Shajarianfans.com
صفحه‌ی اصلی > مقاله
 ۲۸۶  | امتیاز شما به این مقاله:


تاریخ انتشار: سه‌شنبه، ۱۱ مرداد ۱۳۹۰ نسخه‌ی چاپی - دیدگاه‌ها - ارسال به دیگران
برگرفته از: /اختصاصی/


گفتگوی اختصاصی «شجریانی‌ها» با خالق «سیمرغ»؛
هنر نوین باید غیرمنتـظره باشد
بسیاری از نقادان، آثار هنری را با معیار «برآورده کردن یا نکردن انتظارات» می‌سنجند
نتیجه‌ی روایت موسیقایی سیصد بیت، بی‌شباهت به یک سریال تلویزیونی نیست
آرزوی من و همکاران دیگر سیمرغ، اجرای اولین کنسرت در کنار بارگاه فردوسی بود

سال گذشته در گفتگویی که با حمید متبسم، خالق اثر سیمرغ انجام گردید، جوانب روایت‌گر داستان زال (اثر سیمرغ) در حالی بررسی شد که نخستین اجرای این اثر در آستانه‌ی برگزاری بود. امسال و با برگزاری دو سری کنسرت در تهران و انتشار اثر صوتی سیمرغ، بهتر می‌توان درباره‌ی جوانب این اثر سخن گفت. به همین مناسبت، شجریانی‌ها، گفت‌وگویی را با استاد حمید متبسم ترتیب داده است که ضمن سپاسگزاری از ایشان، شما را به خواندن آن دعوت می‌کنیم...


  اگر اجازه دهید، بحث را درباره‌ی بهره‌گیری شما از کلام فردوسی در سیمرغ آغاز نماییم. همانطور که خود شما نیز دقیق‌تر اشاره کرده‌اید، ۷۱ بیت از حدود ۳۰۰ بیت این روایت با هم‌فکری مشاور ادبی، آقای محسن بنایی برای روایت اثر سیمرغ برگزیده شده است. با توجه به ویژگی داستان‌گونه‌ی شاهنامه و پیوستگی ابیات به هم، آیا پرداخت بیشتر به موضوع از نظر شعر در اثر «سیمرغ» برای نمونه در متن روایت یا پایان آن به عنوان یک اختیار مطرح بوده است؟ به طور کلی پرداخت بیشتر به روایتی که برگزیده‌اید، وجود داشته است؟

  زندگی قهرمانان شاهنامه و هر شخصیتی زوایای مختلف دارد که برای روایت موسیقایی و هنری به‌طور عام قابل انتخاب است.
در فیلم‌هایی که از زندگی شخصیت‌های هنری ساخته شده است نیز این مورد به چشم می‌خورد، به عنوان مثال از زندگی چایکفسکی آهنگساز بزرگ روس چند فیلم ساخته شده است که هر کدام با نگرشی متفاوت و از زاویه‌ای به زندگی این شخصیت پرداخته‌اند.

در قطعه‌ی سیمرغ، من دانسته به بخش‌هایی از زندگی زال پرداخته‌ام که بیش از پهلوانی و نام‌آوری جنبه‌ی تراژدیک دارند. به این معنی که زال پیش از آنکه پهلوانی سینه‌ستبر و شانه‌پهن باشد، انسانی‌ست درمانده در مقابل عظمت جهان و در مقابل عظمت عشق.
هر کس و هر چه باشی در مقابل عشق و طبیعت کوچکی!

از دیدگاه فنی ولی انتخاب ابیات و جابه‌جایی و حذف آن در تلفیق با موسیقی دغدغه همیشگی آهنگسازان است و حتی در یک غزل هم که کوتاه است به دلیل نامناسب یا ناملایم بودن برخی کلمات و مفاهیم برای ترکیب با موسیقی بسیار اتفاق افتاده است و می‌افتد.

توجه کنید به بخشی از یک غزل حافظ:

گه چون نسیم با گل راز نهفته گفتن                               گه سر عشقبازی از بلبلان شنیدن
بوسیدن لب یار اول ز دست مگذار                              کاخر ملول گردی از دست و لب گزیدن
فرصت شمار صحبت کز این دوراهه منزل                    چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن
گویی برفت حافظ از یاد شاه یحیی                     یارب به یادش آور درویش پروریدن

به نظر من بیت آخر در مقایسه با کل غزل برای قرار گرفتن در یک مجموعه‌ی احساسی و رمانتیک نامناسب است و به فضای کلی یک کار عاشقانه نمی‌خورد ؛ آهنگساز این آزادی را دارد که بیتی را که کلیدی نیست و با نگرش خودش هماهنگی ندارد حذف کند.

لیکن در مورد انتخاب ابیات از شاهنامه این دخل و تصرف‌ها دو دلیل بی‌ارتباط با هم دارد:

یکم:  آنکه شعر مناسب تلفیق با موسیقی باشد.
دوم:  آنکه به‌خاطر پیوستگی داستانی ابیات و طولانی بودن داستان نیز نمی‌توان تمام ابیات را در یک اثر موسیقایی به‌کار گرفت.

نوستالژی سد و بند نوآوری‌ست، و باید دانست که آنچه امروز به‌عنوان هنر سنتی و اصیل مطرح است در زمان پیدایش‌اش نو بوده.
سیصد بیت را به موسیقی درآوردن نتیجه‌اش یک قطعه چهار تا پنج‌ساعته می‌شود که بی‌شباهت به یک سریال تلویزیونی نخواهد بود.

ایجاز در هنر و به‌خصوص در موسیقی یک اصل زیبایی‌ست و ایجاد یک حس و سپردن توصیف درونی این حس به شنوده روش کاری و اعتقاد هنری من است.

