Shajarianfans.com
صفحه‌ی اصلی > مقاله
 ۳۸۲  | امتیاز شما به این مقاله:


تاریخ انتشار: شنبه، ۱۰ مهر ۱۳۸۹ نسخه‌ی چاپی - دیدگاه‌ها - ارسال به دیگران
سرویس: .


«هفتاد» سالگی و عشق تصدیق کن که عجیب است!
گفت‌وگوی اختصاصی ۴۰چراغ با استاد محمدرضا شجریان
سلامت زندگی کردن درباره‌ی یک هنرمند ابعاد مختلف دارد...
این‌که فکرم جوان باشد را بیش از این‌که جوان به نظر برسم، دوست دارم.
نگران این هستم که جوان‌ها در راهی که انتخاب می‌کنند، سرخورده شوند و به گوشه‌ای پناه ببرند.

«هفتاد» سالگی و عشق تصدیق کن که عجیب است! *

چلچراغ: امروز اول مهرماه ۱۳۸۹ است و او ـ محمدرضا شجریان ـ درست همین امروز ۷۰ساله می‌شود. گرچه ۷۰ساله به نظر نمی‌رسد. تر و تازه است و جوان. جوان‌تر از خیلی از جوان‌های امروز. او با پیراهنی ساده و لبخندی ساده‌تر وارد می‌شود. دست می‌دهد و سلام ما را پاسخ می‌گوید. ساعتی می‌نشینیم و حرف می‌زنیم. قبلش کمی درددل می‌کنیم و او امیدواری می‌دهد که همه چیز بهتر می‌شود که جهان چاره‌ای جز این ندارد. گفت‌وگوی ما را با او بخوانید. او که محمدرضا شجریان است.


  امروز ـ اول مهرماه ـ شما دقیقاً پا به ۷۰سالگی گذاشته‌اید. احساس‌تان در آغاز ۷۰سالگی چگونه است؟

  احساس همیشه یکی است. چه آدم ۷۰ساله باشد، چه ۲۰ ساله. تغییر آن‌چنانی در احساس من رخ نداده است.

  اما شما راهی طولانی را تا امروز آمده‌اید. یعنی در این راه طولانی احساسات‌تان هیچ تغییری نکرده است؟

  آن‌چه که در یک آدم ۷۰ساله با یک آدم ۲۰ساله تفاوت دارد، در واقع میزان تجربه است. آدم در این مسیر تجربه‌ی بیشتری به‌دست می‌آورد و نسبت به اطرافش آگاهی بیشتری می‌یابد. این آگاهی به آدم یک نوع شناخت و در نهایت یک نوع اعتماد به نفس می‌دهد، مگر این‌که کار آدم به جاهای بالا بکشد و به پوچی برسد.

  شما به «تجربه» اشاره می‌کنید. در این که شکی نیست. مسلماً تجربه‌ی شما در ۷۰سالگی با تجربه‌تان در ۲۰سالگی یکسان نیست. اما ماجرای «انگیزه» چه می‌شود؟ آیا محمدرضا شجریان، همچنان مانند ۲۰سالگی، انگیزه‌ی «شجریان» شدن دارد؟

  در هر کسی انگیزه‌ها با اقتضای سن تغییر می‌کند. در هنرمند هم همین‌طور است. من هم از این قاعده مستثنی نیستم. انگیزه‌ی امروز من با آنچه پیش از این بوده، تفاوت کرده...

  چه تفاوتی کرده است؟

  یک زمانی در نوجوانی و جوانی فکر می‌کردم که باید به دیگران نشان دهم که خواندن یعنی چی؟ اما الآن دنبال این نیستم. یک وقت دیگر انگیزه‌ام این شد که باید حرمت فرهنگ و هنر را دودستی نگه دارم تا اعتبار پیدا کند. اما امروز انگیزه‌ی من این است که آن‌چه را در غالب اشعار تحویل داده‌ایم، به کار ببندند.

  چه کسی به کار بندد؟

  فرقی نمی‌کند... مردم. هر کس مخاطب این اشعار است. من توقع دارم که روز به روز عده‌ی بیشتری محتوای آن‌چه را خواندم درک کنند و بتوانند مفهوم آن را در زندگی خود دخیل کنند تا از این راه زندگی‌شان بهتر شود، آرامش بیشتری بگیرند، لحظات خوب‌تری بگذرانند و رستگار شوند. آنها اگر خوب باشند، من هم خوب هستم. امروز چیز دیگری نمی‌خواهم.

  در این راه موفق بوده‌اید؟

  آره... موفق بوده‌ام، اما دلم می‌خواهد روز به روز عده‌ی بیشتری به آن‌چه خوانده‌ام توجه کنند تا من هم احساس موفقیت بیشتری کنم. می‌دانید؛ هنر برای کمال انسانیت است و کمال هم حدی ندارد که آدم بخواهد بگوید اگر تا اینجا آمد، موفق است. روز به روز مرزهای کمال گسترده‌تر می‌شود و هرچه تلاش کنی، سطحش از تو بالاتر می‌ایستد.

هنر برای کمال انسانیت است و کمال هم حدی ندارد که آدم بخواهد بگوید اگر تا اینجا آمد، موفق است. روز به روز مرزهای کمال گسترده‌تر می‌شود و هرچه تلاش کنی، سطحش از تو بالاتر می‌ایستد.


  با این انگیزه، قاعدتاً شما باید پرکارتر از ۳۰سالگی و ۴۰سالگی‌تان باشید.

  بله، هستم. الآن واقعاً کارهای جورواجور سرم ریخته که می‌توانم بگویم هیچ آرامش و استراحتی ندارم. در آن سال‌ها هیچ‌وقت تا این حد گرفتاری ذهنی نداشتم. آن موقع فقط دنبال موسیقی و تمرین و ارائه‌اش بودم، اما الآن خیلی مسائل دیگری در کنارش هست که هر کدام وقت مرا می‌گیرد و دائماً ذهنم را اشغال می‌کند.

  اما وقتی می‌گویید دوست دارید که مردم اشعار را بیشتر بفهمند و بیشتر زمزمه کنند، این مستلزم آن است که در عرصه‌ی اجرای موسیقی فعال‌تر باشید. بیشتر بخوانید و بیشتر با مردم در ارتباط باشید.

  راستش فکر می‌کنم آن‌قدر که باید به مردم تحویل بدهم را داده‌ام. آن‌قدر شعرهای خوب از حافظ و سعدی و مولانا و عطار و دیگران خوانده‌ام که فکر می‌کنم مرور همین‌ها هم برای مردم کافی باشد. الآن هم هرچی فکر می‌کنم چه چیز دیگری بخوانم که به‌خوبی آن اشعاری که تا به حال خوانده‌ام باشد، به‌راستی چیزی پیدا نمی‌کنم. باز هم مجبور می‌شوم از لابه‌لای آنها چیزی پیدا کنم و بخوانم. همیشه بهترین‌ها را خوانده‌ام و حتی بیشتر از دیگران.

  نقطه‌ی عزیمت انتخاب این اشعار کجا بوده است؟

  وقتی آدم می‌خواهد کاری ارائه دهد، طبیعتاً با توجه به حال خودش و شرایط جامعه و مردم کار را انتخاب می‌کند و می‌خواند. ضمن این‌که خود موسیقی هم صرف‌نظر از شعر جایگاهی دارد که باید خودش را در جای‌جای کار نشان دهد و بدون نیاز به شعر ارزش‌های خودش را داشته باشد.

  گفت‌وگویی از شما در روزنامه‌ی «اطلاعات» در سال ۱۳۵۶ چاپ شده که در آن روز به وضعیت موسیقی آن روزها به‌شدت تاخته‌اید. گفت‌وگوی دیگری هم با مجله‌ی «آدینه» در دهه‌ی ۶۰ داشته‌اید که در آن هم عمیقاً از وضعیت موسیقی گلایه کرده‌اید و امروز هم می‌بینیم که سرسخت‌ترین منتقد وضعیت موسیقی هستید... آیا معتقدید وضعیت موسیقی هیچ‌گاه در این ملک سامان نمی‌گیرد؟

  بخشی از موسیقی به مردم وابسته است و بخش دیگری از آن به هنرمند. اما در این میان ارگان‌هایی هستند که رابطه‌ی میان این دو بخش‌اند. ما سعی می‌کنیم همیشه بهترین‌ها را ارائه دهیم و مردم هم همیشه در انتظار بهترین‌ها هستند، اما در این میان همیشه کسان و جاهایی که واسطه بوده‌اند، کار را خراب کرده‌اند. در آن دوران هم که رادیو و تلویزیون متولی و مبلغ اصلی موسیقی بود، موسیقی‌های سطح پایین و اغلب کاباره‌ای حرف اول را می‌زد. با وجود همه‌ی بزرگانی که در رادیو و تلویزیون بودند و سعی داشتند کارهای خوب ارائه شود، اما در نهایت سیاست این نهاد به سمت موسیقی کاباره‌ای مایل بود. تهیه‌کنندگان این آثار، قدرت اصلی را در دست داشتند و این نوع موسیقی را ترویج می‌کردند. اوضاع آن‌قدر بد و بدتر شد که سال ۱۳۵۵ کار را رها کردم و گفتم دیگر نمی‌خواهم با رادیو و تلویزیون کار کنم. ولی مردم همچنان مشتاق بودند و من همچنان پی کار را داشتم تا این ارتباط بین من و مردم حفظ شود. اما معمولاً در همه‌ی شرایط کسانی در این وسط بوده‌اند تا این ارتباط را خراب و یا کم‌رنگ کنند. این وضعیت همچنان و تا امروز ادامه دارد. امروز صدا و سیما مدعی بزرگ موسیقی است که هیچ توجهی به موسیقی خوب ندارد. آنها سیاست‌های خود را دنبال می‌کنند و برای‌شان تفاوتی نمی‌کند که چه چیزی پخش کنند. از سوی ارگان‌های دیگر هم اتفاقی نمی‌افتد. همچنان ما هیچ سالن استانداردی برای کنسرت نداریم، سالنی که آکوستیک لازم را داشته باشد و یا حتی به لحاظ ظاهر دارای شأنیت یک کنسرت باشد. امروز هیچ کس از متولیان موسیقی، توجهی به موسیقی ندارد.
بخشی از موسیقی به مردم وابسته است و بخش دیگری از آن به هنرمند. اما در این میان ارگان‌هایی هستند که رابط میان این دو بخش‌اند. ما سعی می‌کنیم همیشه بهترین‌ها را ارائه دهیم و مردم هم همیشه در انتظار بهترین‌ها هستند، اما در این میان همیشه کسان و جاهایی که واسطه بوده‌اند، کار را خراب کرده‌اند. معمولاً در همه‌ی شرایط کسانی در این وسط بوده‌اند تا این ارتباط را خراب و یا کم‌رنگ کنند.


  این توجه باید چگونه باشد تا نظر شما را جلب کند؟

  هنر باید بیاید توی جامعه. باید لحظه به لحظه بین مردم جاری شود. شما وقتی توی زمین کشاورزی‌تان چاه می‌زنید، این چاه هر چقدر هم آب داشته باشد، تا کانال‌کشی درست و حسابی نشود، به درد نمی‌خورد. گیاهی از آن سبز نمی‌شود، گل خوشبویی پرورش نمی‌یابد، گندم‌زار را پر و پیمان نمی‌کند. ما الآن مشکل‌مان آب آن چاه نیست که چاه‌ها آب فراوان دارند، گندم‌زارها و گل‌ها و گیاهان‌مان هم تشنه‌ی استفاده از آن آب هستند؛ مشکل‌مان در کانال‌کشی است که خوب نیست، درست نیست. آب از یک طرف هرز می‌رود و گیاه هم از خشکی و تشنگی می‌سوزد...



  اما در این دوران کانال‌کشی‌های دیگری هم هست...

  بله، ما در عصر تکنولوژی زندگی می‌کنیم و این به رابطه‌ی هنرمند و مردم کمک فراوانی کرده است. الآن این رابطه به‌شدت سریع و صریح شده است. کافی است چیزی بخوانی و حرفی بزنی تا چند لحظه بعد آن سوی دنیا بشنوند و خبردار شوند.

  پس قاعدتاً به‌عنوان یک هنرمند که دغدغه‌ی رابطه با مردم را دارد، باید این‌سال‌ها را بیشتر از ۳۰، ۴۰ سال پیش دوست داشته باشید.

  به‌شرطی که کسانی‌که مصرف‌کننده‌ی هنر هستند، بدانند که این هنر و تولید این اثر هنری هزینه هم دارد. بدانند پشت هر اثر هنری سال‌ها تجربه خوابیده و ماه‌ها تمرین صورت گرفته که این تجربه‌ها و تمرین‌ها هزینه‌بر بوده است. این تند و تند کپی کردن‌ها بدون توجه به هزینه‌های سنگین هنرمندان و تهیه‌کنندگان غیرمنصفانه است. یعنی مردم باید به این آگاهی برسند که به همان اندازه که پشتیبانی معنوی‌شان مهم است، پشتیبانی مالی‌شان هم اهمیت دارد...

  با این حال هر وقت نیاز بوده، مردم این نوع حمایت را هم انجام داده‌اند... فراموش نکرده‌اید که سال گذشته مردم چطور برای خرید آلبوم آخر شما به سی‌دی‌فروشی‌ها هجوم آوردند.

  بله، این اتفاق‌ها می‌افتد و مردم هم همیشه قدرت و تصمیم جمعی‌شان را نشان داده‌اند، اما این مسئله نباید مقطعی باشد. این حمایت‌ها صورت گرفته، اما زودگذر بوده. مثل وقت‌هایی که زلزله می‌شود. ببینید مردم در زلزله‌ی رودبار یا زلزله‌ی بم چه‌کار که نکردند. اما مگر چقدر طول کشید؟ به‌زودی همه این مصیبت‌ها را فراموش کردند و کسی دیگر پی‌گیری نکرد که آیا این کمک‌ها به بهترشدن زندگی مصیبت‌دیدگان منجر شد یا خیر.

