادهای تلخ و شیرین و جنبشهای گوناگون در هر زمان مورد توجه هنرمندان بزرگ قرار گرفته و غم و شادی هر ملت بهوضوح در جانمایهی آثار این هنرمندان پیداست.
اما در خصوص برداشت نه چندان درست از آن جمله، باید گفت اصولاً نباید صرفا به بُعد تأثیرپذیری هنرمنداز جامعه و تحرکات آنها اکتفا کرد؛بلکه تعریف هنرمند بدون توجه به بحث «تأثیرگذار بودن» ناقص خواهد بود. در واقع آنچه باید بدان توجه کرد این است که هر هنرمند علاوه برآنکه همگام با تحولات اجتماعی جامعهی خویش پیش میرود، ارتقادهندهی سطح دانش، بینش، آگاهی، سلیقه و انتظارات جامعهی خویش نیز هست و در این مورد تعهد دارد و این تعهد حتی اهمیتی بیشتر و پررنگتر از همگام بودن با تحولات اجتماعی دارد. هنرمند میکوشد علاوه بر همگام بودن با مردم، موجب بالابردن سطح سلیقه و ایجاد تغییر در جهت مثبت در مخاطب خویش باشد. هنرمند هیچگاه از این وظیفهی خطیر خویش غافل نمیماند و بر خود وظیفه میداند که عامل تحرک، تغییر و تحول در جامعهی خویش باشد. قطعاً این تحولات در ارتقای سطح انتظارات مردم از هنرمندان مهمترین نقش را دارد. در کلام سادهتر هنرمند هرگاه در مییابد که مخاطب در دور تسلسل قرار گرفته و دچار یکنواختی سلیقه و رکود سطح آگاهی و انتظار گشته میکوشد با به کارگیری تمام تواناییهایی خویش اعم از خلاقیت، هوش، توانایی و تکنیک، دست به تغییراتی زده و به مخاطب خویش تحرک بخشیده و سطح انتظار او از هنرمند را بالا ببرد. علاوه بر این گهگاه هنرمند مخاطب خویش رابنابر دلایل متفاوت اعم از روزمرگی و گرفتاریها، در حال دور شدن از اصالتها، خاطرات و علاقهمندیها میبیند و تلاش میکند این خاطرات و سنتها را برای او بازگو کرده و یاد و خاطراتی شیرین را زنده و جاری سازد.
"در آثار «شجریان» سیر تحولات جامعه به وضوح قابل دریافت است. از «رازدل» گرفته تا «زمستان است» و یا «فریاد». اما این پایان ماجرا نیست."
در آثار «شجریان» سیر تحولات جامعه به وضوح قابل دریافت است. از «رازدل» گرفته تا «زمستان است» و یا «فریاد». اما این پایان ماجرا نیست. بحث اصلی بر سر تحولاتی است که هنرمند میبایست در سطح آگاهی، بینش و سلیقهی مخاطب خویش ایجاد کند تا او را ار تکرار و روزمرگی برهاند. این مورد نیز در آثار «شجریان» به وضوح قابل دریافت است. در میان تمام آثار او میتوان نقاطی را یافت که سبک به کلی دچار دگرگونی میشود. این نقاط همان مقاطعی هستند که هنرمند احساس میکند که جامعه برای ایجاد دگرگونی در سلایق نیازمند آنهاست. هر چند شاید به قیمت بالا رفتن سطح انتظار مخاطب از وی تمام شود و کار را برای او دشوار سازد. مراحل گذار از آثار « تغزلی» به «حماسی» و یا به «سیاسی - اجتماعی»و... در کنار تغییر در ژانرها، بیانگر این موضوع است. تغییر ژانری که در آثار شجریان در اواخر دههی ۶۰ رخ میدهد و در «نوا» و «بیداد» به اوج میرسد و یا نقطهی عطف دیگری در ژانر آثار او در اواخر دههی هفتاد قابل مشاهده است که در «زمستان است» به اوج میرسد. در کنار اینها، در بینابین تمام این سیرها و تحولات و تغییرها همانطور که گفته شد، گهگاه هنرمند احساس میکند برای آشتی دادن مخاطب با اصالتها و سنتها و خارج کردن از روزمرگیها و جاری کردن خاطرات گذشته، میبایست بازگشتی ناگهانی اما کوتاه و نه امتداد دار به گذشته داشته باشد و نگاهی به آنچه ریشههای سلیقهی مخاطب را پروراندهاند بیاندازد.
این مورد نیز در خصوص «شجریان» به خوبی صدق میکند. این امر در آثار شجریان اصولاً با نگاهی گذرا به خاطرات و اصالتها با بازخوانی تصایف قدیمی و یا حتی رجوع به ژانرهای دوردست، اتفاق میافتد. «جام تهی» و اخیراً «بوی باران» از این دست آثارند...
شاید شاهکاری دیگر!
پیشبینی بر این بود که در روزهای پایانی سال ۸۷ و یا اوایل سال جدید شاهد انتشار آلبوم «رندان مست» باشیم (بخش نخست کنسرت استاد شجریان و گروهشهناز در سال ۸۷). اما بر خلاف انتظار آلبومی دیگر تحت عنوان «آه، باران» که حاصل همکاری استاد شجریان و مزدا انصاری به عنوان تنظیمکننده و استاد فرهنگ شریف و سرکار خانم فخری ملک پور و همایون شجریان به عنوان نوازنده است به یاد بزرگانی چون بنان، یاحقی، محجوبی، معیری و مشیریروانهی بازار موسیقی ایران شد.
"مهمترین شباهت شاید این باشد که مخاطب بایک بار شنیدن این اثر به راحتی قادر نخواهد بود ارتباطی عمیق با آن برقرار سازد اما هر بار که بیشتر میشنود و بیشتر دقت میکند و به جزئیات بیشتر میپردازد، بیشتر به ظرافتها و لطافتهای آن پی میبرد."
در ابتدا میخواهم از شباهتهای «آه، باران» با شاهکارهای آثار شجریان بگویم. مهمترین شباهت شاید این باشد که مخاطب بایک بار شنیدن این اثر به راحتی قادر نخواهد بود ارتباطی عمیق با آن برقرار سازد اما هر بار که بیشتر میشنود و بیشتر دقت میکند و به جزئیات بیشتر میپردازد، بیشتر به ظرافتها و لطافتهای آن پی میبرد. آنچه به نوعی در آثاری چون «نوا»، «جام تهی»، «بیداد» و... به چشم میخورد. موضوع اینجاست که هر بار که «آه، باران» را میشنویم بیشتر به نکات نهفته و پنهان آن پی میبریم. شاید از این لحاظ به فیلمهای معناگرا شبیه است. فیلمی که تماشاگر با تنها یک بار دیدن آن مبهوت میماند و قادر به اظهار نظر درست نیست اما هر بار که نگاهی دقیقتر به تمام زوایای آن میاندازد، بیش از پیش با آن ارتباط برقرار میکند.
از دگر سو ژانر «گلها»، اصولاً به دو دلیل برای مخاطب امروزی سنگین و دیرهضم است. یکی آنکه مخاطب امروزی سالهاست که با این ژانر فاصله گرفته و با موسیقی متفاوتی خو گرفته که مهمترین تفاوت آن با ژانر گلها در سازبندی است؛ و دلیل دوم شاید به خصوصیت معناگرایی و یا درونگرایی
یا شاید چندلایه بودن موسیقی ژانر گلها مربوط میشود که موجب میگردد که این ژانر همواره مخاطبان خاص خود را داشته باشد. همانطور که استاد شجریان هم در صحبتهای خود گفته بودند «آه باران را برای مخاطبان و دوستداران ژانر گلها تنظیم و اجرا کردهایم».