 

  البته در همین باره، می‌توان به بحث تنوع ملودیک رسید. معمولاً با به میان آمدن نام شاهنامه و ارایه‌ی آن به زبان موسیقی، جوانب پهلوانی و نبرد و مانند این‌ها و عنوان «چهارگاه» خودنمایی می‌کند. حال آنکه در اثر سیمرغ شاهد تناسب دقیق ملودی نوشته شده با حالات ابیات گوناگون هستیم. درباره‌ی تنوع ملودیک سیمرغ ممکن است توضیحی بفرمایید؟

  شعر فردوسی به دلیل تکرار وزن «فعولن فعولن فعولن فعل» در تمام ابیات شاهنامه کار را بر آهنگساز بسیار دشوار می‌کند.

چرا که تنوع شعر در رنگارنگی مفاهیم و ترکیبات است، حال آنکه هنگام موسیقایی شدن باید این رنگارنگی و تنوع در تلفیق شعر، در اوزان گوناگون و ترکیبات ملودیک گوناگون اتفاق بیافتد.

تغییر مایه‌ها نیز باید به مناسبت حالات گوناگون افسانه اتفاق بیافتد.

فریاد، خشم، شکوه، غم، تاریکی، روشنایی، شادی و حزن حالت‌هایی هستند که در اثر سیمرغ به مناسبت در پرده‌های چهارگاه، همایون، اصفهان، ماهور و نوا به آن پرداخته شده است.

 

  اگر اجازه دهید به بحث رهبر ارکستر سیمرغ بپردازیم. همانطور که خود شما نیز اشاره کرده‌اید، رهبر ارکستر، رمزگشای اثری است که برای اجرا در نظر دارد. چه تفاوت‌هایی در اجراهای اولیه‌ی «سیمرغ» نسبت به قطعه‌ای که نوشته بودید، موجب شد تا شما به عنوان آهنگساز اثر سیمرغ و البته بهترین مفسرآن، تصمیم بگیرید تا رهبری این کار را خود بر عهده بگیرید؟

  رهبری، مانند نوازندگی و آهنگسازی پدیده‌ای حرفه‌ای‌ست. هر قطعه‌ی موسیقی کلاسیک اروپایی با اجرای رهبرهای گوناگون شخصیتی دگرگون پیدا می‌کند و شنوندگان آشنای با این قطعات در انتخاب اجرای مورد نظر خویش به این نکته توجه دارند.

حال اگر برای اجرای یک قطعه رهبری حرفه‌ای نداشته باشیم بهترین گزینه برای رهبری، آهنگساز اثر است که با اثر خویش آشناست. لیکن در راستای رسیدن به یک مجموعه‌ی کاملاً حرفه‌ای برای اجراهای اروپایی سیمرغ از هومن خلعتبری، رهبر شناخته‌شده ایرانی دعوت کرده‌ایم که هدایت ارکستر سیمرغ را به‌عهده بگیرد.
 

  موسیقی ایران در برهه‌های گوناگون شاهد تجربه‌ها و پیشرفت‌های مختلفی بوده است؛ از دوران میرزاها تا وزیری و خالقی تا چاووش همواره شاهد تجربه‌هایی در موسیقی بوده‌ایم. این تجربه‌ها معمولاً اگر با استقبال شنونده مواجه شود، موجب پیشرفت موسیقی و گشوده شدن گستره‌ای دیگر در موسیقی می‌شود. در باب بحث موسیقی چندآوایی نیز در سیمرغ شاهد کاری تنظیم شده هستیم. در جملاتی شاهد جملات منوفونیک هستیم و در جملاتی خاص نیز تنظیمی مشابه بافت هموفونیک را شاهد هستیم. با توجه به برداشت شما از ابیات فردوسی، مشخصاً چه دیدگاهی را برای تنظیم این اثر پی می‌گرفتید؟ آیا نظرتان بیشتر به سمت هارمونی و اصول کنترپوان غربی بوده است؟

گروهی می‌اندیشند که گویش اشعار فردوسی باید همیشه مانند شیوه نقالی‌های گذشته، پرخاش‌جویانه باشد درحالیکه آن یک شیوه‌ی نگرش به اشعار فردوسی ست و شاید با بخشی از اشعار شاهنامه هماهنگی داشته باشد.

 هنگامی که کاری چندآوایی می‌سازیم ناگزیریم که به سرچشمه‌ی موسیقی چندآوایی یعنی هارمونی و کنترپوان غربی رجوع کنیم، ولی از آنجایی که هارمونی غرب همیشه و همه‌جا منطبق با سازمان فواصل در موسیقی ایران نیست، روش‌های دیگری را در ساختار سیمرغ به‌کار گرفته‌ام که البته متکی بر تجربیات ارزنده‌ای‌ست که موسیقی‌دانان پیشکسوت در این زمینه انجام داده‌اند.

انتخاب چندآوایی یا تک‌آوایی برای بخش‌های مختلف یک قطعه برمی‌گردد به روح کار و نیاز زیبایی شناسانه‌ی اثر، که البته موردی سلیقه‌ای‌ست و نه‌تنها در سیمرغ بلکه در غالب آثار چندآوایی موسیقی جهان نیز به گوش می‌رسد.
 

  به نظر شما اساساً موسیقی ایران این ظرفیت را دارد تا جمله‌بندی آثار در موسیقی ایرانی در اصولی همچون اصول کنترپوان غربی به طور کامل آنکادره شود؟

  موسیقی ما کنترپوان درونی خودش را دارد و قابل گسترش است و تجربه‌ی آثار ماندگار پیشینیان و معاصرین این هنر شاهد این نظر است.

موسیقی قبل از رنسانس اروپا نیز با موسیقی امروز غرب متفاوت است و موسیقی دوره‌های باروک، کلاسیک، رمانتیک و مدرن نتیجه‌ی آزاداندیشی و نوخواهی غربیان است.
 

