Shajarianfans.com
یک سال پیش زمانی‌که مسرور از انتشار ویژه‌نامه‌ی اسفند ماه ۱۳۸۷ بودیم، هرگز تصور آنچه را که تا این روز بر ما گذشت، نمی‌کردیم. سوای اتفاقاتی که در این مدت گذشت و شرح آن‌ها را همه می‌دانیم، از دست دادن دو استاد بزرگ موسیقی ایران، آن هم با فاصله‌ای کوتاه از هم، همه‌ی ما را بهت‌زده کرد. آنچه بسیار در تاریخ اتفاق افتاده است؛ غلبه‌ی تقدیر بر تدبیر.
صفحه‌ی اصلی > مقاله
 ۱۰  | امتیاز شما به این مقاله:


تاریخ انتشار: چهارشنبه، ۴ آذر ۱۳۸۸ نسخه‌ی چاپی - دیدگاه‌ها - ارسال به دیگران


از آن خزان تا این پاییز/
حالا؛ آنِ موسیقی ِ ما!
نوشته‌ی علی میرزایی/ شجریانی‌ها

پاییز گذشته در ویژه‌نامه‌ی «‌شجریانی‌ها» مطلبی نوشتم تحت عنوان «مفلسانیم و هوای می و مطرب داریم». آن‌جا از گذران عمر گفتم و این که چه خوش است اگر هر پاییز عمر را نشانه‌ای گذاریم تا بیشتر دریابیم شتاب گذر این روزگاران را. گفتم کسی چه می‌داند که تا زمستان بیاید و بهار بگذرد و باز خزانی دیگر از راه رسد نصیب ما چه باشد؟ هر چند هرگز تصور آنچه گذشت را هم نمی‌کردیم اما سرشت گردون سپهر بر هیچ کس پوشیده نیست و آن هنگام نیز نبود.


سرشتی که هرچند گاهی تلخ است و ملال آور اما پر از عبرت است و پند برای ما. پند از برای آنچه از دست می‌دهیم و آنچه باز می یابیم. پند از داشتنی‌هایی که تا هستند ما نمی‌بینیم و آن هنگام که دیگر نیستند ما کلافه‌ایم از نبودشان...

آنچه در این یک سال، بعد از آن شب‌های خاطره‌انگیز و به روایتی پر ماجرای کنسرت های پاییزی بر موسیقی ایرانی گذشت شاید قابل تصور نبود. این تغییر در شرایط برای موسیقی مان را در یک جمله می‌توان خلاصه کرد. یکی از چاووشیان رفت و موسیقی ایرانی باز چاووشی شد!
 
سال پیش تمام نگاه ها به یاران قدیمی چاووش بود و این سؤل بر ذهن‌ها روان که آیا باز به همین زودی شاید... شاید دوباره آن شور، آن حماسه و آن یکی شدن. چشم‌هایی خیره به کورسویی که امیدی بود به باز دور هم نشستن یاران قدیم.  

نقاشی رنگ روغنبعد از آن در مصاحبه‌ای که با یکی از اساتید موسیقی که خود سابقه فعالیت در چاووش را داشت پرسیدیم که آیا این امکان هست؟ و ما ناگهان سرد شدیم... به خود گفتیم می‌شود و به قول استاد آذر «دل نهادیم ز بی‌شکیبی با فسون خود فریبی». گفتیم حتماً به زودی باز بزرگان گرد هم می‌آیند. هر بار که نگاهی به آن نقاشی رنگ روغن می‌انداختیم که یاران چاووش را در زیرزمینی گرم و پر مهر و پر از راز دلدادگی به میهن نشان می‌داد که در حال تمرین بودند باز چهره‌ی گرم آن روزنه‌ی ناچیز پیدا می‌شد که یاران چاووش باز گرد هم می‌آیند.
و چه امید بی سرانجامی و چه سرابْ کورسویی.
انتظار ما خالی از منطق بود و سرشار از احساس. شور ِ حماسه‌ی‌ِ چاووش‌گویی خاطره‌ای بود که بازگشت به آن به مذاق جان و دلمان خوش می‌آمد.