«آه، باران» شامل سه تصنیف است که دو تای آنها آثار استاد حسین یاحقی و استاد مرتضی محجوبی هستند و سالها پیش اولین بار توسط استاد غلامحسین بنان اجرا شدهاند و این بار با تفاوتهایی اندک در تنظیم و دگرگونی در سازبندی ارکستر مجدداً اجرا شدهاند. تصنیف «آهباران» اما از ساختههای استاد شجریان است که سالها پیش در بزرگداشت استاد فریدون مشیری با سه تار نوازی استاد حسین علیزاده اجرا شده بود و این بار با تنظیم تازهی انصاری مجددا اجرا شده. تصنیف دارای ساختاری یکنواخت و ثابت است مگر در جملهی پایانی تصنیف با اوج خوانی جملهی «آیا چیره خواهی شد؟ آه، باران». اما به جرأت میتوان گفت تصنیف «آه، باران» نیز بیانگر همان فضا و ویژگی بارز آلبوم «آه، باران» است. دقت و تأمل شنونده نقش مهمی در ادراک وی از ظرافتهای به کار رفته در جملهبندیها، تأکیدها، نحوهی ادای کلمات، تحریرها و... دارد. از دقت و ظرافت همیشگی شجریان در انتخاب شعر و نیز تلاش برای زنده نگاه داشتن آن در مسیر ساخت تصنیف و نیز تلاش برای تأثیرگذاری حداکثری آن بر شنونده نمیتوان گذر کرد. هر چند رویکرد شجریان در استفاده از اشعار ارزشمند شعرای معاصر و نیمایی و بهرهگیری از ظرفیتهای این آثار ارزشمند با تمام محدودیتهای موجود، خود شایستهی قدردانی جداگانه است.
"باید اذعان کرد در این دو بخش آوازی شاهد خلق آثاری ارزشمند هستیم که بیانگر نهایت توانایی استاد آواز ایران است. ساز و آواز در آواز دشتی بر غزلی از حافظ با مطلع «گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد / بسوختیم در این آرزوی خام و نشد» با پاسخهای پختهی شریف همراه میشود و شجریان دقت و ظرافت خود در درک دقیق از تکتک کلمات و نحوهی بیان آنها را به رخ میکشاند."
در آواز، هرچند توانایی صدای شجریان قابل قیاس با دوران میانسالی و اوج پختگی نیست و به نظر میآید به میزان قابل توجهی از تواناییهای صدای ایشان کاسته شده، اما هر دو بخش آوازی این اثر در اوج مهارت و استادی اجرا شدهاند. باید اذعان کرد در این دو بخش آوازی شاهد خلق آثاری ارزشمند هستیم که بیانگر نهایت توانایی استاد آواز ایران است. ساز و آواز در آواز دشتی بر غزلی از حافظ با مطلع «گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد / بسوختیم در این آرزوی خام و نشد» با پاسخهای پختهی شریف همراه میشود و شجریان دقت و ظرافت خود در درک دقیق از تکتک کلمات و نحوهی بیان آنها را به رخ میکشاند. تمام اوجرویها، تحریرها و تغییرات در لحن با ظرافت تمام و متناسب با فراز و فرودهای کلام، معانی کلمات و لحن کلی هر بیت و هر مصرع انتخاب شده و با مهارتی مثالزدنی اجرا میشوند. قطعاً ساز و آواز دوم بر غزلی از عطار با مطلع «جانا مرا چه سوزی چون بال و پر ندارم / خون دلم چه ریزی چون دل دگر ندارم» که با جواب آوازهای سرکار خانم فخری ملک پور همراه میشود نیز بیانگر همین ظرافتها و ویژگیهاست.
در نهایت آنچه به عنوان کلام آخر میتوان اشاره کرد این است که: در عمق آثاری چون «آه، باران» باید به دنبال معانی ناب باشیم، شاید به دنبال شاهکاری دیگر از استاد آواز ایران...
[شناسه: ۴۰۸۰] حامد
چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۳۴
۰
درود
کاملا خسته نباشید و تندرست باشید
آری تا آه باران هست زندگی باید کرد؟؟!!!
من این اثر را از ابتدای منتشر تا کنون زیاد گوش کردم اما بازم کافی نیست باید به عمیق و درون توجه کرد
یک رازی در این آه باران نهفته است که استاد شجریان فقط خود می داند
[شناسه: ۴۰۸۳] سامان
چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۴۶
۱
با سلام.تحلیل جالبی بود اما به نظر من این جمله که از قدرت صدای استاد تا حد زیاردی کاسته شده است درست نیست .اوازها همه چیز دارد .هم قدرت.هم تکنیک و هم لطافت.قطعا شما قسمت سخن عشق dvd غوغای عشق بازان را بیاد دارید که استاد با قدرت تمام میخواند...سودای لب شکردهنان بس توبه صالحان که بشکست.......در اه باران نیز استاد هر وقت نیاز بوده توانایی صدای خود را نشان داده اند .به خصوص در بیت انتهایی تصنیف اه باران
[شناسه: ۴۰۸۴] امین
چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۵۵
۱
اگه بخوایم ببینیم یک اثر چفدر روح ما را تسخیر کرده باید ببینیم در طول سالیان چند بار به ان کار گوش میدهیم.مثلا من شخصا کارای قربانی و عقیلی دا بیشتر از دو بار برای هر کار گوش نداده ام ولی سرو چمان استاد را بیش از 50 بار گوش داده ام.الان هم هر روز اه باران را چند بار میشنوم و هر بار بیشتر شیفته میشوم
[شناسه: ۴۰۸۶] آرزو
چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۱۳
۰
با درود
از نوشته خوبتان خیلی ممنون. به نظر من استاد شجریان در این اثر همچنان از تمام توانایی های خویش از جمله هوش، تکنیک، سلیقه (در انتخاب اشعار زیبا ) و قدرت صدا در اوج خوانی و آواز استفاده کرده اند.
[شناسه: ۴۰۸۷] امیر
چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۴۵
۰
دوست و همکار گرامی،
از مطالعه ی متن شما لذت بردم. شاید این جمله ی مقاله ی شما را که گفتید "مخاطب با یک بار شنیدن این اثر به راحتی قادر نخواهد بود ارتباطی عمیق با آن برقرار سازد اما هر بار که بیشتر میشنود و بیشتر دقت میکند و به جزئیات بیشتر میپردازد، بیشتر به ظرافتها و لطافتهای آن پی میبرد" باید یکی از برداشت های صحیح و قابل توجه در مورد بسیاری از آثار موسیقی هنری دانست.
شجریانیها:
پاسخ: درود بر شما جناب نوربخش
[شناسه: ۴۰۸۸] زینب
چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۲۳
۰
"آه, باران" آینه و تجلی خاطرات شیرین و دیرین سالهای اوج آثار و شخصیت های "خاص" است. پیوند عمیقی که در برقراری ارتباط با آثار گذشته ی استاد شجریان و آه باران وجود دارد, یاد اساتید برجسته و فضای دلنشین آن سالها را زنده می کند و آنچنان لطفی بر دل می نشاند که گذران لحظات را مبهم و نامانوس می سازد. همانگونه که به خوبی اشاره کردید, "حس آشتی دادن مخاطب با اصالت ها و سنت ها و خارج کردن از روزمرگی ها..." مستقیم ترین احساسی ست که در برقراری ارتباط با "آه, باران" در می یابیم و با هر بار شنیدن, لطایف و ظرائف نهان بیشتری بر جانهایمان آشکار می گردد. "آه باران" تلنگری عمیق و یک حس آشنای پاک در دوردست است.
از مقاله ی خوبتان ممنون و سپاسگزارم.
[شناسه: ۴۰۸۹] علي
چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۳۵
-۱
سلام.
يك نكته كوچولو.
تصنيف آه باران رو استاد اولين بار در مراسم درگذشت مشيري خوندن نه استاد سروستاني.
آلبوم قشنگيي. من دوسش دارم.
شجریانیها:
پاسخ: دوست عزیز؛
با تشکر از تذکر شما. موردی که اشاره کردید اصلاح شد.
[شناسه: ۴۰۹۰] ناهيد
پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۵:۱۳
۰
من هنوز نخريدمش
[شناسه: ۴۰۹۶] محمدعلي افقهي
پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۵۹
-۱
اجراي اين كار به هيچ وجه خوب نيست. هم خسته كننده س هم بدون تكنيك آواز
[شناسه: ۴۰۹۸] جمیل
پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۲
۲
اگر هر کار استاد شجریان دا نگاه کنیم میبینیم در یک بیت یا یک تحریر خاص بیشترین حس و حال را به فرد القا میکند که در مورد هر فرد متفاوت است.مثلا در البوم سرعشق بیتی که بسیار روی من تاثیر دارد این بیته که استاد خوانده اند ...بیا به صلح من امروز و در کنار من امشب...در اه باران هم یکی از بیتهایی که بسیار زیبا اجرا شده بیت اخره غزل حافظه ..هزار حیله برانگیخت حافظ...
