تالارهایی که سالن همایش است! شجریانیها: تالار بزرگ وزارت کشور که تا سال گذشته، اصلیترین محل برپایی کنسرتهای استاد محمدرضا شجریان بود، بهدلیل عدم موافقت برخی مسؤولان با برگزاری کنسرت موسیقی احتمالاً جای خود را به تالار میلاد خواهد داد. این تالار که بین ۱۶۰۰ تا ۲۰۰۰ نفر گنجایش دارد، از لحاظ صدا و آکوستیک محل مناسبتری برای برگزاری کنسرت موسیقی در مقایسه با تالار وزارت کشور است. هرچند که تعداد قابل توجهی از صندلیهای این تالار، در «نقطهی کور» واقعاند!
آنچه که روی داد...
سال گذشته پیش از برپایی شب سوم کنسرت همایون شجریان و گروه دستان، برق تالار وزارت کشور قطع شد و تلاشهای شرکت دلآواز برای جلوگیری از بروز این اتفاق در شب بعدی نیز نتیجه نداد تا شب آخر کنسرت نیز توأم با قطع برق سالن، استاد شجریان در ایراد سخنانی قطع برق سالن را «شیطنت» بخوانند اشاره کنند که «چون دوست دشمن است شکایت بهکجا بریم» (+ و +).
اما پیش از برگزاری کنسرت گروه دستان و همایون شجریان، مجید درخشانی در گفتوگویی با خبرگزاری مهر، از برگزاری کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز در مهرماه ۱۳۸۷ در تالار میلاد خبر داد که این خبر بنا به دلایلی توسط شرکت دلآواز تکذیب گردید.
با بروز اتفاقاتی که در کنسرت همایون شجریان و گروه دستان رخ داده بود، انتظار برخی علاقهمندان برپایی کنسرتهای بعدی در محلی جز تالار وزارت کشور بود؛ اما مهرماه سال گذشته، کنسرت تکرار گروه شهناز بار دیگر در تالار وزارت کشور برگزار شد. هرچند که صدور مجوز برگزاری این کنسرت در تالار وزارت کشور، بهدلیل سخنرانی استاد شجریان در شب آخر کنسرت همایون شجریان به مشکلاتی برخورده بود تا آنجا مسؤولان صدور مجوز کنسرت، تالار کشور را محلی مناسب برای برگزاری کنسرت نمیدانستند اما مجوز کنسرت سالار عقیلی که تقریباً یک هفته پس از کنسرت استاد شجریان قرار بود در محل تالار کشور برگزار شود، صادر شده بود.
با این همه و با وجود به تعویق افتادن زمان فروش بلیت بهدلیل عدم صدور مجوز کنسرت در زمان مقرر و بهمدد فروش اینترنتی بلیت، ۴ شب کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز در تالار وزارت کشور برگزار گردید؛ البته شب کنسرت، استاد شجریان ضمن معرفی سازهای طراحیشدهی خود، از مسؤولان تالار وزارت کشور برای برگزاری کنسرت تشکر کرد.
تالارهای ما!
سالنها و تالارهایی با گنجایشهای متفاوت در سطح شهر و کشور یافت میشوند؛ از سالن ۱۲۰۰۰ نفری آزادی گرفته تا تالارهای کوچک. اما هر کدام از این سالنها برای برگزاری کنسرت موسیقی محلی مناسب از نظر امکانات بهشمار نمیروند؛ اما دستِکم میتوان به گنجایش بیشتر آنها اشاره کرد. اگر بخواهیم به شخص استاد شجریان اشاره کنیم، تعدد بیشتر شبهای برگزاری کنسرت موسیقی قطعاً امکانپذیز نخواهد بود.
برای نمونه میتوان به تالار وحدت یا تالار میلاد اشاره کرد؛ این سالنها گرچه برای برگزاری کنسرت موسیقی محل مناسبتری به شمار میآیند اما، هر دو از کم بودن گنجایش و ظرفیت علاقهمندان رنج میبرند.
در چنین شرایطی نیاز به سالنی که مخصوص کنسرت موسیقی یا حداقل امکانات برای برگزاری کنسرت در عین گنجایش مطلوب باشد، مبرم خواهد بود؛ اما در این زمینه هیچ اقدامی صورت نمیگیرد و حتی برخی سنگاندازیها، کارشکنیها یا مخالفتها برای جلوگیری از برگزاری کنسرت در تالارهای با گنجایش بیشتر نیز دیده میشود.
دلیلی بر بالا بودن بهای بلیت، شاید!
