Shajarianfans.com
صفحه‌ی اصلی > مقاله
 ۶۴۹  | امتیاز شما به این مقاله:


تاریخ انتشار: دوشنبه، ۲۳ شهریور ۱۳۸۸ نسخه‌ی چاپی - دیدگاه‌ها - ارسال به دیگران
برگرفته از: /اختصاصی/


تور اروپای گروه شهناز/
اختصاصی: گزارشی از وضعیت شهر گوتنبرگ یک روز تا کنسرت

حس جوانه‌ی سبز کوچکی را دارم که چند ماهی است از شر بارش‌های بی‌امان آسمان و سوز و سرمای گزنده، دل به سکوت و انفعال و خواب سپرد‌ه‌ است، و اکنون کم کم دارد بیدار می‌شود. نه که هوای بهار آمده باشد، نه! نه که نوری از خورشید امید تابیده باشد، نه! داستان این است جوانه فکر می‌کند که سکوتش کافی است... که بهت و شگفت‌زدگی‌اش هر چه‌قدر هم بزرگ باشد، دیگر سکوت کافی است. زمان ادامه دارد...

عادت من نبود که با زندگی مثل آدم‌های ساکت توی سالن سینما برخورد کنم. عادت نداشتم که وقایع یکی پس از دیگری از جلوی چشم من بگذرند و من فقط‌ترجیح بدهم تماشا کنم. نمی‌دانم از گیجی و گنگی من بود یا از باورناپذیر بودن آن‌چه می‌دیدم، که چند ماهی فقط نشستم و تماشا کردم.

دیدم که چگونه در یک سرزمین، بعضی مردمان، به یکی از بهترین هنرمندان خود، که سهم عظیمی در افزودن زیبایی، فکر، و لطافت احساس انسانی به گنجینه‌ی هنرهای آن‌ها دارد، توهین می‌کنند، و شنیدم اما هنوز باور نکرده‌ام که چگونه استاد شجریان را لقب دادند.

من که همیشه می‌دانستم و شجریان را می شناختم و اصلاً سر همین دانستن و باورم بود که همیشه از شجریان پشتیبانی کرده‌ام، اما این‌بار فکر کردم به همه ثابت شد که شجریان، شجریان است. هنرمندی که ــ خوشا به حال ما ــ تز و تفکر خاصی در زندگی و هنرش دارد، و موسیقی را بسی فراتر از یک سرگرمی مفرح بعد از ظهر و یا ابزار گذر شادمانه‌ی زمان در یک شب‌نشینی دوستانه می‌داند. هنرمندی که به هنر با دیدگاهی احترام‌آمیز می‌نگرد و در انتخاب تک‌تک اجزای آن‌چه ارایه می‌کند، با دقت وقت صرف می‌کند.

در سکوت و بی‌حرکتی ماه‌ها را گذراندم، تا روز موعود آمد و از خانه‌ی پدری‌ام و سرزمین مادری‌ام پرواز کردم و به این سوی آب‌ها آمدم. از آن‌جا که همه مثل من با موهای سیاه و چشم‌های درشت تیره و دهان‌های همیشه پر از حرف و خنده در خیابان‌ها می‌گردند پرواز کردم و کنار این مو زردهای چشم آبی کم حرف قدم زدم. هوای ایران اینقدر عزیز و خواستنی بود و من نمی‌فهمیدم؟ افسوس... که غرق بودم و نمی‌فهیدم در کدام هوا نفس می‌کشم.

الان چندین روز است که در خیابان‌های گوتنبرگ قدم می‌زنم و هوای بهاری و ساختمان‌های زیبایش را با تصاویری که از ایران در ذهن دارم مقایسه می‌کنم. با مردم البته می‌شود به انگلیس حرف زد، اما شوخی و خنده و دست در گردن رفقا انداختن و عکس گرفتن و بلند بلند خندیدن و چیپس خوردن اینجا ممنوع است. نه برای سوئدی‌ها، که برای من، که موهایی سیاه و صورتی تیره دارم، و در هر جمعی با یک نگاه متمایز می‌شوم.