  در همین‌باره، یکی از ویژگی‌های مهم سیمرغ، نگاهی متعادل  و نه صرف به ردیف موسیقی ایران است. در چهارگاه سیمرغ شنونده‌ی جملاتی مشابه جملات ردیف، مانند درآمد، رجز، حدی و... هستیم و در عین حال در بخش‌هایی دیگر از کار مانند بخش نوا، شاهد فواصل کروماتیک هستیم. نگاه شما به بحث همگونی جملات در عین بهره‌گیری از ردیف به چه شکل بوده است؟

  هر بخش این داستان در موقعیت تاریخی و جغرافیایی گوناگونی اتفاق می‌افتد و من تلاش کرده‌ام که نغمات و مایه‌ها را به مناسبت انتخاب کنم.
فراموش نکنیم که سیمرغ موسیقی ایرانی ست و تکیه‌گاه اصلی آهنگساز نیز موسیقی ایرانی ست، پس تلاش شده که در فضای موسیقی ایرانی بمانیم. لیکن سرزمین ایران در دوران تاریخی‌ای که فردوسی از آن سخن می‌گوید نیز وسعت بسیار بیشتری از امروز داشته و به همین دلیل تنوع فرهنگی و هنری هم به نسبت گستره‌ای فراتر از امروز داشته است.

در بخش رودابه و زال آنگاه که از محراب، شاهِ کابلی، سخن به‌میان می‌آید، ملودی‌ها ضمن ماندن در فضای دستگاه نوا حتی پنج‌آوایی‌اند و نغمه‌ها گرایش به شرق دور دارند.

  بسیار دلگرم کننده است که می‌شنویم سیمرغ با شعر فاخر فردوسی و اجرای هنرمندان توانمند موسیقی ایران در کشورهای دیگر نیز به روی صحنه خواهد رفت. در مورد برنامه‌های آینده‌ی سیمرغ، توضیحی می‌فرمایید؟

  فردوسی چهره‌ی زیبا و فاخر ایران است و بجاست که جهانیان بشناسند و بدانند.

ما در اوایل مهر ماه سال جاری «October 2011» با دو کنسرت بزرگ در دو شهر هلند، اولی «Heerlen» که در نزدیکی مرز سه کشور در کنار شهر آخن آلمان و لیژ بلژیک است و دومی در شهر لاهه «Den Haag» آغاز خواهیم کرد. و در هفتم آپریل سال میلادی آینده نیز در لندن خواهیم بود.
 

  آیا قصد برگزاری کنسرت‌ها را در شهرستان‌های ایران دارید؟

  آرزوی من و همکاران دیگر سیمرغ آن بود که اولین اجرای سیمرغ در کنار بارگاه فردوسی در شهر توس باشد، که نشد!

اینک با توجه به کنسرت‌های دیگری که در شهرستان‌های ایران برگزار می‌شود این امید در ما تقویت می‌شود که در سال آینده موفق به تقدیم این اثر به همه‌ی هم‌میهنان در نقاط دور و نزدیک وطن‌مان باشیم.
 

  در گفتگوی پیشین اشاره کرده بودید به اینکه اثر «سیمرغ» توانایی آن را دارد تا پرداختی همه‌جانبه به آن صورت گیرد و از تصمیم‌تان برای انتشار نت اثر خبر داده بودید. آیا همچنان قصد انتشار پارتیتور سیمرغ را دارید؟

  حتماً این کار انجام خواهد شد و نه تنها سیمرغ، بلکه بر آنم که نت آثار دیگر از این دست را که مورد توجه علاقمندان مشوق من بوده، منتشر کنم.

به‌علاوه ضبط و انتشار لوح تصویری سیمرغ نیز در برنامه کاری ماست.
  

  ضمن سپاس فراوان از شما برای انجام این گفتگو، خواهشمندیم چنانچه موضوعی از دید ما پنهان بوده است و مایل به طرح آن هستید، بفرمایید.

  بسیاری از نقادان و شنوندگان، آثار هنری را با معیار «برآورده کردن یا نکردن انتظارات» می‌سنجند، حال آنکه هنر نوین باید غیر منتظره باشد و اگر شنونده با انتظاری مشخص و پیش‌داوری به استقبال یک اثر هنری برود ممکن است به رموز و نوپردازی‌های آن اثر پی نبرد.

دوستان مشوق به من گفتند که کاش در آن قسمت از بوق و کرنا هم استفاده می‌کردی و دیگری گفت که چرا آنگاه که تک‌خوان از زبان سام با خدای خویش گفت‌وگو می کند ضرب زورخانه را به‌کار نگرفتی و...

گروهی می‌اندیشند که گویش اشعار فردوسی باید همیشه مانند شیوه نقالی‌های گذشته، پرخاش‌جویانه باشد درحالیکه آن یک شیوه‌ی نگرش به اشعار فردوسی ست و شاید با بخشی از اشعار شاهنامه هماهنگی داشته باشد. در بخش‌های رمانتیک و تراژدیک اشعار آنگاه که از غم و اندوه کودکی که در البرز کوه رها شده، سخن است و آنگاه که از زبان رودابه آتش عشق به زال مطرح می‌شود نیاز به گویشی دگر است.  
نوستالژی سد و بند نوآوری‌ست، و باید دانست که آنچه امروز به‌عنوان هنر سنتی و اصیل مطرح است در زمان پیدایش‌اش نو بوده.
مخاطب هنر باید در هنگام پذیرش آثار نو  از انتظارات خود بگذرد و خود را به دست  و فکر خالق هنر بسپارد.