هرچند که قیمت بلیتهای کنسرتهای موسیقی، در دستههای مختلفی جای میگیرند اما باید به امکانات حضار کنسرت نیز توجه داشت. نبود تالار مخصوص اجرای موسیقی در سطح کشور موجب شده است تا برگزارکنندگان کنسرت، خود بهناچار مجبور به فراهم آوردن تجهیزات صوتی مخصوص اجرای کنسرت موسیقی در سالنی که برای برپایی همایش ایجاد شده است بشود؛ با ذکر این موضوع، قطعاً هزینهی فراهم آوردن این تجهیزات، از محل فروش بلیتهای کنسرت تأمین خواهد شد و بعضاً میتواند در شرایطی اعتراض برخی علاقهمندان را به این موضوع وا دارد؛ برای مثال، برخی از علاقهمندان حضور در کنسرت مشترک حسین علیزاده و محمدرضا درویشی از بهای بالای بلیتها بهنسبت کنسرتهای دیگر اعتراضهای فراوانی داشتند.
اما محمدعلی رفیعی در گفتوگویی با سایت شجریانیها اعلام کرد که قیمت بلیتهای کنسرت استاد شجریان در سال ۸۷ بهنسبت سال ۸۶ تغییری نکرده بود و تنها تغییراتی در بهای برخی جایگاهها داده شده بود که بهطور متوسط بهای بلیتها افزایش نیافته بود.
به هر تقدیر، افزایش بهای بلیتهای کنسرت موسیقی اگر بههمین روالی که تاکنون طی شده است، ادامه داشته باشد (که دارد) موجب کاهش حضور علاقهمندان موسیقی در کنسرتها خواهد شد که در این بین زیان اصلی پیش از برگزارکنندهی کنسرت به هنر موسیقی وارد خواهد شد.
هنرمندان میتوانند پیشقدم شوند، کمافیالسابق!
حال که بازار برپایی کنسرتهای موسیقی گرم است و هنرمندان موسیقی برخلاف سابق، فعالیتهای خود را در زمینهی اجرای کنسرت موسیقی در داخل کشور نیز ادامه میدهند، نیاز به تالاری مخصوص موسیقی بیش از پیش هویدا میشود و این مسئله به معضلی ظاهراً حلناشدنی مبدل گشته است. بهنظر میرسد پیشتر، انتظار هنرمندان موسیقی ما، احداث سالنی مخصوص موسیقی توسط مسؤولان مربوط به این امر بود؛ هرچند که تصمیماتی در این زمینه نیز گرفته شده بود، اما قطعاً نمیتوان به این توقع بهحق، امیدوار بود...
اکنون شاید خودِ هنرمندان، اساتید و علاقهمندان موسیقی بتوانند با ساز و کاری، راه ایجاد محلی ویژه برای برپایی کنسرت موسیقی را بیابند و همانطور که خود هنرمندان تاکنون موسیقی اصیل پارسی را بهنوعی زنده نگاه داشتهاند، اکنون نیز برای اجرای چنین طرحی پیشقدم شوند.
همانطور که در خارج از کشور تالارهای موسیقی بعضاً شخصی ساخته شدهاند./
تحشیه:
تصویری که در ابتدای این مطلب مشاهده میکنید، نمایی از تالار برج میلاد است که احتمالاً منبعد پذیرای دوستداران استاد آواز ایران باشد
این همه نا مهربانی در خاک مهربانان جالبه!!!!!!! پس اگه استاد چند سال غایب بود تعجبی نداشته!!!!!!
شهر ياران بود و خاك مهربانان اين ديار
مهرباني كي سر آمد شهر ياران را چه شد
صد هزاران گل شكفت و بانگ مرغي برنخاست
عندليبان را چه پيش آمد هزاران را چه شد
درودی دوباره
من 1کم شکه شدم که چرا نمیشه دوباره تو سالن وزارت کشور کنسرت گذاشت؟
اصلا این دلیلش چی میتونه باشه؟
این "عدم موافقت" ها برای چیه؟
و بعد هم 1سوال دیگه اونم اینکه به نظر شما استاد شجریان تو سالن میلاد کنسرت برگذار میکنن؟
سپاسگذارم بابت این مطلب
شجریانیها:
پاسخ: بله به احتمال زیاد، کنسرت بعدی در تالار میلاد باشد.
با درود
قبل از هر چیز از گزارش خوبتان که مثل همیشه مفید و قابل قبول است تشکر می کنم.