[شناسه: ۴۱۰۳] کیوان
جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۳:۵۱
-۱
باید حساب کسانی که واقعا استاد شجریانو دوس دارن با کسانی که ادای گوش دادن به استادو در میارن و حتی یک بیت از اشعار البوماشو حفظ نیستن جدا کرد.من خودم تمام اشعار کارهای استادو حفظم چون عاشق استادم.در مورد اه باران من با بیش از 50 نفر از دوستام صحبت کردم که همگی از ان لذت بردن.بعد یکی مثل اقای فقهی که معلوم نیست اصلا چقدر از اواز میفهمه میگه که اوازش بدون تکنیکه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!عجیبه که برای اولین بار یکی میگه تکنیک نبوده تو اواز استاد...ها.ها.ها.ها.ها.ها.ها.ها.
[شناسه: ۴۱۰۶] ارسلان
جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۴:۰
-۱
البوم بسیار زیبا و دلنشینی است.من تا حالا بیش از 50 بار گوشش دادم.اقای افقهی!!!!میشه واسه ما تکنیکو معنی کنین...با این اظهار نظرتان بسی مایه خنده من و دوستام شدیم.شما در حدی نیستی که بگین این کار تکنیک نداشته.شما حتما علاقمند به استاد نیستی وگرنه هیچ علاقمندی پیدا نمیشه که بگه اواز شجریان تکنیک نداشت.اول کمی فکر کن بد نظر بدین.
[شناسه: ۴۱۰۸] فریبرز
جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۴:۱۰
-۱
درود بر خسرو شیرین دهن اواز ایران استاد شجریان.درود بر شاهزاده اواز همایون.درور بر شوالیه و پهلوان اواز شهرام ناظری.به نظر من دیگه نباید اسم کارای استادو البوم بنامیم بلکه باید بگیم کلاس اموزشی.اه باران معجون دلپذیریست از تکنیک صدا.انتخواب درست شعر.لطافت صدا و تصنیف خوانی بی نظیر.به راستی راز این صدا چیست.من که حیرانم.....
[شناسه: ۴۱۰۹] سعید
جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۴:۱۵
۱
اقای افقی مطمئنی حالت خوبه داداش...این اثر مهمترین حسنش تکنیک اوازیشه.من الان در یک خوابگاه دانشجویی هستم.وقتی نظد شما رو خوندیم گفتیم حتما........بی خیال..
[شناسه: ۴۱۱۳] خسرو
جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۴:۲۲
۱
اقای افقی!!!!!!قدر زر زرگرشناسد قدر گوهر گوهری.درود بر عندلیب خوش الحان اواز استاد شجریان
[شناسه: ۴۱۱۴] فلاورز-شاه بيت آواز ايراني: استاد ايرج
جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۴:۴۰
۲
مطلب جدید وبلاگ رسیم استاد ایرج. بفرمایید
شجریانیها:
پاسخ: با تشکر از «آزاده»...!
[شناسه: ۴۱۱۷] سحر محمدی
جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۶:۱۹
-۲
در کار های ابر قدرت موسیقی ایران استاد شجریان هیچ وقت تکرار یا کمبودی از طرف صدای ایشون نبوده و همیشه در اثارشون چیز هایی نهفته هست که شاید با 100 بار گوش دادن نشه به معنی اصلی رسید.گستره ی صدای استاد و بیان بسیار زیبای ابیات به وسیله ی استاد انچنان زیبا و ماهرانست که واقعا ادم به فرازستان معنا قدم میزاره.من عاشق استادم و ارزوی من اینه که یه روزی هم صحبت این بزرگ مرد بشم.عمرش گرامی و طولانی باد.دوستش داارم
[شناسه: ۴۱۱۹] جواد یعقوبی
جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۸:۴۰
-۱
سلام...
جناب میرزایی دو روز پیش نظری برای این پست فرستادم که درج نشده است.آیا کامنت من ارسال نشده یا به دست شما نرسیده؟
شجریانیها:
پاسخ: جناب یعقوبی عزیز؛ متاسفانه کامنتی از جنابعالی دریافت نشده.
خواهشا مجددا ثبت بفرمایید. سپاس
[شناسه: ۴۱۲۰] جواد یعقوبی
جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۵۳
-۱
با عرض سلام خدمت جناب میرزایی و تشکر بابت تحلیل زیبا ی شما از «آه باران»...
در ارتباط با این اثر باید اعتراف کنم همان گونه که شما اشاره کردید،بار اول و دوم نتوانستم ارتباط مناسبی با این اثر برقرار کنم.اما پس از چندبار شنیدن به زیبایی های این اثر ارزشمند و خاطره انگیز پی بردم.
هرآنچه که در باب زیبایی های این اثر می توان گفت را شما با قلم شیوا و فصیح خود نوشته اید.
اما در باب ایراد های این اثر که نمی توان به راحتی از کنار آن گذشت و تا حدود زیادی سوال برانگیز هستند ،می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
1. تنظیم ضعیف آثاروآهنگ های زیبای استادان محجوبی و یاحقی که با وجود غنا و زیبایی فراوان این آهنگ ها،متاسفانه مزدا انصاری نتوانسته تنظیم مناسب و قابل قبولی از نظر ارکستراسیون و حجم صداهای ارکستر و حتی توزیع مناسب موتیف ها بین نوازندگان و حتی اصول فنی تنظیم ارکستر همچون کنترپوان و اصول چندصدایی(پلی فونیک) در جهت زیبایی هرچه بیشتر این آهنگ ها که در صورت استفاده می توانست لذت شنیدن صدای ارکستر را چند برابر کند، ارائه کند.به عنوان مثال حجم بسیار ضعیف و لاغر ارکستر،استفاده ی مکرر و ملال آور و حتی نابه جا از پیتسی کاتوهای سازهای آرشه ای(ویلنسل و ویلن و...) ، استفاده ی زیاد و نا به جا از سازهای بادی(همچون ابوا و کلارینت)و تکرار یکنواخت ملودی ها به صورت ناپخته و... از مواردی هستند که می توان در باره ی ضعف تنظیم آثار گواه گرفت.به دیگر بیان میتوانم ادعا کنم تنظیم این آثار در حد و شان آهنگ های فوق العاده قوی وغنی اساتید محجوبی و یاحقی و حتی تصنیف «آه باران» استاد شجریان و نیز در قواره ی آواز و صدای استاد شجریان نیست و شاید بتوان این تنظیم را در حد خواننده های جوانی همچون همایون شجریان،قربانی،سرلک،عقیلی و... دانست؛چرا که اساسا تنظیم ارکستر با صدای استاد شجریان ژوست نیست و به راحتی می توان ادعا کرد کیفیت و حجم صدای خواننده با صدا و کیفیت ارکستر بسیار فاصله دارد و بسیار بالاتر و با کیفیت تر از ارکستر است.
[شناسه: ۴۱۲۱] جواد یعقوبی
جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۵۴
۰
ادامه...
2.چهارمضراب تار و تنبک که به حق بی معناترین و غیرقابل توجیه ترین قطعه ی اثر است!
نفس قراردادن این چهارمضراب در این اثر بسیار نابه جا و غیرمعمول مینماید و به نظر می رسد صرفا برای پر کردن زمان خالی کاست یا سی دی است.جملات و موتیف های بی سروته و بی معنای فرهنگ شریف ،همنوازی تنبک بسیار ضعیف و استفاده ی بسیار کلیشه ای از زوایای گوناگون ریتم 4/2 توسط همایون شجریان و جواب های بی معنا و غیرقابل توجیه همایون به جملات فرهنگ شریف و... که از نظر بنده صرفا مراتب دلزدگی و خستگی مخاطب را فراهم می آورد و دیگر هیچ!