چیزی که هنوز برایم عجیب است این که چطور شجریانی که در خاک خودش اینگونه رانده می‌شود، اینجا به راحتی و سهولت و احترام می‌تواند برنامه اجرا کند، و چطور ایرانیان (و کمی از غیر ایرانیانی که موسیقی را کمی حرفه‌ای‌تر دوست دارند) مشتاقانه به دنبال تهیه‌ی بلیت اجرای او هستند. من البته هر چه می‌توانستم و محدودیت‌های بار اجازه می‌داد از آرشیو سی‌دی‌هایم با خودم آورده‌ام، و  روزی نیست که به آواز دل‌انگیز استاد گوش نکنم، اما وقتی افسوس خوردم که چرا "رندان مست" را نمی‌توانم مثل همیشه زودتر از همه بخرم، و چرا آن روزها این همه گیج و ساکت بودم و چیزی در برابر "چیزها"یی که به استاد گفتند نگفتم، به سمت "یوتا پلتسن" Götaplatsen راه افتادم تا خانه‌ی کنسرت گوتنبرگ  KonsertHusen را از نزدیک ببینم و کمی ذوق کنم که تا چند روز دیگر، شجریان بزرگ، اینجا خواهد بود. در یکی از روزهای گذشته در جمعی از دوستان سوئدی و روسی و آلمانی و مالزایی و تایوانی، هر کس شروع کرد و از موسیقی کشورش گفت و اگر احیاناً قطعه‌ای در موبایل یا ام‌پی‌تری‌اش داشت برای دیگران می‌گذاشت و توضیح می‌داد. به من که رسید از استاد گفتم و این‌که او یکی از بزرگترین‌ هنرمندان کشور ماست که از اتفاق در حال سفر به گوتنبرگ ست. به محض این‌که همه فهمیدند که من عرب یا‌ترک یا پاکستانی (و سایر کشورهای موسیاه) نیستم و از ایران آمده‌ام، موسیقی یادشان رفت و از رییس جمهورم سوال کردند و از انتخابات و سیاست و این‌که این هنرمند (شجریان) از کدام موضع دفاع می‌کند و این‌که تصاویری که در تلویزیون‌ها و اینترنت دیده‌اند تا چه حد درست است... و من، یاد جوانه بودن خودم افتادم، و اینکه چطور قطرات باران برایم سنگین بود و سر بر سنگ زمین گذاشتم و دو سه ماهی خوابیدم و هیچ ندیدم.

باری، بگذارید این نوشته قسمت اول گزارش من از کنسرت استاد باشد که پیش‌پیش برایتان می‌نویسم. کنسرت همانطور که گفتم در سالن زیبای KonsertHuset برگزار می‌شود که در یکی از محله‌های مرکزی و شلوغ گوتنبرگ سوئد در مکانی موسوم به Götaplatsen برگزار می‌شود. میدان Götaplatsen در نظر مردم یک مکان فرهنگی و هنری است و اکثراً اینجا را با سه ساختمان در سه ضلع آن و مجسمه‌ی Poseidon که در فرهنگ اساطیری یونان خدای آب و خدای دریاست می‌شناسند. در سه طرف مجسمه‌ی خدای دریا، سه بنای فرهنگی هنری قرار دارد. یکی همین Konsetuset است که گروهی از مهم‌ترین کنسرت‌ها و برنامه‌های موسیقی بین‌المللی با حضور هنرمندانی از کشورهای دیگر در آن برگزار می‌شود. درست روبروی این بنا، ساختمان سالن اپرا و تئاتر قرار دارد که بی‌نیاز از توضیح است. اما درضلع دیگر این میدان، موزه‌ی فرهنگ ملل یا The museum of the world culture قرار دارد که یکی از دیدنی‌ترین موزه‌های گوتنبرگ سوئد در میان سایر موزه‌های این شهر تاریخی است. لذا این مکان در نظر مردم با این شاخصه‌ها شناخته می‌شود.

همانطور که در تصاویر می‌بینید، تصویر پوستر برنامه‌ی استاد شجریان و گروه شهناز از هم‌اکنون در میان سایر پوسترها که برنامه‌هایشان در شب‌های قبل و بعد از برنامه‌ی استاد خواهد بود نصب شده است و افتخاری برای ایران ماست که به هر حال گاه‌گداری توجه عابرین پیاده را جلب می‌کند و آن‌ها را به سمت خود می‌کشد. قابل ذکر است که گروهی از هنرمندان بین‌المللی که از نظر خود اروپایی‌ها خیلی مهم هستند در روزها و هفته‌های گذشته در این مکان برنامه داشته‌اند.

من به شخصه وقتی تصویر استاد را دیدم احساس افتخار و غرور کردم و با لذت دقایقی مشغول تماشای آن شدم و خوشحال بودم که چیزی یافته‌ام که اگر کسی از ایران از من پرسید، می توانم راجع به آن با خوشحالی و سربلندی حرف سخن بگویم و مجبور نیستم خود را به خواب جوانه‌ای بزنم.