اما در پایان گزارشتان فرموده اید که شاید خود هنرمندان و اساتید بتوانند محلی ویژه برای برپایی کنسرت موسیقی بیابند و همانطور که خود هنرمندان تا کنون موسیقی اصیل پارسی را زنده نگه داشته اند، اکنون نیز برای چنین طرحی پیش قدم شوند. اما خود شما و همه دوستان به خوبی می دانید که پروژه باغ هنر بم به علت عدم کمک رسانی از جانب مردم هنوز بعد از چند سال تکمیل نشده. در نتیجه ایجاد سالنی مناسب برای برگزاری کنسرت موسیقی که هزینه های هنگفتی را هم در بر دارد کار ساده ای نیست.
شجریانیها:
پاسخ: البته ساخت پروژهی باغ هنر بم بهدلیل افزایش قیمت و تورم، مواردی چون این، به تعویق افتاد و هزینهی پیشبینیشده چندین برابر گردید.
اما به نظر میتوان با ساز و کاری این مهم را حداقل پایهگذاری کرد.
به نکته ی خوبی اشاره فرمودید...!
آنگونه که قبل تر نیز خبرگزاری ها اعلام کرده بودند, به نظر می رسد عدم اجرای کنسرت های موسیقی در تالار بزرگ کشور تقریبا" از قطعیت بالایی برخوردار است و آنچه برای همگی مبهم و سوال برانگیز مانده , چگونگی اجرای کنسرت ها در تالارهای میلاد و یا وحدت است!!!! به لحاظ پذیرش و جایگزینی علاقه مندان, عوامل محیطی تالار جدید و...
ناگفته نمی ماند که علاقه مندان موسیقی و به ویژه کنسرتهای استاد شجریان, به هر روی ,پس از ماهها انتظار ,به دیدار دوست نائل می شوند و مسائل مالی را در هر حالی نادیده می گیرند...که این تجربه بارها و بارها ثابت شده است! اما به نظر می رسد آنچه از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است, اجراها در سالن جدید و تبعات و عکس العمل های بعد از این اتفاق است...به ویژه آنکه برای اجرای کنسرتهای استاد شجریان _ همانگونه که اشاره فرمودید_ باید مسائل غیر قابل پیش بینی _و عملکرد حاسدین و مغرضین_ را نیز در نظر گرفت!!!
همانگونه که گفتید امیدواریم که مثل همیشه همین هنرمندان راهی برای پیشبرد این هدف بیابند , در غیر اینصورت تا قرار بر این باشد که احوال بدین گونه پیش برود , هیچ قدرت دیگری نخواهد توانست به این مسئولین بقبولاند که:
برای این گروه از هنرمندان همین هم غنیمته! من راضیم مجوز اجرای کنسرت به استاد بزرگ آواز: ایرج داده بشه اما حتی توی یه سالن بدون برق! بی تردید همه ی جمعیت شهر در اطراف آن سالن تخلیه خواهند شد! نمونه ی آن برگزاری کنسرت سال 1381 استاد ایرج در کرج بود که تقریبا نیمی از شهر در پیرامون محل برگزاری کنسرت تجمع کرده بودند اما گروهی چماق به دست به محل اجرای کنسرت حمله کرده و سالن را به آتش کشیدند! این در واقع دومین و آخرین باری بود که در طی سی سال گذشته به استاد اجازه ی برگزاری کنسرت داده می شد ولی پس از آن دیگر هرگز این اتفاق نیفتاد!...
بنابراین خوانندگانی چون آقایان شجریان، همایون و سایرین باید حداکثر استفاده را از فرصت های این چنینی بکنند زیرا شرایط کنونی برای آنها واقعا ایده آل است.
ریشه در اعماق اقیانوس دارد شاید
این گیسو پریشان کرده بید وحشی باران
استاد شجریان عزیزمان
بخاطر انتشار اثر بسیار زیبای آه باران از شما ممنونیم مدت زیادی بود که دلمان سخت هوای یک اثر صوتی از شما کرده بود و این اثر زیبا بارانی بود بر کویر خشکیده دلهامان
سپاسگزاریم
سلام و خسته نباشيد به شما عزيزان. گفتيد كنسرت همايون خان شجريان!دلم خون شد
ممنون از زحمات شما.راستي خبري از كنسرت استاد شجريان نداريد؟منظورم تاريخ كنسرت استاده؟
شجریانیها:
پاسخ: اگر مبنی بر برگزاری کنسرت باشد، اواخر تیرماه کنسرت استاد شجریان خواهد بود.
البته خانم ازاده فکر نکنم ایرج بتونه دیگه اواز بخونه چون همش ترانه خوانی میکنه بنده خدا.در ضمن اگر قبل انقلاب اون ترانه های مضحک و ابکیو که شرمم میاد اسمشو موسیقی بذاریم نمیخواند الان حتما مجوز خواندن داشت مثل من یک قارقارکم.من بادبادک فروشم.من یک جاهلم.و...