  آیا معتقدید که مردم ما بیشتر اهل «واکنش» هستند تا «کنش»؟

  شاید بتوان چنین گفت. اما اگر هم اهل واکنش باشند، باید این تبدیل به یک عادت شود. مردم از ما انتظار دارند. انتظار دارند که همیشه به کمک‌شان بیاییم و تنهای‌شان نگذاریم. مردم ما را دوست دارند و دشمن هم فراوان داریم.
دشمنی کرده‌اند برای این‌که همیشه خواسته‌اند از کنار هنرمند سودی ببرند. یا سود مادی یا سود تبلیغاتی. وقتی یک هنرمند تن به این بازی نمی‌دهد، دشمنی‌ها آغاز می‌شود. آنها دچار یک نوع بغض و بخل می‌شوند و شروع می‌کنند به دشمنی کردن.


  فراوان؟

  بله... فراوان... فراوان.

  چرا این‌قدر دشمن دارید؟

  نمی‌دانم. این را باید از خودشان پرسید.

  وقتی به نشریات قدیمی رجوع می‌کنم، می‌بینم در آن دوران هم شمایانی که این نوع موسیقی را ارائه می‌داده‌اید، دشمنان فراوانی داشته‌اید و پرسش همیشه این بوده که چطور می‌شود با کسانی‌که از حافظ و سعدی و مولانا می‌خوانند، دشمنی کرد...

  دشمنی کرده‌اند برای این‌که همیشه خواسته‌اند از کنار هنرمند سودی ببرند. یا سود مادی یا سود تبلیغاتی. وقتی یک هنرمند تن به این بازی نمی‌دهد، دشمنی‌ها آغاز می‌شود. آنها دچار یک نوع بغض و بخل می‌شوند و شروع می‌کنند به دشمنی کردن. گاه اوقات حرف‌هایی از کسانی می‌شنوم که با خودم می‌گویم آخر چطور می‌شود یک نفر چنین حرفی بر زبان براند. آن هم وقتی که هیچ بدی در حق او صورت نگرفته. من یک هنرمندم و دارم کار خودم را می‌کنم، به کسی هم کار ندارم. ولی نمی‌فهمم این بهتان زدن‌ها و ناسزاها و دشمنی‌ها نسبت به موسیقی من برای چیست. اصلاً باید یک نفر برود این‌ها را ببیند که چی می‌خواهند، چرا این حرف‌ها را می‌زنند؟

  هیچ‌وقت دنبالش نرفته‌اید ببینید که این‌ها کی هستند و چرا این حرف‌ها را می‌زنند؟

  اصلاً... اصلاً... یکی دو تا که نیستند... آنها کار خودشان را می‌کنند، من هم کار خودم را... وقت و حوصله‌اش را هم ندارم که بروم دنبالش بپرسم چرا به این موسیقی فحش می‌دهند. دوست دارد فحش بدهد... بگذار بدهد. بگذار دلش خوش باشد... مردم که ناسزاها را باور نمی‌کنند. مردم وقتی احساس کنند باید از هنرمندی حمایت کنند و باید دوستش داشته باشند، این کار را ناخودآگاه انجام می‌دهند. بسیاری از جوانانی که مرا دوست دارند و همیشه در هر جا از من حمایت کرده‌اند، ممکن است به هیچ وجه موسیقی مرا دوست نداشته باشند. اما می‌فهمند، آگاهی این را دارند که اگر کسی دارد موسیقی درستی ارائه می‌دهد، باید از او حمایت کنند. باید او را دوست داشته باشند. با این حال می‌دانید بهترین حمایت‌کننده‌ی من چه کسانی هستند؟

  چه کسانی هستند؟

  همین‌هایی که به موسیقی من فحش می‌دهند. من باید از آنها سپاسگزار باشم که بهترین عامل برای افزایش محبوبیت کار من هستند. هرچه آنها ناسزا بگویند، مردم مرا بیشتر دوست دارند. چی از این بهتر؟
بهترین حمایت‌کننده‌ی من همین‌هایی هستند که به موسیقی من فحش می‌دهند. من باید از آنها سپاسگزار باشم که بهترین عامل برای افزایش محبوبیت کار من هستند. هرچه آنها ناسزا بگویند، مردم مرا بیشتر دوست دارند. چی از این بهتر؟ من هنرم این بوده که کارم را درست انجام دهم. بعضی‌ها هم هنرشان این است که ناسزا بگویند.


  مگر شما هنوز نگران محبوبیت‌تان هستید؟

  نه... ولی هر کس دوست دارد که مردمش او را دوست داشته باشند. این چیز کمی نیست. این که مردم دوستت داشته باشند و وجدانت هم آرام باشد.

  وجدان شما آرام است؟

  بله، چون کارم را درست انجام داده‌ام. من هنرم این بوده که کارم را درست انجام دهم. بعضی‌ها هم هنرشان این است که ناسزا بگویند.

  درباره‌ی شما همیشه گفته شده که سلامت زندگی کرده‌اید. این «سلامت زندگی کردن» چه نشانه‌هایی دارد؟

  سلامت زندگی کردن درباره‌ی یک هنرمند ابعاد مختلف دارد. از سلامت جسم بگیرید تا سلامت فکر، سلامت گفتار، سلامت رفتار. وقتی دارای این سلامت باشی، قدر و مقامت پیش مردم بالا می‌رود. هرجا می‌روی، با دیده‌ی احترام به تو نگاه می‌کنند. من بالاترین سرمایه را دارم و آن محبتی است که مردم به من دارند. این شعار نیست، یک اعتقاد قلبی است. این که مردم مرا دوست دارند را با هیچ چیز دیگری عوض نمی‌کنم. وقتی آدم‌ها و عشق‌شان وجود دارد، دیگر مادیات اهمیت خود را از دست می‌دهند و باید بقیه‌ی چیزها را دور ریخت. بعضی‌ها می‌خواهند با پول و قدرت مردم را بخرند و فکر می‌کنند که می‌توانند این کار را بکنند. اما مردم را در واقع ما خریده‌ایم. نه خودشان را، دل‌شان را. من این کار را کرده‌ام. بهایش هم کم نبوده. یک عمر زندگی بوده. یک عمر به‌قول شما «سلامت» زندگی کردن بوده...

  شما از عشقی صحبت می‌کنید که مادیات در مقابل آن اهمیت خود را از دست می‌دهند. آیا این بدان معناست که شما به مادیات بی‌توجهید؟

  بی‌توجه نیستم. به مادیات توجه دارم در حدی که زندگی مرا تأمین کند...

  و البته شاید هم بیشتر...

  نه... نه... در حد یک زندگی عادی. همین‌قدر برایم کافی است.


  برای سلامت جسم چه می‌کنید... در این روزهای ۷۰سالگی؟

  من آدم پرخوری نیستم. از آن دسته آدم‌ها نیستم که هرچه دم دست‌شان بیاید، بخورند. سیگار نمی‌کشم، اهل هیچ دودی نیستم، هیچ اعتیادی ندارم. یک زمان‌هایی کوه می‌رفتم که الآن دیگر نمی‌شود. اما پیاده‌روی می‌کنم. در همه‌ی این سال‌ها سعی کرده‌ام سالم زندگی کنم. نتیجه‌ی آن می‌شود که بتوانی در ۷۰سالگی هم مثل ۵۰سالگی آواز بخوانی و زندگی عادی‌ات را داشته باشی. این سلامت به تنهایی کافی نیست، باید در کنارش صداقت هم داشته باشی. این‌که ریاکاری نکنی، چون مردم زودتر از هر کس دیگری می‌فهمند. دست آدم‌های ریاکار زود رو می‌شود، چون آنها نمی‌دانند که فرستنده‌ها و گیرنده‌ها از یک جنس هستند. از سر هم‌اند. یک هنرمند، یک سیاست‌مدار، یک وکیل، یک تاجر... اگر صداقت داشته باشد، بلافاصله حرفش و کارش به دل مردم می‌نشیند. کسی در درست بودن او شک نمی‌کند. اما ریاکار که باشد، حتی پیش از آن‌که خودش بفهمد، مخاطبش فهمیده است.
من بالاترین سرمایه را دارم و آن محبتی است که مردم به من دارند. این شعار نیست، یک اعتقاد قلبی است. این که مردم مرا دوست دارند را با هیچ چیز دیگری عوض نمی‌کنم. بعضی‌ها می‌خواهند با پول و قدرت مردم را بخرند و فکر می‌کنند که می‌توانند این کار را بکنند. اما مردم را در واقع ما خریده‌ایم. نه خودشان را، دل‌شان را. من این کار را کرده‌ام. بهایش هم کم نبوده. یک عمر زندگی بوده.


  آیا در جریان موسیقی زیرزمینی امروز هستید؟

  خیلی کم پیش می‌آید که چنین موسیقی را گوش کنم. دو سه باری در جایی بوده‌ام و چیزهایی شنیده‌ام، اما هیچ‌وقت آن را دنبال نکرده‌ام. موسیقی بایگانی‌های مختلفی دارد. سرچشمه‌های متفاوتی دارد که دوران تکنولوژی مدرن باعث شده در ارتباط بیشتری با یکدیگر قرار بگیرند. موسیقی زیرزمینی که بیشتر به شکل موسیقی رپ ارائه می‌شود، مال ما نبوده، اما امروز در اختیار جوان‌های ما قرار گرفته و شکلی ایرانی پیدا کرده. چون به نوعی ما موسیقی شبیه آن را داشته‌ایم. چه دراویشی که در خیابان‌ها می‌خواندند، چه روضه‌خوان‌های‌مان که حرف‌های‌شان را لابه‌لای مرثیه‌ها و مداحی‌ها به مردم می‌گفتند و چه پیش‌پرده‌خوان‌های تئاتر که حرف‌های انتقادی می‌زده‌اند. اینجا می‌بینید که موسیقی رپ امروز در مضمون و محتوا چندان از موسیقی جاری در کوچه و بازار ما دور نبوده است. حالا امروز ریتم متفاوتی پیدا کرده و با موسیقی غربی درآمیخته.

  اما در آن دوران هیچ‌گاه «کلام» تا این حد بی‌پروا نبوده...

  بله، خب به هر حال آن شعرها بیشتر جنبه‌ی مذهبی داشته. یا مداحی بوده یا چاووش‌خوانی یا انتقادهای ظریف. اما الآن موسیقی رپ بیشتر جنبه‌ی اعتراضی پیدا کرده و این اعتراض گاهی به شکل بی‌پروایی خودش را اثبات می‌کند. بی‌پروایی که گاهی دیگر تبدیل به بی‌ادبی می‌شود.

  چرا؟ این بی‌ادبی از کجای جامعه‌ی ما می‌آید؟

  به‌نظرم مقصر این بی‌ادبی‌ها مسئولان هستند. مشکل ما آنهایی بوده‌اند که چنان سایه‌ی سنگین خودشان را روی سر این جوان‌ها انداخته‌اند که آنها مجبور شده‌اند بروند توی زیرزمین خانه‌شان و هنرشان را تولید کنند. آنها اجازه نداده‌اند جوان در جهت اصالت خودش پیش برود و آن وقت سر از یک جای دیگر درآورده. مقصر مسئولان‌اند. در همه‌جای دنیا هم همین‌طور است. این محدودیت‌ها انحراف می‌آورد. مردم و جوان‌ها هیچ تقصیری ندارند.

  وظیفه‌ی شما این وسط چیست؟

  این‌که بیش از پیش اصالت این جوان‌ها را بهشان یادآوری کنم. این‌که از آنها بخواهم حتی اگر حرف جدیدی می‌خواهند بزنند ـ که باید بزنند ـ اصالت‌شان را فراموش نکنند. هیچ‌کس از آنها انتظار ندارد که به سنت پایبند باشند. این تصمیم خود آنهاست که بخواهند دنباله‌روی سنت پیشینیان‌شان باشند یا سنت‌شکنی کنند، اما این انتظار از آنها می‌رود که اصالت‌شان را حفظ کنند. من خودم در بسیاری از موارد برخلاف سنت‌های رایج حرکت کردم، اما تمام تلاشم این بوده که اصالتم و ریشه‌ام را فراموش نکنم. فراموش نکنم که کجایی هستم و ریشه‌ام در کجاست.

  مصداق این سنت‌شکنی اما پایبندی به اصالت‌ها در کارهای شما چه بوده؟

  وقتی شروع کردم به خواندن شعر نو در فضای موسیقی سنتی، این اتفاق افتاد. کسی انتظار نداشت شعر نیما و سهراب و اخوان ثالث را با نوای سنتور و کمانچه بشنود. من این کار را کردم و طبیعی است که در ابتدا هم مخالفانی داشتم. همان‌طور که هر سنت‌شکنی دارد. همان‌طور که نیما هم مخالفانی چنین داشت.

  شما این خوش‌وقتی را داشته‌اید که با شاعران بزرگی چون نیما، سهراب و ... هم‌عصر باشید...

  بله، این خوش‌شانسی من بوده که بعد از نیما به دنیا آماده‌ام که بتوانم شعر نو بخوانم.

  بله، اما پرسش من این است که آیا تصور می‌کنید در روزگار «کم‌شاعر» امروز، باز هم محمدرضا شجریانی پیدا شود؟

  بله، پیدا می‌شود. خاک خودش این کار را می‌کند. جغرافیا بستر فرهنگ است و این جغرافیا خودش می‌داند که کی و کجا هنرمندش را تحویل دیگران بدهد. بهترش را هم می‌دهد. این یک قانون است؛ مطمئن باشید.
مشکل ما آنهایی بوده‌اند که چنان سایه‌ی سنگین خودشان را روی سر این جوان‌ها انداخته‌اند که آنها مجبور شده‌اند بروند توی زیرزمین خانه‌شان و هنرشان را تولید کنند. آنها اجازه نداده‌اند جوان در جهت اصالت خودش پیش برود و آن وقت سر از یک جای دیگر درآورده. مقصر مسئولان‌اند.