از آن‌جا که خودم همیشه مشتاق بودم قیمت بلیت کنسرت را در سفرهای خارجی استاد بدانم، لذا بد نیست برای شما بگویم که بلیت‌های کنسرت استاد به صورت اینترنتی پیش فروش شده است و قیمت آن برای دانشجوها هشتاد کرون سوئد و برای غیردانشجوها سیصد کرون سوئد است.

نوشته‌ی:
امیر نوربخش

شجریانی‌ها: به‌زودی گزارش‌ها و عکس‌های اختصاصی از کنسرت گوتنبرگ را در این سایت مشاهده نمایید./



بازگشت    بالا


زینب

خیلی خوشحالم...
که بعد از مدتها همچین گزارش خوبی می خونم...
خوشحالم...که شجریانی ام و بین شجریانی ها زندگی می کنم... واقعا" خوشحالم...چون این مقاله احساس افتخار خاص و عجیبی بهم داد! منتظر مقاله های بعدی هستیم... به جای ما هم رویی ماه استاد رو نظاره کنید آقای نوربخش...


سینا

درود بر حضرت استاد شجریان
فقط به خود میبالم که ایرانی هستم
قدر استاد را نمیدانند


تبسم

سلام
چقدر خوشحالم که باز هم می نویسید از سکوت جوانه ای شما در این چند ماه و این جریانات به شدت ناراحت و عصبانی بودم هر چند الان بهتون حق می دم چرا که همه ومن هم مثل شما همین حس و حال و داشتیم
سکوت های نسبی همه در رابطه با وقایع ای که همهمون رو هنوز هم در بهت قرار داده وقایع ای که فکر هر لحظه ماست و خوابی که بیدار شدن ازش برای من خیلی سخته
اما اقای امیر دل اواز خوشحالم که می نویسید چندی پیش که به وبلاگ بیداد سر زدید من از شما گلایه ای کردم که چرا، چرا ساکتید، چرا خاموشید و هیچ واکنشی نشان نداده اید چرا در مقابل توهین ها به روش و با قلم اشناتون پاسخ ندادید چرا این بار نگفتید که همه ما ایستاده ایم که هنوز هم بلیط کنسرت استاد در چند دقیقه اول تموم میشه چرا......
این چرا ها فایده ای نداره این روز ها اینقدر اتفاقات ریز و درشت میفته که سکوت و سکون تحلیلی وبلاگ دل اواز و مطالب یکنواخت پایگا های دیگر شجریانی ها و ننوشتن شما و عصبانیت ما و شاید خیلی چیز های مهم دیگه دیگه مهم نباشه
از وبلاگ دل اواز غم میباره غمی سنگین هر چند من وما منتظر وعده شما و شجریانی ها و البته یک مهر ماه هستیم
از اینکه همه چیز حداقل تو فضای مجازی داره بر میگرده سر جاش(البته به خیال من) خوشحالم از بیداری شما ونوشنتون هم خوشحالم و هم منتظر
ممنون
پاینده باشید
روز گار به کامتان باد


ادريس

واقعا گزارش جالبي بود
درود بر استاد كه باعث غرور ماست...


خیلی قشنگ بود !
همیشه سبز باشید


آرزو

با درود
ابتدا از این دوست عزیز بابت گزارش خوبش تشکر می کنم.
به ایرانی بودن خود افتخار می کنم اگر چه بروز مسائلی در ایران باعث شد تا استاد شجریان و گروه شهناز قید اجرای موسیقی در کشور با فرهنگ و اصیل خود را زده و اجراهای خود را در کشورهای دیگر با تمام افتخار و احترام برگزار نمایند و ما عاشقان استاد اگر چه از رفتن به کنسرت و طعم خوش یک شب روبروی استاد نشستن و سرمست شدن از صدای او محروم شده ایم اما باز هم به ایرانی بودنم و به اینکه هموطن مرد بزرگی چون شجریان هستم بر خود می بالم.
از تمام آنهایی که می آیند تا صدای استاد شجریان را از نزدیک بشنوند و او را از نزدیک ببینند می خواهم که به جای تمام عاشقانش که از او دور افتاده اند به او دو چندان بنگرند و گوش به نوای آسمانیش دهند.
به امید روزی که نظاره گر هنرنمایی این هنرمند بزرگ در سرزمینمان باشیم به یاد شعری از فریدون مشیری افتادم
چشم صنوبران سحرخیز
بر شعله بلند افق خیره مانده بود
دریا بر گوهر نیامده آغوش می گشود
سر می کشید کوه
آیا در آن کرانه چه می دید؟
پر می کشید باد
آیا چه می شنید، که سرشار از امید، با کوله بار شادی
از دره می گذشت، در دشت می دوید
هنگامه ای شکفت
یکباره آسمان و زمین را فرا گرفت
نبض زمان و قلب جهان تند می تپید
دنیا در انتظار معجزه ... خورشید می دمید
استاد شجریان هم همانند این خورشید بر سرزمین موسیقی ایرانی می دمد و می درخشد.