3.در ساز و آواز طرف دوم آلبوم، شاهد جواب آوازهای بی معنا و کلیشه ای نوازنده پیانو به آواز باصلابت و پخته استاد شجریان هستیم.در واقع برخلاف ساز و آواز اول به همراه تار فرهنگ شریف که آواز و تار پابه پای هم پیش می روند و شاهد جواب آوازهای پخته،زیبا و بامعنا ی فرهنگ شریف هستیم که پابه پای خواننده در القا و تثبیت معانی و مفاهیم شعری و ارائه ی آواز هستیم،متاسفانه در ساز و آواز به همراه پیانو شاهد چنین روندی نیستیم و حتی با اول بار شنیدن ساز و آواز،متوجه فاصله ی بسیار زیاد آواز و پیانو و حالت سرگردانی پیانو نواز در جواب آوازهای سنجیده و پخته ی شجریان می شویم.در حقیقت نوازنده پیانو با ارائه جملات جواب آواز ثابت می کند که در پی تاکید و تثبیت آواز و شعر ارائه شده نیست و صرفا گردشی تسلسلی و تکراری در فضای «دشتی» دارد که موجب سرگردانی ذهنی شنونده ی سازوآواز دارد!
4.و اما تصنیف آخر «آه باران» ساخته استاد شجریان که باید بی تعارف گفت از لحاظ آهنگ سازی و تنظیم ارکستر و غنای ملودیک ،حرفی برای گفتن ندارد!در حقیقت تصنیف «آه باران» همانند اغلب آهنگ های ساخته شجریان ، نقطه قوت اصلی آن در تلفیق بسیار محکم و مناسب شعر و موسیقی است که باید اعتراف کرد آثار آهنگ سازی استاد شجریان در این زمینه حرفی برای گفتن دارد و چنین تلفیق های محکمی، در کمتر اثر یا تصنیف موسیقایی وجود دارد1
در نهایت بسیار مایلم انتقادات و نظرات دوستان را در ارتباط با نوشته هایم بدانم.با سپاس فراوان...
ضمنا در پایان پاراگراف هفتم«آه باران» صحیح است نه «بوی باران».
شجریانیها:
پاسخ: دوست و همکار عزیز جناب آقای یعقوبی؛
با تشکر از اینکه نظرات شخصی خود را ما و سایر دوستان به اشتراک می گذارید. هرچند اعتقاد شجریانیها بر این است که نقد آثار استاد شجریان تنها از اساتید توانا و با تجربه بر می آید.
در کنار این عقیده داریم تبادل نظرات مخاطبان هنر استاد شجریان و دوستداران ایشان در این سایت همچنان باید ادامه یابد تا شاهد محیطی پویا شامل نظرات گوناگون همه ی دوستان باشیم.
با تشکر.
[شناسه: ۴۱۲۲] محسن
جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۳۳
۰
درود بر گوهر بی همتا و تکرار نشدنی اواز ایران و محبوبترین اواز خوان ایران .استاد بی همتا شجریان که با صوت داودیش جانها را امید میبخشد.کسی که در سن 70 سالگی خورشید فروزان اوازش دلهای خسته را جلا میدهد...عشق است استاد .عشق است...
[شناسه: ۴۱۲۸] امین
جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۵۲
-۲
بعضی ها میگن صدای استاد خوب نیست!!!!، یه خش و گرفتگی همیشگی تو صداشه! خلاصه هر کاری میکنن که بگن فلانی و فلانی (ببخشید، استاد فلانی!)که قبل از انقلاب معلوم نیست هر شب از کجا باید جمشون میکردن، صدای زیباتری از استاد دارند یا رسا تری. به هر حال بعد از حدود 60 سال خوانندگی یه کم خش تو صدا عجیب نیست، مهم اینه که با قدرتی چندین برابر قدرت آقاییونی که میگن از استاد بهترن، هنوزم میخونن، در حالی که اون به اصطلاح اساتید دیگه صداشون در نمیاد! هر چند که :
شب پره گر وصل آفتاب نخواهد رونق بازار آفتاب نکاهد،
ولی با این حال به همه دوستداران یا معاندان استاد پیشنهاد میکنم گلهای رنگارنگ 541B(قسمت دوم) رو گوش کنند.
به قول استاد شجریان اونقدر به هر کسی گفتن استاد که برای شهناز استاد لقب کمی است!
[شناسه: ۴۱۳۵] محمدرضا
شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۴۲
۰
فکر می کنم آهنگساز این مجموعه در حد استاد کار نکرده و بقیه ی تصانیف مثل آه باران که ساخته ی خود استاد است به دل نمی نشینند.ولی صدای استاد همچنان اعجاب آور است
[شناسه: ۴۱۳۶] مانی
شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۱۱
-۲
بنده هم جسارتا می خواستم که عرض کنم که بعد از نزدیک به 60 - 70 بار گوش دادن این اثر بسیار زیبا نتوانستم با بعضی قسمت های این اثر ارتباط بر قرار کنم. همون طور که آقای یعقوبی گفتن ملودی هایی که از ارکستر می شنویم بسیار تکراری، غیر خلاقانه و شاید اگر کمی سنگدلانه بخواهم بگویم بی ذوق و عجولانه هستند. این اثر می توانست به مراتب زیبا تر ارائه شود. در مورد گفتمان بعضی از دوستان که از صدای استاد خرده گرفته بودند خواستم دو موضوع را یادآوری کنم.
1. پاییز دو سال پیش (1386) بود که برای اولین بار شنیدیم که آقای فرهنگ شریف از همکاری مجدد با استاد شجریان صحبت کرده بودند، و گفته بودند بعضی قطعه های این اثر در مراحل پیش از ضبط قرار دارند. اگر فرض را بر این بگیریم که قطعه ها به صورت متوالی و همان گونه که در اثر می شنویم ضیط شده باشند، به احتمال فراوان ساز و آواز نخست آلبوم پیش از عمل جراحی سال گذشته استاد انجام شده است.
2. علی رغم موضوع فوق، نظر شخصی اینجانب این است که صدای شجریان بیشتر به بغض و گرفتگی اندوه آغشته است تا به اصطلاح نداشتن نفس. چه بسا این موضوع در جمله ی پایانی آه باران ثابت می شود. شاید اگر دیگر بار این اثر را با دقت مضاعف گوش کنید هم رای شویم.
[شناسه: ۴۱۴۲] فری
یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۴:۴۳
۰
درود! اصل شعر مشیری این است.
آه باران ای امید جان بیداران!!! شما نوشتید: این امید...
آیا کسی از دوستان اصل آن دو کار قدیمی را سراغ دارد؟
((خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد))
شجریانیها:
پاسخ: دوست عزیز استفاده از « این » به جای « ای » با توجه به تغییری که در ساختار جمله مدنظر داشتهام کاملا تعمدی است.
آه باران ( اشاره به آلبوم آه باران )؛ این امید جان بیداران.
[شناسه: ۴۱۴۶] نوید
یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۰
-۲
چند مدت پیش استاد لطفی جمله جالبی گفتن .ایشان گفتن که یکی از مشکلات موسیقی اظهار نظرها و تحلیلهای افرادی است که فقط شنونده هستند و در حدی نیستند که اساتید را تحلیل کنند.به نظر من ما فقط میتوانیم بگوییم که از اه باران لذت میبریم یا نه.وگرنه اینکه یک شنونده موسیقی از اواز شجریان ایراد بگیرد خنده دار است.به این میماند که یک دانش اموز ابتدایی از یک استاد دانشگاه ایراد بگیرد.یکی باید استاد شجریانو نقد کند که حداقل 40 سال در حال یادگیری اواز باشد و اثار هنری زیادی داشته باشد.