  شما از بسیاری از شاعران معاصر ترانه خوانده‌اید؛ از نیما تا سهراب، از سیاوش کسرایی تا فریدون مشیری... اما چرا هیچ‌گاه از فروغ چیزی نخوانده‌اید؟

  دلیل خاصی نداشته. شاید شعری را که بتواند در لحظه‌ای خاص، ارتباط ویژه‌ای با من بیابد پیدا نکرده‌ام.

  شعرهایی که خوانده‌اید، انتخاب خود شما بوده یا آهنگ‌سازان؟

  اغلب انتخاب خودم بوده است، اما بسیار هم پیش آمده که آهنگ‌ساز شعر را پیشنهاد داده و اگر دوست داشته‌ام، آن را پذیرفته‌ام.

  آیا شاعران صاحب‌نامی هم بوده‌اند که پیشنهاد خواندن شعری از خودشان را به شما بدهند؟

  بله، مواردی بوده، اما اجازه بدهید نام‌شان را نبرم.

  کنسرت‌های فراوانی را در سراسر دنیا گذاشته‌اید. آیا در جایی هم بوده‌اید که کسی محمدرضا شجریان را نشناسد.

  نه... هرجا رفته‌ام، با استقبال فراوانی مواجه شده‌ام.

  و برای من جالب است که این استقبال از طرف مردمی صورت گرفته که در نبود موسیقی ایرانی خوب در خارج از ایران به تماشای کنسرت شما آمده‌اند. کسانی‌که سال‌هاست به شنیدن ترانه‌های مسموم لس‌آنجلسی عادت کرده‌اند.

  من موافق نیستم که کلمه‌ی «مسموم» را به‌کار ببریم. موسیقی در هیچ شکلی آدم را به انحراف نمی‌کشاند. این خود آدم است که از یک ابزاری ممکن است برای منحرف‌شدن استفاده کند.

  اما بعضی موسیقی‌ها ظرفیت‌شان برای این‌که آدم را در مسیر دیگری بیندازند، بیشتر است.

  من نمی‌توانم حد و مرز و تعریفی برای آن قائل شوم. موسیقی مایه‌ی انحراف نیست. با موسیقی یا می‌رقصند، یا گریه می‌کنند، یا فکر می‌کنند، یا به آرامش می‌رسند. خب، حالا شما بگویید در کجای این چهار مورد انحراف است؟ هیچ موسیقی‌ای در هیچ‌کجای دنیا آدم را به ابتذال نمی‌کشاند.
همایون تا اینجا درست آمده. حرف‌های زیادی برای گفتن دارد که تا اینجا گفته و پس از این هم فراوان خواهد گفت.عشق و علاقه‌ی پدر و پسری بین ما هست، اما هیچ وابستگی هنری میان ما وجود ندارد. کسی نمی‌تواند باور کند که ارتباط من با همایون تا چه حد عاشقانه است.


  با این حساب، شما با به‌کار بردن واژه‌ی موسیقی «مبتذل» هم موافق نیستید...

  موسیقی مبتذل موسیقی‌ای است که بد اجرا شود، همین. بسیاری از موسیقی‌های سنتی ما مبتذل هستند. بد اجرا شده‌اند، به مسخرگی کشیده شده‌اند و بسیاری از موسیقی‌های غیرسنتی هستند که بسیار خوب اجرا شده‌اند. شعر و آهنگ و خوانندگی درستی دارند. تنظیم‌های خوبی دارند. نمی‌شود آنها را مبتذل دانست. ملاک ابتذال این است: بد اجرا شدن.

  آیا فرصتی برای شنیدن موسیقی پیدا می‌کنید؟

  بله، من اگر وقت کنم، بیشتر موسیقی‌های کلاسیک خوب گوش می‌کنم. فضای ذهنی که این نوع موسیقی برای من ایجاد می‌کند، هیجان یا آرامشی را که به من می‌دهد، به‌شدت دوست دارم.

  آیا هیچ‌وقت موسیقی‌ای گوش کرده‌اید که دیگران را متعجب کند؟

  نه... به شکلی که انتخاب خودم باشد، خیر. اما اگر در جایی باشم که این نوع موسیقی پخش شود هم مخالفتی با آن نمی‌کنم. همیشه گفته‌اند بدترین موسیقی آنهایی است که در عروسی‌ها پخش می‌شود. خب، باید این نوع موسیقی هم باشد. آن فضا آن موسیقی را اقتضا می‌کند. توی عروسی که آواز شجریان پخش نمی‌کنند!

  تصورش برایم سخت است که شما توی عروسی حضور داشته باشید و ارکستر بخواهد ترانه‌های جوان‌های امروز را بخواند.

  نه... چرا نباید بخوانند. عروسی است دیگر. به‌خاطر یک نفر که بقیه نباید معذب شوند. البته من اساساً کمتر پیش می‌آید که به عروسی بروم. به‌خاطر همین سروصداها و شلوغی‌ها. اما اگر در یک عروسی هم مجبور باشم بروم و سروصدای موسیقی معذبم کند، اعتراضی نمی‌کنم. می‌ٰروم یک جای دیگر می‌نشینم که صدای بلندگوها کمتر اذیتم کند.

  پس مشکل بلندگوها هستند...

  بله مشکلم با بلندگوهاست، نه با آن موسیقی که توی عروسی می‌خوانند. آن موسیقی هم جایگاه خودش را دارد و اگر درست ارائه شود، آدم را به شادمانی وامی‌دارد و شاید سر انگشتی هم با آن تکان دهد. چه اشکالی دارد؟

  استاد! تا الآن چند تا ساز ساخته‌اید؟

  حدود ۱۱، ۱۲ ساز ساخته‌ام که ۹تای آن الآن دارد در ارکستر مورد استفاده قرار می‌گیرد.

  اما هیچ‌وقت این سازهای جدید همه‌گیر نشده.

  زمان می‌برد. سالیان سال باید بگذرد تا این سازها بین مردم جا باز کند.

  چقدر به آینده‌ی همایون شجریان امیدوار هستید؟

  خیلی... خیلی... همایون تا اینجا درست آمده. حرف‌های زیادی برای گفتن دارد که تا اینجا گفته و پس از این هم فراوان خواهد گفت.

  آیا این حرف‌ها، حرف‌های شماست؟

  حرف‌های خودش است. اما من هم با اغلب آنها موافقم. حرف‌های زمانه‌ی خودش است.

  اگر روزی بخواهد حرفی بزند که حرف شما نباشد، با او مخالفتی نمی‌کنید؟

  اصلاً... اصلاً... او خودش یک آدم بالغ و باتجربه و خوش‌فکری است که نظریات خودش را دارد.

  اما بسیاری معتقدند که همایون به‌شدت به شما وابسته است و بدون اجازه‌ی شما هیچ کار نمی‌کند.
  نه... نه... عشق و علاقه‌ی پدر و پسری بین ما هست، اما هیچ وابستگی هنری میان ما وجود ندارد.
جغرافیا بستر فرهنگ است و این جغرافیا خودش می‌داند که کی و کجا هنرمندش را تحویل دیگران بدهد. بهترش را هم می‌دهد. این یک قانون است؛ مطمئن باشید.


  و اگر یک روزی همایون از شما پیشتر بیفتد، شما ناراحت نمی‌شوید؟

  باید بیفتد، اگر نیفتد عاقش می‌کنم.

  اگر عکس‌های خانواده‌ی سلطنتی را در یکی دو سال آخر دوران پهلوی بررسی کنید، که در همه‌ی عکس‌ها ـ برخلاف سال‌های قبل‌تر ـ شاه نایستاده، او روی یک صندلی نشسته است. گفته می‌شود دلیلش این بوده که پسر شاه قدش از پدرش بلندتر شده بوده و او نمی‌خواسته که مردم کسی را ببینند که از او بلندتر است، حتی اگر پسرش باشد. آیا شما نگران این نیستید که روزی همایون قدش از شما بلندتر شود؟
  هرگز... هرگز... تمام آرزوی من این است که همایون از من جلوتر برود. یک روز وقتی ۱۵ساله بود، به من گفت بابا من هم می‌خواهم مثل تو از صفر شروع کنم. بلافاصله به او گفتم: «تو غلط می‌کنی! من از صفر آمده‌ام تا اینجا، حالا می‌خواهی دوباره بروی از صفر شروع کنی؟ تو باید از همین‌جا شروع کنی.»

  هیچ‌وقت دعوایش نکرده‌اید؟

  هیچ‌وقت... کسی نمی‌تواند باور کند که ارتباط من با همایون تا چه حد عاشقانه است.

  در ارتباط با وضعیت فعلی جوان‌ها چه چیزی بیش از هر چیز دیگر شما را نگران می‌کند؟

  من نگران این هستم که مبادا شرایط فعلی اجتماعی نتواند استعدادهای آنان را بارور کند. این نگرانی همه‌ی پدرهاست. من نگران این هستم که جوان‌ها در راهی که انتخاب می‌کنند، سرخورده شوند و به گوشه‌ای پناه ببرند.

  به‌نظر می‌رسد هرچه جلوتر آمده‌اید، فعالیت‌های اجتماعی‌تان را گسترده‌تر کرده‌اید. مثلاً در زلزله‌ی بم فعال‌تر از زلزله‌ی رودبار بودید. چرا روز به روز این فعالیت‌ها گسترده‌تر می‌شود؟
  من مجبورم... مجبورم با مردم باشم. نسبت به آنها مسئولیت دارم. نمی‌توانم همین‌جوری رهای‌شان کنم. آنها همیشه از من حمایت کرده‌اند، من چطور می‌توانم نسبت به آنها ناسپاسی کنم؟

  اما در شرایط یک زندگی عادی، آدم‌ها هرچه سن‌شان بالاتر می‌رود، فعالیت‌های اجتماعی‌شان کمتر می‌شود. درباره‌ی شما این اتفاق معکوس بوده...

  به‌خاطر این‌که توقع مردم از من بالاتر رفته. نمی‌توانم این توقع را نادیده بگیرم. من دارم با این مردم زندگی می‌کنم.

  آیا این فعالیت‌ها به شما حس جوانی هم می‌دهد؟

  کاملاً... این حس جوانی را دوست دارم. ممکن است جسمم توانایی خواست‌هایم را ندهد، من طراوت آن سال‌ها را ندارم، ولی خدا را شکر که سلامت هستم و می‌توانم کار کنم.

  جوان به نظر رسیدن را چطور؟ آن را هم دوست دارید؟

  این‌که فکرم جوان باشد را بیش از این‌که جوان به نظر برسم، دوست دارم.

  درست از مقابل در ورودی دفترتان تا اینجا، در اتاقی که الآن روبه‌روی هم نشسته‌ایم، دیوارها پر هستند از عکس‌ها و طرح‌هایی از صورت شما. آیا این بدان معنی است که شما شیفته‌ی خودتان هستید؟

  هیچ‌کدام از این عکس‌ها را من نزده‌ام. همه‌اش را بچه‌ها انتخاب کرده‌اند. اتفاقاً همیشه به آنها اعتراض می‌کنم که چرا این‌قدر عکس مرا می‌زنند روی دیوار! خیلی از این عکس‌ها هم عکس‌هایی است که توی جلد نوارها کار شده است.

  در این لحظه‌های آغازین ۷۰سالگی، چه چیزی شما را به ادامه‌ی زندگی امیدوار می‌کند، آقای شجریان؟!

  زمان دارد می‌گذرد. این لحظه‌ها مثل سیبی هستند که روی آب شناورند. باید دستت را دراز کنی و سیب را چنگ بزنی. همه‌ی امیدم این است که در این سال‌های باقی‌مانده، سیب‌های بیشتری از روی آب بگیرم.

  منبع: هفته‌نامه‌ی «چلچراغ»، شماره‌ی ۴۰۵، شنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۹

  گفت‌وگو: افشین صادقی‌زاده - عکس‌ها: حجت سپهوند

بازنویسی و ویرایش مجدد: سهند سلطاندوست

* تیتر بر اساس بیتی از سیمین بهبهانی انتخاب شده است. گرچه او می‌گوید:

«هشتاد» سالگی و عشق تصدیق کن که عجیب است / حوای پیر، دگربار، گرم تعارف سیب است



بازگشت    بالا



بهاره اسکندری
بهاره اسکندری

ممنون از زحمتی که برای بازنویسی این مصاحبه کشیده اید.


آرزو

با درود
از زحمات شما سپاسگذارم. خيلي عالي بود. خداوند بزرگ استاد شجريان را ساليان سال سلامت و سربلند براي همگي ما نگه دارد


asma

با با دس مریزادرود ...درود....وباز هم درود


فرهاد

با سلام خدمت استاد شجریان و تبریک به مناسبت هفتاد سالگی ایشان. می خواستم به این طریق از استاد به جهت زحمت هایی که برای تاسیس باغ هنر بم کشیدند ،اما متاسفانه با سنگ اندازی بعضی ها مجبور به کناره گیری از این کار شدند صمیمانه تشکر کنم. مردم بم همیشه در خاطرشان لطف استاد را زنده نگه خواهند داشت.


اسپنتمان

بی همگان به سر شود ؛ بی تو به سر نمی شود ...
دور باد آفت دور فلک از جان و تنش.


ندا

ممنون... لذت بردم و اشک در چشمم جمع شد. امیدوارم سالیان طولانی و با عزت روزافزون در انتظار استاد باشد


ادريس

احسنت !!!