خانم ازاده باز هم که تشریف اوردین سایت استاد..بدون شک صدای ایرج اکنون توانایی خواندن اوازو تو کنسرت نداره و حالا تقریبا دیگه پاپ میخونه...وقتی ایرج با اون ترانه های سخیف تو فیلمهای در پیتی میخواند باید فکر امروزو میکرد.حتما اینم تقصیر استاد محبئب ماست که چون ایرج غزل!هر جایی رفته و هر ترانه ای خونده مجوز کنسرت ندارهترانه هایی که هیچ بار معنایی نداشتند نه مثل استاد شجریان که اکثر غزلیات زیبای حافظ و سعدی را ورد زبان پیر و جوان کرده و میکند
خانم ازاده .....هرکسی مسئول اعمال خودشه.اگه ایرج در زمانی که جوانان در خون میغلطیدند با مردم همراه میشد الان مجوز خواندن داشت...هنرمند باید همگام با مردم حرکت کنه مثل استاد شجریان که بعد انقلاب نبز همیشه با مردمه...ایرج داهشو بد انتخاب کرد و با خواندن ترانه های بی محتوا کاری کرد که الان مجوز نگیره هر چند که در کاستهای جدیدش هم یک اواز درست و حسابی نیست
با درود.
آزاده عزیز. اگر پاسخی به بیانات بدور از نزاکت شما داده نمیشود نه به دلیل عدم توانائی در پاسخ است. بلکه عاشقان استاد شجریان یعنی کسی که نفس مولانا در او دمیده .آموختند که چگونه احترام بگذارند . وپاسخی که در شان وشایسته شماست ندهند چون قطعا موجبات بی احترامی به خواننده مورد علاقه شما را فراهم خواهد نمود.پس حداقل به خاطر جلوگیری از هرگونه پاسخی که موجبات توهین به آقای ایرج وطرفدارانش را فراهم نکند. دقت فرمائید. وگرنه عجزی در پاسخ نیست
خانم ازاده وقتی ایرج اون ترانه های بی معنی و فاقد بار هنری را اجرا میکرد باید فکر چنین روزی را میکرد.در ضمن ایرج اکنون دیگه تو کاراش توانایی خواندن یک اواز خوبو نداره و اکه مجوذ کنسرت هم داشته باشه مثل کاستهای اخیرش فقط با لحن ارامی ترانه میخوانه
خانم ازاده!همین که خواننده ای چون ایرج با اون اهمگها و اشعار درخشان!فرصت البوم منتشر کردن را پیدا کرده غنیمته و باید استفاده ببره ولی متا ثفانه نتونسته بهره ببره و کارهای بسیار ضعیفی رو منتشر کرده.الحمدلله استاد شجریان به خوبی از فرصتاش تو زندگی استفاده کرده.هر کسی سرنوشتش دست خودشه و ایرج اگه اهنگهای نازلی نمیخواند الان فرصت کنسرت داشت.مردم قطعا شخصیت والای استاد شجریان را فراموش نمیکنن .
حرف همه شما تکراری و عین همه! مثل اینکه یک نفر نشسته و با اسامی مختلف پیام های مختلف داده (تا تعداد طرفداران آقای شجریان بیشتر دیده بشه!). در حرف های شما عزیزان غیر از اهانت چیزی دیده نمیشه!
شما اگر چشم بصیرت داشته باشید (که ندارید!) حدود 300 اجرای سنگین آوازی استاد بی مانند: ایرج رو می دیدین!! تعداد آوازهای دستگاهی استاد ایرج بیشتر از کل آوازهای شجریان و همه شاگردانش است! چرا در این باره صحبت نمی کنید؟!
در مورد ترانه های فیلمی نیز باید از پدرانتان بپرسید چرا به تعداد میلیونی به سینماها می رفتند تا فقط صدای استاد ایرج را توی فیلم ها بشنوند! ضمنا ترانه اسباب بازی فروش مال آقای ذکریا هاشمیه نه ایرج! ایرج هم هرگز اهل دود و دم نبوده و اشتباه می کنید!
دوستانی هم که خجالت می کشند از محتوای ترانه های فیلمی استاد ایرج حرف بزنند لطفا بگن اشکالی نداره. ترانه های فیلمی ایرج روی سیمای فردین نقش می بست که یک جوانمرد بود و فیلم هاش هم بار جوانمردی داشت.
نکته ای را هم فراموش نکنید: در آن زمان ها سطح برداشت ها و توقعات بیشتر از آنی که می بینید نبوده! توی فیلم ها هم که ایرج می خوند، استادان و همکاران همین آقای شجریان هم می نواختند (از قبیل استادانی چون یاحقی، بدیعی، برادران ملک، شهناز، خرم، شریف و....). شما طوری قیافه می گیرید که انگار استاد ایرج هم خودشان شعر می ساختند هم می نواختند و هم می خواندند!!