ارزو

درود بر تو و بر قلم زیبایت


به وجودت که سرمایه زندگیم است افتخار می کنم و از تو تقاضا میکنم( قلمت را زمین مگذار/چرا که این قلم حرفها دارد...............


محمود

با سلام خدمت شجرياني هاي عزيز:
يه خبر فوري براتون دارم:
استاد كيهان كلهر جمع بعد از ظهر هنگام عزيمت به پاريس براي اجراي كنسرت بدون هيچ دليلي دستگير شدن.
http://www.emruz.biz/ShowItem.aspx?ID=24104&p=1


شجریانی‌ها:

پاسخ: مشکل برطرف شده است و ایشان گویا شب گذشته عازم پاریس شده‌اند.


سیب سبز

آفرین،زیبا بود.


مریم

استاد افتخار ماست به خود می بالم که ایرانی ام و خاک پای استاد.من واقعا"از این جمله استاد ناراحت می شوم که می فرمایند من خاک پای شما هستم .استاد ما خاک پاتون هستیم دوستت دارم آرام جانم...


M.SH.H

سپاس فراوان درود بر استاد شجریان هزاران درود بر او و شجریانی ها


ندا

امير دل آواز عزيز سلام.
خوشحالم كه بعد از مدتهاي مديد دوباره طعم قلمت را در اين فضاي مجازي چشيدم.
وبلاگ خوب وپرخاطره ات حسابي جاي خاليت را نشان مي دهد...گرچه هنوز هم دارد قد مي كشد...

ازين كه در سرزمين سرد سوئد مي تواني به ديدار سرشاخه ي سبز اميد، باغبان فرزانه فرهنگ اين مملكت بروي بسيار خوش حالم.

سرافراز و موفق باشي وهمواره هر جا كه هستي دلت براي ايرانت وموسيقي پر افتخارش بتپد و بسوزت.

ن.ح


sohrab

باسلام خدمت استاد که عشق و امید [


محمد بزاز

مطلب بسيا زيبايي بود.سايتتون فوق العاده است. توي اين 1 ساعتي كه اينجا بودم مطالب و مقاله هاي خيلي خوبي پيدا كردم . خسته نباشيد...


سهراب

استاد دستهای شما را میبوسم[


سهراب روزبهانی ملایر
سهراب روزبهانی ملایر

استاد شجریان یعنی روح من نفس من تمام عشق من .ارزو ی دیدنت را دارم ولی افسوس. عهد ما با تو نه عهدیست که تبلور بپزیرد بوستانیست که هرگز نزند باد خزانش


کل نظرات: ۱۹ - دیدگاه‌های تأییدنشده: ۰ - دیدگاه‌های خصوصی: ۱ - دیدگاه‌های غیر قابل انتشار: ۲


تور کنسرت‌های گروه شهناز و ارکستر سیمرغ

      


    ترکیه
    هلند
    بلژیک
    آلمان
    انگلیس
    اتریش
    سوئد
    آلمان
    هلند
ترکیه » استانبول » ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۱
خرید بلیت | اطلاعات بیشتر
هلند » آمستردام » ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۱
خرید بلیت | اطلاعات بیشتر
بلژیک » بروکسل » ۰۱ اکتبر ۲۰۱۱
خرید بلیت | اطلاعات بیشتر
آلمان » ماین » ۰۳ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر

آلمان » برلین » ۱۴ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر

آلمان » هامبورگ » ۱۵ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر

آلمان » مونیخ » ۲۱ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر

آلمان » کلن » ۳۰ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر
انگلیس » لندن » ۱۸ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر

اسکاتلند » ادینبورگ » ۱۹ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر
اتریش » وین » ۲۲ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر
سوئد » گوتنبرگ » ۲۷ اکتبر ۲۰۱۱

سوئد » استکهلم » ۲۹ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر
آلمان » هرلن » ۰۲ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر
هلند » لاهه » ۰۸ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر
اطلاعیه [آرشیو]