مریم

تقدیم به استاد بلند آوازه ی آواز ایران:

کس ندانم که درین شهر گرفتار تو نیست / هیچ بازار چنین گرم که بازار تو نیست

سرو زیبا و به زیبایی بالای تو نه / شهد شیرین و به شیرینی گفتار تو نیست

خود که باشد که تو را بیند و عاشق نشود ؟ / مگرش هیچ نباشد که خریدار تو نیست

کس ندیدست تو را یک نظر اندر همه عمر / که همه عمر دعا گوی و هوادار تو نیست

صبر تلخست ولیکن چه کنم گر نبرم / چون گریز از لب شیرین شکربار تو نیست

من سری دارم و در پای تو خواهم بازید / خجل از ننگ بضاعت که سزاوار تو نیست

به جمال تو که دیدار ز من باز مگیر / که مرا طاقت نا دیدن دیدار تو نیست

درود بر خســــــــــــــــــــرو خوبـــــــــــــــان *استـــــــــــــــاد شجـــــــــــــــــــــــریان*


علی

چقدر زیبا بود این مصاحبه . فکر می کنم متفاوت ترین مصاحبه ای بود که از استاد می خوندم .
درود بر استاد شجریان


حامد شجریان
حامد شجریان

با درود..
استاد شجریان هیچگاه از مردم جدا نمیشود
موسیقی و هنرش و آوازش همه برای مردم است.. همه را به مردم بخشیده آنچنان که حالا سرشار است از ....


حامد شجریان
حامد شجریان

با درود..
استاد شجریان هیچگاه از مردم جدا نمیشود
موسیقی و هنرش و آوازش همه برای مردم است.. همه را به مردم بخشیده آنچنان که حالا سرشار است از ....


احسان حضرتی

دیر زیاد آن بزرگوار خداوند!


مسعود

استاد دوستت داریم
امیدوارم سالیان سال با مردم بمانید و ما به بودنتان افتخار کنیم


توماتیتو

استاد و استاد حسین علیزاده آبروی موسیقی مملکتمون هستن


کیوان

تفسیر آواز دیگری! از خسرو آواز! به وسیله من! بیایید!

http://shajariani-ha.blogfa.com


شجریانی‌ها:
لازم به توضیح است که وبلاگ معرفی شده، هیچ ارتباطی با سایت «شجریانی‌ها»، علاقه‌مندان استاد محمدرضا شجریان و مشی ایشان ندارد.


حسام

باور کنید این روزها چیزی برایم از سخنان شما امید بخش تر نیست...
بیشتر برایمان بگویید سخنانت را به اندازه ی صدایت دوست دارم.
اکنون که زمستان است..
دمت گرم که به جز دم گرم تو ارامم نمی باشد.


عباسی فسا
عباسی فسا

جناب به اصطلاح مدیرسایت چرابررسی نکرده نظریات رادرج می کنید؟چراسایت محبوب مارابه جولانگاه مگس هایی تبدیل کرده ایدکه عرض خودمی برندوزحمت دیگران می دارند؟امثال همین آقایاخانم کیوون یکشنبه11مهر؟
چراسایت استادآوازبایدجایی برای تبلیغ کاباره ای ها باشه؟مگه مردم ایران نفهم هستن که برن سراغ برخی؟اگه تلویزیون باعث معروفیت استاد بوده پس بایدآن خواننده معروف لب خوانی محبوبترین باشه.لطف کنیددقت داشته باشین


شجریانی‌ها:
دوست عزیز؛ از حضور و دلسوزی شما بی‌نهایت سپاسگزاریم. به هر جهت، طبق مرامنامه‌ی درج نظرات، دیدگاه‌ها به طور عمومی منتشر می‌شوند. از آن گذشته، معمولاً این طیف هستند که ما را متهم به سانسور می‌کنند. پس اجازه دهید بدانند که با وجود درج نظرشان، جایگاهی ندارند.


عباسی فسا
عباسی فسا

استاد توراودوستانت راعاشقانه دوست دارم.گواینکه دراین راه ازبی هنرانی ملامت هم بشنویم.خودت راوفرزندان ودوستدارانت را.اصلا شجریانیها نمی توانند به هم کینه داشته باشند



محسن

با تشر از شما که مصاحبه را در سایت قرار دادید. درود وسلام خدای عاشقان بر نگین انگشتری موسیقی ایران استاد بی همتا محمد رضا شجریان حفظه الله.


مهدی

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
وجود نازکت آزرده گزند مباد
سلامت همه آفاق در سلامت توست
به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد

درود بر استاد


مهدیه

عالی بود.من دیوونه ی همایونم.کاش با شازده کوچولو هم درباره باباش مصاحبه میکردن.


ایلیا

درود به شرفت استاد انشالله تولد 120 سالگی شما رو جشن بگیریم تبریک بگیم دررررررررررررررررود


محمد

با خواندن این گفتگو اولین چیزی که به ذهنم رسید اینه که دیگه استاد شجریان صرفا یک خواننده موسیقی سنتی نیست. ایشان یک متفکر و یک الگوی فکری برای ما نسل سومی ها هستند.
نظریات صائب و تاثیر گذارشون راه فکر و منظر جدیدی رو برای اندیشدیدن در اختیار ما میگذارد.
زنده و سلامت باشند
صد و بیست سال


پیمان

عالییییییییییییی بود.تشکر


اشکان

خاک خودش این کار را می‌کند. جغرافیا بستر فرهنگ است
عاشقتونم استاد...


سام

درود بر یگانه خسرو آواز ایران



Triple A

خیلی دوستش دارم!!!


مهدیه

دوستان گرامی!شجریانی های عزیز!لطفا به سایتی که اقا کیوان معرفی کردن سر نزنید.چون یه مشت اراجیف راجع به استاد وهنرشون نوشتن.


محمد

سلام
دمتون گرم بازم از اين كارها بكنيد.
اي كاش درباره كنسرت مهرماه هم از استاد ميپرسيديد يا اگر خبر داريد به ما هم بگو يد.
ممنون


شجریانی‌ها:
متأسفانه خبری درباره‌ی این اجرا نیست.


Mohammad

ان شا الله من زنده باشم و بتونم تولد ۱۲۰ سالگی استاد رو تبریک بگم خدمتشون.


هوشنگ

ممنون از انجام این مصاحبه
ان شاءالله استاد همیشه سرحال و سرزده باشه و بازم بتونیم اجراهای جدید و زیباش رو بشنویم


Reza

با تشکر از اینکه این مطلب رو گذاشتید. تولد استاد بزرگ آواز ایران رو به همه دوست داران موسیقی و هنر تبریک میگم. امیدوارم سالهای سال خداوند استاد رو واسه وا نگه داره.

تو را سری است که با ما فرو نمی آید / مرا دلی که صبوری از او نمی آید
عاشقشم


نيما

من استاد را خيلي دوست داشتم اما با خواندن اين گفتوگو وبا توجه به ديگر گفته هاي ايشان در يك سال اخير نظرم نسبت به استاد عوض شده واز او بسيار متنفرم.


آرش

درود بر خداوندگار موسقي كيخسرو آواز ايران

تمنايي كه از استاد دارم اينه كه يه كنسرت در ايران يا يكي از كشورهاي همسايه برگزار
كنه تا قبل از مرگم كه چهار ماه ديگه بيشتر بهش نمونده محبوبم را زيارت كنم
اگه كسي بتونه حرف منو به استاد برسونه كف پاشو ميبوسم


asma

سلامببخسید میدونم دارم سوال بی ربطی می برسم .اگه جوابم روبدید ممنون میشم اگر هم ندیدکه دیگه هیچیمن اسم اقای حامد شجریان رو توی یه سایت دیگه مربوط به استاد دیدم ایا ایشون نسبتی با استاد دارندالبته ممکنه که شما هم اطلائی نداشته باشید ولی بااین همه mer30[


شجریانی‌ها:
متأسفانه اطلاعی از این‌باره نداریم.


محمد

امیدوارم با کمک نشریات غیر حکومتی بتوانیم چهره ی حقیقی بزرگانی چون استاد شجریان را به جوان ها بشناسانیم الگو های خوب،کم نیستند،کم شناسانده می شوند


ramak

mosahebeyeh jalebi bood,doorood ba ostad shajarian,


mercedeh

ostad mohtaram shoma eftekhre melat iran hastid baarezooye tandorosti baraye shoma


وحید

تقدیم به علیرضا افتخاری؛شاید که بخواند وشاید که....


سعید دهقانی
سعید دهقانی

سلام
امیدوارم حالتون خوب باشه
متحیرم.خوابید واقعا یا بیدار ؟
امروز هیچ کس صدای ایشونو تحمل هم نمی تونه بکنه ...اما چه تبلیغ جانانه ای می کنید...
اما ایشان استاد اواز این کشور هستند و من احترام می ذارم بهشون اما یه کم واقع گرا باشید...
صدای شجریان بیشتر صدای مطلوب قشر مذهبی جامعه بود که با حمایت ایشون از یک جریان سیاسی همان گروه هم از صدای ایشون فراریه...
همراه شدن با بی بی سی داستان جالبی نبود؟


سيروس جوكار
سيروس جوكار

درود بر استاد اخلاق و آواز ايراني، استاد شجريان
و به فرموده مولوي عزيزمان:
به پيش تو چه زند جان و جان كدام بود ؟
كه جان تواي و دگر جمله نقش و نام بود.
اگر چه عاشقي و عشق بهترين كار است
بدان كه بي رخ معشوق ما حرام بود


احسان

در جواب آقای کیوان که در وبلاگشون به استاد کلی توهین کرده بودند این رو نوشتم ولی حدس زدم مثل خیلی از نظرات دیگر سانسور بشه به همین خاطر اینجا هم نظرم رو راجع به نوشته ایشون میزارم:

جناب آقای کیوان
وقتی استاد بزرگی همچون جلیل شهناز شجریان رو آبروی موسیقی ایران میدانند شما با این حرفها تنها غرض ورزی یا بی اطلاعی خود رو ثابت می کنید. بعید میدونم حتا شما بدونید فالش خوندن یعنی چی. هیچ کدوم از خوانندگان امروز ایران و نه حتی علیرضا افتخاری اونقدر کارشون پائین نیست که بخوان فالش بخونن چه برسه به شجریان. در ضمن اطلاعات شما در مورد گوشه های موسیقی خیلی جالب نیست. بپرهیزید از اینکه افراد آگاه به موسیقی ایرانی نظراتتون رو بخونن. جالبه که گوشه نیشابورک تو ماهور رو گفتید چهارگاه...
شجریانی که بیدادش براش کلی دردسر درست کرد رو حرب اللهی معرفی کردید. اون موقع که خیلی ها تو کنج خونشون خزیده بودند ایشون خوندند از اینکه یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد...
استاد، نام گروه موسیقی خود رو به احترام استاد جلیل شهناز، "شهناز" گذاشتند و در مصاحبه هاشون دائم از ایشون یاد می کنند و شما با کمال تعجب می گید ایشون از اساتید گذشته اسم نبرده اند؟؟؟؟؟ نمی دونم منظورتون از این نوشته ها چیه؟؟ اگر به موسیقی شجریان علاقه ندارید نداشته باشید مشکلی نیست. اگه با جهت گیری های سیاسی ایشون مشکلی دارید داشته باشید ولی چرا با نوشتن مطالبی اینچنین آشکارا غرض ورزی و کتمان حقایق می کنید؟ (فکر نمی کنم تو نوشتم توهینی وجود داشته باشه، پس لطفاً حذفش نکنید گرچه نوشته شما سراسر توهین بود به استاد)
درود بر استاد یگانه آواز ایران شجریان


عاشق استاد

هوالجمیل
تقدیم به خداوندگارآوازایران آن که درهفتادسالگی هنوزمدرس عشق است
باکسب اجازه ازصاحب اثر
صنما دوری روی تو گران است مَکُن
پرده ای را که زنی «جامه دران » است مکن
«ره مگردان و نگه دار همین پرده راست»
که مرا میل به آن «سرو چمان» است مکن
پرکنم «جام تهی» را ز سر «چشمه نوش»
که خمار من از آن «دلشدگان» است مکن
در بهاریم ولی میل به صحرایم نیست
تو نباشی همه دم فصل «خزان» است مکن
می کنی «راز دلت» فاش به «پیغام نسیم»
«آن عیانست چه حاجت به بیان است مکن»
ای صبا لطف کن و گو تو به آن یار عزیز
«دل مجنون» توام رهزن جان است مکن
از کران تا به کران لشکر ظلم است ولی
جرم تو رهبری خار و خسان است مکن


استاددوستت دارم
استاددوستت دارم

این آقای سیروس دهقانی(دوشنبه 12مهر) این نظرراازکجاآورده اند؟ازکجابه این نتیجه رسیده اندکه هیچکس نمیتونه صدای استادراتحمل کنه؟نکنه شماهیچکس رپرمعروف هستیدکه ازقضامذهبی هم بوده؟نکنه شماوآقایاخانم کیوون یانیما(که احتمالااسامی متعددبرای یک نفراست)دربازارعطاران دچارمشکل شده اید؟اگرداستان بازارعطاران رانمی دانیدبه دریای مثنوی شریف مراجعه کنید.اینجاهی حالتان بدترمی شود.داروی دردتان نزدلب خوانهاست.آدرس اینجانیست.افتخاربدیدلطفاازطرف مردم حرف نزنیدمامذهبی بسیجی و...هستیم جانمون واستاد


وحید

دست وپنجه تون درد نکند ازاین گفتگوبااستاد


علي افشاري
علي افشاري

درود بر استاد اخلاق و آواز ايراني، استاد محمد رضا شجريان
نام ايشان در كنار نام ديگر هنرمندان آزاديخواه ايران همچون عارف قزويني با سربلندي و افتخار جاودانه خواهد بود.


رامین

آخی نازی....کلا دوسش دارم....مخصوصا شجریان 60-75 که باهاش بزرگ شدم....