اولا(حرف همه شما تکراری و عین همه! مثل اینکه یک نفر نشسته و با اسامی مختلف پیام های مختلف داده (تا تعداد طرفداران آقای شجریان بیشتر دیده بشه!)) این کار ادامای بی کاری مثل شماست
دوما(حدود 300 اجرای سنگین آوازی استاد بی مانند)اوه.عجب.ادم باید گوش بصیرت داشته باشه تا این کارارو بشنوه
سوما(در مورد ترانه های فیلمی نیز باید از پدرانتان بپرسید چرا به تعداد میلیونی به سینماها می رفتند):من از بابام و خیلیای دیگه پرسیدم گفتن:از فرط بی کاری بوده نه چیز دیگه
چهارما(ایرج هم هرگز اهل دود و دم نبوده و اشتباه می کنید!)عجب از کجا میدونی نکنه ایرج خان سر پیری خانوم گرفته ما نمیدونیم
پنجما(نکته ای را هم فراموش نکنید: در آن زمان ها سطح برداشت ها و توقعات بیشتر از آنی که می بینید نبوده!)اگه سطح توقعشون اگه این قدر بود انقلاب نمیکردن
ششما((از قبیل استادانی چون یاحقی، بدیعی، برادران ملک، شهناز، خرم، شریف و....):
اینایی که شما میگی ما اسمشونو تو استادی استاد شجریان ندیدیم
ازاده خانوم زورت میاد ایرج سایت مایت نداره میای اینجا ذرت پرت میکنی و وقت مارو هم تلف میکنی
ببخشید ازاده اشتباه میکنی.کل اواز های ایرج به اندازه کنسرتها و اجراهای خصوصی منتشر نشده استاد شجریان هم نیست.باز هم میخواین فیلمی مثل فیلم استاد جهاندار بیارن تا دیگه دروغ تحویل مردم ندی.در ضمن ترانه اقا دزده سلام و جوجه جاهلم من و دست کوچولو پا کوچولو و سطها کار نازل و فاجعه دیگر را استاد !ایرج!خوانده.در ضمن عاشقای صدای استاد بسیار زیادند و البته خیلیاشون هم فرصت پیام دادن ندارن.در ضمن اگه فیلمهای فردین بار جوانمردی داشت هزار نکته زشت هم داشت وگرنه الان ایرج هم میتونست کنسرت بده
من به عنوان یک شجریانی هیچ وقت وارد سایت ایرج و امثالهم نمیشم چون دوسش ندارم.اینجا سایت عاشقان استاد شجریانه و در نتیجه شجریانیها جواب توهینها و اظهار نظر های تخریبی یکی مثل ازاده را میدن ولی جالب اینجاست که ازاده علاقه ای به استاد شجریان نداره ولی بازم میاد راجع به هر موضوعی نظر میده.خیلی خنده دار این ازاده .......
خانم آزاده
من به شما توصیه می کنم کتاب تاریخ سیاسی سینمای ایران نوشته حمیدرضا صدر رو حتماً مطالعه کنید در اونجا توضیح می ده که چگونه رژیم گذشته سعی داشت پس از کودتای 28 مرداد که مجریان اون کودتا عده ای جاهل ، لات و چماق بدست بودن رو بوسیله فیلم های اون دوران در نظر مردم افرادی جوانمرد و موجه جلوه بده.
امروز بیش از 30 سال از انقلاب 57 گذشته. زمان می گذره آدمها هم ممکنه تغییر کنند آثار، کارنامه هنری و عملکرد همه هنرمندان هم وجود داره هر کسی هم بنا به سلیقه و دیدگاه خودش حق انتخاب داره . شما با نوشته هاتون اون هم در چنین وب سایتی فقط موجب باز کردن مسایلی می شین که سالهاست از اونها می گذره و ممکنه سبب توهین به خواننده مورد علاقتون هم بشه.
با تشكر از اظهار نظرهاي (اغلب) اهانت آميز و هميشگي دوستان!