[شناسه: ۴۱۴۷] pحسين
دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰:۳۰
۱
سلام به همه دوستان
من که از آه باران لذت بردم، اجراي آوازها بي نظير بود . هرچي بيشتر گوش مي دم به عمق زيبايي تحريرهاي استاد بيشتر پي مي برم . استاد خلاصه بگم : دل بردي از ما به يغما. درود بر تو زنده و پاينده باشي
[شناسه: ۴۱۴۸] صبـور
دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۳:۴۹
۱
جناب یعقوبی سلام
من هم فقط با قسمت کمی از نقد شما موافقم اما لحن تند شما راجع به همایون خان اصلا صحیح نیست . از نظر من هم همایون خان در چهار مضراب مثل همیشه ظاهر نشدهاند اما ما میتوانیم با لحن مودبانه تری هم بگوییم چرا نپسندیدم
در ضمن از نظر من مزدا انصاری و استاد حتما با هم هماهنگ بودند و سلیقهشان این بوده که صدای ارکستر نباید حجیمتر باشد و خواستند شنونده این آلبوم را برای خلوت خود انتخاب کند پس احتیاجی به یک ارکستر شلوغ نبوده
من خودم زمانی که این آلبوم را شنیدم احساس کردم بهترین تسکین برای سوالات من راجع به پلیدیهایی است که جامعهی ما در گرداب آن غرق است و بعد از سالها تنها آلبومی از استاد که توانستم با آن ساعتها گریه کنم چون اکثر آلبومهای استاد مرا به شعف میآورند اما آه باران حرف دل مرا میزند و گلایههایم را از این زمانه با من همخوانی میکند
الهی که همیشه سایهی استاد بالای سرمون باشه
در ضمن در پاسخ به بعضی دوستان راجع به صدای استاد باید عرض کنم خدا را شکر که صدای استاد مشکلات افراد پا به سن گذاشتهی دیگر را پیدا نکرده از جمله تیز نشدن صدایشان و هنوز گرم و دلنشین است
[شناسه: ۴۱۴۹] صبـور
دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۳:۵۶
۰
در ضمن همایون خان ده تا سر و گردن از سالارعقیلی و علیرضا قربانی بالاتر هستند شما چه جور منتقدی هستید که به خود اجازه میدهید صدای دلنشین همایون و همین طور قدرت خوانندگیاش را با صدای نچسب آن دو نفر مقایسه کنید؟
[شناسه: ۴۱۵۰] صبـور
دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۴:۴
-۲
اِ اِ اِ اسم سرلک را هم که نوشتید واقعا از نظر شما این سه نفر در حد مقایسه با همایون هستند؟؟؟ خدا به دادمان برسد منظورتان از سه نقطه ... دیگر چه کسانی بودند واقعا از کسی که به آهنگساری استاد چنین موشکافانه ایراد بگیرد بعید است کسی را هم اندازهی همایون قلمداد کند و بدتر ، این که همایون را دست کم بگیرد و او را شایستهی خوانندگی کار ضعیف بداند
[شناسه: ۴۱۵۳] فری
دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۷:۳۳
۰
درود! از شما عذر می خواهم اشتباه از من بود!!!
(({خسروا} گوی فلک در خم چوگان تو باد))
[شناسه: ۴۱۵۴] هزار گلخانه آواز (استاد شجریان)
دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۸:۵۸
-۱
سلام
خوبی؟
امروز رفته بودم نمایشگاه کتاب
یکی از غرفه ها کتاب هزار گلخانه آواز را گذاشته بود با مجموعه آثار استاد شجریان و همایون شجریان به صورت cd وقتی قیمت را جویا شدم مسئول غرفه گفت 4000 تومان! (در ضمن اورجینال هم نبود) به مسئول غرفه گفتم که آیا این کار درستیه که حاصل 40 سال زحمت یک استاد را راحت به فروش گذاشتین گفت که "ما اجازه گرفتیم" گفتم من با شناختی که از استاد و شکت دل آواز دارم همچین اجازه ای نمنیدن گفت که "ما اجازه گرفتیم" گفتم اگه اجازه دارین چرا cdها اورجینال نیست؟ باز گفت ما اجازه گرفتیم.
اونجا واقعا تاسف خوردم که تو جایی که به گفته همه "بزرگترین" اتفاق فرهنگیه سال کشور همچین کار به دور از فرهنگی اتفاق میافته
[شناسه: ۴۱۵۵] \پری
دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۵۱
۱
سلام
منم با صبور جان موافقم
آقای یعقوبی نادیده گرفتن توانای و شایستگی همایون و این گونه صحبت کردن در مورد اون اصلا صحیح نیست
و باید خدوتتون عرض کنم همایون هرگز با قربانی و سالار عقیلی و سرلک و به قول شما ... قابل مقایسه نبوده و نخواهد بود
[شناسه: ۴۱۵۶] azadeh
دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۲
۱
من واقعا از این تعجب می کنم که دوستان مرتب میان و از این آلبوم ضعیف تعریف و تمجید می کنند اما هیچ کدام سخنی علمی مبنی بر توجیه چرایی این همه تعاریف نمی گویند!
[شناسه: ۴۱۵۸] آرزو
دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۳۵
۱
با درود
صبور عزیز تعصب و علاقه شما به همایون شجریان قابل قبول است. من خودم نیز از علاقه مندان استاد شجریان و فرزند هنرمندشان هستم. اما به هنگام انتقاد کردن کمی منطق را هم دخیل کنید. صدای آقای سالار عقیلی و علیرضا قربانی اگرچه به زیبایی صدای همایون نیست اما صدای نچسبی ندارند. به نظر من در اینجا کمی غیرمنصفانه برخورد کرده اید.البته ببخشید من قصد نصیحت کردن ندارم عده ای از مخالفان استاد شجریان همیشه سعی دارند با برتر نشان دادن خوانندگان دیگر جایگاه هنری استاد شجریان را بی ارزش کنند پس شما دوست عزیز سعی کنید اینگونه نباشید. با سپاس
[شناسه: ۴۱۵۹] محمدعلی محمودیار
دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۳۷
-۱
دوست عزیز، خانم صبور؛ سعی کنیم آگاهی هنری همایون شجریان را با سایر هنرمندان آوازخوان در مقام مقایسه قرار ندهیم، و برای این موضوع معیار و متر هم درست نکنیم.
بههر حال آنچه که واضح است نیازی به بیان مجدد ندارد اما میدانیم که امکانات و شرایط رشد هنری همایون شجریان قابل مقایسه با هنرمندان دیگر نبوده است و این موضوع شرایط را برای قیاس جایگاه و اطلاعات و آگاهی همایون شجریان با سایر آوازخوانان همرده و همدورهی ایشان سخت میکند.
[شناسه: ۴۱۶۰] پری
سهشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۵:۳۲
-۲
آقای محمودیار
درست است که سرنوشت همایون این گونه رقم خورده است که فرزند استاد باشد و برای همین دارای امکانات و شرایط مناسبی برای پیشرفت باشد اما به نظر من اگر خودش کمی و فقط کمی کوتاهی کرده بود هرگز به جایگاه فعلی اش نمی رسید پس بهتر است منصف باشیم و هیچ وقت به خاطر شرایط و امکاناتی که دارد سعی و تلاش خودش را نادیده بگیریم
چون به همان اندازه که موقعیت بهتری داشته بیشتر هم زیر ذره بین بوده است
سپاس
[شناسه: ۴۱۶۲] جواد يعقوبي
سهشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۷:۴۳
۰
سلام
خانم صبور و خانم پري عزيز!
اولا كه بنده در مورد هنر آوازخواني همايون شجريان چيزي ننوشتم و نظرم راجع به نوازندگي تنبك ايشان در قطعه ي چهارمضراب آلبوم «آه باران» بود و اتفاقا لحن انتقادم بي ادبانه نبوده و نيست؛چرا كه احترام فراواني براي ايشان قائلم.اما با توجه به تخصص بنده در حوزه نوازندگي تنبك و شناخت جامعي كه از مقوله ريتم و همنوازي صحيح تنبك با سازهاي ديگر دارم،بايد اعتراف كنم اگرچه همايون شجريان در زمينه آوازخواني قابليت هاي فراواني دارد،اما در زمينه نوازندگي تنبك ،(اگرچه شعور ريتميك بالايي دارند)،اما به دليل كم توجهي به تنبك و به قول خودشان«در حاشيه قراردادن نوازندگي تنبك»،متاسفانه آثاري كه از نوازندگي تنبك ايشان شنيده ايم،چندان دلچسب نبوده (در اين ارتباط ميتوانيد به همنوا با بم و ديگر آثار زيادي كه با استاد شجريان دارند توجه كنيد)و به همين دليل ميتوان گفت ايشان در زمينه نوازندگي تنبك نوازنده ي متوسطي هستند و البته با توجه به اينكه در اين آلبوم،فقط در قطعه ي چهارمضراب نوازندگي مي كنند،مي توانستند با دقت بيشتري همنوازي كنند.در ارتباط با اين موضوع و در صورت تمايل شما،بنده مي توانم ادعايم را با شرح و تفصيل بيش تري ثابت كنم.