مهدی اب

درود بر شما



hassan

می خواستم اینجا کامنت بذارم ، اما بهتر د یدم یه درسی به اون کیوون بدم. هر چند وقتمو گرفت،اما ارزش داشت


وحید

استاد مایه افتخار ایران و ایرانیه ، هرکس که شجاعت و هنر ایشان رو در همین زمان زیرسوال ببره ، یک سر سپرده بیشتر نیست


ziba

واقعآ خوندن داشت


هیلدا

سپاس از شما عزیزان شجریانی و سپاس از عزیزان چلچراغ....این گفت و شنود عالی بود و از اینکه استاد این همه دلسوز برای مردم هستند و تا این اندازه به فکرشون هستند اشک به دیده نشاندم....واقعا استاد همیشه خوب و مهربونند....مهربون مهربون......آرزو می کنم استاد سال های سال تندرست و زنده دل زندگی کنند.....تولدتون مبارک استاد....دوستتون دارم....



مینو شفیعی

درود بر استاد ایران زمین

من به عنوان یک ایرانی به خود می بالم که با چنین انسان والایی در یک دیارم.

و به شما هم بابت این مصاحبه خسته نباشید می گو یم.شاد باشید و پر برکت.


فرشته

درود بر استاد مسلم صدا وهنر مند همیشه ایرانی


عباسپور

عرضي ندارم جز اينكه من هم علاقه و محبت قلبي خود را به استاد نشان داده باشم به اميد رونق موسيقي اصيل ايراني .سپاس


soroush

سلام به تمام شجریانی های گل به خصوص "احسان"، "مهدیه"،"استاد دوستت دارم" و "hassan" عزیز؛
می خواستم خدمت این عزیزان عرض کنم :
بابا اینقدر وقت گرانبهاتون رو صرف جواب دادن به این به قول جناب "عباسی فسا" مگس های بی ارزش نکنید.
این ها و امثال این ها فقط یه عده عقده ای خود کم بین اند که می خوان با این حرف ها کسی بهشون توجه کنه.
من فقط یه نگاه کوچک صرف اون وبلاگ کردم و تنها حسی که بهم دست داد خنده بود.واقعا اون کسی که این چرندیات رو نگاشته یه بیمار روانیه.فقط باید جوابشون رو ندی.
طبق اون مثل معروف : "جواب ابلبهان خاموشی ست"
با آرزوی پیروزی و خرسندی روز افزون برای آبروی موسیقی ایران کهن،خسرو آواز ایران،
استاد محمد رضا شجریان


asma

وااااااااااااااااااای....این اقاکیوان خیلی بی فرهنگ و عقده ای تشریف دارناصلا به اون چه که استاد کیه{که البته عرضش رو هم نداره علاقه به شجریان و شجریا نیها هم عرضه میخواد}چی میگه ...چی میخونه وبرای شعری که انتخاب می کنه از چه نوع دستگاهی استفاده می کنه اصلا معلوم نیست خودش می دونه هنر یعنی چی ........موسیقی چیه........ استعداد به چی میگنممکنه که ا علافانی مثل اقا کیوان زیاد باشه ولی ذره ای از علاقه ی مابه شجریان وشجریانیها کم نمیشهدوستان من هم با نظر مهدیه موافقم این اقا برای گرم کردن سر خودشون یه مشت اراجیف نوشتندکه یه کم عقده ی خودشون رو خالی کنن درود بر هرچی شجریانیه


عمید.ر

استاد شجریان مرد آزاده و آزاد اندیشی که به تنهایی بار زنده نگه داشتن موسیقی اصیل ایرانی رو به دوش میکشی، دست مریزاد.همیشه سایه ات بالای سر موسیقی سنتی باشه.دوستت داریم.بعنوان کسی که از 5-6 سالگی با صدای استاد بزرگ شدم و صدای اتاد جزئی از زندگیمه به همه اونایی که پی به ارزش انسانی و فرهنگی استاد بردن و هم عصر بودن با چنین اسطوره ای رو قدر میدونن تبریک میگم.


عاشقانه

این شعراز صایب تبریزی مخاطب به کسانی که از سر جهل راجع به انسان های والا سخن می گویند.

از درون سیه توست ، جهان چون دوزخ

دل اگر تیره نباشد ، همه دنیاست بهشت

شاخه گلی تقدیم به استاد شجریان


امیر احسان رحیمی
امیر احسان رحیمی

شدم از عشق تو شيدا كجايي
به جان مي جويمت جانا كجايي
همي پويم به بويد گرد عالم
همي جويم تورا هرجا كجايي
چو آنجا كه توي از جمله پنهان
ز كه پرسم كه داند تا كجايي
تو پيدايي ولي كز جمله پنهان
وگر پنهان نه اي پيدا كجايي
زعشقت عالمي پر شور وغوغاست
چه دانم تا درين غوغا كجايي
فتادم در سرم سوداي عشقت
شدم سرگشته زين سودا كجايي
دل سر گشته حيران ما را
نشاني ده رهي بنما كجايي
چو شيداي تو شد مسكين عراقي
نگويي كاخر اي شيدا كجايي

درود بر یگانه استاد آواز ایران


عباسی فسا
عباسی فسا

سلام برهمه دوستداران هنرواستاد
برخی دوستان فرموده اند مطالب آقایاخانم کیوان رانخوانیدولی من توصیه می کنم حتمابخوانیدتا بدانیدکینه ورزان استادچه فکرپیشرفته ای دارند.تابدانیدحقانیت سخن استادراکه درهمین مصاحبه فرمودنددشمنان هنرباعث پیشرفت آن شده اند.بخوانیدوببینیدکه چگونه حسادت کاردست آدمها می دهد.منطق رامشاهده کنید.سخنی است که می فرماید:«تُعرَفُ الاشیاءبَاَضدادها»یعنی هرچیزی«هرکسی»به مخالفان ودشمنانش شناخته می شود.این آقایاخانم که افاضه فرموده اندکه لطفی رابه گلهاراه نمی دادندشایدگلهای160راک یا151افشاری رانشنیده اندکه باکل برنامه ها قابل برابری است ...راستی حتماگلهای تازه151رابنیوشیدمخصوصاباهدفون.اگرنداشتیدبفرماییدراهنمایی کنم


وحید

سلام
شما با شجریان بزرگ شده اید. من دارم با او پیرمی شوم.


مصطفی محدثی خراسانی
مصطفی محدثی خراسانی

هفته پیش با چند تن از شاعران خراسانی بمناسبت سفر استاد محمد قهرمان به تهران،میهمان دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی بودیم،استاد که تا کنون کسی از ایشان مدح و ذم بیجا نشنیده است ، در اظهار نظری کارشناسانه فرمودند« تنها هنرمندی که می تواند ادعا کند در این رشته ، نه تنها تالی ندارد که پیش از او هم کسی به این مرتبه نرسیده ،محمد رضا شجریان است» مناسب دیدم با اجازه دکتر شقیعی اظهار نظر شان را در این آینه به رویت عزیزان برسانم


امید آواز

در جواب اقای کیوان :
"عاقلان دانند ...."


jane jan

با تشکر. کاش از استاد سوال میکردید که ایا از خواننده های ایرانی اون طرف ابی هم به صدای کسی گوش داده تا حالا ؟؟؟ نظرشون مثلا در مورد ابن چیه؟؟؟؟؟


رحمان جوادی آذر خیاوی
رحمان جوادی آذر خیاوی

از 7 سالگیم به صدای استاد گوش می کنم تمامی موسیقی مختلف دنیا رو گوش میدم دور می زنم باز می گردم به استاد شجریان واقعا عالیه مخصوصا راست پنج گاه و مرکب خوانی ، ماهور ، چشمه ی نوش ، قاصدک ، وای اصلا نمیشه گفت کدومش بهتره به نظر من همش عالیه مخصوصا همایون مثنوی من خیلی افتخار می کنم که تو زمان خودم
استاد شجریانو دارم
یه روزی با بچه ها رفته بودیم باغ سال 78 بود با خودمون ضبط و صوت هم برده بودیم ضبطو آویزیون کرده بودیم درخت همایون مثنوی رو گذاشتیم وای هر چی دور و بر اون باغ پرنده بود جمع شده بودن همون درختی که ما ضبطو گذاشته بودیم چند تا بلبل هم بود فکر کنم 5 و شش تا بود پرنده دیگه ایی هم بود داشتن چه چه می زدن
کاشکی دوربین داشتیم


بیژن

به تاریخ نقد های شتاب زده از آثار استاد دقت کنید .چرا از پارسال شروع شدن ؟و چرا ادبیات مشترکی دارند؟
خدا عاقبت این مرز و بوم رو ختم به خیر کنه. که اگه همه بخواهیم میشه....


مرتضی و پسرش فرزاد
مرتضی و پسرش فرزاد

تقدیم به استاد عزیز
پاینده باشید


amin nourani

ba arezuye moaffaghiate ruz afaune shoma.


علی ح

درود بر استاد شجریان


naser

binazirit ostad


محمد

من به کمربند استاد دقت کردم
ایشان زیاد چاق و لاغر میشن


حبيب

با سلام به همه عزيزان
قبل از هر چيزي با دست اندر كاران اين مصاحبه تشكر ميكنم .
واقعا خدا ازتون راضي باشه دلمونو صفا داديد
من نظرات تمام دوستانو ميخونم بهتره يه جا و فضا براي بحث هاي تخصصي باز كنيد
من مرتب سر ميزنم اگه پيامي داشتيد از اين طريق برسونيد
pourasadh@gmail.com
بايد بگم بنده هنر آموز سه تار هستم كه با نظرات كيوان خان متحير شدم !
موفق باشيد و سربلند .


حبيب

صدايت را دوست دارم ......
با تشكر از آقاي استاد مجيد درخشاني
بچه هاي استاد شجريان و شاعر اين اثر آقاي اسماعيل خويي كه همشهريه خودمه .


faraz

سلام صدای استاد مدام در گوشم است و هر بار مشتاق تر برای گوش دادن .کاش می شد شماره یا ادرسش را بنویسید من بزرگترین آرزوم دیدن استاده از نزدیک من آواز کار میکنم و فقط استاد گوش میدم ..می خوام بگم استاد هیچ وقت از طرفدارات کم نمی شه


انصاری

من عاشق صدای استاد شجریان هستم ودر جواب آنهائی که به استاد اهانت می کنند تنها می توان گفت (خر چه داند قیمت نقل ونبات؟)


جلال

به کسانی که مثل کیوان فکر می کنند

شورش مدعیان شنیع روی چشمان شبگون شماع راهمچون امواجی هائل درهم کوبیده بود - ضحک وجیلان شب فروش ضجه مردان شب پرست گوشه نشین رابیشتر میکرد. . . واودست بردیده شوارع دوررا
می نگریست وباخود زمزمه می کرد...مشت میکوبم بر در... پنجه میسایم برپنجره ها...من دچارخفه گانم
خفه گان...
درود براستادمحمدرضاشجریان ودوست دارانش


saeed

استاد پدیده ای از اخلاق و هنر است که درکمتر دوره ای زمانی امثال ایشان وجود داشته خدا را سپاسگذاریم که در همچنین دوراه ای زندگی میکنیم



جلال

من از همه دوستداران استادخواهش میکنم دورهم جمع شن یه پولی جمع کنن تا این آقای به اصطلاح کیوان رو به یکی از این کلاسهای موسیقی بفرستن تااین بیچاره یه چیزی از این موسقی بفهمه...
خواهش میکنم...گناه داره...


الهه

من هم از همه دوستداران استاد خواهش ميكنم دور هم جمع شن يه پولي جمع كنن و به اين آقا بدن تا اين بيچاره به خاطر پول خودش را به امريكا و اسراييل نفروشد


امید

خانم الهه شما فرهنگ وشعورهنری این مرزوبوم رانمی شناسید چون خیلی راحت وبدون فکر توهین میکنید
درواقع شمابینش کافی به این موضوع راکسب نکرده اید چون توهین به کسی که برای فرهنگ وهنراین جامعه زحمت کشیده است: توهین به مردم وارزشهای آن است


بي خبر از قيمت نقل ونبات
بي خبر از قيمت نقل ونبات

انصاري (چهارشنبه 12 آبان) با اين منطق و ادبياتي كه داري ثابت كردي يك شجرياني سينه چاكي . تو قيمت نقل و نبات را ميداني ولي قيمت هنر را ابدا


 الهه

جوابيه اي براي اقا اميد نوشتم ولي شما آنرا بدليل منطقي بودن وصراحت داشتن و چاپلوسي نكردنم در معرض ديد قرار نداده ايد . معلوم است تمام مطالب مو افق بالا نيز خودت براي تعريف و تمجيد از خودت مي نويسي تا خودت را با پوچ و وهميات ارضا نمايي . و اين موضوع نقطه ضعف اصلي و شخصيتي شما استاااااااااااااااااااد !!!! است . با مو هومات خوش باشي شب بخير استاااااااااااااااااااااااااااااااااااااد




شجریانی‌ها:
نه‌خیر! اشتباه گرفته‌اید. اینجا سایت دوست‌داران هنر استاد شجریان است. اگر دیدگاه مخالفی دارید، با بیان منطقی و با ادبیات مناسب بنویسید قطعاً نمایش داده می‌شود. لطفاً دلیل‌تراشی نکنید.
این دیدگاه شما نیز دارای ادبیات نامناسب است با این‌حال برای پاسخ به شما منتشر شد!