گرد هم نشینی دوباره بزرگان همانطور که به ما گفتند با فکر و منطق جور نبود و این احساس ناشی از حس نوستالژیک چاووش بود که چشم منطق ما را گویی کور می‌کرد. نمی‌دانستیم که چاووش و چاووشی شدن به خواست بزرگان نیست. چاووش شغلی نبود که بتوان تصمیم گرفت و شروع کرد. چاووش مختص حالتی است که تا پیش نیاید قابل درک و بیان نیست. چاووش چون قطعه شعری یا مصرعی است که ناگهان بی‌اختیار در زمانی که باید جاری می‌شود. چاووش چون پیش‌درآمد ماندگاری‌ ست که  تصمیمی برای ساخت آن گرفته نمی‌شود و ساخته نمی‌شود. به وقت‌اش که رسید جاری می‌شود. آن استاد چه دقیق می‌گفت و این دقت او از آنجا بود که خود از چاووشیان بود. آن شرایط را درک کرده بود و می‌دانست که آرزوی گردهم آیی دوباره‌ی بزرگان و یاران قدیم تنها یک آرزوست که هیچ توانی در عملی کردن خویش ندارد.

آرزو، امید و آن‌همه نگاه به تنها کورسویی از امید. به لبان بزرگان که گاهی زمزمه‌هایی داشتند از دور هم‌نشینی و همه و همه گذشت و گذشت و گذشت تا.

 مشکاتیان رفت! جوانی که شوق سرشار و استعداد بی‌همتایش در آن سال‌ها همه اهالی موسیقی را حیرت‌زده می‌کرد. بزرگی که هر چه ساخت به بزرگی ماند و هنرمندی که هر چه گفت به حق گفت.

پرواز مشکاتیان بزرگ نشانه‌ی چه بود؟

اینکه همه ما زمانی که باز می‌آمدیم که نگاهی فکنیم بر اندک تشعشعی در آن دور دست، در مواجهه با تاریکی ممتد و ظلمات بی‌‌انتها ناگهان بی‌حس شویم و آن کرختی تلخ تمام امیدمان را برباید؟

یا شاید تلنگری بود که باز به یاد چاووش بیافتیم و بگوییم تصمیم کار ساز نیست. نیازی به تصمیم نیست... اینک خود آنِ چاووشی شدن است...
 
***

سال‌های دهه ۱۲۸۰ خورشیدی. نفس‌های تازه جنبش آزادی خواهی ملت ایران و جوانه‌ای به نام موسیقی مشروطه که بنیانی بود برای رهایی موسیقی ایرانی از انزوا و شاید ابتذال و تحول آن. آغاز مسیری بر طلوع استعدادهایی که پدران موسیقی فاخر نام گرفتند.... تلاش‌های عارف، شیدا، میرزاده عشقی، وزیری و دیگر بزرگان در شب‌های سراسر خموشی و ترس در کوچه پس کوچه‌های تاریک تهران و دیگر شهرهای وطن که از قضا روزها و شب‌های پرماجرایی را می‌گذراند. شب‌هایی که قرار بود سرنوشت سالیان دور را رقم بزند...

از خون جوانان وطن لاله دمیده.
از ماتم سرو قدشان سرو خمیده...

فضای حاکم بر موسیقی ایرانی درست در سال‌های بعد از انقلاب مشروطه با پیش از آن قابل قیاس نبود. هرچند استعدادها حاضر و بزرگان در کار بودند اما فرصتی نبود تا محکی باشد برای موسیقی ایرانی. انقلاب مشروطه که اتفاق افتاد و جنبش آزادی‌خواهی مردم ایران که پا گرفت گویی موسیقی داشت آماده می‌شد تا در بوته آزمایش قرار گیرد و توان خویش بیازماید. در آن سال‌ها موسیقی وارد جامعه شد و از چهاردیواری خانه خواص به درآمد و فراگیر شد. به ناگهان تصنیف‌های وطنی جاودانی خلق شد. پیشرفت و البته تأثیر سریع موسیقی ایرانی حیرت‌آور بود. نوآوری‌ در آثار موسیقیدانان بی‌درنگ در حال رشد بود و موسیقی ایرانی وارد فضای تازه‌ای می‌شد. فضایی که موسیقی را وادار به تحرک می‌کرد. فضایی که همانا آنِ موسیقی مشروطه بود...

***

حالا یک پاییز گذشته.  از آن شب‌های عاشقانه و تغزلی به شب‌هایی حماسی و باز عاشقانه رسیده‌ایم. از آواز افشاری به دشتی و ماهور رسیده‌ایم و گویی این شبها آستانه‌ای ست بر مسیر آزمایش موسیقی ما. موسیقی‌ای که در این سی سال فراز و نشیبهای فراوانی را طی کرده و اینک به یکی از فرازهای تاریخی خود می‌رسد. شور به جا مانده از نفوذ ناگهانی موسیقی بین مردم در اثر انقلاب سال پنجاه و هفت تا اوایل دهه‌ی هفتاد، نخوت و سردی سال‌های دهه‌ی هفتاد و در نتیجه‌ی آن خلق آثاری که بیانگر این سردی و کرختی است و فضای تغزلی دهه‌ی هشتاد و حالا آنِ دیگری برای باز چاووشی شدن؛ هر چند با غم نبود مشکاتیان ولی با یاد وطن پرستی او...


