پیش از هر صحبتی لازم میدانم یکی از آموزههای دروس مهندسی دانشگاه و مشخصاً رشتهی تحصیلی خودم، مهندسی هوافضا را طرح کنم که ارتباط زیادی به محتوای این نوشتار خواهد یافت. یکی از معیارهای مهم هر وسیلهی پرنده، سقف پرواز آن است. پرندگان گوناگون کرهی زمین هم بنا به ویژگیهای بدنی و نیازهای طبیعی خود، در سطوح مختلف به پرواز درمیآیند. تعیین سقف پرواز در دانش پروازی متناسب با نوع مأموریت هواپیما و همچنین میزان توانایی موتور و کیفیت بال و بدنهی آن تعیین میشود. برای مثال هواپیماهای کوچک (تفریحی، سمپاش و غیره) که موتور پیستونی دارند، در ارتفاع حدود ۱۰ تا ۱۵ هزار پا پرواز میکنند. هواپیماهای ملخی موسوم به توربوپراپ در ارتفاعی بالاتر بین ۱۸ تا ۲۲ هزار پا قادر به پروازند و هواپیماهای جت مسافری یا باربری هم در محدودهی ۲۸ تا ۳۳ هزار پا حرکت میکنند. هواپیماهای جنگنده نظیر اف۱۴ نیز تا سقف ۴۵ هزار پا میتوانند بالا بروند و اگر خلبان مربوطه لباس مخصوص ضدفشار داشته باشد، تا ۹۰ هزار پا نیز امکان صعود خواهد داشت. در هر صورت همیشه سقفی برای صعود حداکثری وجود دارد و این سقف کاملاً متأثر از ویژگیهای فنی و تواناییهای هر پرنده تعیین میشود.
اینک به عالم هنر باز گردیم و ببینیم آیا اصولاً در هنر میتوان سقفی برای پیشرفت هنرمند متصور بود. از دیدگاه نظری هیچ محدودیتی برای ذهن آدمی وجود ندارد. تا کنون ثابت نشده که مغز یک انسان از دانش و معرفت و هنر پر شده باشد. این که میگویند ذهن بشر در خصوص درک و دریافت بهصورت نامحدود عمل میکند، دستکم تا کنون نقض نشده و طبیعتاً اعتبار خود را همچنان دارد. اما چرا انسانها در هر حوزهای که به فعالیت مشغولند، امکان رشد بینهایت ندارند و دست آخر هر کدام از ایشان با کولهباری کوچک یا بزرگ از فهم و درک هستی پیرامون خویش، به دیار باقی میروند؟
بیگمان پاسخ این پرسش را میبایست در انگیزهی فردی و همچنین محدودیتهای مادی جستوجو کرد. کمتر فردی را میتوان یافت که به پیشرفتی بینهایت بیندیشد. هر انسانی معمولاً در آرزوهای خود یک چارچوب معینی برای خویش تصور میکند و چون در عمل به بخشی از آن آرزوها و یا همهاش رسید، کم و بیش نگاهش به موضوع دگرگون میشود و دیگر آن انسان آرمانگرای پیشین نیست. دستیابی به نخستین پلههای پیشرفت، همزمان نخستین جرقههای محافظهکاری را در وجود انسان روشن میکند. آن فرد یک نگاه رو به جلو دارد و یک نگاه به حفظ وضعیت موجود که احتمالاً با زحمت فراوان بهدست آمده است. در نتیجه ملاحظه میکنیم بیشتر انسانها، جاهطلبی خود را در طول زمان از دست میدهند و به داشتههای موجود، کم و بیش بسنده میکنند. این رخداد برای اهالی موسیقی هم کاملاً مصداق دارد. معمولاً جوانها انگیزهی خیلی بالایی برای پیشرفت دارند. وقتی کمی از آب و گل درآمدند، همچنان میتازند و چون پا به سن بگذارند، دیگر تمایلی برای خطر کردن و ایجاد فضاهای جدید از خود نشان نمیدهند.