میلاد

آن شکر خنده که پرنوش دهانی دارد/نه دل من که دل خلق جهانی دارد/به تماشای درخت چمنش حاجت نیست/هرکه در خانه چنو سرو روانی دارد/کافران از بت بی جان چه تمتع دارد/باید آن بت بپرستند که جانی دارد
درود بر خداوندگار آواز استاد محمد رضا شجریان


كامراني

دوستان عزيز شجرياني هدف شما از افتتاح اين وب چيست ؟ آيا شما دوست شجريان هستيد ؟ نتيجه كارتان چه نفعي به حال ايشان داشته است ؟ كامنت هاي بالا را بررسي بفرماييد .به دو دسته تقسيم مي شوند . دسته اول آنهايي هستند كه در قالب موافقت وابراز احساسات نسبت به اين هنرمند عرصه آواز سنتي از مرز چاپلوسي و وقاحت نيز عبور كرده اند و گاهي نيز به قول خود شما (دوستدارن شجريان ) از ادبيات نا مناسب استفاده كرده اند. مانند نوشته آقاي انصاري مورخ چها رشنبه 12 آبان و... كه آنقدر بد و ناسنجيده اند كه خود بخود لج خواننده را در آورده و جبهه ميگيرد و واكنش منفي نشان مي دهد . دسته دوم نيز مخالفاني هستند كه شرحشان رفت .و شما از اين دعوا چه طرفي مي بنديد ؟ آقاي شجريان هم خواننده اي است مانند ديگران . خوب و دوست داشتني . مگر دوست داران صداي آقايان قوامي ناظري بنان افتخاري گلپا و صدها از اين دست مانند شما عمل كرده اند ؟ مگر شجريان نيازي به اين القاب بيهوده مانند خداو ندگار آواز - خسرو آواز - افتخار آواز - استاد آواز و قص عليهذا دارد ؟ به جاي اين كارها سعي كنيد خود هنرمند شويد . يا دنبال حرفه و شغل مناسبي باشيد . مملكت ما به عالم و صنعتگر و هنرمند و كشاورز نياز دارد نه به كف زن و هورا كش . بله آقاي شجريان صداي بسيار خوبي دارد ما هم گاهي استفاده مي كنيم ديگر چه نياز به اين دعواهاي حيدر نعمتي ؟ و اين وسط چه چيز به شما ميرسد ؟ يا شايد هم مي رسد و ما بي خبريم . الله اعلم


شجریانی‌ها:
البته نیاز به توضیح است که گردانندگان شجریانی‌ها، این سایت را برای «هوراکشیدن و کف‌زدن» راه نیانداخته‌اند. اگر برگه‌ی اهداف سایت را مطالعه می‌کردید نیازی به درج این کامنت نمی‌دیدید. تمام ما دل‌مشغولی‌های شخصی خود را داریم.
به هر جهت خود نیک می‌دانیم که هنرمندی چون استاد شجریان، نیازی به القابی که شما از آن نام بردید ندارند. اما لطفاً به بایگانی شجریانی‌ها نیم‌نگاهی بیاندازید تا یکی از غنی‌ترین آرشیوها پیرامون شجریان را بیابید.

اگر نگاهی به بایگانی شجریانی‌ها داشته باشید، درمی‌یابید که این سایت همواره مشی اعتدال را در تمام مراحل سعی کرده اتخاذ کند. ضمن اینکه گروهی که این سایت را راه‌اندازی کرده‌اند و تا اینجا پیش آورده‌اند، محمدرضا شجریان را انتخاب کرده‌اند.
خود نیک می‌دانیم که تمام اساتید و هنرمندان آوازه‌خوان پارسی، دوست‌داران خود را در فضای مجازی دارند؛ اما آيا این دوست‌داران فضایی منسجم برای ارایه‌ی دیدگاه‌ها و نظراتشان دارند؟ پس وجود چنین محیطی ضروری‌ست.

نیاز به توضیح بیشتر نمی‌بینیم و تمام پاسخ شما در صفحه‌ی اهداف سایت قرار گرفته است. کاش آن‌را مطالعه می‌کردید!
ضمن اینکه این فضای مجازی با سرمایه‌ی شخصی تا بدین‌جا رسیده است و از هیچ کمک مالی بهره‌مند نیست! از آن جهت که نفعی (دستِ کم مالی) در اداره‌ی این سایت نداریم.
یکی از دل‌مشغولی‌های ما موسیقی‌ست...


حسن

سلام وخسته نباشید
یه جایی خوندم که استاد ترک هستند.از ترکان مشهد .این بحث درسته یا نه؟


ahmad

doosh mi amad o rokhsare ba afrookhte bood,ta be koja baz delle gham zade ee sookhte bood/rasme ashegh koshi o shiveye shahr ashoobi jame ee bood ke bar ghamate oo dookhte bod, ostad shajarian aziz be omid hagh salem o pirooz o sarboland bashid /ahmad19sale


امید

خانم الهه وامثال ایشان قابل ملامت نیستند چون نشان دادندکه اهل ادب ومعرفت درونی نمی باشند...پس بایدازشمامدیر محترم سایت تشکر کنم که بسیار شیوا ومتین جواب چنین کسانی رامی دهید...واما جناب آقای کامرانی شما باید بدانید که درجه استادی لایق هرکسی نیست شجریان استاد بلامنازع آوازهستند واگرکمی تامل فرماییداین موضوع درمیان اساتیددیگر هم جاافتاده است ...البته من به همه این آقایان وخانمها حق میدهم استفاده ازهنر شجریان مستلزم آگاهی وسالها مطالعه است چون سنگین وگرانبهاست.


پيمان ز

آقا اميد دوشنبه 24 ابان

معلوم نيست كه شما چگونه تشخيص داديد كه آقاي شجريان استاد بلا منازع آواز هستند ؟ لابد شما مدرس آواز يد . !! اما فرموده ايد ( بلا منازع ) مگر در هنر هم نزاع وجود دارد ؟ كه ايشان بلا منازع اند؟
دوست گرامي و محترم من نيز همان نصيحت آقاي كامراني را تكرار مي كنم . سعي كن خودت هنر مند شوي مثل آقاي شجريان يا هر هنر مند ديگري كه دوست داري . تا از تو تعريف كنند.بله مملكت ما به هنر مند نياز دارد نه هورا كش .

سخني نيز با گردانندگان سايت : گراميان شما عرصه هنر را تبديل به ( قرمزته - آبيته ) نموده ايد


شجریانی‌ها:
دوست گرامی؛ این وب‌سایت برای ابراز نظرات دوست‌داران استاد شجریان بنا شده است؛ اگر شما احساس می‌کنید که مطالب آن شما را اذیت می‌کند، اجباری به حضورتان در این محل نیست!


امید

جناب آقای پیمان خان (ز) : بالامنازع یعنی بی رقیب وهمه میدانند که شجریان در حرفه خودش بلامنازع است ادبیات شمادچارمشکل است تاحدی که شماراازیک رو یکرد شفاف به مرحله هاله وتوهم رسانده است واین باعث شده است که شماهنررابازمین فوتبال عوضی بگیرید. من درمطالب قبلی هم گفتم هرکسی نمی تواندشجریان گوش دهداگرفهم ودرک آن برایتان سخت است اجباری نیست می توانید دنبال موسیقی دیگری بروید،اتفاقاهستندآهنگهایی که بافکرونظر شماهمخوانی زیادی دارند،شمامیتوانیدهم (هنرمند!!!!!)وهم (هوراکش) رادرآنجا ملاحظه کنید.درضما مملکت ماباوجود ادباواندیشمندانی همچون شما به هنرمند نیازی ندارد...(وآخراینکه لزومی ندارد کسی ازماتعریف کندبینش واندیشه ماوحتی هنرماپروازیست به فرازستان معنا...)


امیر

با سلام به همه دوستداران هنر ناب وبی همتای ایران زمین.من هه کامنت ها رو خوندم.راستش واقعا متاثر شدم.چرا وقتی یک ایرانی ویک هموطن ما در صحنه بین المللی برای ایران افتخار کسب میکندوهنر ایران را به رخ همگان میکشد وجایزه بین اللملی میگیرد این طور مورد بی مهری برخی از هموطنانش قرار میگیرد.مگر نه اینست که اگر زحمات شبانه روزی شجریان پس از انقلاب سال 57 نبود امروز چیزی از موسیقی اصیل ایرانی وجود نداشت.آقا یا خانوم کیوان که در سایت خود از استفاده شجریان از انقلاب برای بالا بردن خود نوشته شخص دیگری را معرفی کند که اینطور شجاعانه از موسیقی دفاع کرده باشد ودر برابر همه تهدیدات و کار شکنی های حکومت در مبارزه با موسیقی راه دشوار خود را به درستی ادامه داده باشد وامروز موسیقی ما دارد در جهان جایگاه واقعی اش را پیدا میکند واینها به خاطر تلاشهای شجریان بوده.(نمیگویم استاد چون برای ایشان کم است) به هر حال صرف نظر از توانایی والای ایشان در عرصه موسیقی لااقل به خاطر صفات بسیار بالای انسانی واخلاقی این هنرمند بزرگ ایران وافتخاراتی که درجهان برای موسیقی ایرانی کسب نموده اند حتی اگر با سلیقه تان سازگار نیست به اشان توهین نکنید.ای کاش ما یاد میگرفتیم که به همدیگر احترام بگذاریم.ای کاش...

نفحات صبح دانی ز چه روی دوست دارم ؟
که به روی دوست ماند که بر افکند نقابی

دل مـن نه مرد آنست که با غـمش بر آیــد
مـگـسی کـجا تـوانـد که بیـفـکند عـقابی؟


سجاد

یاد دکتر شریعتی گرامی باشد که می گفت:
خداوندا .... و به هنرمندان ما درد و .... ارزانی کن
درود بر این هنرمند دردمند و آزاده


رعنا


تنگ چشمان نظر به میوه کنند ما تماشا گران بستانیم
درود بر بزرگ مرد موسیقی ایران.استاد گرامی انشاالله که سالیان سال زنده و سلامت باشی و همچنان پرغرور برای دل ما عاشقان بخوانی.همه میدانند که شما بی نظیر هستید.صدای شما آوای عشق است ،نفس شما همچون دم مسیحا است.من سالهاست با صدای شما خو گرفته ام.بخوانید و بگذارید که حسودان به حال خود باشند و از این حسادت بمیرند.دوستان جدل نکنید و بجایش ساعتی در معانی کلام سعدی با نوای گرم استاد بزرگ به دور از تمام اختلاف ها غوطه ور شوید که فرصت برای عاشقی اندک است.براستی حیف نیست!


رعنا

انسان سالم انسانی است که هم جاذبه داشته باشد هم دافعه،هم دوست داشته باشد هم دشمن.ما عاشق نوای استادیم،عده ای هم دوست ندارند حالا به هر دلیلی.این چیزی از ارزش های صدای ایشان کم نمیکند.بالاخره هیچ فردی عاری از خطا نیست.فارغ از هر حاشیه از زیبایی صدای ایشان لذت ببریم .ببینید ملت دنیا با هنرمندان خود چه میکنند....افسوس!


khorramdin

صدایت را دوست دارم....هر چه باشی و هر چه بگویند.....باز هم صدایت را دوست دارم


یه نفر از شهرستان مشگین شهر
یه نفر از شهرستان مشگین شهر

استاد رو خیلی دوست دارم نیازی هم نیست که حتما ایشون رو حضوری باید ببینم هر وقت به صداشون گوش میدم احساس می کنم پیشمه واقعا خیلی دوسشون دارم
من خواننده هایی رو میشناسم که قبلا استاد رو خیلی دوستش داشتن ستایش هم می کردن انتظارشون این بود که استاد شجریان این آدمهای بی جنبه رو به شاگردی قبول کنن که قبول نکردن حالا اومدن بر علیه شجریان بد میگن
مثلا میگن استاد خیلی تو اثرهاشون ضعیف کار کردن و این ضعیفهاشون رو تو یه نوار و سی دی و نمی دونم چی جمع بندی کردن می خوان انتشارشون بکنن کسانی که اصلا نه از خوانندگی چیزی سرشون میشه نه از ردیف موسیقی و ریتم چیزی می دونن که بیان در مورد استاد این چیز هارو بگن واقعا برای اینجور آدما خیلی متاسفم واقعا


یطرفدار شجریان
یطرفدار شجریان

به نظر من خواننده ایی که مرکب خوانی و چهارگاهو راست پنجگاهو نتونه بخونه خواننده نیست
تو ایران فقط از استاد شجریان شنیدم البته استادانی بودن که اینو خوندن ولی صداشون جالب نیست فقط به درد آموزش می خورن اما استاد شجریان کامل و کامل خوندن


armin

شمع بزم محفل شاهان شدن سودی ندارد خوشا شمعی که روشن میکند ویرانه ای را

همیشه در دل مردم هستی و دل محراب خداست.

تقدیم به یگانه صدای ملکوتی عالم و فرزندش برومندش.

درود بر تو ای اسطوره آواز جهان.


رحمان جوادی آذر خیاوی
رحمان جوادی آذر خیاوی

محمدرضا شجریان در كنفرانس علمی موسیقی شناسی در شهر پاریس حضور یافت و در كنار بزرگان موسیقی و سازشناسی دنیا به معرفی علمی و عملی سازهای «تندر» (بم ساز) و «صراحی» پرداخت. این همایش كه در ارتباط با علوم مربوط به موسیقی از جمله زیبایی شناسی، تاریخ موسیقی، علم ریاضیات و ادبیات و سازسازی و سازشناسی هر ساله در یكی از كشورهای جهان برگزار می شود، امسال در دانشگاه سوربن و پی یر - ماری كوری و با حمایت انجمن CNRS و موزه موزیك و انجمن آكوستیك فرانسه برگزار شد. به گزارش سایت رسمی محمدرضا شجریان - دل آواز - شجریان در این كنفرانس دو مقاله ارائه كرد كه هر دو مورد توجه داوران از همه نقاط جهان قرار گرفت. موضوع مقالات ارائه شده، معرفی سازهای «تندر» و «صراحی» و بحث در مورد ساخت و صدادهی و همچنین فیزیك و آكوستیك این سازها از نظر علمی است و بررسی آنها با فرمول های ارتعاش و آكوستیك و تجزیه و تحلیل شكل موج ها و هارمونیك های صوتی این سازها و اثبات علمی تجربیات شجریان در این زمینه است. یكی از مقالات به شكل مكتوب و دیگری به صورت شفاهی ارائه شد كه بسیار مورد توجه حضار كه همگی از استادان دانشگاه های برتر جهان بودند، قرار گرفت. پس از مراسم اختتامیه، محمدرضا شجریان به دعوت رئیس مركز تحقیقات سازشناسی و آوا شناسی دانشگاه سوربن از آن مركز بازدید كرد و در آنجا از صدای این هنرمند ایرانی نمونه هایی به عنوان مرجع برای كار تحقیقاتی در مورد تحریر ایرانی ضبط شد.