بازگشت    بالا




 
[شناسه: ۹۲۵۸] هیلدا پنج‌شنبه ۵ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۱۰
 ۰   
سلام آقای میرزایی...سپاس از مقالتون...میشه گفت دردنامه نه مقاله....درد دلی با دوستداران موسیقی...با دلسوزان این وادی....شاید تلنگری باشه به احساسشون...اینکه به خودشون بیان....اینکه باز باهم باشند...باز نوآفرینی کنند...هرچند عزیزی از میانشان رفته که هیچگاه جاشون پر نمیشه...ولی این خواسته اون عزیز هم هست....شاید نشه سپیده ی دیگری ساخت چرا که آن سپیده فرزند همون زمان بود چراکه شرایط زمانی هم در به وجود آمدن یک اثر هنری و حتی خلق شخصیت یک انسان موثره....اما با با هم بودن میشه برترین ها را ساخت....به امید روزی که چاوشیان دوباره گرد هم جمع گردند فبل از اینکه حسرتی دوباره بر دل همگان نشیند....با آرزوی طول عمر و سلامتی برای تک تک اساتید موسیقی....به امید روزی که با این پیر چند هزارساله که جفاها در طول تاریخ بر او رفته و در هر برهه ای به نوعی مهجور بوده،مهربان تر باشیم......جناب میرزایی باز هم سپاس...آریایی باشید و اهورایی....
 

 
[شناسه: ۹۲۶۰] زینب.ع پنج‌شنبه ۵ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۲۳
 -۱   
سلام و عرض ادب دارم خدمت همه ی شجریانی های عزیز و تلاشگر...
بالاخره پس از مدتها درس و درگیری این سعادت رو پیدا کردم که فضای جدید,گیرا و دلنشین "شجریانی ها" رو ببینم و با احساسی سرشار, بر آنچه که در این ایام بر ما و تمامی علاقمندان گذشت عبوری داشته باشم.
ما را همه شب نمی برد خواب...!
"مشکاتیان عزیز رفت" و آهی سنگین بر دل همگان گذاشت.
ای ساربان آهسته ران کارام جانم می رود
وان دل که با خود داشتم با دلستانم می رود
او می رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان
دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می رود

همایون با سازهای پدر می خواند...
تو از هر در که بازآیی بدین خوبی و زیبایی
دری باشد که از رحمت به روی خلق بگشایی

استاد عزیزمان نامزد صدای برتر جهان می شود...
هوشم نماند و عقل برفت و سخن ببست
مقبل کسی که محو شود در کمال دوست!


شهنازی ها برای مولانای روم عاشقانه می نوازند...
...
و همچنان می گذرد... به امید سرافرازی و موفقیت...به امید صبحدمان پیروزی...
از شما ممنونم آقای میرزایی...به خاطر نوشته ی خوبتون...مثل همیشه عالی و تامل برانگیز بود

امیدوارم با اراده ی قوی و مستحکمی که دارید همیشه سبز و برقرار بمونید
ممنون آقای محمودیار
ممنون آقای سلطاندوست
و هر عزیز دیگری که همیار تمام این لحظه هاست
 

 
[شناسه: ۹۲۷۲] تبسم پنج‌شنبه ۵ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۵۳
 -۱   
سلام
جانا سخن از زبان ما می گویی
اری آن چاووشی شدن است.....
هر چند نبودن و نشنیدن ساز پر شور مشکاتیان وطن با صدای نهاد ملت ایران حسرتی است برای نسل من و اه سردی است از اعماق جان اما اگر تلنگری باشد برای اهالی دل و چاووشیان که همرا شوند باز هم درد مشترک شاید درمان شود.............
باشد که در سوگ هیچ اواگری نباشیم و فریاد دریغ سر ندهیم که ای کاش تلاشی اغاز می شد برای چاووش دهه هشتاد ........
الان زمان تحول است و نیک می دانم موسیقی امروز شاید بیش از هر زمان دیگری با زندگی مردم پیوند خورده است.امیدوارم مرگ مشکاتیان همان قدر که بر من وما تاثیر گذاشته بر یاران قدیمش دلیل حرکت باشد
پاینده باشید
روزگار به کامتان باد
 