نیمنگاهی به گذشتهی گروه دستان، تقریباً همین داستان را بازگو میکند. در آغازین سالهای تشکیل این گروه با مشارکت هنرمندانی چون حمید متبسم، اردشیر کامکار، محمدعلی کیانینژاد، کیهان کلهر، حسین بهروزینیا، پشنگ کامکار، پژمان حدادی و... شاهد یک نوع موسیقی متفاوت از گونههای پیشین رایج در موسیقی ایران بودیم. گرچه جابهجایی برخی نوازندگان، اجراهای بعدی آن ها را بهطور طبیعی متفاوت مینمایاند؛ ولی در واقع این گروه همچنان در جهت دستیابی به مرزهای جدید حرکت میکرد. ترکیب فعلی نوازندگان دستان که تقریباً از سال ۱۳۷۹ خورشیدی (۲۰۰۰ میلادی) ثابت مانده است، در واقع آخرین تغییر بهشمار میرود. صدادهی ترکیب فعلی در مقایسه با کارهای نخستین گروه، تفاوت محسوسی دارد و میتوان گفت در بین تمام گروههای موسیقی ایرانی از گذشته تا کنون، به لحاظ سونوریته، شخصیت یگانهای دارد. یعنی بهدرستی نمیتوان گفت شبیه چه گروه دیگری صدا میدهد. درست مانند گروه خانوادگی کامکارها که آن هم برای خود شخصیت صدایی منحصربهفردی دارد. اما اینکه طعم و رنگ فعلی موسیقی دستان، از گذشتهی خود بهتر است یا نه، مسئلهای کاملاً سلیقهای است، تا شنونده که باشد و چگونه بیندیشد؛ ولی پُرواضح است از نظر خود اعضای گروه، یک تغییر رو به جلو ارزیابی خواهد شد. زیرا انسانها بهطور معمول در پی کسب تجربههای نوین هستند و چون به یک تجربهی مشخصی رسیدند و بر ادامهی آن اصرار داشتند، بهمعنی آن است که آن تجربهی نو را در جهت کمال یافتهاند و اگر غیر از این بود، به سرعت رجعت میکردند.
با این توضیح فکر میکنم گروه دستان فعلی با سابقهی نُه سالهاش، به آن سقف پرواز ممکن خود رسیده باشد و این نه یک نظر شخصی بلکه مبتنی بر امکانات فنی گروه استوار است. نخست اینکه تعداد نوازندگان روی عدد پنج ثابت مانده است. یعنی از بابت حضور هنرمند جدید، شانسی برای افزایش سقف پرواز وجود ندارد. نکتهی هنریتر قضیه هم آن که صدادهی (سونوریته) دستان تثبیت شده است و با وجود همین اعضای موجود، نمیتواند تغییر جدی بکند؛ مگر آنکه خلاقیت عجیب و غریبی از سوی اعضای گروه صورت بگیرد و این هم باز محدودیتهای خاص خودش را دارد و نمیتوان بهفرض ایجاد خلاقیتهای غیرمنتظره، شاهد یک موسیقی بسیار بسیار متفاوت از سوی گروه بود. موضوع دیگر، رسیدن به یک چارچوب ثابت در بیان هنری است. غالب هنرمندان و نه همه، معمولاً پس از سعی و خطاهای فراوان به یک وضعیت کم و بیش ثابت میرسند که از نظر خودشان ادامهی آن، معقول و منطقی است و به همین دلیل تا رونقی در کارشان وجود داشته باشد، تلاشی برای تغییر آن نمیکنند. اگر مجموعهی ضبطها و کنسرتهای پنجنفرهی گروه دستان در این هشت سال اخیر را بررسی کنیم، این چارچوب ثابت را به نیکی خواهیم یافت. حتی شنوندهی پیگیر میتواند برخی حرکتهای نشنیده را هم پیشبینی کند. البته هیچ اجباری هم به افزایش سقف پرواز نمیتوان برای هیچ گروهی قائل بود. چون مقولهی پیشرفت و افزایش سقف هنری، اصولاً هدف نیست. بلکه خود وسیلهای برای رسیدن به هدف است. درست همانند هواپیمایی که ناچار است برای جابهجایی مسافرانش، به یک ارتفاع مشخصی صعود کند و چون به آن نقطه رسید، دیگر دلیلی برای افزایش سقف پرواز وجود ندارد. بههمین خاطر خلبان زنگ «راحت باش» را می زند تا مسافران کمربندهایشان را باز کنند و از سفر خود لذت ببرند.