ارایه شاهنامه با کوس و کرنا و دهل  و با نقالی دست کوبان یک نگرش و یک شیوه است و در جای خویش بسیار زیباست، لیکن این آخر شاهنامه نیست.


_________________________________
با احترام و سپاس فراوان از شما و تمام تلاش‌های ارزشمندتان در موسیقی ایران


* عکس ابتدای گفتگو،‌ توسط آقای مهرداد امینی تهیه شده است.


در همین زمینه:
کنسرت «سیمرغ» در تهران با حضور استاد شجریان [+ تصاویر]
انتشار آلبوم «سیمرغ» [+ یادداشت حمید متبسم]
برگزاری دومین کنسرت «سیمرغ» در تهران
آلبوم «سیمرغ» منتشر می‌شود
ضبط «سیمرغ» با نظارت خلعتبری به پایان رسید
استاد محمدرضا شجریان مهمان کنسرت «سیمرغ» [+ تصاویر]
نخستین شب پرواز سیمرغ به‌روایت تصویر
نخستین شب کنسرت همایون شجریان و ارکستر «سیمرغ»
«سیمرغ» درختی‌ست که میوه‌اش سهم جمع بزرگی‌ست
بازگشت    بالا


لادن

با درود فراوان انشا الله كه در شهرستان ها هم كنسرت برگزار بشود .ممنونم.


maryam

حرفهای استاد متاسفانه بسیار تکراری است و سئوالات شما قصد نقد ندارند بلکه قصد تعریف دارند!


شجریانی‌ها:
دوست گرامی؛ این طبیعی‌ست که مخاطبان یک اثر هنری، آن‌را از دید خود می‌سنجند و درباره‌ی آن سخن می‌گویند. در این گفتگو نیز تلاش بر آن بوده تا جوانبِ موسیقایی اثر سیمرغ مورد بررسی قرار گیرد. گمان می‌کنیم سؤالاتی چنین در گفتگوهای دیگری مطرح نشده است. از سویی بحث «نقد» به تعریف مخاطبان از این واژه برمی‌گردد.
به هر حال، از طرح نظرتان سپاسگزاریم.


امين

گفتگوي خوبي بود . به ويژه بخش آخري كه درباره شاهنامه و موسيقي صحبت شد جالب بود


فرزانه

با تشکر از سایت شجریانی ها و مطالب خوبی که برای ما ارایه می دهند.
من فکر می کنم که اگر خانم مریم مایلند حتما نقد به معنی مخالفت بشنوند بهتر است خودشان دست به قلم بشوند.
بعلاوه مستند اشاره کنند که حرف های آقای متبسم در کجا قبلا گفته شده است تا ما هم بدانیم چرا تکراریست.


maryam

سپاس از پاسخ شما.
در مورد نقد صرفا غرض مخالفت نیست بلکه اگر هدف نمایاندن جنبه های مختلف این کار و بررسی آن است چنانجه در اغار این مصاحبه ذکر شده . این اثر البته در جای خود ارزشمند است ولی با توجه به اینکه کلا یک ساعت است و گذشته از بخشهای زیادی که از ردیف و یا از کارهای قبل استاد وام گرفته شده بود ، و گذشته از بخشهائی که گیرا نبود ، در حدی که روی آن تبلیغ شده معجزه نیست !
بخشهای تکراری سخنان ایشان هم را هم اگر خانم فرزانه مصاحبه های اخیر ایشان در ایران و حتی در یکسال گذشته را در اینترنت دنبال کنند متوجه خواهند شد که بیش از نیمی از صحتبها تکراری است .


محمد

سرکار خانم مریم...
ردیف گنجینه‌ی ارزشمند موسیقی ماست که پس از گذر از کوران‌های روزگار اکنون به این شکل به دست ما رسیده است و در این میان نمی‌توان نقش بی‌بدیل استاد شهنازی را نادیده گرفت. یک گفته‌ای آقای درویشی دارند و جالب است: «حال که ما گنجینه‌ی گذشتگان را داریم، آن‌ها را خاک کنیم یا اجرا کنیم؟»
البته بحث ردیف با دیگر آثار گذشته فرق دارد. ردیف نوعاً الفبای موسیقی ما نیز محسوب می‌شود. کسی نمی‌توان ادعا کند که موسیقی ایرانی کار می‌کند، اما در عین حال بگوید، ردیف در کار او جایی ندارد.

گذشته از همه‌ی این‌ها، من به شخصه فکر می‌کنم که جذابیت، گیرایی یا مواردی چون این در ارتباط با یک اثر هنری، کاملاً سلیقه‌ای‌ست. من خودم به شخصه، هر کسی را که دیده‌ام، از بخش «نوا» تعریف کرده است. از سویی دیگر، این سلیقه‌ی آهنگساز است که می‌خواهد با زبان موسیقی، رها شدن کودکی در البرزکوه را بنمایاند.

درباره‌ی مصاحبه هم با شما موافق نیستم. در این گفتگو، حرف‌هایی زده شده که در دیگر گفتگوها نیست. هر چند که البته این موضوع ۱۰۰٪ نیست.


فرزانه

خانم مریم باز هم زحمت استدلال و استناد سحنان شان را بعهده ما می گذارند. دوست عزیز شما ادعا می کنید که این صحبت ها تکراری ست و ما باید به دنبال سند ادعای شما برویم!؟
البته حتما پرسش های مشابه می تواند پاسخ های مشابهی داشته باشد و این ناگزیر است و جایی برای بهانه گیری و بهانه جویی ندارد.
بیایید کمی شفاف تر مسئله را ببینیم، شما این کار را دوست ندارید، باشد سلیقه شما محترم.
ولی من خیلی دوست دارم و در دنیایی که بسیاری از هنرمندان به دنبال تکرار خاطرات با تکرار آهنگهای قدیمی شان برنامه کنسرت هایشان را پر می کنند از کاری را که این همه زحمت برده حمایت می کنم.