كي گفته من به صداي آقاي شجريان علاقه ندارم؟! اين هم از آن حرف هاست. اگر من علاقه اي به صداي آقاي شجريان نداشتم مگر ديوانه بودم به تحليل آثار ايشان بپردازم (كه تاكنون هيچكدام در اين سايت مورد تاييد قرار نگرفته اند!). من واقعا بعضي از آثار ايشان را دوست دارم مثل آلبوم واقعا شنيدني رباعيات خيام يا آلبوم در پرده ي چنگ يا حتي دود عود. منتها يا شما ظرفيت نقد پذيري نداريد يا واقعا از آقاي شجريان بت ساخته ايد! به نظر من آقاي شجريان يكي از قله هاي آواز موسيقي ايراني است نه كل آن! به نظر استاداني چون ايرج، گلپا، محمودي خوانساري، اديب خوانساري، قوامي، بنان، شهيدي، صديف، تاج اصفهاني، پريسا، هنگامه اخوان، و حتي شهرام ناظري نيز در قله ي آواز ايراني قرار دارند كه هر كدام به مصداق مثال هر گلي بويي دارد، مانند گلي خاص به هواي موسيقي ايراني عطر مي پراكنند. اهانت به امثال ايرج مشكلي را حل نمي كند. شما بايد ياد بگيريد آستانه و ظرفيت تحمل خودتان را بالا ببريد و چشمتان را به واقعيت هاي خاموش و پنهان و مهجور مانده باز كنيد. من اغلب طرفداران صداي آقاي شجريان را انسان هايي فهيم و بافرهنگ مي دانم و انتظار ندارم در برابر حرف هاي من (كه بيشترشان سانسور مي شوند) به جاي استدلال منطقي به استاد بي مانند ايرج يا به خودم توهين نمايند و اين افراد را شجرياني واقعي نمي دانم. الان مدت هاست كه من يكه و تنها در مورد مباحث گوناگون (و حتي بيشتر از خود شجرياني هاي عزيز) در اين سايت نظر مي دهم ولي هميشه يا حرف هام سانسور مي شوند يا دوستان اهانت مي كنند!
در ضمن اينكه آيا من بايد به اين سايت بيايم يا نه به خودم و نه كس درگيري ارتباط دارد و برايم هيچ مهم نيست دوستداران آقاي شجريان از سايت هاي متعدد هوادار صداي استاد ايرج بازديد مي كنند يا نه. من خودم به خاطر علاقه ي شخصي به اين سايت مي آيم و اگر نكات مثبتي هم در كار آقاي شجريان ديدم باگو مي كنم و خواهم كرد.
کی گفته آزاده به استاد شجریان علاقه دارد ؟ این هم از آن حرفهاست ها
ازاده ! کسی که بالای قله را با پایین قله مقایسه کند و بگوید پایین قله بهتر است یعنی به بالای قله توهین کرده
تو که صدای استاد را با سرلک از هم تشخیص نمی دهی در حدی نیستی که او را تحلیل کنی چه برسد او را با دیگران مقایسه کنی
بزرگترین فرق استاد با کل خوانندگان آواز در ایران اینه که شجریان آنچنان وارد وزن و عروض و ... این جور چیزا می شه و همه رو تغییر می ده و می ترکونه که هیچ کس نمی تونه عمــــــــــــــــــرا
چون هر کی تا حالا آواز خونده عین همون وزن شعر رو اجرا کرده و نتونسته کوچکترین تغییری به حالات ادای شعر بده و انگار یه بچه دبستانی داره از روی شعر می خونه و فقط چند جا بعضی از هجاها رو کش می ده و یه چهار تا امان امان هم می گه ، بدتر و سخیف تر از نوحه
تونالیتی صدای هیچکدام از شاگردان دست پرورده آقای شجریان شبیه ایشان نیست. منظور من تقلید مو به مو و جزء به جزء نه تنها از سبک بلکه تونالیتی صدای آقای شجریان است. آقای سینا سرلک هم به هیچ وجه از این قاعده مستثنی نیست. شما دقت کنید به نحوه ادای کلمات و واژگان توسط هر یک از این آقایان، به حرف من پی می برید. مثلا صدای آقای علیرضا قربانی در اصطلاح موسیقایی زیرتر از صدای آقای جهاندار است. آقای قربانی فرکانس صوتی شان در حد تنور که صدای بسیار خوبی محسوب می شود است، اما موقع خواندن با تارهای صوتی حنجره خویش طوری بازی می کنند که صدای علیرضا قربانی در نیاید بلکه صدای شجریان در بیاید! در صورتی که صدای آقای شجریان در حد کانترتنور و متفاوت از صدای آقای قربانی است. صدای آقای سرلک هم کمابیش مانند در قلمرو فرکانس صوتی آقای قربانی قرار دارد اما ایشان هم به همین ترتیب عمل می کنند! بنابراین بهره برداری سیاسی (!) از حرف های من ممنوع!! اصلا کدام شاگرد آقای شجریان سعی نمی کند عینا صدا و نیز سبک آوازخوانی آقای شجریان را تقلید نکند؟! از آقای قربانی و سرلک و جهاندار گرفته تا عبدالرسول کارگشا!! هم همین کار رو می کنند.