 
[شناسه: ۹۲۸۰] مجتبی یک‌شنبه ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۹:۱۴
 ۰   
سلام
دیروز هوای استاد به سرم زد میون آلبوم ها دنبال می گشتم تا یکی رو برای گوش کردن انتخاب کنم
البوم"عشق داند" رو از روی اسمش انتخاب کردم و برای اینکه ببینم حال و هوای البوم با حال و هوای اون لحظه خودم سازگاره یا نه تراکهاش رو یکی یکی باز میکردم ببینم چطوریه و چقدر ما با هم جور بودیم مطلع هر آوازی رو که گوش میکردم از یکی دیگه زیباتر تا اینکه رسید به این مطلع"
به دشت خاطرم جز غم نرویاند به باغم جز گل ماتم نرویاند"
گوش کردم و در تنهایی خودم و استاد اشک ریختم و اشک ریختم و ...
 



اطلاعیه [آرشیو]

اطلاعیه
آلبوم عکس‌های کنسرت همایون شجریان و گروه هم‌نوازان حصار در قزوین

ادامه »

جست‌وجو
 

آگهی

   نحوه‌ی پذیرش آگهی شما درگاه اخبار و مطالب موسیقی ایران

مقاله‌های اخیر
کتاب الکترونیکی آلبوم «آب، نان، آواز»
آشنایی با گروه دستان
میخانه‌ای به‌نام ربنا
حسن تو ز تحسین تو بسته‌ست زبان را...
گام‌های دستان در راه نوگرایی
سقف پرواز در عالم هنر
در اين جامعه بويی از هنر نيست
گفتم با همین بربت می‌نوازم!
گوش‌مان برای شنيدن نقد باز است
پایور را زنده نگه داریم
حالا؛ آنِ موسیقی ِ ما!
ای چرخ فلک... بیدادگری شیوه‌ی دیرینه‌ی توست
توضیح درباره‌ی مطلب مقالات استاد شجریان
اختصاصی: گزارشی از وضعیت شهر گوتنبرگ یک روز تا کنسرت
عطش شجریانی‌ها

خبرهای اخیر
کنسرت «همایون شجریان» در قزوین
اطلاعیه‌ی دل‌آواز درباره‌ی کنسرت‌های همایون شجریان در ایران
کنسرت استاد شجریان و گروه «شهناز» در لندن
DVD کنسرت گروه «شهناز» و «دستان» سال آینده منتشر می‌شود
اعلام رسمی برگزاری کنسرت «همایون شجریان» در ایران
گفت‌وگوهای کوتاهی با محمدرضا شجریان و مجید درخشانی
سومین شب کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز در قونیه برگزار شد
عکس‌های کنسرت قونیه - آذر ۱۳۸۸
گزارشی از مراسم تشییع پیکر زنده‌یاد استاد فرامرز پایور (+ ۷۴ عکس از این مراسم)
قدردانی بنیاد مولانا از استاد آواز ایران
نخستین شب کنسرت استاد شجریان و گروه «شهناز» در قونیه برگزار شد
در فراق او غم بزرگی را بر دوش تحمل می‌کنم
این خبر تکمیل می‌شود/
بعد از مشکاتیان، فرامرز پایور هم رفت

دانلود فایل ویدئویی صحبت‌های استاد شجریان در باره‌ی خیام
برنامه‌ی تور کنسرت‌های بهاره‌ی استاد محمدرضا شجریان

خبرنامه
 
نام شما:
 
ایمیل:
 
 
   خبرنامه چیست؟

نظرسنجی

در حال حاضر نظرسنجی فعالی موجود نمی‌باشد
[آرشیو نظرسنجی‌های قبلی]

امکانات
 

خروجی RSS

خروجی موبایل

استاد شجریان مقالات اخبار آثار چند رسانه‌ای ویژه‌نامه‌ها شجریانی‌ها
زندگینامه
آثار
سخنرانی‌ها
گزیده‌ی سخنرانی‌ها
سازهی ابداعی
آرشیو مقاله
تحلیل
آرشیو نقد
آرشیو خبر
کنسرت‌ها
عکس خبری
 
آثار موسیقیی
آثار استاد شجریان
گالری عکس
گزارش‌های تصویری
عکس خبری
نغمه‌ی هفته
دانلود (ویدئو - موسیقی)
۱. زادروز استاد شجریان
۲. کنسرت‌های پاییز
۳. پرونده‌ی مجید درخشانی
۴. پرونده‌ی گروه دستان
اهداف
سرویس خبری
اطلاعیه‌ها
تماس

این وب‌سایت توسط جمعی از دوست‌داران استاد محمدرضا شجریان در بهار ۱۳۸۷ تهیه‌ شده است و هیچ‌گونه وابستگی به ایشان ندارد