[شناسه: ۴۱۶۳] صبـور
سهشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۳۳
۰
این صبـور سراپا تقصیر اقتضای طبیعتش این است که همیشه بهترین را میخواهد و نمیتواند تا وقتی نان تازه دارد خودش را با نان بیات سیر کند
ای کاش من هم میتوانستم مثل همایون انقدر بزرگوار باشم که همهی خوانندگان موسیقی ایرانی را به یک چشم نگاه کنم اما وقتی حتی یک تحریر تصنعی صدایشان راضیام نمیکند نمیتوانم گوش بدهم حالا بروید به من انگ یکسونگر بزنید مرا باکی نیست
شاید اشتباه کردم صدای آن دو خواننده را نچسب گفتم اما واقعا برای منی که شبانه روزم با بهترین صداها همراه است و به دلایلی فرصت بسیار بیشتری برای شنیدن دارم بهتر متوجه نبوغ هنر همایون شده باشم برای همین هر کس که نتواند به حد او مرا راضی کند نمی توانم قناعت کنم و خودم هم نمیدانم چرا هنر همایون برایم علاقه و تعصب آورده و از این احساساتی بودن خودم بیزارم اما چارهای یافت مینشود
مدام با خودم میگویم این قبول که صدای همایون ژوست است این قبول که از صدایش درست استفاده می کند این قبول که صدایش نه کلفت است نه نازک نه تودماغی نه توگلویی نه عشوه میآید نه بی حس و حال میخواند این قبول که همایون ادای کسی را حتی ادای استاد را در نمیآورد این قبول که وقتی میخواند حس میکنی راحت است و زور نمیزند این قبول که وقتی میخواند « ای شب به پاس صحبت دیرین خدای را.....» پرواز میکنی .....این قبول که در صدا و خوانندگیاش کمبودی را احساس نمیکنی....این قبول که گاهی حس میکنی این صدا را قبلا جایی شنیدهای.......
.. اما چرا هوادارش شدی؟ واقعا برای چه؟ زن ! مگر تو کار و زندگی نداری حالا چرا برایش در اینترنت این همه مینویسی مگر همایون نیازی به حرفهای تو دارد؟ او آلبوم و کنسرت میدهد تو هم برو گوش بده ولی ساکت باش
با خودم میگویم آزاده حق دارد پا در حریم شجریانیها بگذارد و اعصاب همه را خورد کند اما من در همین حریم حق ندارم از فرزند استادم حمایت کنم و محمودیاری که جواب آزاده را نمیدهد باید بر من به خاطر یکسو نگری ام خرده بگیرد ، چرا از کسی دفاع میکنم که تنها امید آیندهی آواز ایران است ، تنها کسی است که با حضور او میتوانم جلوی تمام خوانندگان دنیا سرم را بلند کنم و افتخار کنم ایشان هنرمند کشوری هستند که من در همان آب و خاک پرورش یافتهام .... افتخار کنم او برای شهرت مثل جوانان دیگر با آبروی موسیقی کشورم بازی نکرده و آبرومندانه از هنر میهنم دفاع کرده و برای شهرت بیشتر تن به خواندن سالی حتی چهار پنج آلبوم متوسط نمیدهد دو تا میخواند اما حسابی میخواند
شما هم اگر بیشتر بشنوید بعد از مدتی شاید دیگر نتوانید به هیچ صدایی غیر از استاد و همایون گوش کنید
شجریانیها:
پاسخ: سرکار خانم صبور؛
مسول تایید نظرات این بخش بنده هستم و از نظر بنده لزومی به پاسخگویی به هر اظهار نظری وجود ندارد. قرار نیست برای هر نظری جوابی بنویسیم و آن را محکوم کنیم.
با درود بر شما , میرزایی
[شناسه: ۴۱۶۴] سهند سلطاندوست
سهشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۲۱
-۲
پروفسور «آزاده»! همین را بگویم که تعریف کردن توجیه نمیخواهد؛ شما که ادعا میکنید کار ضعیف است، دلیل قانعکننده بیاورید.
این روزها همه فکر میکنند علیآباد هم شهری است!
[شناسه: ۴۱۶۵] محمدعلی محمودیار
سهشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۲۵
۰
دوستان عزیز؛
بنده هیچگاه نخواستم و در آن حد نیستم و نخواهم بود که بخواهم تلاش شخصی هنرمند عزیزی چون همایون شجریان را نادیده بگیرم؛ نظرم بر این بود که همایون شجریان را نمیتوان در مقام مقایسه با سایر هنرمندان آوازخوان همدورهی ایشان قرار داد.
بله خود من هم به این نکته معتقدم که «پسر نوح با بدان بنشست، خاندان نبوتاش گم شد.»
ضمناً اگر بنده بر مخالفی که در این سایت وارد میشود، جوابی ننوشتم، دلیل اصلیاش جلوگیری از حاشیهسازی و ایجاد بحث کهنهی مقایسهی اساتید در پایگاههای موسیقی و موارد دیگری بوده است.
موفق باشید
[شناسه: ۴۱۶۹] میلاد
چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰:۱۲
-۱
با سلام خدمت همه شجریانیها.یادمه مدتی پیش از قول علیرضا قربانی گفتن که برترین اواز خوان ایران شجریان نیست.جهت اطلاع عرض کنم که دیروز جناب قربانی مصاحبه ای با روز نامه اعتماد انجام دادن که چکیده ای از ان درا بیان میکنم..قربانی در مورد استاد شجریان گفته که از ابتدا استاد شجریانو با حالتی شیدا گونه دوست داشته و دارم و این ارادت بسیار بیشتر از کسانیست که خود را شاگرد استاد مینامند.قربانی گفته که من میتوانم نکته به نکته بگویم استاد در شاهکار های اوازیش چه کار کرده اند.من حتی در طراحی جلد هم از ایشان تاثیر میگیرم.قربانی گفته استاد شجریان به معنای واقعی لیاقت لقب استادی را دارند.قربانی باز هم گفته جنس صدای استاد شجریان به دلیل ممارست بسیار استاد مقبولیت و محبوبیت فراوانی دارد و من و سایر جوانان خواننده به همین دلیل سبک ایشان را دنبال میکنیم......اینارو نوشتم که دیگه نقل قولهای دروغ دا ننویسیم..گفتگوی قربانی با اعتماد در تاریخ 21 اردیبهشت امسال....
[شناسه: ۴۱۷۴] میثم
چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰:۳۳
۰
درود بر قله دست نیافتنی اواز ایران استاد شجریان...اه باران نیز به کلکسیون شاهکارهای استاد پیوست.تصانیف زیبا و شهرهای مناسب در کنار تکنیک ناب استاد شجریان شاهکاری دیگر را رقم زده است.من بیش از 100 بار گوش دادهام ولی هنوز سیراب نشدم.این کار حال و هوای عجیبی دارد که روح شنونده را با خود میبرد.....استاد شجریان عزیز درد تو بر جان خسته ما باد....
[شناسه: ۴۱۹۰] کیوان
چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۶:۵۲
۰
خانم صبور .این فقط شما نیستیه عاشقی..منم همینطورم.خیلی از دوستان هم هستند که عاشق استاد شجریان و همایون هستند..پس همه با هم خدارو به خاطر این عاشقی شکر میکنیم.و البته شهرام ناظری عزیز هم جایگاه خود را دارد.همه عاشق استادیم .همه....