و البته این ضعف بزرگ تعلیم آواز آقای شجریان است که من به آن انتقاد دارم!
خانم ازاده مشکل شما اینه که شهیدی و محمودی خوانساری و پریسا را با استاد شجریان مقایسه میکنی.اخه شهیدی با اون صدای یکنواخت و خوانساری با اون صدای افسرده کننده که خودش هم افسرده بود!چطور با شجریانی قابل مقایسه است که حتی در غمگیرترین حالات هم انسان را به زندگی امیدوار میکنه.کدامیک از این هنرمندان توانایی خواندن تصنیفی مثل صبح است ساقیا را داره.در ضمن استاد شجریان هیچ وقت نگفته از من تقلید کنین بلکه گفته ابتدا از کسی که صداتون شبیه اونه تقلید کنین بعد صدای خودتونو پیدا کنین .بهتره با تحقیق حرف بزنین .
چرا شکلک خنده نمی ذارین می خوایم به آزادهی بی سواد و پرمدعا بخندیم
خداییش اصلا آزاده عددی نیست که دوستان شجریانی جوابشو میدن . همه دیدید که وقتی فیلم جناب جهاندار در سایت قرار گرفت چهجور زد زیر حرفش و حرفشو عوض کرد
خانم ازاده.استاد شجریان کسیو مجبور نکرده که ازش تقلید کنه.ایشان میگه از کسی تقلید کنین که جنس صداش با شما میخونه.حالا اگه همه میخوان شجریان بشن مشکل خودشونو.در ضمن اینطوری نیست که طرفداران استاد شجریان از روی تعصب بقیه را نفی کنن بلکه ما شجریانیها صدای تمام اواز خوانا رو شنیدیم ولی از بین اینا فقط عاشق صدای استاد هستیم.همینطور که شما ایرجو دوس دارین.ما عاشق استاد شجریانیم ولی کاری به اوازخوانای دیگه نداریم.این عاشقی هم همینطوری شکل نگرفته بلکه بیداد.نوا.دستان.یاد ایام....و...مارو عاشق کرده.هیچ صدایی به اندازه شجریان مارو ارضا نمیکنه .بعضیا هستن این چند خواننده ای که گفتین را دوس دارن ولی شجریانیها عاشق استادن.
درمورد نظر4604 ازاده خانم دستت درد نکنه که همیشه باعث خندم میشی. جوری گفته حتی ناظری که ادم فکر میکنه ناظری خواننده درجه چندمه .شهرام ناظری همون شوالیه اواز ایرانه ایرج و گلپا در مقابل شهرام عددی نیستن به هیچ وجه .استاد شجریان و استاد ناظری بهترینها هستند .
با سلام با اينكه بنده از طرفداران استاد شجريان هستم و در ضمن طرفدار ايرج و گلپا هم هستم ولي احساس مينكم طرفداران شجريان با تعصب نسبت به بيان واقعيتها طرفه ميرن اگه راست ميگن با دليل و برهان نمونه آوازي اساتيد رو باهم مقايسه كنيد از رو شكم كه نميشه گفت كه كسي عددي هست و يا نيست مثلاً اواز همايون ايرج رو با شجريان مقايسه كنيد و يا نوع تحرير هاي اونها ...
به هر حال با اينكه من نسبت به اين سه ارادت دارم ولي ايرج رو با توجه به كم ادعا بودنش و صداي رسا و بي نظيرش ترجيح ميدم ولي دليلي براي انكار بقيه نمي بينم به هر حال صداي قوي و مردونه ايرج با تحريرهاي زيباش تمامي نيازهاي من از آواز ايراني رو بر طرف ميكنه
جالبه نظر آقاي جهاندار از معروفترين شاگردهاي استاد شجريان هم رو بخونين :
اقای گلپایگانی همیشه در ذهن من هستند.اینها ادمهایی بودند که همیشه حرفی برای گفتن داشتند.یکی گلپایگانی یکی اقای ایرج.چشم من همیشه برای دیدن گلهای زیبای این سرزمین باز هست و امثال اینها اقای ناصر مسعودی اقای پوررضا اینها حرف زدند کار کردند و دلها را خوش کرده اند.اینها به افراد زندگی دادند و تمام زیر و بم زندگیشان برای من پیداست.اگر این زیبائی را نبینم مشکل است.ان شب اقای گلپایگانی لطف کردند به من و بنده را پذیرفتند.بسیار از ان شب به بعد خوشحالم.باور کنید دریچه ای دیگر از زندگی برای من باز شده.اقای ایرج هم خیلی به بنده لطف دارند هر وقت بنده را میبینند با یک گرمی خاصی مرا در اغوش میگیرند.اینها بزرگانی هستند که اتفاق افتادن این ادمها خیلی نادر است.گلپایگانی یک اتفاقی بود در اواز این سرزمین.اینطور بگویم که گلپایگانی و ایرج اواز را اوردند در میان مردم.یعنی اواز را این دو نفر به مردم معرفی کردند.تا این زمان اواز معنی نداشت.ترانه بود و تصنیف بود.این دو نفر مخصوصا گلپایگانی که تحریرهای ساده و زیبایی دارد فکر کن یک راننده تاکسی وقتی اوازی از ایشان پخش میشد ماشین را نگه میداشت گوش میکرد و بعد حرکت میکرد.این خیلی مساله هست.