عسل

سلام
آیا شاهزاده کنسرت سیمرغ را در شیراز اجرا میکنند؟


عسل

سلام
آیا شاهزاده کنسرت سیمرغ را در شیراز اجرا میکنند؟




شجریانی‌ها:
همانطور که در مصاحبه نیز گفته شده است، کنسرت سیمرغ در شهرستان‌ها نیز برگزار می‌شود. جزئیات آن هنوز در دسترس نیست.


maryam

خانم فرزانه شما را به استدلال خودتان متوجه می کنم که چقدر سطحی و تهی است :
" شما این کار را دوست ندارید، باشد سلیقه شما محترم.
ولی من خیلی دوست دارم !!! " شما تعصب روی شخص اهنگساز دارید و روی سلیقه خودتان! و اتفاقا من تصور میکنم شما هستید که با با تعصب برخورد می کنید احتمالا از نزدیک با آهنگساز در ارتباط هستید.
مثلا سخنان استاد درباره اینکه چرا این اشعار را انتخاب کردند و اینکه وزن اشعار و رهبری تکراری است واین بسادگی با یک جستجوی ساده در مصاحبه های پیشین قابل بررسی است و من فکر کردم شما به اندازه کافی با اینترنت آشنائید.
شاید به این علت که سئوالات تکراری است جوابها هم تکراری است بهر حال بقیه سئوالات هم بیشتر تبلیغ است برای کنسرت ها و سی دی بجز دو بخشی که راجع به کنترپوان بحث شده.
ضمنا من هم از این کار لذت بردم و به هیچ عنوان قصد زیر سئوال بردن ارزش این تلاش ندارم ولی به ضعم بنده این کار یک ساعته که بخشهائی از آن از کارهای قبلی خود استاد برداشته شده -مثلا قسمت آخر و وصال رودابه و زال از کار ایشان با آقای ناطری تقریبا عینا تکرار شده- تا این حد که روی آن تبلیغ شده نو و شاهکار نیست
و اینکه چند سال زمان برده هم دلیل کیفیت نیست لزوما!!!. حرف من اینست که چهار سال زمان بردن این کار نشان زحمت آقای متبسم ،ولی عقب ماندگی موسیقی ما و موسیقیدانان ماست که توانائی خلق اثر و بقول خودشان جسارت و یا بهتر، دانشش را ندارند. و این رسانه های موسیقی ما هستند که در این عقب ماندگی سهم دارند چون بخوبی به نقد نمی پردازند.
به عنوان مثال
باخ و بتهون در عصر های قبل و موسیقیدانان جوان دیگر هم عصر ما دهها شاهکار می سازند در سطح جهانی ولی مردم و خود آنها به ان اثر نمی گویند شاهکار ! چون هم موسیقیدان و هم مردم درک درستی از ایده آل دارند و چون مخاطب داناست موسیقیدان هم درست نقد می شود و لذا مجبور است دائم خود را بازبینی کند و جرات کوه ساختن از کاه را ندارد!
و این فقط مردم ما هستند که همه چیز را بدون دیدگاه نقادانه صرفا با تمجید محض یا تقبیح محض تفسیر می کنند.
اصلا چرا راه دور ،در همین موسیقی خود ما استاد دهلوی چندین و چند شاهکار دارند که اگر روی آنها تبلیغ می شد و ایشان نیز دسترسی به رسانه داشتند به همین اندازه ،شاید این اثر کمتر به چشم شما می آمد و این قدر ذوق زده نمی شدید.
متاسفانه استاندارد پائین موسیقی ما که نبود نقد درست در آموزش مخاطب بدان دامن زده سبب شده که این کار را شاهکار بنامیم ولی باز از آهنگساز باید تشکر کرد که در حداقل تلاش کرده در این راه.


فرزانه

مریم خانم گرامی،
من تنها با موسیقی ایران از نزدیک در ارتباطم و آقای متبسم را که شما دم و دقیقه استاد خطاب می کنید و به ایشان توهین میکنید تنها در کنسرت ها دیده ام، من فقط می دانم که در فضای موسیقی ایران این اثر ارزشمندیست که خلق شده،
چه کسی در این مصاحبه و در این گفتگو غیر از شما عنوان شاهکار را بر این کار نهاده که از همین کمان بتواند تیری به این کار رها کند؟
کلمه شاهکار را شما تنها بکار می برید که بتوانید با تکیه بر همین عنوان به کار بتازید.
من که قبلا عرض کردم، ظاهرا شما بسیار آگاهید، بفرمایید نقد کنید.
شما موسیقی و موسیقی دان ما را به عقب ماندگی متهم می کنید و استدلال مرا به سطحی و تهی بودن.
من فرهنگ توهین کردن مانند شما را ندارم، لیکن بخاطر اتهامات شما از شما دعوت می کنم که با نام و رسم کامل وارد گود بشوید و ادعای (عقب ماندگی موسیقی ما و موسیقیدانان ما) را ثابت کنید.
من هم می توانم بگویم که آن کس که اینگونه حرف می زند عقب مانده است، ولی باید بتوانم این اتهام را ثابت کنم، در غیر این صورت عذر خواهم خواست.
حال این گود و این میدان