[شناسه: ۴۱۹۶] صبـور
چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۵۴
۰
آقای میرزایی من واقعا شرمندهام ولی سعیام را میکنم بار آخرم باشد که به حاشیه بپردازم چون آثار استاد و همایون خود گواه هنرشان است و نیازی به حرفهای من نیست اما علت ساکت ننشستن من همین موجی است که مدتی شروع شده و همه به اسم منتقد بودن با غرض دست به قلم میبرند وقتی جناب یعقوبی در نظر ۴۱۲۰ خود مغرضانه و در لفافه هنر آواز خوانی همایون را دست کم میگیرند و در نظر ۴۱۶۲ آن را حاشا میکنند [] عاقلان دانند ..! من هم دیگر ساکت میشوم چون نه با حرفهای من همایون بالاتر میرود نه با حرفهای یعقوبی پایینتر
فقط آخرین نکته را بگویم که "یکی" از علتهای ارادت من به استاد و همایون این است که خودم ۱۶ سال است میخوانم و با صدای هنرمندان بسیاری آشنا هستم برای تمرین یا برای تفریح سعی کردم مثل همان خواننده بخوانم در اوایل این ۱۶ سال شجریانی نبودم و اثر هر هنرمندی را به راحتی میخواندم اما از زمانی که شجریانی شدم با همهی سعی و تلاشم هنوز نتوانستم یکی از آوازهای استاد یا همایون را مثل خودشان و بدون نقص بخوانم و در تحریرها نفس کم میآورم این است که جلوی هنرشان تسلیم شدهام گرچه تصنیفهایشان را راحتتر میخوانم اما باز گاهی در تصنیف هم کم میآورم اگر حمل برخودستایی برداشت نکنید و دیگران حاشیه درست نکنند « متر و معیار من» برای مقایسهی استاد و همایون با دیگران خودم هستم و این پدر و پسر تنها خوانندگانی هستند که من به پایشان نمیرسم
در آخر برای جناب آقایان عقیلی و قربانی و سرلک آرزوی موفقیت و پیشرفت میکنم و امیدوارم بتوانند تواناییهای خود را بهتر ارائه دهند چون زمینهی بسیاری برای رشد دارند اما از نظر من آنچنان که باید خودشان را جدی نگرفتهاند و واقعا اگر تلاش بیشتری کنند میتوانند بهتر از اینی که هستند بشوند. به امید روزی که مشکل پسندانی چون من بتوانیم صداهای متنوعتر و دلنشینتری بشنویم . اگر هم صدایشان را نچسب خطاب کردم چون گاهی بعضی نتها را خیلی بد اجرا میکنند که امیدوارم بتوانند با ممارست این مشکلشان را رفع کنند
این هم همان حرف یعقوبی
۴۱۲۰
تنظیم این آثار در حد و شان آهنگ های فوق العاده قوی وغنی اساتید محجوبی و یاحقی و حتی تصنیف «آه باران» استاد شجریان و نیز در قواره ی آواز و صدای استاد شجریان نیست و شاید بتوان این تنظیم را در حد خواننده های جوانی همچون همایون شجریان،قربانی،سرلک،عقیلی و... دانست؛چرا که اساسا تنظیم ارکستر با صدای استاد شجریان ژوست نیست و به راحتی می توان ادعا کرد کیفیت و حجم صدای خواننده با صدا و کیفیت ارکستر بسیار فاصله دارد و بسیار بالاتر و با کیفیت تر از ارکستر است
۴۱۶۲
اولا كه بنده در مورد هنر آوازخواني همايون شجريان چيزي ننوشتم
شجریانیها:
پاسخ: همراه همیشگی و عزیز شجریانیها؛ سرکار خانم صبور.
همچنان منتظر نظرات شما خواهیم بود.
با درود فراوان
[شناسه: ۴۱۹۹] جواد یعقوبی
چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۴۲
۰
با درود مجدد خدمت دوستان عزیز و مخصوصا قابل توجه خانم صبور عزیز!
باید عرض کنم که شاید مرا نشناخته و گمان میبرید جزو آن دسته از مخاطبانی هستم که از سر غرض ورزی ،اظهارنظر آن هم از نوع تخصصی و موشکافانه می کنم!شاید شما به درستی مرا نشناسید،اما حتما دوستان شجریانی ها آقایان میرزایی،محمودیار،نوربخش ،سلطاندوست و دیگر دوستان مرا می شناسند و نیک می دانند که من نیز همچون شما از طرفداران پروپاقرص استاد شجریان و بالطبع فرزند هنرمندشان هستم.حتما بسیاری از دوستان شجریانی،انتقادات تند و تیز و کوبنده بنده علیه نوشته های آقای علیرضا جواهری در سایت گفتگوی هارمونیک را از یاد نبرده اند که در مقام دفاع از استاد شجریان،نسبت به نوشته های نسبتا مغرضانه آقای جواهری اعتراض کرده و با ذکر دلیل و برهان،نسبت به نوشته های ایشان در باب خواننده سالاری خرده می گرفتم.
بنده نیز همچون شما نازنینان،سال هاست با موسیقی آسمانی استاد شجریان پرواز کرده ام به حدی که همواره به دوستانم می گویم:«من شاگرد و فرزند استاد شجریان هستم؛شجریان مرا پرورش داده است!».
اما در ارتباط با اظهارنظرهای اخیرم در این پست باید به اطلاع برسانم همان طور که جناب میرزایی و دیگر دوستان شجریانی ها بارها گفته اند،چه خوب است که در جهت هرچه بیش تر ارتباط برقرار کردن با دوستان و درگیر کردن دوستان شجریانی در بحث ها و نیز برای ارج نهادن به زحمات دوستان «شجریانی ها»،در هر پست نظرات خودمان را با صرف وقت و حوصله ،اظهار کنیم.به همین دلیل قانع نشدم که نظرات خودم راجع به نقاط ضعف این اثر را ننویسم!
[شناسه: ۴۲۰۰] جواد یعقوبی
چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۴۳
۱
ادامه...
آنجا که ادعا می فرمایید بنده همایون را خواننده ای کم قابلیت و ضعیف قلمداد کرده ام،باید به اطلاع برسانم که قصد بنده نادیده گرفتن توانایی های غیرقابل انکار همایون در آواز نبود و منظور بنده صرفا این بود که این تنظیم و این ارکستر،بیش تر مناسب جنس و حجم صدای خوانندگانی چون همایون و دیگران بود نه استاد شجریان!چرا که خود شما نیز یقینا به تفاوت فاحش حجم و قدرت صدای استاد شجریان با دیگران واز جمله همایون واقف هستید و برای نمونه و در مقام قیاس می توان به تفاوت کیفیت و حجم صدای همایون با استاد شجریان در دی وی دی تصویری کنسرت 1386 بزرگداشت سعدی و دیگر آثار هم خوانی استاد شجریان و همایون اشاره کرد.و نیز از آنجا که تنظیم قطعات قطعات هر ارکستری(چه بزرگ و چه کوچک) با توجه به قابلیت صدای خواننده تنظیم می شود،بنده چنین ادعایی کردم.
به عنوان مثال به تصنیف «شب جدایی» در مایه دشتی با صدای همایون شجریان و تنظیم مزدا انصاری مراجعه کنید و شباهت فراوان تنظیم آن اثر را با تنظیم آه باران ببینید؛در «شب جدایی» میبینیم که جنس و حجم صدای ارکستر با صدای خواننده بسیار نزدیک بوده و در مجموع اثری زیبا و شنیدنی را به وجود آورده اند؛به همین دلیل بود که بنده ادعا کردم تنظیم مزدا انصاری از قطعات آلبوم آه باران را اگر همایون شجریان می خواند شاید نتیجه بسیار هم خوب میشد؛نه این که صدا و حجم صدای همایون همانند ارکستر انصاری ضعیف و لاغر است!!!
باز هم بنده آماده ی پاسخگویی به سوالات دوستان هستم.
[شناسه: ۴۲۲۶] مهدي
پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۴:۲۲
۱
آلبوم خوبي نبود ؟
براي صداي استاد (به خاطر كهولت سن) واقعا دلم گرفت. نوع تحرير ها واضح نبود شعر هم نفهميديم چيه زيرا با هر بيتي كه مي خواند خواننده خودش را براي يه تحرير تكراري اماده مي كرد كه كلا معني و مفهوم شعر يادت مي رفت .
از دوستان خواهش دارم آلبوم رو نقد كنند ؟
[شناسه: ۴۲۲۷] جواد
پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۴:۳۴
۰
خانم صبور راست میگه.من به شخصه واسه سرلک و عقیلی و قربانی ارزوی موفقیت دارم ولی این عزیزان وقتی اوج میگیرند صداشون مشکل دار میشه که البته با تمرین زیاد این امیدهای واقعی اواز میتونن بر این مشکل غلبه کنن.البته همین که به این مرحله رسیدن واقعا عالیه چون اواز ایرانی کار کردن ریاضت میخواد.اما همایون شجریان عزیز و دوس داشتنی وقتی اوج هم میخونه بر به مشکل نمیخورن.در کل خدا همشونو حفظ کنه.ضمن اینکه اواز های اقای جهاندار هم عالیه.جنس و قدرت اقای ناظری هم مثال زدنیه.اینا در کنار استاد شجریان سرمایه های گرانقدر اواز ایرانی هستن
[شناسه: ۴۲۶۷] کیوان
شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۳
-۲
با مهدی مخالفم اساسی!به خدا اینقدر ازین کار خوشم امده که اولین کارم هنگام طلوع افتاب گوش دادن به این کاره.در اوج پختگی و استادی اجرا شده
[شناسه: ۴۳۰۲] کامران
یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۵:۳۵
۰
استاد شجریان!قسم به اوازهای زیبایی که به ما هدیه کردی تا قیامت عاشقتم.عاشقتم.عاشقتم.عاشقتم......در عاشقی پیچیده ام...
