واکنش فخرالدینی و رفیعی به اظهارات دفتر موسیقی ارشاد:
فخرالدینی: بیماریم مربوط وقایع اخیر است رفیعی: فضای نا آرام مناسب اجرا نیست روز گذشته، دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد، در اطلاعیهای اعلام کرد که تاکنون هیچ درخواستی برای صدور مجوز کنسرت استاد شجریان ارائه نشده است. همچنین در خبری در خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) اعلام شده است که لغو کنسرت ارکستر ملی به رهبری فرهاد فخرالدینی بهدلیل بیماری رهبر ارکستر ـــ فرهاد فخرالدینی ـــ بوده است. در ادامه واکنش فرهاد فخرالدینی، رهبر ارکستر ملی و محمدعلی رفیعی مدیر برنامههای شرکت دلآواز میخوانید... فرهاد فخرالدینی رهبر ارکستر ملی در واکنش به اظهارات دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: «بیماری من به خاطر مشاهده وقایع دل خراش اخیر بوده و در واقع علت اصلی لغو کنسرت ارکستر ملی به همین موضوع برمی گردد». همچنین او خاطرنشان کرد که پیش از این کیوان ساکت سولیست ارکستر ملی در اعتراض به اتفاقات اخیر انصراف خود را از حضور در این ارکستر اعلام کرده بود. او ابراز داشت: «فضای ناآرام و ملتهب کنونی موقعیت خوبی برای اجرای برنامههای موسیقی نیست برنامههای این ارکستر تا بدست آمدن آرامش مناسب در جامعه به تعویق افتاده است». همچنین محمد علی رفیعی مدیر برنامههای محمد رضا شجریان در گفتوگویی اعلام کرد: «درخواست مجوزی از طرف شرکت دل آواز برای اجرای کنسرت موسیقی در تیرماه امسال به وزارت ارشاد داده نشده». همچنین او اظهار داشت در فضای ناآرام و ملتهب کنونی موقعیت مناسبی برای اجرای برنامه موسیقی نیست. وی همچنین ابراز داشت اجرای این برنامه زنده، تا بهدست آمدن فضایی مناسب و آرام به تعویق افتاده است
وطن وطن نظر فکن به من که
به هر کجا غریبوار که زیر آسمان دیگری غنوده ام
همیشه با تو بوده ام همیشه با تو بوده ام
به اوج رفت موج های تو که یاد باد اوج های تو
یاد باد اوج های تو ای وطن
مرحبا، دست مریزادِ شما
جنگجو، کُولیها!
خلقي آواره و این پهنهوطن
حسرتاش دارم من...
دلِ من،
دلِ ما،
دلِ محرومان و رنجبرانِ دنیا ست:
میهن ِ خشم ِ شما!
در سراسر، همه، هنگامهیِ هوُل؛
باز آی رویینتَن
چشم دارم به تو من!
[--]
زیر ِ چشم ِ همگان
کینهورزان را رسوا کردی!
وندر آن شامگهِْ شوم
_که دیگر مَـرَساد_
دستهایي که برآمد به وداع،
بوسههایي که رها شد در باد،
اشکهایي که فرو ریخت به خاک،
واژههایِ دلخواه،
واژههایِ پَر-پَر،
گفته، ناگفته، به-لب-نآمده، آه...
آخِرین نیست ولی...، این دیدار...
_پردهیِ آخِر ِ این نقش، کزانِ من و تو ست
هم بوَد در پیکار_
هر کجایاش بـنِـشانند و به هر جا ببَرند
دانهیِ خَشم-و-خروش
در شیار ِ همهخاکي رؤیا ست.
و هر آن شعله که با هِیمهیِ جان درگیرد
در سراپردهیِ بیدادگران هم گیرا ست!
عصر ِ آسایش ِ انسانام در منظرهها چشمانداز...،
عصر ِ سامانِ بشر...،
آنگهْ این خلق ِ پریشانگفته؟!
آنگهْ این خصم ِ جداییانداز؟!
[--]
میهن ِ مجروحام،
تیرباران شدهیِ جنگ و ستم،
رویِ دوش و دامن
دارد از «خون» پرچم!
ولی،
این دریا بر خاسته است،
رختِ توفان به تن آراسته است.
دشمنان،
هر چه دُرُشت،
مُشت بیهوده بر این موج ِ گران میکوبند؛
گِردبادي را با جاروبي میروبند!
تو به هر مرغکِ عاشق،
که پرید از سر ِ بام،
یا به هر جانِ جسور،
که به صد وسوسه از کوچهیِ معشوق گذشت،
ببَر از من پیغام
که، فرود آی و ببین دیدهیِ من لانهیِ تو ست؛
دلِ من خانهیِ تو ست!
و نه تنها دل-و-دستِ من در کار ِ شما ست،
هر کجا هست یکي جانِ بلند
با شما دارد در رزم ِ رهایی پیوند.
فاتحان اید سرافراز، بر آرید سرود؛
بر شما باد درود!
لطفا طبق قوانین کپی رایت و موازین اخلاقی،منبع خبر را حتما ذکر کنید.
با تشکر
شجریانیها:
پاسخ: دوست عزیز آقای رضوی؛ نوشتههای سایت شجریانیها روز دوشنبه به طور کلی حذف گردید و طی این سه روز تمام تلاش خود را برای بازگرداندن مطالب به کار گرفتیم... منبع سایت موسیقی ما درج شده بود و اکنون بهخاطر تغییرات سیستمی طی روزهای آینده به روشی دیگر نمایان خواهد شد./
کل نظرات: ۳ - دیدگاههای تأییدنشده: ۰ - دیدگاههای خصوصی: ۰ - دیدگاههای غیر قابل انتشار: ۰
وطن وطن نظر فکن به من که


به هر کجا غریبوار که زیر آسمان دیگری غنوده ام
همیشه با تو بوده ام همیشه با تو بوده ام
به اوج رفت موج های تو که یاد باد اوج های تو
یاد باد اوج های تو ای وطن