در حال حاضر اطلاعیه‌ای موجود نیست

جست‌وجو
 

آگهی

   نحوه‌ی پذیرش آگهی شما انجمن شجریانی‌ها

سالشمار «شجریان»‌ها به دو زبان

Simorq - A music project

مقاله‌های اخیر

نگاهی به فریم‌هایی که باید خاک بخورند!/ در حسرت یک تکه تصویر ...!<br>محمد جواد صحافینگاهی به فریم‌هایی که باید خاک بخورند!
در حسرت یک تکه تصویر ...!
محمد جواد صحافی


سال 1390 را میتوان سالی متفاوت برای موسیقی ایرانی قلمداد نمود ، دلیل بیان این سخن از آن روست که کنسرتهای متعددی توسط هنرمندان و اساتید موسیقی در داخل و خارج از کشور برگزار گردید، همچنین آلبومهای موسیقی نیز در مقایسه کمی تولیدات نسبت به سال گذشته دارای رشد بهتری بوده‌اند، اگر چند هیچکدام از آنها را نمیتوان جزو آثار ماندگار موسیقی برشمرد، با این اوصاف برگزاری کنسرتهای متعدد اساتید و همنشینی آنان در کنار یکدیگر ، و تشکیل گروه دوستی، که هنر دوستان سالیان سال چنین همنشینی را به انتظار میکشیدند میتوان اتفاقی فرخنده و مبارک در این عرصه قلمداد نمود.

ادامه »
دیدار با آخرین نسل راویان موسیقی اقوام
گفت‌وگویی با استاد همايون خرم
عيب و هنر «می» - درباره شجريان
سایه شجریان، سایه سنگینی است
زادروز خسرو آواز...
هنر نوین باید غیرمنتـظره باشد
«شجریانی‌ها» به کجا می‌رود؟!
نگاهی به تصنیف خلیج پارس
استادی برازنده‌ی نامش
مجید درخشانی

گزین وزین ــ پاره‌ی یکم
کرم قلاوند


خبرهای اخیر

از سوی خانه‌ی موسیقی:/ شایعه‌ی وخامت حال استاد جلیل شهناز تکذیب شداز سوی خانه‌ی موسیقی:
شایعه‌ی وخامت حال استاد جلیل شهناز تکذیب شد

شایعه وخامت حال جلیل شهناز تکذیب شد شایعه وخامت حال جلیل شهناز، استاد موسیقی ایران تکذیب شد و برخی از اعضای هیئت مدیره خانه فردا به دیدار ایشان خواهند رفت.
ادامه »
ارسلان كامكار در گزينش ارشاد رد شد!
برای آشنایی با ذائقه جوانان به کنسرتهای شجریان بروید
همایون شجریان و همنوازان حصار در آمریکا
عکس استاد شجریان و تیم والیبال...
کنسرت همایون شجریان و همنوازان حصار تمدید شد
اجرای جدید همایون شجریان و همنوازان حصار
برگزاری کارگاه آموزشی سازهای ابداعی در پاریس [+ عکس]
آلمان چهارمین میزبان استاد شجریان و گروه شهناز
اجرای استاد شجریان در هلند و بلژیک
عکس‌های کنسرت ترکیه (شهریور ۱۳۹۰)

خبرنامه
 
نام شما:
 
ایمیل:
 
 
   خبرنامه چیست؟

نظرسنجی

در حال حاضر نظرسنجی فعالی موجود نمی‌باشد
[آرشیو نظرسنجی‌های قبلی]

امکانات
 

خروجی RSS

خروجی موبایل

استاد شجریان مقالات اخبار آثار چند رسانه‌ای ویژه‌نامه‌ها شجریانی‌ها
زندگینامه
نمودار زمانی
آثار (فهرست کلی - مطالب)
سخنرانی‌ها
گزیده‌ی سخنرانی‌ها
سازهی ابداعی
آرشیو مقاله
تحلیل
آرشیو نقد
آرشیو خبر
کنسرت‌ها
عکس خبری
 
آثار موسیقیی
آثار استاد شجریان
گالری عکس
نواخانه
گزارش‌های تصویری
عکس خبری
نغمه‌ی هفته
دانلود (ویدئو - موسیقی)
۱. زادروز استاد شجریان
۲. کنسرت‌های پاییز
۳. پرونده‌ی مجید درخشانی
۴. پرونده‌ی گروه دستان
اهداف
سرویس خبری
اطلاعیه‌ها
تماس

این وب‌سایت توسط جمعی از دوست‌داران استاد محمدرضا شجریان در بهار ۱۳۸۷ تهیه‌ شده است و هیچ‌گونه وابستگی به ایشان ندارد
پخش زنده‌ی
دعای ربـــــنا
|
دریافت
فــایــل
|