-من همیشه برای مخاطبان یک حرف دارم و ان اینکه هر کسی که ارزشمند هست و کار ارزشمندی ارائه میدهد با چشم بی غبار او را نگاه کنند.برایش ارزش قائل شوند.برای اینکه انجام کار ارزشمند به این سادگیها نیست.قدر بدانند.حالا هر صنفی میخواهد باشد شاعر و پزشک و کشاورز.چون موضوع هنر است من عرض میکنم به هنرمندانی که اثر گذار بودندو سالها زحمت کشیدند و اثار با ارزشی دارند و دلها را شاد کرده اند.اینها را با چشم بی غل و غش نگاه کنند و واقعا احترام بگذارند.مگر گلپایگانی و ایرج شدن همینطوری هست.کسی که این حرف را میزند برود کنسرت بگذارد و صد نفر هم دورش باشند یک ضبط صوت ببرد وسط ان کنسرت و اواز مست مستم ساقیا را بگذارد داخل ضبط صوت ببیند چه میشود.گلپایگانی این است یا یک خلوت گزیده اقای ایرج را بگذار یا مثنوی اقای شجریان را بگذار.اواز مرا عاشقی شیدای بنان را بگذار یا شلمان لاکوی ناصر مسعودی را بگذار.اینها اثر گذار بودند.یعنی اگر کسی وجدان داشته باشد و با وجدان حرف بزند مگر میشود گلپایگانی یا ایرج شد.همین اقا دزده را اگر میتواند برود و بخواند زمان انطور بوده وگرنه این همه اواز خوانده که هیچ مردی از عهده ان بر نمی اید.استاد کسائی می گفتند که مرحوم تاج گفتند:اگر من تاج اصفهانی نبودم حاضر بودمد ایرج بشوم.این است که نمیشود همینطوری به جایگاه این بزرگان دست یافت.
-اکبر گلپایگانی وقتی درامد میکنه متعلق به خودشه چون اکثر اوازخوانان وقتی درامد میکنند از پیشینیان گرفته اند و فرود هم همینطور.اقای گلپایگانی وقتی فرود میکنند مثل خلبانی می مانند که هواپیما را خوب مینشانند.اکثر خوانندگان با تحریر فرود میایند ولی ایشان با شعر فرود میایند و این خیلی زیباست(در این قسمت اقای جهاندار ۲ فرود از اوازهای استاد گلپا را در رادیو اجر کردند:فرود اول مربوط به اواز شاخه گل ۶۳ بود که ایشان بیت شمس تبریزی چه دانی سر عشق... را اجر کردند و در برای فرود بعدی ایشان اواز ابوعطای استاد را مثال زدند :ای که به دام تو اسیرم اسیر لذت دیوانگی از من مگیر)
-در قسمت دیگری از برنامه رادیو فرهنگ وقتی جناب جهاندار از استاد گلپا به نیکی یاد کردند مجری برنامه سوال کردند که پس چرا جوانان علاقه ای به شنیدن اواز ندارند؟که اقای جهاندار به زیبائی پاسخ دادند که شما وقتی الماس را گذاشته ای پشت پرده چطور انتظار داری مردم به زیبائی ان پی ببرند!این تعبیر زیبائی بود که اقای جهاندار کردند و استاد گلپا را با الماسی مقایسه کردند که پشت پرده و پنهان از چشم مردم و به خصوص جوانان مانده است که امیدواریم با عنایت مسئولین محترم موسیقی و صدا و سیما مردم بتوانند از شنیدن صدای اساتیدی چون گلپا و ایرج بهره مند شوند.
کل نظرات: ۳۷ - دیدگاههای تأییدنشده: ۰ - دیدگاههای خصوصی: ۰ - دیدگاههای غیر قابل انتشار: ۱
سلام خسته نباشید,موسیقی هیچ وقت در ایران نتونسته جایگاه خودشو پیدا کنه قبل از انقلاب با معظل کاباره الان هم تحریم و کارشکنی.