سپهر

خانم مريم.اينكه يك جاهايي سيمرغ در موسيقي اش افت مي كند و شاهكار نيست درست.اما به اين مساله دقت كنيد كه سيمرغ از معدود آثاري است كه با اركستري متشكل از سازهاي ملي اجرا مي شود پس بايد به درستي تبليغ شود.اين كه مي گوييد از كاه كوه ساخته اند به نظر من كه درست نيست.اركستر در نقاط اوج آنقدر حماسي و غرور آفرين تنظيم شده كه اثري متناسب با شان شعر مي آفريند.انتقاد درست است و به جاي خود مورد احترام.ولي اينكه شما تنها از در مخالفت وارد مي شويد پسنديده نيست.
در ضمن استفاده از آثار پيشين توسط آهنگساز اصلا نشان دهنده ضعف اثر و آهنگساز نيست.بازهم اگر مخالفتي با نوشته بنده داريد يا آنكه جايي را اشتباه متوجه شده ام نظر بدهيد.


ali

با خانم مریم در مورد کامنت آخرشان و سطح پائین موسیقی دانان ما در برابر موسیقی دانان جهانی موافقم ولی این فقط ناشی از کم کاری نیست بلکه فشار جامعه و مهجور بودن موسیقی هم هست.
سیمرغ اثر جالبی است و در جای خود ارزشمند هرچند البته ایده آل نیست.


همایون نصیرپور
همایون نصیرپور

متاسفانه "سیمرغ" اثر آقای متبسم از نخستین روز با هیاهوی تبلیغاتی بسیار زیاد همراه شده، منظور این نیست که اثری بی ارزش یا کم ارزش باشد، ولی در آن اندازه هایی که از آن سخن می رود گران نیست.
شاهد ماجرا هم اهدای القاب گوناگون و پرطمطراقی چون "اپرای سیمرغ" یا "اپرت سیمرغ" یا "پروژه سیمرغ" بود. جالب این جاست که خالق اثر خود نمی دانست آیا فرم کار اپرا است یا اپرت یا چه بسا اوراتوریو!!!
این اثر با تفکر گروه دستان نوشته شده است تب اجرا با گروه های 30-40 نفره در موسیقی ایرانی گریبان این کار را هم گرفت، و نتیجه اش چیزی شد که نمی توان از آن به عنوان اثری قابل ارائه به شنونده حرفه ای قالب کرد. نیازی نیست اثری که در آن 2 خط صدایی متفاوت آن هم در لحظاتی کوتاه به صدا دی میآید را پولیفونیک بنامیم. علم پولیفونی در این اثر جایگاهی بس پست دارد و حتی میزان های دوصدایی اثر قابل شمارش هست. بهتر است به جای تعریف بیهوده،نقد به جا و حرفه ای (البته اگر شخصی جسارت نقد حرفه ای به اساتید را پیدا کند و محکوم به کم دانشی و بی لیاقتی نشود) جواب بسیاری از این چرا ها را در خود خواهد داشت.پیروز باشید و سرفراز.


شجریانی‌ها:
دوست گرامی؛ جالب است که شما می‌گویید سیمرغ در حدّ تبلیغات آن نیست. لطفاً بفرمایید این «حد» را چه کسی تعیین کرده و معیار آن چیست؟!
آهنگساز این اثر، از همان روز اول و همزمان با پخش اپرت مولوی (با صدای معتمدی و شجریان) گفتند که به طور کلی شاهنامه توانایی اپرت را ندارد. حال نمی‌دانم گفتار شما بر چه اساس بوده است!


نیلوفر

.........., و همچنین هنرمند نوین, مردمی و بی ادعا.


محمد

من به شخصه با این واژگان مخالفم. متوجه نمی‌شوم که واژه‌ی «شاهکار» چیست و چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟ اگر به لحاظ تئوری، ویژگی‌های اثری که «شاهکار» است، تعریف شده، لطفاً بفرمایید تا ما هم بدانیم.

این صرفاً یک سلیقه‌ی شخصی است. ممکن است با بخش‌هایی از هر اثری ارتباط کامل برقرار نکنید، با بخش‌هایی دیگر بالعکس. این یک امر صرف نیست که شما اگر با بخشی از یک کار ارتباط برقرار نکردید یا درجه‌ی آن کمتر از بخش‌های دیگر بود، بگویید این اثر، شایسته نیست. حال هر اثری، چه سیمرغ چه دیگر آثار.

افزون بر آن، اینکه بگوییم حد یک اثر، این هم از آن دست صحبت‌هایی است که نمی‌توان استدلالی برایش مهیا کرد. این حد را چه کسی تعیین کرده؟! این حد کجاست؟ درجه‌ی آن چیست و چه وزنه‌ای دارد؟ این‌ها تماماً پرسش‌هایی است که به نظر نمی‌آید بتوان برای آن استدلال آورد. این هم سلیقه‌ی شخصی است.

اما بدتر از همه، اگر ما بخواهیم سلیقه‌ی خودمان را به عمومیت یک اثر هنری یا عمومیت جامعه‌ی شنوندگان بسط دهیم، دیگر باید اذعان داشته باشیم که به سطح شنیدن نظرات گوناگون نرسیده‌ایم. باید بتوانیم نظرات گوناگون را در عین اینکه آن‌ها محترم است، بشنویم. قطعاً نظر ما هم در اینصورت محترم خواهد بود.


محمد

موضوع دیگر درباره‌ی موسیقی‌دانان ایران و جهان است. این حرف به هیچ روی درست نیست که موسیقی‌دانان ایران نسبت به موسیقی‌دانان جهان سطح پایین‌تری دارند.

هر کسی را باید با خود و شرایط و جامعه‌ی خودش سنجید. البته می‌توان این ادعای شما را هم اینچنین رد کرد: «چندین اثر حسین علیزاده نامزد جایزه‌ی گرمی شدند.»

از دیگرسو، ویژگی مهم سیمرغ، ارایه‌ی کاری چندآوایی در عین بهره‌گیری از سازهای موسیقی ایران است. پس این ظرفیت را دارد تا در مجامع بین‌المللی ارایه شود و بررسی گردد.