[شناسه: ۴۳۱۶] آسیا
دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰:۱۶
۱
سلام دوستان من وقتی آواز استاد را می شنوم از خود بی خود می شوم امید وارم همیشه زنده باشند.
[شناسه: ۴۳۵۱] رهگذر
سهشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۵۶
۰
آقایان و خانم ها .... لطفا این اثر را با ذهنیت و بینش نقد و بررسی گوش دهید ... نه این گونه که چون شجریان خوانده است چنین و چنان .... شما لطفا به نمونه ی تصنیف دیدی ای مه که بنان خوانده است هم گوش دهید .... بعد قضاوت کنید ... اسیر نام نباشید .... کار را بشنوید ... کار را ببینید.
شجریانیها:
پاسخ: بازدیدکننده ی گرامی؛
از توصیههای فرمایش وار شما ممنون. ای کاش نظر شخصی خود را مطرح می کردید.
[شناسه: ۴۳۷۶] جواد
چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۸
۲
اقای رهگذر سلام
این نامی که می فرمایید اسیرش نباشند بی دلیل چنین نام بزرگی نگشته.امیدواریم شما موسیقی را روزی بیشتر بشناسید
[شناسه: ۴۴۳۰] مجید
پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۵۹
۱
اقای رهگذر !با تمام احترامی که برای استاد بنان قائلم اجرای این تصنیف با صدای استاد شجریان بسیار زیباتره!اگه توهین فرض نشه باید بگم اگه استاد شجریان ظهور نمیکرد فاتحه اواز سنتی را باید میخواندیم به عنوان مثال استاد بنان واقعا اوازهای بسیار یکنواخت و افسرده کننده ای میخواندند!این البته نظر منه!من با اواز بنان به یاد مرگ میفتم ولی با اواز شجریان به یاد زندگی و عشق و گل و باران و زیبایی میفتم!سختی کار اواز اینه که برای اینکه یک اواز خوان برجسته بشه باید دهها فاکتور داشته باشه مثل استاد شجریان
[شناسه: ۴۴۳۵] طالقانی
جمعه ۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲:۶
۰
بخوان که هر چه قناریست در سکوت نشانی / ترنمی نکند بلبلی اگر تو بخوانی/درود بر استاد شجریان که بسیار دوستشان داریم.زادروز فرزندان استاد (افسانه.مژگان و همایون) مبارک باد.
[شناسه: ۴۴۵۲] پژمان
شنبه ۲ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۶:۵۶
۰
همایون تولدت مبارک!ا امیدوارم همیشه سالم و پیروز باشیباشی
[شناسه: ۴۶۸۹] مهدي123
سهشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰:۵۵
۰
اخه قربونت برم اگه اين آلبوم شاهكار باشه ؟ آلبومهاي من هم بيش از شاهكاره؟
اخه چرا نميري يه بار ديگه آلبوم رو گوش كني ؟ چيش شاهكاره ؟ چيش تنوع داشت ؟ حسش كجاي كاره ؟
تعصب كور كورانه ؟ تا موسيقي زده نشديد بريد يك آواز اصيل قديمي (قوامي-ايرج-گپا-بنان و...) گوش دهيد.
شجریانیها:
پاسخ: بازدید کننده گرامی؛
بنده از طرفداران و شنوندگان دائمی اساتید بزرگی همچون استاد بنان و استاد خواجه امیری و.. . هستم. از شما دعوت می کنم دست روی اشتراکات هم بگذاریم و انتقادها را هم به دور از عصبانیت و آشفتگی بیان کنیم.
زبان هنر را با زبان جار و جنجال و دعوا اشتراکی نیست. زبان موسیقی یگانه زبان مشترک بین تمامی سلیقهها و طرز فکرهاست حتی میان قومیتها و ملیتهای گوناگون.
با درود فراوان
[شناسه: ۵۴۷۶] حامد
شنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۱:۳
-۱
آه باران
ای امید جان بیداران
بر پلیدی ها که ما عمریست در گرداب آن غرقیم
آیا چیره خواهی شد؟
[شناسه: ۵۵۵۵] ااشکان
چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۹:۵۰
-۱
استاد کارت حرف نداشت به خوبی اوضاع اسفبار سیاسی اجتماعی حاضررو درتصنیف اه باران شرح دادی،قابل توجه انصارحزب الله واون مخالفای نان به نرخ روزخوری که نمیدونن موسیقی چن نقطه داره اونوقت میان از استادشجریان انتقاد میکنن .
[شناسه: ۵۶۰۵] ررضا
جمعه ۱۹ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۲:۲۸
۰
از این کار فقط تنظیم آهنگاش حرف نداره.زیبایی دو تا تصنیف اول رو مدیون مرتضی خان محجوبی و حسین خان یاحقی هستیم و آه باران هم که قبلا تو بزرگداشت فریدون مشیری اجرا شده بود!
از آوازش درآمد دشتیش بسیار زیباست.
در کل نه پس رفت بود نه پیشرفت تنها در جا زدنی بود که استاد بزرگوار و مسلم موسیقی ایران بعد از جدایی از گروه رویایی اش(علیزاده و کلهر) مدت هاست که به اون ادامه میده.نمی دونم چرا!
جواب آوازها هم خیلی ضعیفه.ساز آقای شریف البته از نظر من هیچوقت دلنشین نبوده و در قضیه ضعف ایشون در جواب آواز بنگرید به کل اثر "پیوند مهر" و آواز ابوعطای "طفیل هستی عشقند آدمی و پری-گلهای تازه 104).
با همه ی این اوصاف باز هم درووووووووود بر یگانه آواز ایران زمین!!!!مگه میشه این آدمو دوست نداشت.چیکار کنیم دست خودمون نیست.
"دل عالمی بسوزی چو عذار برفروزی"
[شناسه: ۶۹۰۸] مرتضي
سهشنبه ۳ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۲۳
۲
در كل كار زياد قوي نبود
و من تنها از قسمتهايي كه با تار استاد فرهنگ شريف اجرا شده بود بيشتر لذت بردم و واقعاً صداي ساز تار شريف جذاب و شيرينه و در كل از نظر من از شلوغ نوازيهاي لطفي و عليزاده بهتره
ضمن اينكه صداي ساز شريف توش سراسر احساسه
[شناسه: ۶۹۶۷] رضا
چهارشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۹:۱۶
۳
قسمت های تار سلو از بی معنی ترین و بیجا ترین قسمت های این کار بود.این شیوه ی تار نواختن فقط به درد رادیو گلها می خوره و آقای گلپایگانی و ایرج.برای شجریانی که سالهاست از اون شیوه ی " گل ها " خواندن اجتناب کرده خیلی عجیبه این کار.اون جواب آواز های پیانو که واویلا بود فقط از زیرکی استاد خوشم اومد که زیاد به ساز بها نمی داد و بیشتر خودش آواز رو به پیش می برد.
درود بر یگانه آواز استاد محمدرضا شجریان
[شناسه: ۷۰۱۲] در جواب رضا
پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۵۸
۰
در جواب جناب رضا
چو بشنوي سخن اهل دل مگو كه خطاست سخن شناس نئ جانا خطا اينجاست
دشمنان موسيقي ملي كار را به جايي رسانده اند (مانند بعضي از سياستمدارها) كه تنها سليقه خود را بر همگان برتر مي دانند و بقيه هنرمندان با بيش از نزديك به 50 سال تكنوازي در رده اول موسيقي را خس و خاشاك مي دانند
به شما توصيه ميكنم گلهاي تازه شماره 37 استاد شجريان را با كه همكاري فرهنگ شريف در دستگاه همايون اجرا شده را يك بار به دقت گوش كنيد بعد قضاوت كنيد (البته اگه اهل فن باشيد حداقل توانايي نواختن يك ساز رو داشته باشيد)
[شناسه: ۷۰۹۰] جواد
شنبه ۷ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۸:۷
۰
با سلام به خاطر همين دعواهاي بي خودي همه ديگه حوصله ندارن ميرن ساسي مانكن و... اين چيزا گوش ميدن بس ديگه