امید

سخنی بارعناخانم وهمه ارادتمندان استاد
بیش از آنچه ازهنر استادسخن گفته شود بایداز شخصیت وآگاهی این مرد بزرگ سخن گفت - بنابراین زمان می و بلبل وگل وساقی نیست بلکه امروز سخن شجریان سخنی از اعماق دردمندان ودل سوختگان است -پس باید همگام بافکر امروز شجریان به تفکری عمیق که ازصدای ایشان برمی خیزد خوب توجه کرد
به هرحال به هریک از آثار استادشجریان که گوش دهیم دنیایی از معنا ومفاهیم تامل برانگیزیست که آدمی رابرای خوب اندیشیدن وبهتر دیدن دعوت میکند .
امیدوارم این استادشایسته که سالهای سال برای فرهنگ وهنر این مرزوبوم زحمت کشیده است همیشه سالم وتندرست باشند.


هادی صالح زاده از مشگین شهر
هادی صالح زاده از مشگین شهر

از دوران خرد سالی با صدای استاد انس گرفنم با صدای استاد خندیدم با صدای استاد گریستم با صدای استاد بزرگ شدم .الآن که دارم فکر میکنم میبینم استاد نه تنها بخشی از زندگیم بلکه بخشی از وجودم شده است.بی دلیل نیست که هر وقت صدایش را میشنوم چشمانم پر میشود از اشک....اشک غم یا اشک شادی فرقی نمیکند .
برای استاد بزرگ موسیقی ایران آرزوی سلامتی وطول عمر آرزو دارم .


محمود

شجریان بزرگه ولی واقعا صد برابر بزرگتر از اونی که هستش کردن! همونطور که ایرج بزرگترینه ولی صدها برابر کوچکترش کردن


امید

به آقای محمود- دوشنبه 29 آذر

آدمهای بزرگ رو نمیشه بزرگشون کرداماآدمای کوچیک بزرگ نمیشن


سامان

درود بر استاد. به نظر من استاد تنها کسی است که در زندگی به تمام آرزوهایی که داشته دست یافته.


آزاده حسینی/گل های آواز ایران
آزاده حسینی/گل های آواز ایران

سلام
با تحلیل آواز سه گاه در خدمت دوستان هستم.


امید

دوستان عزیز شجریانی جالبه که بدونید صدای خیلیها مثل کیوان خان وامثالهم بانظریات قاطعانه ی شما بریده به شمادوستداران واقعی هنر افتخار می کنم
درود بر شما درود برشما


محمود/ در جواب امید
محمود/ در جواب امید

من حافظه درخشانی برای فراموش کردن گفته های بی معنی دارم!


امید

به آقای محمود

امیدوارم این حافظه درخشان شما همیشه در فراموش کردن موهومات ونکات تاریکی که برای خودتان ساخته ایدبه کمکتان بیاید
دوست من شمابهتراست در مورد موسیقی کمی مطالعه وتحقیق کنیدچون استاد شجریان وآقای ایرج دو مقوله کاملا جدا از هم هستندچرا که کار شجریان چه چه زدن نیست -شجریان خواننده مجلسی نیست-ای کاش برای شما تدبیری بودتادرک صحیحی از منطق هنر داشتید.


محمود

حافظه من واقعا در فراموش کردن موهوماتی چون بت سازی های رایج از خوانندگان خیلی کمکم کرده اند!
در ضمن حرف شما صد در صد درسته چون ایرج و شجریان دو مقوله کاملا جدا هستند. ایرج خواننده ای بزرگ و البته منزوی است که سی سال انزوا هم نتوانست از محبویت این آواز خوان بزرگ کم کند. و آقای شجریان خواننده ای است همیشه حاضر و ناظر! در صحنه! و فعلا هم معاونت بخش موسیقی وزارت ارشاد تو یه قسمت در دست ایشونه!


رضا

استاد گران قدر تورا به خدا برای رضای دل این مردم که سنگشون رو به سینه می زنی حداقل سالی یک بار کنسرت در ایران برگزار کنید.


حسینی

از این آقایی که بی ادبی کردند به استاد ، لطف کنند ، توی سایتشون یه نظر هم بزارند . و با انصاف باشند که نظرات را بدون هیچ اجحافی قرار بدند . این که آدم بشینه توی خونه خودش و فقط به دیگران ناسزا بگه ، شهامت نیست !
تاثیر اشعاری که استاد در زندگی حداقل خودم گذاشته ، بسیار است آن قدر که حدی برای آن نیست . من فکر می کنم که خود سعدی و حافظ و ... هم اگه الان زنده بشند ، از استاد تشکر می کنند چرا که در معرفی اشعار آنها ، بعد از گذشت 700 تا 800 سال ، واقعا هنر می خواد . اشعاری که اگه استاد نمی خوند ، شاید ما هیچ وقت به سراغ آنها نمی رفتیم .مانند این شعر که واقعا خدا رو وصف کرده . باید غرق شد تا این اشعار را در زندگی فهمید . گفتنی ها بسیار است و وقت ضیق .....
خداوند در این دنیا و آن دنیا استاد را رستگار کند .
---------------------------------------------------------------------
خبرت خراب‌تر کرد جراحت جدایی چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی
تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیایی
بشُدی و دل ببُردی و به دست غم سپردی شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی
دل خویش را بگفتم چو تو دوست می‌گرفتم نه عجب که خوبرویان بکنند بی‌وفایی
تو جفای خود بکردی و نه من نمی‌توانم که جفا کنم و لیکن نه تو لایق جفایی
چه کنند اگر تحمل نکنند زیردستان تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشاهی
سخنی که با تو دارم به نسیم صبح گفتم دگری نمی‌شناسم تو ببر که آشنایی
من از آن گذشتم ای یار که بشنوم نصیحت برو ای فقیه و با ما مفروش پارسایی
تو که گفته‌ای تأمل نکنم جمال خوبان بکنی اگر چو سعدی نظری بیازمایی
درِ چشم بامدادان به بهشت برگشودن نه چنان لطیف باشد که به دوست برگشایی
--------------------------------------------------------------------------------------------سعدی


کامران

نتایج نظرسنجی سال 2010 سایت محبوبت ترین آوازخوانان جهان اعلام شد. در این نظرسنجی که یک سال طول کشیده مایکل جکسون رتبه اول رو به دست آورد . در بین ایرانیان نتایج زیر به دست امد :
1- محمدرضا شجریان با 520 هزار رای
2- ابی با 210 هزار رای
3- ایرج (خواجه امیری ) با 170 هزار رای


javid

حملات رگباری طرفداران ایرج و گلپا به شجریان در:
http://shajariani-ha.blogfa.com/
و
http://antishajar.blogfa.com/


يارايام

سلام به همه دلهايي كه به بوي محبت به اينجا كشيده شده اند:
مثل خود من كه كاملا اتفاقي چند ساعت پيش وارد سايتتون شدم.نشستم پاي صحبت استاد شجرياني كه لحظات زندگيم به يادش ميگذره وخواندن حرف دل هايي كه به خاطر محبت به او حضور داشتند.
برايم جالب بود و تصميم گرفتم از اين پس به جمع مريدان استاد بپيوندم.
"سلام به همه شجرياني ها"
و سلام به كسي كه صدايش اشك هايم را مي لرزاند: محمدرضا شجريان
مگرم چشم سياه تو بياموزد كار ورنه مستوري و مستي همه كس نتوانند

خاك پاي استاد


يارايام

سلام
شبتون بخير
الان ساعت يك نصف شبه.دارم"بي توبسرنميشود"رو گوش ميدم.يگانه كاستي كه آدمو ازخاك به افلاك ميكشونه...(يه شب شما هم امتحان كنين!)
من عشق ميكنم با اين بيتي كه شجريان ها هم خواني كردن:
چون مرا دل خستگي از آرزوي روي توست اينچنين دل خستگي زايل به مرهم كي شود؟
خاك پاي استاد


يارايام

راستي:
راجب اين گزارش هم بايد بگم خيلي برام جالب بود كه استاد اين همه خودموني صحبت كرده بودن!
من شجريان رو روح بزرگي ميشناسم كه در عين صاف و ساده بودن درون شگرف و شايد(هنوز كشف نشده)داره!
"شجريان" ارزشمندترين الگوي من در زندگيست
سرو روانم
آرام جانم
بي تو نمانم
دردت به جانم

خاك پاي استاد


پرهام

در جواب آن دسته عزیزانی که در سایت شجریانی ها هستند و در سطح شجریانی ها نیستند:
دوستان این اولین باری نیست که کسی به دلیل ابراز عقیده ی مخالف به قدرتمندان مورد شماتت بقیه قرار می گیرد که مطمعنا آخرین با هم نخواهد بود.شاید قیاس بین گل آفتاب گردان سرو برای دوستانی که به استاد کم لطفی می کنند خالی از لطف نباشد که یکی در عین بی ثباتی و تشبث به منبغ قدرت عمری کوتاه دارد و دیگری معیاری برای استواری و آزادگی ست.
با ارزو ی سلامت برای همه ی شما
خدا نگهدار


داریوش ابراهیمی
داریوش ابراهیمی

به خدا ایران ما رو بواسطه حضرت مولانا،حضرت حافظ،فردوسی،عطار،خیام و استاد شجریان میشناسن،این آقایون هستن که فرهنگ ما رو به دنیا معرفی میکنن ،پس اونها رو مورد غرض ورزی های خودمون قرار ندیم،ما کوچیکتر از اونیم که به نشانه های بزرگی پروردگار توهین کنیم،شاید شجریان نمونه صوت جمیل خداوندی باشه پس حرمت نگه دار که این اشک ها خون بهای ندیدن استاده.........


امید

محمودخان وامثال ایشان وتمام کسانی که آبروی ایرج نازنین رابرده اند:
من قبلا هم گفتم شجریان وآقای ایرج رانباید مقایسه کرد چون هرکدام سبک کاری متفاوتی دارند امااینکه شخصیتی مثل گلپادرموسیقی درست وعلمی ماجایی ندارد چه برسد به اینکه باآواز خوان شهیری مثل استاد محمدرضاشجریان مقایسه شودوشرمسارتراینکه نام ایرج نازنین نیز درکنار نام وی به چشم بخوردکه مطمئنا شخص آقای ایرج هم راضی به این کار نیست همه ما میدانیم که آقای گلپا درسطح خوانندگان ممتاز ی مثل محمدرضاشجریان نیست ومسلما سایتی که نوع آواز شجریان وگلپارادردستگاه نوا مقایسه کرده است هیچ مطالعه و تحقیق درستی از موسیقی وعرفان نداشته است دستگاه نوادستگاه ساده ای نیست که بشود باآن یک مجلس راسرگرم کردیاباچه چه زدنهای غیراصولی ضعف گوشه خوانی وتسلط بر ردیف را پنهان نمود.پس مقایسه شجریان وگلپابیشتر ضعف گلپارا نشان خواهد داد.آبروی گلپا رانبرید.
واماجناب محمودخان با امتیازات مثبتی که به خودمیدهیدهمین عامل نمود جهل ونادانی ودرک غلط شمااز موسیقی ارزشمند سنتی است امیدوارم باکمی تامل وتفکربه تفکری ایده آل وجامع برسید


يارايام
يارايام

سلام به دوستان شجرياني
دارم كاست" قاف عشق"رو گوش ميدم خيلي زيباست
فقط ميخواستم يكم بيشتر راجبش بدونم اينكه كي منتشر شده وباكدوم گروه اجراشده
ممنون ميشم اگه دوستان اطلاعاتي راجبش در اختيارم بذارند
من غلام قمرم غير قمر هيچ مگو...

خاك پاي استاد


farshad

mikhastam bedonam man mikham kelase avaz beram hamrh ba saz hala nemidonam tar ro entekhab konam ya setar mamnon misham rahnamayi befarmayid dorod bar shoma


nasim



vaaaaaaaay manam mesle ostaad yek mehr motavaled shodam


تی تی

[
گل]
My dear master
Hi , I am very happy that i can speak with you
my bedroom and library is full of your CDs and picturs
It is my dream that one day i can meet you again


...