به هر حال، من معتقدم باید سپاسگزار تلاش‌های همه‌ی هنرمندانی که در این عرصه فعالیت می‌کنند، باشیم هرچند که با سلیقه‌ی ما منطبق نباشد. البته بدیهی است که هنرمند از جامعه وام می‌گیرد و در آن سو نیز رونده است.


azadeh

از يكي از شاگردان استاد ايرج به نام كامران شاه ولايتي اخيرا آلبومي به بازار ارائه شده كه به قول آقاي متبسم همه زيبايي ها و خلاقيت ها و نوآوري هاي لازم رو ميشه در اون ديد. يه ترانه واقعا فوق العاده در اون خونده شده به اسم "همسفر باش" كه نه تنها كاملا تو دستگاهه بلكه به دليل ريتم جالبي كه داره خواننده رو به سمت خودش مي كشه.
كاش شاگردان آقاي شجريان هم به جاي تقليد صرف و چشو بسته از استاد شجريان اندكي به خلاقيت و نوآوري و بيرون جستن از چارچوب هاي تكراري فكر مي كردند.


فرزانه

غرض ورزی برخی دوستان از آنجا پیداست که هر کدام عناوینی را از طرف این هنرمندان به کار می دهند که تا حالا هیچ یک از تیم سیمرغ به آن نداده اند.
و همه از این زاویه به کار حمله می کنند.
تازه اپرا نوشتن الزاما عنوان بزرگی نیست
مشک آن است که خود ببوید!
تنها کاری که این دوستان می کنند این است که خیلی سیستماتیک برای ارایه کارشان فعالیت می کنند که این خود قابل تقدیر است و ما باید تشویق شان کنیم و یاد بگیریم.

ضمنا آقای نصیرپور اگر شما موسیقی می دانید و گوش موسیقی دارید جای بسی تعجب است که در بخش های چند صدایی این کار که کم هم نیست فقط دو صدا را می شنوید!؟
واقعا اینطور است؟ یا اینکه ...


عادل

سلام بر همگی
اظهار نظر جالب دکتر محمد اصفهانی در مصاحبه با حبرگزاریها :
ایرج صاحب بهترین صدا و بزرگترین آواز خوان تاریخ ایرانه . استاد شجریانم خوبه ولی من از کارهای بعد از دهه هفتادش خوشم نمیاد و نمیتونم با اونا ارتباط برقرار کنم!


عاشق همایون
عاشق همایون

http://www.persianorarabiangulf.com/index.php
لطفا تا فرصت تموم نشده به خلیج همیشه پارس رای بدید


mehdi

استاد بی نظیر است


پيمان

رای فقط امروز به ایرج تا این ساعت در سایت محبوب ترینهای جهان
http://www.whopopular.com/Iran/Musicians
به 430 رای رسیده است که تا پایان امروز احتمال داره از 600 رای هم بگذره!
فردا جای شجریان و ایرج در صدر جدول عوض خواهد شد!
ایرج از فردا اول میشه و شجریان دوم!
تبریک به همه ایرجی های عاشق موسیقی اصیل ایرانی


مهسا

سلام .... چند درصد امكان داره dvd تصويري سيمرغ بياد به بازار؟؟؟


زهره

من با نظر دکتر اصفهانی در مورد اینکه ایرج بزرگترین آواز خوان تاریخ ایران است موافقم . البته نباید بنان , گلپا , شجریان و دیگران را که سالها برای موسیقی سنتی زحمت کشیده اند فراموش کرد .


ملک زاده

مصاحبه قشنگی بود دستتون درد نکنه.ضمنا من موفق شدم این کار زیبا و ازشمند را در هرلن هلند ببینم.کار خارق العاده است و امیدوارم لوحه تصویری بلو ری آن به زودی بیاید.ضمنا حرفهای استاد در مصاحبه تکراری نیست همانطور که هیچ وثت کار تکراری نمیکنن.


ملک زتده

مهسا خانم مطمعنم به زودی بلو ری کنسرت میاید به بازار چون من خودم با استاد متبسم صحبت کردم


سامان

انصافاشاهنامه اگر خواندنی بودخود استادشجریان در 45 سال میخواند. همایون هم به جای این کارهای پر زرق وبرق برود روی کاری مثل دستان یاآستان جانان کار کند.وآبروی استاد رانبرد.


شجریانی‌ها:
اگر دلیلی منطقی برای رد اثر سیمرغ دارید٬ محترمانه بفرمایید... وگرنه رد کردن به مثابه تخریب ساده است و ساختن دشوار.


کل نظرات: ۳۱ - دیدگاه‌های تأییدنشده: ۰ - دیدگاه‌های خصوصی: ۰ - دیدگاه‌های غیر قابل انتشار: ۳


تور کنسرت‌های گروه شهناز و ارکستر سیمرغ

      


    ترکیه
    هلند
    بلژیک
    آلمان
    انگلیس
    اتریش
    سوئد
    آلمان
    هلند
ترکیه » استانبول » ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۱
خرید بلیت | اطلاعات بیشتر
هلند » آمستردام » ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۱
خرید بلیت | اطلاعات بیشتر
بلژیک » بروکسل » ۰۱ اکتبر ۲۰۱۱
خرید بلیت | اطلاعات بیشتر
آلمان » ماین » ۰۳ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر

آلمان » برلین » ۱۴ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر

آلمان » هامبورگ » ۱۵ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر

آلمان » مونیخ » ۲۱ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر

آلمان » کلن » ۳۰ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر
انگلیس » لندن » ۱۸ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر

اسکاتلند » ادینبورگ » ۱۹ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر
اتریش » وین » ۲۲ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر
سوئد » گوتنبرگ » ۲۷ اکتبر ۲۰۱۱