نتیجهی پایانی این نوشتار، نه کمارزش جلوه دادن هنر گروه دستان، بلکه یادآوری محدودیتهایی است که در عمل اجازه نمیدهد یک گروه موسیقی مدام در حال پیشرفت و تغییرات رو به جلو باشد. واقعیتهایی مانند تنگناهای مالی حکم میکند نوازندهی جدیدی با ساز متفاوت به گروه اضافه نشود. هزینههای سنگین سفر و اقامت و همچنین دستمزد نوازندگان، اعضای هر گروهی را مجاب میکند تا با کمترین بار مالی به حیات هنری خویش مشغول باشند. در نتیجه، ملاحظات مالی به همین راحتی سونوریتهی گروه را از پیش تعیین میکنند و هنرمندان خلاق هم هر چه تلاش بکنند تا از این سلیقهی تحمیلی بگریزند، باز هم در چنبرهی آن گرفتارند.
درود.
تنها میتوان گفت یکی از گروههای قدر این مرز و بوم برای شناساندن موسیقی ایرانی به بیگانگان و خودی هستند. راهشان صاف .
ای کاش استاد هم با این گروه قوی اثری بدهد.
هرچند که آقای همایون 2 اثر چاپ نمودند.
حال اگر استاد میبود چه میشد.
خدا میداند.
با تشکر
و تبریک چهارشنبه سوری
و یال نو
[شناسه: ۹۹۳۸] بهنام
پنجشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۴۱
-۴
دستان ؟!گروه قوی ؟!به نظر من دستان یه گروه متوسط هست با صدا دهی ضعیف . نقطه ی قوتش نظم گروه + تار متبسم هست و نقطه ی ضعفش ملودی های به شدت کم رمق و تا حدودی مزخرف هست , کمانچه فرجپوری هم مثل همیشه چیزی برای گفتن نداره . بهترین کارهاشون به نام گل سرخ و خورشید آرزو هست و باقی کارهاشون یا متوسط هست یا زیر متوسط (مثل لولیان با ناظری یا شوریده با پریسا ). بهتره که به این نکته توجه داشته باشیم که شهرت رو با کیفیت یکی نگیریم .
کل نظرات: ۲ - دیدگاههای تأییدنشده: ۰ - دیدگاههای خصوصی: ۰ - دیدگاههای غیر قابل انتشار: ۰
آغاز بهکار بخش اخبار موسیقی
سرویس «دیگر اخبار موسیقی» در «شجریانیها»، بهطور آزمایشی آغاز بهکار کرد. در این بخش، اخباری از موسیقی ایران، هنرمندان و فعالیتهای موسیقایی که در زمینهی فعالیتهای استاد محمدرضا شجریان و همایون شجریان نیست، قرار میگیرد. فهرستی از آخرین ارسالهای این سرویس را در صفحهی اصلی مشاهده میکنید (+) همچنین، برای پیگیری راحتتر اخبار میتوانید از خروجی RSS ویژهی این سرویس استفاده نمایید.
امید است تا با یاری شما بتوانیم محیطی پویا پیرامون موسیقی اصیل ایران را فراهم آوریم. وبسایت شجریانیها ادامه »