سلام و درود بر دوستان.
هیچ خودتان را ناراحت نکنید, مگر کافران در زمانه های دور نگفتند خدا نیست؟ مگر آنها نگفتند خورشید خداست؟ ماه خداست؟ ابر خداست؟ ستاره خداست؟آتش خداست؟ و ... و در آخر کی گوش داد کافران کافر ماندند و مومنان به علت شناختن خود و خدا وایمانی که به خدا داشتند هیچ کفر نکردند و در مقابل کفر کافران باز نزدیکتر شدند به خدا و ایمانشان بیشتر هم شد. پس به این حرفای گمراهان ناراحت نشید و بدانید در مقابل این حرفا چیزی از شان استاد کم نمیشه که هیچ بلکه محبوبیت استاد زیادتر هم میشه. چون استاد شجریان که البته نباید استاد گفت چون فراتر از استاد و ... هستند و بنده به ایشان خدای موسیقی ایران میگویم که شجریان خدای موسیقی ایران است و هرکس به ایشان توهین کنند مثل این است که به خدا کفر کرده است.
بنده از بدو تولدم صدای شجریان را شنیدم( اجرای خزان که در آن تصانیف قدیمی اجرا شده بودند) و هنوزم هر وقت گوش میدم به یاد دوران بچگی و خاطرات شیرین و تلخ میفتم. با صدای شجریان بزرگ شدم, گریه کردم؛ خندیدم؛ با صدای شجریان زندگی کردم و خواهم کرد و بزگترین الگوی زندگیم هست و اگر یک روز به صدای شجریان گوش ندم دیوانه میشم. فقط و فقط فقط . . . صدای شجریان و عاشق تمام اجراهای شجریان هستم و به همایونمثنوی؛ آسمان عشق؛ چشمه نوش؛بیداد؛نوا و مرکب خوانی؛یادایام؛در خیال؛دستان؛بی تو بسر نمیشود؛فریاد؛سرود مهر؛ ساز خاموش؛ رندان مست؛زمستان است؛دل مجنون؛سرو چمان؛پیام نسیم و... که واقعا از ظرفیت یک انسان خارج است که این همه اجرا داشته باشه و این همه بداهه خوانی که بنده تا به حال در هیچ جا ندیدم؛ نشنیدم؛ و اجراهای زیاد که آم قاطی میکنه اسمشونو بگه. فقط میدونم شجریان خدای موسیقی است. عاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااشق شجریان هستم به توهین های دیگران گوش نمیدم چون به هیچ وجه از استاد سیر نمیشم و خسته نمیشم و هرکی هر چی دلش میخواد بگه چون شجریان آخر موسیق و آخر آدمیت و انسانیت است.
يك نظر است خانه كردي عاقبت عقل را ديوانه كردي عاقبت

با غـم خود آشـنـا كـردي مــرا از خودم بيگانه كردي عاقبت

در دل من گنج خود كردي نهان جاي در ويـرانه كردي عاقـبت

سوختي در شمع رويت جان من چاره ي پـروانه كـردي عـاقبت

قطره ي اشك منو كـردي قبـول قـطره را دردانـه كردي عاقبت

كردي اندر كل موجـودات سيـر جان من كاشانه كردي عاقبت

زلف را كردي پريشان خلـق را خانمـان ويـرانه كـردي عاقبـت

مو به مو را جاي دلها ساختي مو به دلها شانه كردي عاقبت

در دهـان خـلـق افكـنـدي مـرا فيض را افسـانه كـردي عاقبت
فیض کاشانی( مثنوی خوانی در همایونمثوی) اجرا در آذرماه سال 62 با سنتور مرحوم منصور صارمی


omid

باتشكراززحمتي كه براي تهيه اين مصاحبه كشيديد


وحيد صفري

درود بر خسرو آواز ايران . درد و بلاش بخوره تويه سره دشمناش


محمدرضا

از زحمتتون بسیار سپاسگزارم.
امیدوارم تا صد سال دیگه سلامت و عاشق باشند و آواز عاشقانه سر بدن.
حق نگهدارتون


انوشه آرمانی
انوشه آرمانی

واقعیت این است که همه انسانهای متعالی مثل دکتر مصدق -بازرگان-شریعتی وحتی ابرانسانی مثل امام علی ع هم دافعه و جاذبه یا بعبارتی دوست و دشمن داشته اند.ولی انچه مهم است این است که ما توانایی افتراق دوستان علی ( مثل مالک اشتر)را با دشمنانش مثل معاویه و عمروعاص داشته باشیم. اگر کسی جای آنها را اشتباه بگیرد یا فرقی بین آنها قایل نشود در قدرت تشخیص خودش باید شک کند ونه در شخصییت والای امام علی ع. از طرفی هیچ انسانی کامل مطلق نیست وممکن است نقاط قوت یا ضعفی داشته باشد.آقای شجریان نیز مشمول قاعده مذکور است.انسان فرهیخته ای که با تلاشی ستودنی در راه اعتلای فرهنگ و هنر این سرزمین راه سخت وناهموار ی را طی کرده است و به مرتبه استادی و صاحب نظری و اثر گذاری قوی دست یافته اند.جایگاه فعلی ایشان حاصل لطف خداوندزیبا و زیبایی شناس بوده است هم برای خودشان و هم برای کسانی که خداوند قدرت تشخیص سره را از ناسره به انها عطا کرده است.انچه که مهم است تلاش و مجاهدت و اصالت ومردمی بودن ومتفکر بودن واراده والای ایشان در حرکت برخلاف مسیر رودخانه و به گرو گذاشتن تمام آرامش و حیثیت کاری خود برای مردمی است که در طول تاریخ نادیده گرفته شده اند یا توسط حاکمان فریفته شده اند.و جایزه اش؟؟ ....صدایی که ریشه در ملکوت دارد و فاصله ما را با خدا میلیونها سال نوری کم میکند....خداوند امثال ایشان را فراوان کند.


محمدرضا

تنت به ناز طبيبان نيازمند مباد......
استاد...دوستت دارم


behnaz

بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود


ندا


نمیدونم چی بگم که لایق استاد به این بزرگی باشه من که واقعا با شنیدن صداشون دگرگون میشم


علی باجول

درود بر خسرو خوبان
جانم فدای استاد شجریان
علی باجول


یار ایام

سلام بر شجریان بزرگ و همه شجریانی ها:

استاد خیلی عزیزین.وجودتون نفسه برا ما!
دیگران چون بروند از نظر از دل بروند تو چنان در دل ما رفته که جان در بدنی


اردلان

تقدیم به خسرو خوبان استاد محمد رضا شجریان
ای مهربان از برگ در بوسه های باران
بیداری ستاره در چشم جویباران
آینه ی نگاهت پیوند صبح و ساحل
لبخند گاه گاهت صبح ستاره باران
گفتی:به روزگاری مهری نشسته گفتم
بیرون نمی توان کرد حتی به روزگاران
این نغمه ی محبت بعد از من و تو ماند
تادر زمانه باقی است آواز باد و باران


behnaz

فدای استاد شجریان بی تو دل جان من سیر شد از جان دل جان دل من تویی ای دل ای جان من


مازندران بهشت ايران
مازندران بهشت ايران

سلام و عرض و ادب و احترام محضر شريف استاد شجريان؛استادي كه زماني مردم وقتي صداي ربنايش را مي شنيدند آرامش روحي مي گرفتند؛استادي كه به خاطر دسيسه هاي دشمنان اين نظام مقدس بي وفايي خود را نسبت به اين مرز و بوم ثابت كرده اي؛سلام من به استادي كه محبوبيت خود را نزد مردم شريف ايران از دست داده اي؛سلام بلند مرا پذيرا باش استادي كه زماني براي ايران اسلامي ميسروده اي و حال بر عليه آن مي نوازي و مي خواني؛سلام بلند من به استادي كه آرزويش خوردن يك ليوان آب خنك بود نه يك قطره شراب تلخ؛
استاد بزرگوار برايت آرزوي سلامتي مي كنم اي استادي كه كشور خود را فروختي به بي گانگان....
خدا حافظ...اميدوارم اين نظر از سوي مديريت سايت حذف نگردد...


aes

سلام باتشكر از تهيه مصاحبه شضما با استاد شجريان.خيلي كيف كردم.


سنا

بی همگان بسر شود بی تو بسر نمیشود.عاشقتم استاد.زنده سلامت باشید.هم شما و هم خانواده ی عزیز


hossein

ممنونم از زحمتي بابت تهيه وويرايش مصاحبه كشيديد.موفق وپيروز باشيد


کل نظرات: ۱۷۸ - دیدگاه‌های تأییدنشده: ۰ - دیدگاه‌های خصوصی: ۵ - دیدگاه‌های غیر قابل انتشار: ۲۸


تور کنسرت‌های گروه شهناز و ارکستر سیمرغ

      


    ترکیه
    هلند
    بلژیک
    آلمان
    انگلیس
    اتریش
    سوئد
    آلمان
    هلند
ترکیه » استانبول » ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۱
خرید بلیت | اطلاعات بیشتر
هلند » آمستردام » ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۱
خرید بلیت | اطلاعات بیشتر
بلژیک » بروکسل » ۰۱ اکتبر ۲۰۱۱
خرید بلیت | اطلاعات بیشتر
آلمان » ماین » ۰۳ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر

آلمان » برلین » ۱۴ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر

آلمان » هامبورگ » ۱۵ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر

آلمان » مونیخ » ۲۱ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر

آلمان » کلن » ۳۰ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر
انگلیس » لندن » ۱۸ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر

اسکاتلند » ادینبورگ » ۱۹ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر
اتریش » وین » ۲۲ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر
سوئد » گوتنبرگ » ۲۷ اکتبر ۲۰۱۱

سوئد » استکهلم » ۲۹ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر
آلمان » هرلن » ۰۲ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر
هلند » لاهه » ۰۸ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر
اطلاعیه [آرشیو]

در حال حاضر اطلاعیه‌ای موجود نیست

جست‌وجو
 

آگهی

   نحوه‌ی پذیرش آگهی شما سالشمار «شجریان»‌ها به دو زبان

Simorq - A music project

مقاله‌های اخیر

به بهانه سالروز میلاد شوالیه موسیقی ایران؛/ به احترام آقای پاواروتی<br>خبـــــر...دار<br>محمدجواد صحافی به بهانه سالروز میلاد شوالیه موسیقی ایران؛
به احترام آقای پاواروتی
خبـــــر...دار
محمدجواد صحافی

در تقویم موسیقی ایرانی روزهایی هست که نباید از آنها به سادگی گذشت، سالروز میلاد هنرمندان و یاد بود پرواز این بزرگان هر دو به اندازه یکسان خوشایند و ناگوارند.
در برخی روزها هنرمندانی دیده به جهان گشوده و ظهور نموده‌اند که حضورشان اتفاقی نو، مبارک و میمون برای موسیقی بوده است و در نقطه مقابل روزهایی نیز بوده‌اند که از دست دادن هنرمندان و اساتید موسیقی لطمه بزرگی به این هنر والا وارد نموده است.
هر گاه یادی از هنرمندانمان که از دست شده‌اند میکنم به ناگاه دو هنرمند بزرگ موسیقی که هر دو غریبانه ودر اوج از میان مان وداع گفتند را در ذهن بیاد می‌آرم ، پرویز یاحقی و پرویز مشکاتیان ..

ادامه »
در حسرت یک تکه تصویر ...!
محمد جواد صحافی

دیدار با آخرین نسل راویان موسیقی اقوام
گفت‌وگویی با استاد همايون خرم
عيب و هنر «می» - درباره شجريان
سایه شجریان، سایه سنگینی است
زادروز خسرو آواز...
هنر نوین باید غیرمنتـظره باشد
«شجریانی‌ها» به کجا می‌رود؟!
نگاهی به تصنیف خلیج پارس
استادی برازنده‌ی نامش
مجید درخشانی


خبرهای اخیر

فراخوان شجریانی‌ها برای ویژه‎نامه‌ی عید؛/ مرقوم فرمایید<br>برای استاد شجریان...فراخوان شجریانی‌ها برای ویژه‎نامه‌ی عید؛
مرقوم فرمایید
برای استاد شجریان...

بهار در راه است و بوی خوش گلهای بهاری به مشام میرسد، با نزدیک شدن به آخرین ماه سال خورشیدی گلهای بهاری خود را آماده اجرای موسیقی زیبای طبیعت میکنند تا سرود بهار را به مشتاقان تقدیم نمایند، بوی باران میرسد، بوی سبزه، بوی خاک، خداوند بزرگ خورشید عالم تاب را مامور قرار داده تا سپیدی برف های زمستان را محو نماید تا باری دگر بر بوم نقاشی خود نقشی دگر اندازد از بهارتا خلایق بر قدرت و عظمتش پی برند و بستایند او را ...
سال 90 نیز با تمام پاکی‌ها و پلشتی هایش رو به اتمام است و تارنمای شجریانی‌ها این بار برآن گشته است تا با یاری خداوند متعال و همراهی شما عزیزان جان، ویژه نامه‌ای نوروزی تدوین نماید برای خسرو آواز ایران...
ادامه »
مجوز آلبوم جدید همایون شجریان صادرشد
شایعه‌ی وخامت حال استاد جلیل شهناز تکذیب شد
ارسلان كامكار در گزينش ارشاد رد شد!
برای آشنایی با ذائقه جوانان به کنسرتهای شجریان بروید
همایون شجریان و همنوازان حصار در آمریکا
عکس استاد شجریان و تیم والیبال...
کنسرت همایون شجریان و همنوازان حصار تمدید شد
اجرای جدید همایون شجریان و همنوازان حصار
برگزاری کارگاه آموزشی سازهای ابداعی در پاریس [+ عکس]
آلمان چهارمین میزبان استاد شجریان و گروه شهناز


خبرنامه
 
نام شما:
 
ایمیل:
 
 
   خبرنامه چیست؟

نظرسنجی

در حال حاضر نظرسنجی فعالی موجود نمی‌باشد
[آرشیو نظرسنجی‌های قبلی]

امکانات
 

خروجی RSS

خروجی موبایل

استاد شجریان مقالات اخبار آثار چند رسانه‌ای ویژه‌نامه‌ها شجریانی‌ها
زندگینامه
نمودار زمانی
آثار (فهرست کلی - مطالب)
سخنرانی‌ها
گزیده‌ی سخنرانی‌ها
سازهی ابداعی
آرشیو مقاله
تحلیل
آرشیو نقد
آرشیو خبر
کنسرت‌ها
عکس خبری
 
آثار موسیقیی
آثار استاد شجریان
گالری عکس
نواخانه
گزارش‌های تصویری
عکس خبری
نغمه‌ی هفته
دانلود (ویدئو - موسیقی)
۱. زادروز استاد شجریان
۲. کنسرت‌های پاییز
۳. پرونده‌ی مجید درخشانی
۴. پرونده‌ی گروه دستان
اهداف
سرویس خبری
اطلاعیه‌ها
تماس

این وب‌سایت توسط جمعی از دوست‌داران استاد محمدرضا شجریان در بهار ۱۳۸۷ تهیه‌ شده است و هیچ‌گونه وابستگی به ایشان ندارد
پخش زنده‌ی
دعای ربـــــنا
|
دریافت
فــایــل
|