سوئد » استکهلم » ۲۹ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر
آلمان » هرلن » ۰۲ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر
هلند » لاهه » ۰۸ اکتبر ۲۰۱۱
اطلاعات بیشتر
اطلاعیه [آرشیو]

در حال حاضر اطلاعیه‌ای موجود نیست

جست‌وجو
 

آگهی

   نحوه‌ی پذیرش آگهی شما سالشمار «شجریان»‌ها به دو زبان

Simorq - A music project

مقاله‌های اخیر

به بهانه سالروز میلاد شوالیه موسیقی ایران؛/ به احترام آقای پاواروتی<br>خبـــــر...دار<br>محمدجواد صحافی به بهانه سالروز میلاد شوالیه موسیقی ایران؛
به احترام آقای پاواروتی
خبـــــر...دار
محمدجواد صحافی

در تقویم موسیقی ایرانی روزهایی هست که نباید از آنها به سادگی گذشت، سالروز میلاد هنرمندان و یاد بود پرواز این بزرگان هر دو به اندازه یکسان خوشایند و ناگوارند.
در برخی روزها هنرمندانی دیده به جهان گشوده و ظهور نموده‌اند که حضورشان اتفاقی نو، مبارک و میمون برای موسیقی بوده است و در نقطه مقابل روزهایی نیز بوده‌اند که از دست دادن هنرمندان و اساتید موسیقی لطمه بزرگی به این هنر والا وارد نموده است.
هر گاه یادی از هنرمندانمان که از دست شده‌اند میکنم به ناگاه دو هنرمند بزرگ موسیقی که هر دو غریبانه ودر اوج از میان مان وداع گفتند را در ذهن بیاد می‌آرم ، پرویز یاحقی و پرویز مشکاتیان ..

ادامه »
در حسرت یک تکه تصویر ...!
محمد جواد صحافی

دیدار با آخرین نسل راویان موسیقی اقوام
گفت‌وگویی با استاد همايون خرم
عيب و هنر «می» - درباره شجريان
سایه شجریان، سایه سنگینی است
زادروز خسرو آواز...
هنر نوین باید غیرمنتـظره باشد
«شجریانی‌ها» به کجا می‌رود؟!
نگاهی به تصنیف خلیج پارس
استادی برازنده‌ی نامش
مجید درخشانی


خبرهای اخیر

فراخوان شجریانی‌ها برای ویژه‎نامه‌ی عید؛/ مرقوم فرمایید<br>برای استاد شجریان...فراخوان شجریانی‌ها برای ویژه‎نامه‌ی عید؛
مرقوم فرمایید
برای استاد شجریان...

بهار در راه است و بوی خوش گلهای بهاری به مشام میرسد، با نزدیک شدن به آخرین ماه سال خورشیدی گلهای بهاری خود را آماده اجرای موسیقی زیبای طبیعت میکنند تا سرود بهار را به مشتاقان تقدیم نمایند، بوی باران میرسد، بوی سبزه، بوی خاک، خداوند بزرگ خورشید عالم تاب را مامور قرار داده تا سپیدی برف های زمستان را محو نماید تا باری دگر بر بوم نقاشی خود نقشی دگر اندازد از بهارتا خلایق بر قدرت و عظمتش پی برند و بستایند او را ...
سال 90 نیز با تمام پاکی‌ها و پلشتی هایش رو به اتمام است و تارنمای شجریانی‌ها این بار برآن گشته است تا با یاری خداوند متعال و همراهی شما عزیزان جان، ویژه نامه‌ای نوروزی تدوین نماید برای خسرو آواز ایران...
ادامه »
مجوز آلبوم جدید همایون شجریان صادرشد
شایعه‌ی وخامت حال استاد جلیل شهناز تکذیب شد
ارسلان كامكار در گزينش ارشاد رد شد!
برای آشنایی با ذائقه جوانان به کنسرتهای شجریان بروید
همایون شجریان و همنوازان حصار در آمریکا
عکس استاد شجریان و تیم والیبال...
کنسرت همایون شجریان و همنوازان حصار تمدید شد
اجرای جدید همایون شجریان و همنوازان حصار
برگزاری کارگاه آموزشی سازهای ابداعی در پاریس [+ عکس]
آلمان چهارمین میزبان استاد شجریان و گروه شهناز


خبرنامه
 
نام شما:
 
ایمیل:
 
 
   خبرنامه چیست؟

نظرسنجی

در حال حاضر نظرسنجی فعالی موجود نمی‌باشد
[آرشیو نظرسنجی‌های قبلی]

امکانات
 

خروجی RSS

خروجی موبایل

استاد شجریان مقالات اخبار آثار چند رسانه‌ای ویژه‌نامه‌ها شجریانی‌ها
زندگینامه
نمودار زمانی
آثار (فهرست کلی - مطالب)
سخنرانی‌ها
گزیده‌ی سخنرانی‌ها
سازهی ابداعی
آرشیو مقاله
تحلیل
آرشیو نقد
آرشیو خبر
کنسرت‌ها
عکس خبری
 
آثار موسیقیی
آثار استاد شجریان
گالری عکس
نواخانه
گزارش‌های تصویری
عکس خبری
نغمه‌ی هفته
دانلود (ویدئو - موسیقی)
۱. زادروز استاد شجریان
۲. کنسرت‌های پاییز
۳. پرونده‌ی مجید درخشانی
۴. پرونده‌ی گروه دستان
اهداف
سرویس خبری
اطلاعیه‌ها
تماس

این وب‌سایت توسط جمعی از دوست‌داران استاد محمدرضا شجریان در بهار ۱۳۸۷ تهیه‌ شده است و هیچ‌گونه وابستگی به ایشان ندارد
پخش زنده‌ی
دعای ربـــــنا
|
دریافت
فــایــل
|